تهران-ایرنا- تجاوز نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل به خاک ایران که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، با گذشت بیش از هفت ماه و تحمیل هزینههای سرسامآور بر بازار جهانی انرژی، کاخ سفید را در گردابی خودساخته گرفتار کرده است؛ وضعیتی بحرانی که واشنگتن را واداشته تا با دستکاری تاریخ در آتن و پروندهسازیهای امنیتی در پایگاههای بریتانیا، متحدان خشمگین و به حاشیه راندهشده اروپایی را به عنوان شریک جرم وارد کارزاری فرسایشی کند.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه تمامیت ارضی ایران از ۹ اسفند ۱۴۰۴، اکنون با ورود به هشتمین ماه خود، بزرگترین بحران راهبردی تاریخ معاصر ائتلاف ترانسآتلانتیک را رقم زده است. این ماجراجویی نظامی از همان نخستین ساعت با یک خطای محاسباتی ویرانگر در کاخ سفید کلید خورد. واشنگتن با نادیده گرفتن سازوکارهای چندجانبه، بدون مشورت با پایتختهای اروپایی دست به اقدام نظامی زد.
اکنون با انسداد شریانهای حیاتی در تنگه هرمز و جهش بهای سوخت، طراحان این تهاجم دست نیاز به سوی همان متحدانی دراز کردهاند که پیشتر تحقیر شده بودند. پژوهشگران روابط بینالملل این تغییر رفتار ناگهانی را نشانه بیداری دیرهنگام دولت آمریکا در برابر پیامدهای شوم یکجانبهگرایی میدانند.
کاخ سفید در عمل کارزاری چندلایه برای فشار سیاسی بر اروپا فعال کرده است: بازتعریف جنگ در قالب «دفاع از تمدن غرب» و مسئولیت اروپا؛ گرهزدن حمایت امنیتی و حضور نظامی آمریکا به وفاداری متحدان و در نتیجه، قرار دادن اروپا در دوراهی سخت میان همراهی با واشینگتن یا ایستادگی در برابر یکجانبهگرایی ترامپ.
بزک تمدنی جنگ؛ مأموریت روبیو در سایه پارتنون
شاخه دیپلماسی عمومی کاخ سفید برای مشروعیتبخشی به این تهاجم، تلاش کرده تا ماهیت تجاوزکارانه عملیات را در لفافهای از نبرد نور و ظلمت بپوشاند. محور این مانور تبلیغاتی، سخنرانی اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا در تپه آکروپولیس آتن بود.
وزیر خارجه آمریکا کوشید با مصادره تاریخ یونان باستان، هویت تبارشناختی غرب را مستقیماً به نبرد معاصر پیوند بزند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، هفتم اکتبر در تپه پنیکس آتن، جایی که در روایت تاریخی آتنیها درباره جنگ و صلح تصمیم میگرفتند، با پسزمینه آکروپولیس سخنرانی کرد و پیام خود را در یک جمله خلاصه کرد: «تحت ریاست پرزیدنت ترامپ، ایالات متحده انتخابش را کرده است. ما انتخابِ پیگیری بیپرده قدرت ملی را برگزیدهایم.»
روبیو در همین سخنرانی، اروپا را به «خواب طولانی» متهم کرد و گفت واشینگتن باور دارد که «اروپا میتواند از خواب طولانیاش بیدار شود.» او همچنین از تعهد سران ناتو در لاهه برای افزایش هزینههای دفاعی و امنیتی به پنج درصد تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۳۵ ستایش کرد؛ پیامی که عملاً اروپا را به پرداخت هزینه بیشتر در امنیتی میخواند که واشینگتن خود آن را با جنگ ایران گره زده است.r
انتخاب مکان و استعارههای سخنرانی نیز تصادفی نبود. روبیو با یادآوری نبرد آتنیها با خشایارشا، ایران را در جایگاه «وارث پارس» نشاند و با حمله به «ملاهای رادیکال ایران» پیام روشنی به اروپا داد: این جنگ فقط جنگ آمریکا نیست؛ «این جنگ جنگ شما هم هست.» چنین روایتی، هزینه جنگ و پیامدهای آن را از دوش واشینگتن برداشته و آن را به «وظیفه تمدنی» اروپا تبدیل میکند.
این سخنان متکبرانه با هدف تحمیل حس گناه به اروپا و وادار ساختن آنها به مشارکت عملیاتی در تهاجم نظامی علیه ایران بیان شد. دستگاه تبلیغاتی واشنگتن تلاش میکند این تجاوز نظامی را به آزمونی سرنوشتساز برای بقای هویت غرب تبدیل کند. سفر روبیو به یونان، ایسلند و پرتغال نشان داد که این خطابه آتشین در خدمت تأمین پایگاههای لجستیکی برای جنگندههای مهاجم بوده است.
سفر روبیو به یونان، ایسلند و پرتغال نشان داد که خطابهٔ «دفاع از تمدن غرب» در کنار دیپلماسی پایگاهی عمل میکرد: واشینگتن همزمان اروپا را به همراهی تمدنی فرامیخواند و از متحدانی مانند پرتغال قدردانی کرد که اجازه استفاده مشروط از پایگاه لاجس آزور را برای سوختگیری و پشتیبانی از عملیات آمریکا در جنگ ایران صادر کردهاند؛ مجوزی که پس از شکایت حزب بلوک چپ، موضوع بررسی قانونی دادستانی پرتغال نیز قرار گرفت.
پروندهسازی امنیتی؛ سناریوی مشکوک در فرفورد
دومین اهرم فشار کاخ سفید بر متحدان دیرین، امنیتیسازی جغرافیای داخلی اروپا و متهم کردن ایران به طراحی حملات تروریستی است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در روزهای گذشته به صورت علنی ادعاهای کذبی در مورد حمله قریبالوقوع ایران به اروپا مطرح کردهاست.
نمونه اعلای این سناریوسازی در محوطه پایگاه هوایی سلطنتی فرفورد بریتانیا به اجرا درآمد. این پایگاه نظامی در غرب لندن، آشیانه و نقطه پرواز اصلی بمبافکنهای راهبردی بی-۱ ارتش آمریکا برای تهاجم به آسمان ایران بود. در اواخر سپتامبر، رسانههای انگلیسی از بازداشت چند سرنشین مشکوک در مجاورت فنسهای این پایگاه خبر دادند.
در یک هفتهٔ گذشته، ترامپ دو روایت موازی دربارهٔ توان تهدید ایران ساخته است: نخست، با استناد به گزارشهای اطلاعاتی دربارهٔ یک طرح احتمالی حملهٔ پهپادی سپاه به پایگاه هوایی سلطنتی فرفورد در انگلستان، خروج ۱۲ بمبافکن بیوان آمریکا از این پایگاه را به «برخی تهدیدها» نسبت داد و گفت: «بله، فکر میکنم میتوانیم بگوییم [ایران مرتبط بوده]… آنها تصادفی پرواز نکردند» و افزود اگر ایران پهپادهایی را قاچاق کرده باشد، «عقوبت بسیار سختی خواهند دید.»
نیویورکتایمز نیز به نقل از مقامات آمریکایی و بریتانیایی نوشت که واشینگتن بر پایهٔ اطلاعاتی دربارهٔ یک حملهٔ پهپادی احتمالی به فرمان سپاه، بمبافکنها را از فرفورد خارج کرده است؛ هرچند ایران این اتهام را رد کرده و مارکو روبیو نیز گفت ارتباط مستقیمی میان خروج بمبافکنها و این طرح مشکوک وجود ندارد.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا نیز با تکرار این ادعاها، خروج هواپیماها را اقدامی احتیاطی در برابر اقدامات شرورانه تهران خواند. اندی برنهم، نخستوزیر بریتانیا هرچند محتاطانه از وجود نشانههایی سخن گفت، اما پلیس و دستگاههای قضایی آن کشور از تأیید هرگونه انتساب رسمی به دولت ایران خودداری کردند. تهران هرگونه ارتباط با این نمایش تبلیغاتی را قویاً تکذیب کرد و آن را عملیات فریب برای توجیه تجاوزات خواند.
شبکه ایبیسینیوز گزارش داد که هدف پشت پرده این نمایش، نابود ساختن خط قرمز لندن برای پرهیز از مداخله رسمی در درگیری نظامی است. پیام واشنگتن به افکار عمومی جزیره روشن است: وقتی پایگاههای نظامی شما در خدمت پرواز بمبافکنهاست، شما خواهناخواه در جنگ حضور دارید. این منطق ارعاب به لندن تحمیل میشود تا هزینههای سنگین ماجراجویی مشترک پنتاگون و تلآویو را با بودجه شهروندان بریتانیایی شریک شود.
همزمان، ترامپ در تجمعات انتخاباتی ابتدا گفت ایران میتواند «یک شهر را نابود کند» و افزود: «بگذار لسآنجلس یا سندیگو را نابود کنند؛ این بهایی بسیار کوچک است»، سپس روز چهارشنبه در سنآنتونیو این سخنان را با این توضیح تکرار کرد که منظورش تهدید یک ایران هستهای بوده است: «بگذارند در مسیرشان موشکی به سندیگو یا لسآنجلس بزنند… اما ما اجازهٔ وقوع آن را نخواهیم داد؛ ما شهرهایمان را حفاظت میکنیم.»
این در حالی است که ایران نه سلاح هستهای دارد و نه موشکی با برد کافی برای رسیدن به کالیفرنیا. بنابراین، ترامپ تهدید پهپادی محدود به یک پایگاه در بریتانیا را به روایتی گسترده از «تهدید موشکی ایران به اروپا و سپس شهرهای آمریکا» پیوند میزند؛ روایتی که در منابع موجود، بهویژه دربارهٔ توان موشکی ایران برای رسیدن به لسآنجلس و سندیگو، پشتوانهٔ فنی مستقلی ندارد.
او در توضیح عجیب دیگری در مورد صحبتهای خود در مورد هدف قرار دادن سندیهگو و لسآنجلس گفت که این دو شهر در مسیر سادهای برای هدف قرار گرفتن توسط موشکهای ایران قرار دارند، اما ایران احتمالا ابتدا اروپا را هدف قرار دهد. او سپس اضافه کرد که الآن نگرانی در این مورد وجود ندارد.
ادعاهای ترامپ در مورد حملات موشکی ایران به اروپا و آمریکا هر چند در نگاه اول مشابه هذیان به نظر میسند، اما مشخصا با هدف ایجاد رعب و وحشت و تهدیدسازی از ایران برای کشورهای اروپایی بیان شدهاست.
بیداری دیرهنگام؛ درسهای بنبست برای ترامپ
ایالات متحده این تجاوز نظامی را در توهم پیروزی برقآسا و بدون تشکیل ائتلاف، صرفا با همکاری اسرائیل آغاز کرد. اما کاخ سفید صرفا پس از مشاهده ناکامی در مهار توان پدافندی و تسلط ایران بر تنگه هرمز بود که دستبهدامن متحدان شد.
دولتمردانی که در اسفند سال گذشته هرگونه مشورت یا مشارکت با اروپاییها را تحقیر میکردند، اکنون ملتمسانه خواستار اسکورت کشتیها هستند. الگوی رفتاری واشنگتن نشان میدهد هیئت حاکمه تازه پس از زمینگیر شدن در میدان، هزینه ویرانگر عمل یکجانبه را درک کرده است.
سوفیا بش، پژوهشگر ارشد اندیشکده کارنگی در تاکید کرد که دولت آمریکا بدون اطلاع اروپا به ایران تجاوز نظامی کرد و اکنون مسئولیت کارزار به گل نشسته خود را به گردن ناتو میاندازد. این کارشناس روابط بینالملل خاطرنشان کرد که اتهامات کاخ سفید علیه ناتو هیچ پایه و اساس حقوقی ندارد. پیمان آتلانتیک شمالی اساساً هیچ تعهدی برای مشارکت در تجاوزات نظامی انتخابی و غیرقانونی اعضا در خاورمیانه ندارد. علاوه بر این، ناوگان فرسوده کشورهای اروپایی توان ورود به جهنم تنگه هرمز در میانه آتشباریهای موشکی را دارا نیست.
در طول ۷ ماه گذشته بارها درخواست ترامپ از کشورهای اروپایی برای گسیل ناوچههای جنگی، با دیوار محکم مخالفت دیپلماتهای بروکسل روبهرو شد. تحمیل یکسویه هزینههای جانی و اقتصادی به متحدان بدون دادن کمترین حق اظهارنظر در طراحی عملیات، نتیجهای جز انزوای فزاینده واشنگتن به همراه نداشته است.
امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، هر چند بارها با همکاری نخستوزیر بریتانیا برای تامین امنیت تنگه هرمز اعلام آمادگی کردهاست، اما به شکل پایداری تاکید کردهاست که چنین مداخلهای صرفا پس از پایان جنگ جاری عملی خواهد شد.
استیصال و باجخواهی؛ از ببر کاغذی تا تهدید به تجزیه فالکلند
سرخوردگی ناشی از مقاومت ارتشها و افکار عمومی اروپا، زبان مقامات کاخ سفید را تا سر حد پرخاشگری و توهین پیش بردهاست. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در اوج عصبانیت از بیمیلی متحدان، ناتو را «ببر کاغذی» خواند و اعضای کهنهکار آن را بزدل و ترسو توصیف کرد.
رئیسجمهور آمریکا در پیامهای شبانه خود بارها تهدید کرد که در صورت تداوم عدم همراهی با این نبرد، ارتش آمریکا را از ساختار ناتو خارج خواهد کرد. وی در رویکردی متناقض، ضمن نکوهش همپیمانان غربی، به ستایش از پادشاهیهای عربی حاشیه خلیج فارس به عنوان حامیان واقعی پنتاگون پرداخت.
بر اساس گزارش رسانهها، ترامپ در دیدار پشت درهای بسته با مارک روته، دبیرکل ناتو، خشم و استیصال غیرقابل کنترلی نشان داد. سرپیچی مکرر پایتختهای اروپایی از واگذاری حریم هوایی و مخالفت با ارسال شناور، ساختار درونی اتحاد را به لبه فروپاشی کشانده است.
سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید اعتراف کرد که رئیسجمهور از سرپیچی ناتو در پشتیبانی از عملیات تهاجمی احساس خیانت میکند. این مواضع خصمانه بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، دستپاچگی حکومتی را آشکار میسازد که ابزار لازم برای تحمیل اراده خود را از کف داده است.
در اجلاس تابستانه سران در آنکارا، ترامپ با دست خالی و بدون کسب هیچ تعهد جدیدی میز مذاکرات را ترک کرد. نشریه پلیتیکو گزارش داد که پنتاگون حتی سندی با عنوان «فهرست تنبیه و پاداش» برای تحریم کشورهای سرکش تنظیم کرده است.
بر اساس افشاگری رسانههای آمریکایی، پس از اجلاس سران ناتو در ترکیه مشاوران پنتاگون طرحهایی نظیر تعلیق عضویت اسپانیا و بازپسگیری شناسایی حاکمیت لندن بر جزایر فالکلند را بررسی کردهاند. این دستپاچگی عصبی به وضوح اثبات میکند که واشنگتن اتحاد نظامی را نه مجمعی از بازیگران مستقل، بلکه پادگانی از سربازان گوشبهفرمان میخواهد.
اروپای مردد میان وحشت از هزینه و هراس از انزوا
رویکرد قاره سبز در قبال این بحران ساختگی، مخلوطی از نارضایتی بنیادین، استیصال راهبردی و ترس مزمن از گسست پیوندهاست. دیپلماتهای اروپایی به شدت از اینکه کاخ سفید آنها را به نفع مطامع نخستوزیر رژیم صهیونیستی دور زد، خشمگین هستند.
ارزیابی محرمانه کمیسیون اروپا حاکی از آن است که تجاوزات هوایی و موشکی هرگز قادر به نابودی توان هستهای و دانش بومی ایران نبوده است. بروکسل به خوبی میداند که تشدید بحران صرفاً خطر سرریز شدن امواج بیثباتی به مرزهای شرقی و جنوبی قاره را چندبرابر میکند.
اتحادیه اروپا تلاش کرده تا با تمسک به کلیدواژههای دیپلماسی و حقوق بینالملل، خود را از مرکز طوفان کنار بکشد. شبکه الجزیره گزارش داد که ترامپ در ماههای اخیر بارها با خشم اعلام کرده که رهبران اروپایی یکی پس از دیگری پشت واشنگتن را خالی کردهاند.
با این همه، ترس تاریخی از بیدفاع ماندن در برابر روسیه، رهبران قاره را از اتخاذ مواضع قاطع بازمیدارد. دبیرکل ناتو ناچار شد برای کاستن از شدت حملات کاخ سفید، به پارهای خدمات لجستیکی پنهان و غیرمتمرکز اروپاییها اشاره کند و در سخنانی تائید کند که بیش از ۵۰۰۰ پرواز نظامی در طول تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران از خاک اروپا انجام شدهاست.
اما روبیو در پاسخ صراحتاً اعلام کرد که این همراهیهای قطرهچکانی به هیچ عنوان رضایت واشنگتن را جلب نمیکند. شکاف میان درخواست آمریکا برای «ورود کامل به آتش» و اصرار اروپا بر «حمایتهای حاشیهای»، تعادل این پیوند را متلاشی کرده است.
تاوان اقتصادی انسداد هرمز بر گرده شهروندان غربی
با وجود تلاش اروپا برای حفظ بیطرفی عملیاتی، جغرافیای اقتصاد جهانی امکان فرار از پسلرزههای این تجاوز را سلب کرده است. اصابت پهپادهای شناسایی و تهاجمی به اهداف لجستیکی در قبرس و هشدارهای پدافندی در ترکیه، سایه ناامنی را بر فراز قاره گستراند.
آثار انسداد طولانیمدت آبراهه هرمز اکنون سفره میلیونها شهروند اروپایی را مستقیماً نشانه رفته است. افزایش تصاعدی نرخ بیمه کشتیرانی و سر به فلک کشیدن قیمت فرآوردههای نفتی، ماشین تولید صنعتی را زمینگیر کرده است. اندیشکده کارنگی هشدار میدهد که تداوم این وضعیت نرخ تورم در حوزه یورو را از مرز ۲.۵ درصد فراتر خواهد برد. این جهش تورمی، بانکهای مرکزی را به سوی انقباض پولی و افزایش دوباره نرخ بهره سوق میدهد.
کاهش رشد اقتصادی و هراس از بحرانهای مهاجرتی ناشی از ناامنی در غرب آسیا، زمینه سقوط احزاب میانهرو را فراهم میآورد. بنابراین، سران اروپا در منگنهای تاریخی گرفتار آمدهاند؛ از یک سو شریک شدن در جنایات جنگی ترامپ ناممکن است و از سوی دیگر، تبعات آن گریبانشان را رها نمیکند.
نگاهی به نقشه سیاسی اروپا نشان میدهد که جبهه متحدی در برابر این زیادهخواهی وجود ندارد. دولت اسپانیا شجاعانهترین موضع را اتخاذ کرد و حاضر نشد اجازه استقرار جنگندههای آمریکایی در پایگاههای روتا و مورون را صادر کند. پاسخ کاخ سفید به این استقلال رأی، تهدید به تحریم اقتصادی شرکتهای اسپانیایی بود.
در نقطه مقابل، دولت کارگری لندن رویکردی منافقانه و گامبهگام را در پیش گرفت. کابینه استارمر و سپس برنهام کوشیدند با تفکیک ساختگی میان عملیات دفاعی و تهاجمی، از رویارویی کامل بگریزند. اما سناریوسازی امنیتی در پایگاه فرفورد اثبات کرد که کاخ سفید هیچ منطقه خاکستری را برای متحدان خود به رسمیت نمیشناسد.
واکنش حقوقی و قاطع تهران به بازی مقصرنمایی
جمهوری اسلامی ایران از همان روزهای نخستین آغاز تجاوز مشترک در ۹ اسفند، هشدارهای صریحی به کلیه دولتهای اروپایی مخابره کرد. دستگاه دیپلماسی ایران بارها به پایتختهای غربی گوشزد کرد که هرگونه در اختیار قرار دادن فضا، خاک یا امکانات پشتیبانی به منزله مشارکت مستقیم در تجاوز است. ایران تأکید کرده است که نیروهای مسلح در هدف قرار دادن مبادی تجاوز و پایگاههای میزبان جنگندههای متخاصم هیچگونه تردیدی به خود راه نخواهند داد.
وی یادآور شد که امنیت تنگه هرمز و ثبات بازار انرژی صرفاً با توقف بیقیدوشرط تجاوزات نظامی به حریم هوایی و زیرساختهای ایران اعاده خواهد شد. دستگاه دیپلماسی اعلام کرده است که مسئولیت کامل هرگونه جهش بحران بر عهده اشغالگران کاخ سفید و هر طرف ثالثی است که در این جنایت تسهیلگری کند.
تصویر کلی این کارزار هفتماهه، خط بطلانی بر توهم کارآمدی یکجانبهگرایی عریان نظامی کشیده است. دولت ترامپ تجاوز را با ژستهای فاتحانه و توئیتهای تهدیدآمیز آغاز کرد، اما اکنون با ناتوانی در دستیابی به حتی یک هدف راهبردی، به التماس افتاده است.
روبیو با زبان اسطورههای باستان برای توجیه خونریزی تقلا میکند و تیم امنیتی کاخ سفید با سناریوهای جعلی تروریسم در پی جلب رضایت ناتو است. اما واقعیت جاری در صحنه نبرد با خطابه و نمایشهای اینترنتی تغییر نمیکند. اروپا بیش از هر زمان دیگری دریافته است که همراهی با جنون نظامی واشنگتن، صرفاً به معنای خودکشی اقتصادی و امنیتی در پشت دیوارهای پارتنون خواهد بود.
شکاف دو سوی اقیانوس اطلس امروز نه یک اختلاف سلیقه گذرا که زلزلهای بنیادین در پایههای هژمونی رو به افول غرب است. پایان این تجاوز نظامی مشترک، نه با بازگشت اسطورههای دروغین یونان باستان که با تعظیم ارتش متجاوز در برابر اراده و استواری تمدن کهن ایران رقم خواهد خورد.
