الجزیره نوشت: با وجود تفاوت دیدگاه‌ها درباره پیامدهای تشدید تنش میان واشنگتن و تهران، ارزیابی کارشناسان و تحلیلگران بر یک نقطه مشترک و تعیین‌کننده متمرکز است: بعید دانستن وقوع جنگی فراگیر و تمام‌عیار.

به گزارش همشهری آنلاین، الجزیره با اشاره به این موضوع همچنین نوشت: بر اساس این ارزیابی‌ها، مسیر محتمل‌تر به‌سمت استفاده از فشار نظامی فشرده و حملات موضعی و حساب‌شده به‌عنوان ابزارهایی برای اعمال بازدارندگی سیاسی و پیشبرد روند مذاکرات پیش می‌رود؛ این در حالی است که محدودیت‌های داخلی و اقتصادی، مانع از لغزش به‌سوی یک رویارویی گسترده می‌شوند.

این ارزیابی در گزارشی مطرح شده است که از سوی بسترهای دیجیتال شبکه الجزیره منتشر شده است.

حمله‌ای کوتاه برای رقم زدن «صحنه پایانی»
محجوب الزویری، کارشناس سیاست‌های خاورمیانه، معتقد است گزینه اقدام نظامی همچنان از دستور کار خارج نشده است. وی برای اثبات این دیدگاه به تحرکات نیروها، سازمان‌دهی مجدد و بازآرایی نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل اشاره می‌کند.

هدف هسته‌ای: الزویری احتمال می‌دهد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به اجرای یک عملیات نظامی کوتاه‌مدت روی آورد که به گفته وی، «صحنه پایانی جنگ» باشد. هدف از این عملیات، ارائه دستاوردی ملموس خواهد بود که صرفاً بر پرونده هسته‌ای متمرکز است و می‌تواند از طریق بمباران سایت «کوه کلنگ» یا تأسیسات دیگر دنبال شود.

کنترل دامنه درگیری و میانجی‌گری: این کارشناس تأکید می‌کند که هرگونه اقدام نظامی با تلاش‌های مستمر میانجی‌گرانه برای «مهندسی راه‌حل نهایی» همراه خواهد بود. به گفته وی، هدف دیپلماسی آن است که عملیات احتمالی آمریکا محدود و حساب‌شده باشد و پاسخ‌های ایران نیز متقابل، کنترل‌شده و سنجیده باقی بماند.

توافق از طریق اعمال فشار
از سوی دیگر، علی ساری، نماینده پیشین مجلس ایران، دو سناریوی جنگ فراگیر و توافق کامل را بعید می‌داند.

وی تأکید می‌کند که محور اصلی تحرکات کنونی، افزایش تدریجی فشارهای نظامی و اقتصادی با هدف وادار کردن تهران به مذاکره است و احتمال دستیابی به نوعی «توافق، هرچند محدود» را مطرح می‌کند.

ساری برای این ارزیابی به سه عامل اشاره می‌کند:

۱. هزینه‌های سنگین جنگ: افزایش هزینه‌های سیاسی و اقتصادی، رشد قیمت سوخت و بالا رفتن هزینه نظامی هرگونه نبرد جدید به بیش از ۴۷ میلیارد دلار، بر اساس گزارش‌های وزارت جنگ آمریکا (پنتاگون).

۲. ابزارهای بازدارندگی: آمادگی ارتش آمریکا و برخورداری آن از سناریوهای متعدد نظامی که به‌عنوان اهرمی تاکتیکی برای اعمال فشار مورد استفاده قرار می‌گیرند.

۳. مسیر دیپلماتیک: افزایش تلاش‌های میانجی‌گرانه منطقه‌ای و بین‌المللی در شرایط تشدید تنش‌ها و بررسی مسیر مذاکرات از سوی واشنگتن، هم‌زمان با حفظ گزینه‌های نظامی جایگزین.

تداوم وضعیت بن‌بست و نبود چشم‌انداز روشن
در مقابل، پائولو فون شیرآخ، رئیس مؤسسه سیاست جهانی، احتمال انجام عملیات نظامی گسترده را رد می‌کند و معتقد است حمله به ایران در شرایط کنونی بعید است.

به اعتقاد وی، دونالد ترامپ از پشتوانه سیاسی کافی برای چنین اقدامی برخوردار نیست و شکست سیاسی سنگینی که جمهوری‌خواهان در پی مخالفت افکار عمومی آمریکا با ورود به جنگ‌ها متحمل شده‌اند، بر محاسبات کاخ سفید تأثیر گذاشته است.

تداوم وضعیت موجود: شیرآخ معتقد است محتمل‌ترین سناریو، ادامه وضعیت «بن‌بست» از طریق تداوم محاصره و اقدامات ایران برای جلوگیری از عبور کشتی‌ها، همراه با تبادل برخی حملات محدود است.

دشواری دستیابی به توافق: با وجود تلاش‌های فشرده قطر و طرف‌های دیگر برای ایجاد زمینه مشترک میان طرفین، رئیس مؤسسه سیاست جهانی نسبت به امکان دستیابی به پیشرفتی ملموس در آینده نزدیک ابراز بدبینی می‌کند.

سه سناریوی پیش روی جنگ آمریکا علیه ایران
پیش‌تر روزنامه ایندیپندنت نیز سه سناریو را برای جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران ترسیم کرده بود که طیفی از مسیر مذاکره تا کارزار گسترده بمباران و احتمال تشدید تنش هسته‌ای را در بر می‌گیرد.

بر اساس این گزارش، انتخاب هر یک از این گزینه‌ها به محاسبات کاخ سفید، هزینه‌های رویارویی نظامی و پیامدهای آن برای فضای سیاسی داخلی آمریکا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره بستگی دارد.