لغو ناگهانی «عکس خانوادگی» نشست وزرای خارجه جی۲۰ در آتلانتا توسط مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا صرفاً یک تصمیم تشریفاتی نبود؛ یک اعتراف سیاسی بود. براساس گزارش گاردین، حدود یک‌سوم کشورهای حاضر – از جمله بریتانیا، استرالیا و کشورهای اتحادیه اروپا – حاضر نشدند در کنار سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه ظاهر شوند. وزیر خارجه آلمان صریحاً گفت: در هیچ حالتی عکس خانوادگی با شرکای اروپایی و آقای لاوروف وجود نخواهد داشت، چون با روسیه هیچ وضعیت عادی وجود ندارد.

تنشی فراتر از دیپلماسی

این حادثه را نباید یک تنش دیپلماتیک گذرا دید. این رویداد نشان‌دهنده یک شکست ساختاری در طرحی است که دولت ترامپ آن را پیش می‌برد: عادی‌سازی تدریجی جایگاه روسیه در نظم غربی. تحلیلی که در ادامه ارائه می‌شود، بر این فرض استوار است که این طرح نه تنها با مقاومت اروپا، بلکه با موانع داخلی آمریکا و منطق تاریخی نظام سیاسی روسیه روبه‌رو است و در نهایت به نتیجه نخواهد رسید. روسیه در بهترین حالت برای ترامپ، «گوسفند سیاه» نظم غربی است؛ عضوی که نمی‌توان آن را پذیرفت و نمی‌توان کاملاً نادیده گرفت.

دو مشکل متفاوت، دو منطق متفاوت

نخستین دلیل شکست این پروژه، تمایز بنیادین در ماهیت اختلاف اروپا و آمریکا با روسیه است. اروپا با روسیه مشکل امنیتی و گفتمانی دارد. برای کشورهای اروپایی، به‌ویژه اعضای شرقی ناتو و اتحادیه اروپا، روسیه یک تهدید امنیتی مستقیم و موجود است، نه یک رقیب راهبردی دور. جنگ اوکراین این تهدید را از حوزه نظری به حوزه عملی آورده است. فراتر از آن، اروپا نگران نفوذ روسیه بر طیف‌های راست‌گرای افراطی و پوپولیست درون خود است؛ نفوذی که می‌تواند انسجام گفتمانی و سیاسی اتحادیه را تضعیف کند. از این منظر، «عادی‌سازی» با روسیه برای اروپا نه یک امتیاز دیپلماتیک، بلکه یک خطر وجودی است.
آمریکا اما منطق متفاوتی دارد. واشنگتن از دیدگاه ترامپ و بخشی از جمهوری‌خواهان، روسیه را نه به‌عنوان تهدید مستقیم علیه خاک خود، بلکه به‌عنوان ابزاری در رقابت بزرگ‌تر با چین می‌بیند. منطق مورد ادعا این است: نزدیکی به روسیه می‌تواند بلوک شرق را تضعیف کند، مسکو را از پکن جدا کرده و ظرفیت مهار چین را افزایش دهد. در این چارچوب، اوکراین و اروپا نه اهداف، بلکه هزینه‌های قابل مذاکره تلقی می‌شوند.
این عدم تقارن در منافع، مهم‌ترین مانع ساختاری است. آمریکا می‌خواهد روسیه را به نظم غربی «بازگرداند» تا از آن بهره ببرد؛ اروپا اما معتقد است بازگرداندن روسیه به معنای به رسمیت شناختن تجاوز و تضعیف امنیت خود است. تا زمانی که این شکاف در تعریف «منفعت» وجود دارد، هیچ عکس خانوادگی‌ای نمی‌تواند این اختلاف را پنهان کند.

ترامپ نماینده همه جمهوری‌خواهان نیست

دومین ضعف، ماهیت شکننده و شخصی‌محور این سیاست است. رفتار ترامپ در قبال روسیه را نمی‌توان به‌عنوان موضع کل حزب جمهوری‌خواه یا حتی کل دولت آمریکا تفسیر کرد. در داخل آمریکا، دموکرات‌ها – و بخش قابل توجهی از جمهوری‌خواهان سنتی و محافظه‌کاران مدافع نظم لیبرال – با این رویکرد مخالف هستند. برای آن‌ها، روسیه همچنان بازیگری تجدیدنظرطلب است که نظم بین‌المللی لیبرال را به چالش کشیده است.
این شکاف داخلی، طرح ترامپ را در برابر تغییرات سیاسی آسیب‌پذیر می‌کند. هرگونه توافق یا عادی‌سازی که ترامپ آغاز کند، در صورت تغییر دولت در واشنگتن، قابل بازگشت است. همین آسیب‌پذیری، به اروپا این امکان را می‌دهد که با اتکا به «سناریو بازگشت دموکرات‌ها» هزینه پذیرش روسیه را بیش از حد بالا بداند.

ناسازگاری تاریخی نظام سیاسی روسیه با نظم غربی

سومین مانع، ریشه در تاریخ و ماهیت نظام سیاسی روسیه دارد. روسیه – چه در قالب امپراتوری تزاری، چه اتحاد جماهیر شوروی و چه فدراسیون کنونی – هرگز به‌طور پایدار و درونی با ساختارهای مبتنی بر دموکراسی لیبرال، حاکمیت قانون و چندجانبه‌گرایی اروپایی هم‌زیستی نکرده است. نظام سیاسی روسیه بر تمرکز قدرت، منطق امنیتی-ژئوپلیتیک و تعریف هویتی متمایز از «غرب» بنا شده است.این ناسازگاری صرفاً ایدئولوژیک نیست؛ ساختاری است. حتی اگر ترامپ بخواهد روسیه را به میز بازگرداند، خود روسیه تمایلی به پذیرش قواعد آن میز ندارد؛ همان‌طور که در آتلانتا، موضع روسیه درباره اوکراین «تسلیم‌ناپذیر» توصیف شد و مسکو حتی با عضویت لهستان در جی۲۰ مخالفت کرد. روسیه می‌خواهد پذیرفته شود، اما بدون پذیرش نظم موجود. این پارادوکس، هسته اصلی «گوسفند سیاه» بودن روسیه است: عضوی که می‌خواهد در جمع باشد، اما قواعد جمع را نمی‌پذیرد.

گوسفند سیاه عضو گله نمی‌شود

حادثه لغو عکس خانوادگی جی۲۰ را باید نقطه عطفی نمادین دید. دولت ترامپ تلاش کرد روسیه را از حاشیه به مرکز نظم غربی بازگرداند، اما با دیوارهای چندلایه روبه‌رو شد: دیوار منافع امنیتی اروپا، دیوار شکاف داخلی آمریکا، دیوار ناسازگاری ساختاری نظام سیاسی روسیه و دیوار محاسبه راهبردی اروپا برای انتظار.
در نهایت، نتیجه نه بازگشت روسیه به نظم غربی است و نه اخراج کامل آن. روسیه به وضعیتی نزدیک شده که می‌توان آن را «گوسفند سیاه» نامید: عضوی که نمی‌توان آن را از میز بیرون کرد، اما نمی‌توان آن را در عکس خانوادگی هم پذیرفت. این وضعیت، نه یک راه‌حل، بلکه یک تعلیق است؛ تعلیقی که تا پایان دولت ترامپ و احتمالاً تا بازگشت دموکرات‌ها ادامه خواهد یافت. تا آن زمان، «عکس خانوادگی» بدون روسیه – یا بدون اروپا – بهترین تصویری است که نظم غربی می‌تواند از خود ارائه دهد: تصویری از یک خانواده که اعضایش هنوز بر سر اینکه چه کسی عضو خانواده است، توافق ندارند.