بیرجند - ایرنا - عبور از تلاطمهای اجتماعی و بحرانها، بیش از آنکه نسخههای پیچیده نیاز داشته باشد، در گرو تقویت شبکههای حمایتی و گشودن «گوش شنوا» به سوی روایتهای مردمی است؛ رویکردی که در هفته سلامت روان امسال، به عنوان مؤثرترین راهبرد برای مهار التهابهای روانی، تقویت تابآوری و بازگرداندن ثبات به پیکره اجتماع مطرح میشود.
به گزارش ایرنا بحرانها، همچون طوفانی در پهنه اجتماع، ساختارهای معمول زندگی را به چالش میکشند و «تابآوری» در این میان، یک سرمایه جمعی است که به جامعه قدرت ایستادگی و بازگشت به تعادل را میبخشد.
در شرایطی که نگرانیها و ابهامهای ناشی از وضعیتهای خاص، فشارهای روانی را بر آحاد جامعه دوچندان میکند، حفظ سلامت روان به معنای نادیده گرفتن دردها نیست، بلکه به معنای تجهیز به ابزارهایی است که ما را قادر میسازد در عین مواجهه با واقعیتهای تلخ، کارکردهای انسانی خود را حفظ کرده و مسیر عبور از بحران را با اتکا به یکدیگر هموار کنیم.
تابآوری، هنر «سازگاری فعال» است؛ مهارتی که به فرد و جامعه اجازه میدهد تا در سختترین شرایط، به جای فروپاشی، فرصتی برای بازیابی توان خود بیابند. در این میان، آنچه مرز میان انفعال و کنشگری مثبت در بحران را تعیین میکند، توجه به مؤلفههای سلامت روان است؛ مؤلفههایی که از گفتوگوی ساده میان اعضای خانواده آغاز شده و به حمایتهای تخصصی در سطح جامعه ختم میشود.
تجربه زیسته نشان داده است که جوامع تابآور، آنهایی هستند که «شنیدن» را به عنوان راهبردی بنیادین به رسمیت میشناسند، وقتی روایتهای جامعه شنیده میشود، بارِ روانی فشارهای بیرونی تخلیه شده و بستر اعتماد متقابل فراهم میشود. در واقع، سلامت روان در شرایط بحرانی، یک ضرورت اجتماعی است که با مدیریت هوشمندانه اخبار، خودمراقبتی آگاهانه و تقویت پیوندهای حمایتگر، جامعه را از پرتگاه اضطرابهای مزمن دور کرده و به سمت پایداری هدایت میکند.
هفته سلامت روان (۱۸ تا ۲۴ مهرماه ۱۴۰۵) با شعار محوری «شنیدن روایتهای جامعه؛ گامی برای عبور از بحران» فرصتی را فراهم آورده تا نگاهها بیش از پیش به ابعاد روانی و عاطفی آحاد جامعه، توسعه مهارتهای فردی و تقویت شبکههای حمایتی معطوف شود؛ مقولهای که در شرایط ناپایدار و پرتنش، ضامن حفظ انسجام و سلامت عمومی است.
در ادامه، گفتوگو خبرنگار ایرنا با فاطمه امینی نسب کارشناس مسئول واحد سلامت روان مرکز بهداشت شهرستان بیرجند، را دنبال کنید تا به بررسی دقیقتر سازوکارهای عملیاتی این تابآوری و نقش حیاتی «شنیدن فعال» در مسیر گذار از بحران برسیم.
کارشناس مسئول واحد سلامت روان مرکز بهداشت شهرستان بیرجند با تأکید بر اینکه سلامت روان مقولهای بسیار فراتر از نداشتن بیماری یا اختلال روانی است، گفت: سلامت روان در حقیقت بیانگر توانمندی درونی و کارکردی انسان برای مدیریت هیجانها، سازگاری سازنده با ناملایمات، برقراری پیوندهای سالم با دیگران و استمرار عملکردهای روزمره در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی است.
فاطمه امینینسب، با اشاره به اینکه بحرانها به طور طبیعی حامل اضطراب، نگرانی، ترس و واکنشهای گوناگون روانی برای آحاد جامعه هستند، افزود: در چنین بزنگاههایی، مواجهه با افراد نیازمند رویکردی انسانی و عمیق است لذا شنیدن فعال و همدلانه روایتهای مردم این پیام را مخابره میکند که دغدغههایشان دیده شده، درک میشوند و در گیرودار ناملایمات تنها رها نشدهاند.
وی در تبیین اصول «شنیدن فعال» تصریح کرد: شنیدن فعال یعنی بذل توجه کامل به گوینده، پرهیز جدی از قضاوت، قطع نکردن کلام او و تلاش برای لمس احساسات و نیازهای واقعی فرد؛ چراکه در بیشتر مواقع، انسانها در میانه فشار روانی پیش از آنکه محتاج راهکارهای دستوری یا فوری باشند، به فرصت و پناهگاهی امن برای بازگویی نگرانیهای فروخورده خود احتیاج دارند؛ از این رو، عبور پایدار از هر بحرانی علاووه بر تدابیر اجرایی و سازمانی، به همدلی، گفتوگوی اجتماعی و گشودن گوش شنوا نیازمند است.
اصول و ابعاد خودمراقبتی روانشناختی در روزهای سخت
مسئول واحد سلامت روان مرکز بهداشت بیرجند خودمراقبتی روانشناختی را مجموعهای از رفتارهای آگاهانه، ارادی و هدفمند برای صیانت از سلامت روان و برقراری مناسبات سالم تعریف کرد و گفت: در کشاکش حوادث و تلاطمها، نخستین گام اساسی بازتنظیم هوشمندانه سبک زندگی و برنامههای جاری روزمره متناسب با اقتضائات جدید است تا نظم، ثبات و پیشبینیپذیری دوباره به زندگی تزریق شود.
وی اصلاح الگوی خواب و استراحت، تغذیه اصولی و متوازن، فعالیت بدنی متناسب، اختصاص زمان برای بازیابی انرژی، بهرهگیری از تکنیکهای آرامسازی و تنفس عمیق، استمرار تعامل با افراد مورد اعتماد و دوری از انزوای طولانیمدت را مهمترین اجزای خودمراقبتی دانست.
امینینسب با یادآوری اینکه تجربه هیجانهایی چون غم یا نگرانی در شرایط دشوار، واکنشی طبیعی به رویدادهایی غیرطبیعی است، یادآور شد: این دست تجارب روانی به خودی خود بیماری به شمار نمیروند، بلکه مؤلفههایی چون شدت، ماندگاری و اثرگذاری منفی آنها بر زندگی عادی معیار ارزیابی سلامت هستند لذا خودمراقبتی به معنای چشمپوشی بر حقایق یا تقلا برای حل یکتنه مشکلات نیست، بلکه هنر شناخت نیازهای شخصی، استفاده بهموقع از شبکه حمایتی و در صورت لزوم، رجوع به متخصصان سلامت روان است.
راهبردهای ایمنسازی روان در برابر رگبار اخبار و شایعات
این کارشناس سلامت روان مواجهه مداوم با سیل اخبار نگرانکننده بهویژه از بسترهای غیررسمی را عاملی برای تشدید هراس، ناامنی، بیقراری و حس استیصال خواند و اظهار کرد: تکرار تصاویر گزنده و روایتهای اضطرابآور، ظرفیت روانی جامعه را فرسوده میکند؛ راهکار علمی برای مهار این فشار، گزینش منابع خبری موثق، تعیین بازه زمانی مشخص و محدود برای پیگیری تحولات و پرهیز جدی از سرکشی وسواسگونه به شبکههای مجازی است.
وی همچنین بر پرهیز از بازنشر دادههای تأییدنشده و تصاویر آزاردهنده تأکید کرد و در خصوص مراقبت از سلامت روانی کودکان افزود: والدین باید اخبار و واقعیتها را متناسب با ظرفیت ادراکی فرزندان و با زبانی آرام و بدون اغراق بیان کنند و مانع از قرار گرفتن مستقیم آنان در معرض محتوای دلهرهآور شوند زیرا هدف نهایی این است که میان آگاهی از رخدادها و محافظت در برابر هیجانات مخرب، تعادلی عقلانی برقرار شود.
خانواده؛ کانون بازتولید امنیت روانی و همدلی
امینینسب خانواده را نخستین و استوارترین سنگر حمایتی هر انسان دانست و یادآور شد: فضای ارتباطی حاکم بر خانه نقش مستقیمی در توانایی اعضا برای مهار تکانههای بحران دارد لذا گفتوگوی محترمانه، گشودن فضایی برای شنیدن دغدغههای یکدیگر، حذف سرزنش، پرهیز از مقایسه، تسهیم منطقی وظایف و استمرار نسبی روزمرگیها، حس آرامش و امنیت را تقویت میکند.
وی بیان کرد: در مواجهه با اعضای مضطرب خانواده، عباراتی نظیر «نگران نباش» یا «این موضوع اهمیتی ندارد» بار هیجانی فرد را تخفیف نمیدهد؛ بلکه جملات همدلانه مانند «درک میکنم که چقدر این موقعیت دشوار است» یا «اگر تمایل داری درباره نگرانیهایت صحبت کن» احساس درکشدگی را به همراه میآورد؛ همچنین باید توجه داشت که ساختار روانی افراد در مواجهه با حادثهای مشابه یکسان نیست و احترام به این تفاوتهای فردی مانع از تنشهای ثانویه در محیط خانه میشود.
ضرورت توجه ویژه به گروههای آسیبپذیر جامعه
کارشناس مسئول سلامت روان مرکز بهداشت بیرجند با تبیین ضرورت چتر حمایتی فراگیر برای اقشار خاص تصریح کرد: بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی، کودکان و نوجوانان، مادران باردار و سالمندان از جمله گروههایی هستند که به واسطه اقتضائات زیستی و عاطفی، در معرض آسیب بیشتری قرار دارند.
وی افزود: در خصوص بیماران اعصاب و روان، پایبندی به برنامه درمانی، مصرف دقیق داروها بر پایه تجویز پزشک و تداوم ارتباط با کادر درمان اولویتی حیاتی است و هرگونه تغییر یا قطع خودسرانه درمان مخاطرهآفرین خواهد بود؛ از سوی دیگر، کودکان به حضور اطمینانبخش بزرگسالان نیازمندند، مادران باردار باید از پشتیبانی عاطفی مستمر برخوردار باشند و در قبال سالمندان نیز باید با مراقبتهای عاطفی و حفظ تعامل روزانه، خطر انزوا و تنهایی مهار شود پس مشاهده هرگونه تغییر محسوس در خلق، خواب، رفتار یا عملکردهای معمول این گروهها، هشداری برای حمایت سریع و بدون برچسبزنی است.
شاخصهای خطر؛ چه زمانی رجوع به متخصص الزامی است؟
امینینسب درباره نشانههای عبور استرس از مرزهای قابل تحمل و لزوم پیگیری تخصصی گفت: زمانی که واکنشهای روانی شدید، ادامهدار و مختلکننده شوند، مداخله حرفهای الزامی است زیرا این وضعیت زمانی رخ میدهد که ترسها و فشارها کارکردهای بنیادین نظیر خواب، اشتها، تمرکز، شغل یا ارتباطات خانوادگی فرد را دچار اختلال جدی کرده باشند.
وی ادامه داد: افرادی که پیشینه اختلالاتی همچون اضطراب، افسردگی یا استرس پس از سانحه (PTSD) دارند، در شرایط بحرانی واکنشهای شدیدتری از خود بروز میدهند و به ارزیابیهای دقیقتری نیازمندند؛ همچنین در وضعیتهایی که بحرانها ماهیتی مزمن و طولانیمدت به خود میگیرند، فرسودگی تدریجی روانی نیازمند پیگیری مستمر و مداخلات اختصاصی است.
این کارشناس بهداشت با هشدار پیرامون بروز افت محسوس عملکرد، ناامیدی مفرط یا افکار آسیبرسان به خود تصریح کرد: در چنین موقعیتهایی نباید حتی لحظهای دریافت خدمات تخصصی را به تأخیر انداخت و مراجعه به مراکز سلامت یا اورژانس ضرورت دارد لذا باید این آگاهی در جامعه نهادینه شود که مراجعه به روانپزشک یا روانشناس، نه نشانه ضعف، بلکه اقدامی پیشگیرانه، آگاهانه و مسئولانه است.
کمکهای اولیه روانشناختی و رسالت اجتماعی همگانی
امینینسب رویکرد «کمکهای اولیه روانشناختی» را مداخلاتی زودهنگام و انسانمحور برای افراد درگیر در بحران توصیف کرد و گفت: ارزیابی نیازهای فوری، گوش سپردن احترامآمیز و بدون پیشداوری، انتقال اطلاعات شفاف و هدایت فرد به مراجع تخصصی، اسکلت اصلی این کمکها را تشکیل میدهد لذا در این مسیر، هرگز نباید افراد را به بازگویی اجباری رخدادهای تلخ وادار ساخت، چرا که حمایت باید بر اساس تمایل و آمادگی روانی فرد سامان یابد زیرا این مداخلات زودهنگام میتواند سد محکمی در برابر مزمن شدن مشکلات روانی در درازمدت باشد.
کارشناس مسئول واحد سلامت روان مرکز بهداشت شهرستان بیرجند با تأکید بر اینکه سلامت روان مسئولیتی توأمان فردی و اجتماعی است، یادآور شد: برای التیام دردها و کاهش بار تنشها لازم نیست همه پاسخها را در دست داشته باشیم؛ گاه شنیدن صبورانه و گشودن گوش شنوا در برابر نجواها و دردهای همنوعان، گامی تعیینکننده در کاهش رنجها، گسترش فرهنگ خودمراقبتی و بیمه کردن جامعه در کوران بحرانها خواهد بود.
