فیلم مچباکس با بازی جان سینا یک کمدی اکشن است. فیلمی که سعی دارد شبیه آثار جاسوسی کلاسیک عمل نکند. با این نقد همراه زومجی باشید.
اکشنها را بخاطر فرمول همیشگیشان دوست دارند. مخاطب دوست دارد به سینما برود و همان جان سینای همیشگی را سفارش دهد. اصلا اکشنهای تجاری فلسفه ساختشان همین است که مخاطب پول بدهد و یک اثر تکراری را تماشا کند. درواقع این فیلمها موفقیت خود را مدیون تکراری بودنشان هستند. اگر تکراری در کار نباشد، مخاطب هم دلش نمیخواهد آن را تماشا کند! فیلم مچباکس هم یکی تاحدی یکی از همین تکراریهاست، نمیشود نادیدهاش گرفت، چراکه برای مخاطب همان همیشگی است و سر کیفاش میآورد. مخصوصا اینکه جان سینا نیز درش حضور دارد. جان سینا این روزها در بیشتر فیلمهای اکشن پیدایش شده است، البته تهیهکنندگان حق هم دارند، او میتواند مخاطب را به سینماها بکشاند.

در ادامه داستان فیلم لو میرود
داستان از دوران نوجوانی شان آغاز میشود، زمانی که او یک گروه دوستانهی کوچکی دارد و ازقضا نیز میخواهد به ایمی یک ماشین کلاسیک مینیاتوری هدیه کند. گروه آنها به باند مچباکس معروف است و علاقهی مشترکشان به ماشینهای مینیاتوری همهشان را در تعمیرگاه عموی ایمی دور هم جمع کرده است. بعد از این افتتاحیه، فیلم به ۲۸ سال بعد میرود زمانی که شان تبدیل به یک مامور مخفی شده است و دوستانش را یواشکی در شبکههای اجتماعی دنبال میکند. او بواسطهی مرگ عموی ایمی که خیلی نیز دوستش دارد، به شهر دوران کودکیاش اوهایو بازمیگردد که این اتفاق زمینهساز ماجرای اصلی فیلم میشود. داستان شان از این قرار است که او قرار بوده یک کلاهک هستهای را تحویل ماموران مافوق خود دهد، اما یک دسیسه باعث میشود که او را متهم به دزدیدن این سلاح خطرناک کنند. حالا ماموران سیا شان و دوستانش را دزدیدهاند و او باید بمب را پیدا کند و همه را نجات دهد.

یکی از ویژگیهای سینمای اکشن کمدی این است که خنده از دل بحران بیرون میآید
فیلم یک اثر فرمولوار تمام عیار است. عدهای آدم عادی درگیر یک موقعیت خطرناک میشوند. همین بهخودیخود زمینهسازی یک کمدی را فراهم میکند. دوستان شان که تا پیش از این زندگی عادی خودشان را داشتند و در اوهایو روزگار میگذرانند حالا باید به الجزایر، رومانی و روسیه بروند و با جاسوسان خطرناک ملاقات کنند؛ و درنهایت هم قهرمان یک ماموریت تمام عیاری شوند که زبدهترینها درش کشته شدند. مچباکس دوست دارد که در میان تعقیبوگریزها و شرایط خطرناک نظامی مخاطب را با این گروه چند نفره بخنداند. همهی آنها در زندگیشان متخصص هستند، اما نه آنگونه که بتوانند از پس یک ماموریت خطرناک برآیند و دوجین آدم را بکشند.
یکی از ویژگیهای سینمای اکشن کمدی این است که خنده از دل بحران بیرون میآید. در این نوع از فیلمها ما به شوخیهای مستقیم نیازی نداریم اما همینکه یک شخصیت در بدترین موقعیت ممکن قرار میگیرد و برخلاف انتظار مخاطب عمل میکند،ف خودش زمینهساز یک کمدی میشود. در چنین وضعیتی که میان واقعیت و آنچه که رخ داده فاصله میافتد، مخاطب میخندد. شبیه چیزی که در مچباکس اتفاق افتاد. ما انتظار نداریم که یک معلم شیمی دست به اسلحه شود و در اتوبان تیراندازی کند و یا یک خلبان هلیکوپتر رادیویی با ماموران سیا درگیر شود و از پا درشان بیاورد. اما نکتهی جالبی که این رویکرد را در فیلم تقویت میکند، پیوند دادن یک ماجرای جاسوسی با دنیای ماشینهای مچباکس و خاطرات کودکی است. این هم از آن تضادهایی است که هویتی کمدیوار همراه خود دارد. مخاطب میداند که قرار نیست هرکسی که در کودکی با ماشینهای مینیاتوری بازی کرده حالا وارد ماموریتهای جاسوسی شود و با هلیکوپتر، ماموران زبده و خشن را از پای درآورد. این همان طنزی است که از فاصلهی میان واقعیت و آنچه که رخ داده بدست میآید. درواقع در دنیای انتظارات مخاطب هیچگاه نباید چنین اتفاقی رخ دهد اما چون مچباکس یک کمدی اکشن است، باید دوستان قدیمی به شیوهی گذشتهها دور هم جمع شوند و با اسباببازیهای واقعی به ماموریتی واقعی بروند.

نکتهی جالبی که در این فیلم وجود دارد این است که جان سینا همانند یک قهرمان فیلمهای اکشن کلاسیک نیست. در اکشنهای کلاسیک قهرمان داستان در نقطه گرانش جذابیت روایت قرار دارد اما در این فیلم، فیلمساز دوستان دوران کودکی شان را وارد این بازی میکند و قهرمان اکشن دیگر تنها شخصیت قدرتمند درام نیست. فرمول آشنای فیلمهای جان سینا این است که او با قدرت بدنی فوقالعادهاش، کاریزما و طنز ظریفی که همراه خود دارد، میتواند از پس بدترین خطرات برآید و گروهی را شکست دهد. حالا مچباکس این الگو را حفظ میکند، ولی بهجای آنکه تمام بار دراماتیک فیلم بر دوش قهرمان باشد، گروهی از شخصیتها را وارد ساختار اکشن میکند. درواقع میتوان اینگونه نتیجه گرفت که جان سینا حالا عضو گروهی است که باید با آنها همکاری کند تا کشته نشود. جان سینا دیگر در اینجا یک ماشین شکستناپذیر اکشن نیست که خودش به تنهایی از پس همه چیز برآید بلکه به کمک دوستانی نیاز دارد که میتوانند شبیه خودش دست به کارهای نظامی بزنند.

نکتهی جالبی که در این فیلم وجود دارد این است که جان سینا همانند یک قهرمان فیلمهای اکشن کلاسیک نیست
در سینمای اکشن کلاسیک، قهرمان روایت، یک قهرمان بدون گذشته است که مچباکس از این سنت فاصله میگیرد. فیلم اجازه میدهد که قهرمانش گذشتهی خودش را داشته باشد و به خاطراتش برگردد. هرچند که فیلم همان زبان آشنای فیلمهای اکشن و خطرات بزرگ را دارد اما از زبان دومی هم استفاده میکنند. قهرمانان اکشن به گذشتهی خود برنمیگردند چه برسد به اینکه با زنی از آن گذشته زندگی کنند. قهرمانهای کلاسیک جاسوسی معمولا تنها هستند و به تنهایی در یک ماشین به سمت غروب رانندگی میکنند، اما شان بههمراه ایمی به سمت غروب میرود آنهم با شورولت کامارو آبی مدل ۱۹۶۹ که رمزی شده بود بین این دو نفر! البته باید این را هم در نظر گرفت که این ساختارشکنی در حدی نیست که بتوان این اظهارنظر را کرد که فیلم، دست به قاعدهشکنی زده است.
مچباکس فارغ از تکراری بودنش، صحنههای اکشن و تعقیبوگریز واقعا خوبی میسازد. سم هارگریو کارگردان این فیلم همیشه استعداد خوبی در طراحی و کارگردانی صحنههای اکشن از خود نشان داده است. جذابیت تعقیبوگریزهای این فیلم در برخورد واقعی خودروها و منطق جهان اغراقآمیز دنیای ماشینهای مینیاتوری است. تعقیبوگریزهای مچباکس از ترکیب دو حس متفاوت آدرنالین میسازند. از یک طرف، خودروها وزن واقعی دارند و حرکتشان تابع قوانین فیزیک است از طرف دیگر، فیلم از منطق اغراقشدهی اسباببازیها پیروی میکند. کامیونها، هلیکوپر و موتورها آنقدر واقعی بهنظر میرسند که وزن، سرعت و خطرش را باور کنیم، اما حرکتشان آنقدر اغراقآمیز است که تعقیبوگریز از یک اتفاق واقعگرایانه فراتر میرود و حالوهوایی سرگرمکننده پیدا میکند. اکشن در اینجا زبان پیشبرد درام است. این اتفاقات در فیلم صرفا برای پیشبرد روایت اتفاق نمیافتند بلکه در مسیر قدرت شخصیتها هستند. بههمین دلیل یکی از جذابیتهای اصلی این فیلم تماشای همین صحنههای زدوخورد است که به جذابترین شیوهی ممکن طراحی شده است. و درنهایت اینکه فیلم مچباکس یک اثر حالخوبکن است، پایانش ملودرام است، همه به مراد دلشان میرسند و کسی این وسط ناراحت نمیشود. از طرفی این را هم باید به یاد داشته باشید که مچباکس یک فیلم آخر هفتهای است که اگر حالتان خوب نیست میتوانید تماشایش کنید و برای مدتی از این جهان رها شوید.
