احساس دیده نشدن در رابطه میتواند به دلخوری و فاصله عاطفی منجر شود؛ کارشناسان راههای بهبود این وضعیت را توضیح میدهند.
ممکن است سالها با کسی زندگی کنید و در عین حال احساس کنید او واقعاً شما را نمیبیند یا درکتان نمیکند. این احساس معمولاً از اتفاقی بزرگ شروع نمیشود؛ گاهی فقط در لحظهای شکل میگیرد که درباره روزتان، کاری که به آن افتخار میکنید یا نگرانی که ذهنتان را مشغول کرده صحبت میکنید و طرف مقابل بدون اینکه چشم از تلفن همراهش بردارد، فقط میگوید: «خوبه.»
چنین لحظههایی ممکن است در ابتدا بیاهمیت به نظر برسند، اما اگر مرتب تکرار شوند، بهتدریج احساس نادیده گرفته شدن را ایجاد میکنند. فرد ممکن است بعد از مدتی از خود بپرسد چرا باید همچنان برای ارتباط تلاش کند، وقتی احساس میکند برای کسی که قرار است نزدیکترین فرد زندگیاش باشد، نامرئی شده است.
کیت منسفیلد، مربی روابط عاطفی، میگوید:
احساس دیده نشدن یکی از آرامترین اما دردناکترین شکلهای قطع ارتباط است. مسئله فقط این نیست که فرد تعریف یا توجه بیشتری میخواهد؛ بلکه احساس میکند دنیای درونی، نیازها، تلاشها و تجربههایش برای نزدیکترین فرد زندگیاش اهمیتی ندارد. وقتی این اتفاق بارها تکرار شود، فرد ممکن است حتی در حالی که با شریکش زیر یک سقف زندگی میکند، در رابطه احساس تنهایی کند.
این وضعیت علاوه بر رابطه، میتواند بر عزتنفس فرد نیز اثر بگذارد. با این حال، کارشناسان میگویند احساس نادیده گرفته شدن لزوماً به معنای پایان رابطه نیست و میتوان برای بازسازی ارتباط تلاش کرد.
وقتی نیازها گفته نمیشوند
یکی از ویژگیهای روابط طولانیمدت، احساس راحتی و آشنایی میان دو نفر است؛ اما همین راحتی گاهی میتواند به عادت و بیتوجهی منجر شود و خواستهها، نیازها و انتظارات طرفین به مرور نادیده گرفته شوند.
منسفیلد میگوید:
احساس دیده شدن برای سلامت عاطفی ما اساسی است.
پل سی. برانسون، کارشناس روابط و نویسنده کتاب عشق را حفظ کن (Keep Love)، نیز میگوید دیده شدن، احساس حضور و اهمیت داشتن فرد در رابطه را تأیید میکند و باعث تقویت حس تعلق و صمیمیت عاطفی میشود.
او توضیح میدهد:
وقتی احساس دیده شدن ندارید، این وضعیت میتواند اعتمادبهنفس و احساس ارزشمندی شما را تضعیف کند و در نهایت به دلخوری، خشم یا فاصله گرفتن عاطفی منجر شود.
به گفته منسفیلد، نادیده گرفته شدن یا بدیهی فرض شدن میتواند واکنشی عمیقتر نیز ایجاد کند، زیرا انسانها از نظر تکاملی برای احساس امنیت به تعلق داشتن به دیگران وابسته بودهاند. به همین دلیل، بیاعتنایی شریک زندگی ممکن است نگرانیهایی درباره ارزش فرد، جایگاه او در رابطه و امنیت عاطفیاش ایجاد کند.
روتینهای روزمره یکی از دلایلی هستند که میتوانند این احساس را تشدید کنند. وقتی زندگی به مجموعهای از کارهای تکراری تبدیل میشود، توجه به جزئیات کوچک رابطه آسانتر از دست میرود.
تفاوت در شیوه ابراز محبت نیز میتواند نقش داشته باشد. برانسون توضیح میدهد:
ممکن است یکی از طرفین محبت خود را با انجام کارهای عملی نشان دهد، در حالی که دیگری به بیان عاطفی یا تأیید کلامی نیاز داشته باشد. اگر این تفاوتها شناخته و درباره آنها صحبت نشود، میتواند به احساس بیتوجهی و فاصله عاطفی منجر شود.
این مشکل فقط مخصوص روابط طولانیمدت نیست. اگر توجه و تلاش دوطرفه از همان ابتدای یک رابطه وجود نداشته باشد، ممکن است نشاندهنده تفاوتهای عمیقتر میان دو نفر باشد و این پرسش را مطرح کند که آیا میتوان پایه محکمی برای رابطه ساخت یا نه.
بهجای حدس زدن، درباره احساستان صحبت کنید
احساس دیده نشدن میتواند فرد را به این نتیجه برساند که شریک زندگیاش او را درک نمیکند و شاید رابطه دیگر قابل اصلاح نباشد. اما کارشناسان تأکید میکنند که در بسیاری از موارد، نخستین قدم این است که این احساس بهروشنی بیان شود.
کیت مویل، درمانگر روانیجنسی و متخصص روابط، میگوید:
نمیتوانیم انتظار داشته باشیم شریکمان بداند در ذهن ما چه میگذرد یا فرض کنیم از احساس ما خبر دارد؛ حتی اگر فکر کنیم آن را کاملاً واضح نشان دادهایم.
او میگوید برای چنین مشکلی معمولاً راهحل فوری وجود ندارد، بهخصوص اگر نادیده گرفته شدن به یک الگوی تکراری تبدیل شده باشد، اما گفتوگو برای حل آن ضروری است.
زمان و نحوه مطرح کردن موضوع اهمیت دارد
صحبت درباره این موضوع در میانه یک دعوا معمولاً نتیجه خوبی ندارد. مویل توصیه میکند دو نفر زمانی درباره احساس نادیده گرفته شدن صحبت کنند که آرام هستند.
او میگوید:
در شرایط استرس و ارتباط ضعیف، الگوهای رفتاری میتوانند شدیدتر شوند. بنابراین بهتر است وقتی آرام هستید، آنچه در حال رخ دادن است با سادهترین و روشنترین کلمات توضیح داده شود.
از طرفی، نوع زبان و لحن نیز اهمیت دارد، زیرا احساس سرزنش شدن میتواند طرف مقابل را وادار به دفاع یا قطع گفتوگو کند.
مویل توصیه میکند بهجای جملاتی که با «تو» شروع میشوند و رفتار طرف مقابل را متهم میکنند، درباره احساس خودتان صحبت کنید.
برای مثال، جمله «وقتی آخر هفته برای من وقت نمیگذاری، احساس تنهایی میکنم» ممکن است بسیار متفاوت از جمله «تو هیچوقت برای من وقت نمیگذاری و همیشه باشگاه را به من ترجیح میدهی» شنیده شود.
همچنین بهتر است طرفین مطمئن شوند منظور یکدیگر را درست فهمیدهاند. جملههایی مانند «چیزی که از حرفت فهمیدم این بود که…» یا «منظورت این بود که… درست متوجه شدم؟» میتوانند از سوءتفاهم جلوگیری کنند.
گوش دادن فعال نیز بخش مهمی از این گفتوگو است. بهجای اینکه هر فرد فقط منتظر نوبت خود برای حرف زدن باشد، باید واقعاً به صحبتهای طرف مقابل توجه کند؛ زیرا ممکن است او هم احساس کند نادیده گرفته شده است.
حفظ رابطه به تلاش هر دو نفر نیاز دارد
کارشناسان تأکید میکنند که ارتباط عاطفی فقط با حل اختلافهای بزرگ حفظ نمیشود، بلکه رفتارهای کوچک و روزمره نیز اهمیت دارند.
برانسون توصیه میکند زوجها برای قرارهای دونفره وقت مشخصی کنار بگذارند، مرتب از یکدیگر قدردانی کنند و درباره زندگی، افکار و علایق طرف مقابل کنجکاو بمانند.
تلاشهای شریکتان را ببینید و از آنها قدردانی کنید. در کنار کارهایی که برای رابطه انجام میدهید، علایق و احساس ارزشمندی خودتان را نیز حفظ کنید. فردی که حال خوبی دارد، میتواند به شکلگیری رابطهای سالمتر کمک کند.
مویل نیز میگوید هر دو طرف باید در حفظ و تطبیق رابطه با تغییرات زندگی نقش داشته باشند، زیرا مراحل مختلف زندگی میتوانند چالشهای تازهای ایجاد کنند.
او توصیه میکند هر فرد مسئولیت رفتارهای خودش را بپذیرد، پس از بروز اختلاف برای ترمیم رابطه تلاش کند و به یاد داشته باشد که حتی مقدار کمی توجه کامل و آگاهانه به طرف مقابل میتواند تغییر محسوسی ایجاد کند.
اگر گفتوگوها مرتب به بنبست میرسند، مراجعه به درمانگر بهصورت فردی یا دونفره میتواند گزینه دیگری باشد.
روابط زمانی ممکن است متوقف شوند که هر دو نفر منتظر باشند دیگری اول تغییر کند. درمان میتواند فضایی بیطرف فراهم کند تا سرعت گفتوگو کمتر شود، زوج الگوی رفتاریای را که در آن گرفتار شدهاند بهتر بشناسند و درباره موضوعاتی صحبت کنند که مدیریت آنها بهتنهایی بیش از حد دشوار یا پرتنش است.
به گفته او، هدف چنین فرایندی یاد گرفتن مهارتهایی مانند گوش دادن، ترمیم آسیبهای رابطه و ایجاد تغییرات عملی است.
