تهران- ایرنا- در شرایطی که اقتصاد ایران همزمان تحت فشار قرار دارد دولت ناچار است چند جبهه را همزمان مدیریت کند. اظهارات اخیر عبدالناصر همتی و تاکید مسعود پزشکیان بر کنترل تورم نشان می‌دهد سیاست‌گذاری اقتصادی حتی در میانه این فشارها متوقف نشده و حفظ معیشت مردم همچنان در مرکز تصمیم‌های اقتصادی دولت قرار دارد.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، سیاست‌های دولت درباره نرخ تورم، رشد نقدینگی، ناترازی بانک‌ها و تامین ارز همواره در جریان است اما وقتی همزمان فشار خارجی، محدودیت منابع و نااطمینانی به اقتصاد وارد می‌شود، حفظ همین روند به یک مساله جدی تبدیل می‌شود.

با این حال، آنچه از صحبت‌های عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی برمی‌آید این است که سیاست پولی در ایران، حتی در شرایط جنگی هم کنار گذاشته نشده است.همتی برخلاف برخی روایت‌ها که تمام مسائل اقتصاد را به بازار ارز و قیمت دلار تقلیل می‌دهند، بخش مهمی از صحبت‌های خود را به موضوعی اختصاص داد که شاید کمتر در فضای روزمره بازار دیده شود. کنترل نقدینگی و تلاش برای مهار تورم به هدف اصلی دولت تبدیل شده است تا اقتصاد را در میانه جنگ مدیریت کند.

بر اساس قانون اساسی، مهم‌ترین وظیفه بانک مرکزی، کنترل تورم است و بانک مرکزی در ماه‌های گذشته تلاش کرده رشد نقدینگی را کنترل کند. تا آنجا که در همین شرایط و با وجود تحریم و فشار و محاصره رشد ماهانه نقدینگی در شهریور به ۱.۳ درصد رسیده و رشد نقطه‌به‌نقطه نقدینگی نیز از اوج خود فاصله گرفته است. این موضوع آنجا اهمیت پیدا می‌کند که فشار اقتصادی به طور مستقیم از سوی دشمن به عنوان سلاح کاربردی عنوان شده است.

البته این اعداد به خودی خود به معنای حل مساله تورم نیستند. اتفاقا رئیس کل بانک مرکزی خودش هم همین تفکیک را انجام داده است. همتی گفته که صحبت از تورم پایین نیست، بلکه مسئله این است که قرار بود فشارهای جنگ و تحریم، اقتصاد را وارد دوره‌ای از تورم‌های بسیار سنگین‌تر کند و سیاست‌گذار تلاش کرده جلوی این شتاب را بگیرد. از همین رو، دولت در تمام بخش‌های مختلف تلاش کرد تا شتاب تورم را کاهش دهد. آمارها هم این موضوع را تایید می‌کند. تورم ماهانه در اردیبهشت ۸.۵ درصد عنوان شده بود و در شهریور به ۳.۹ درصد رسید. بنابراین تورم پایین نیامده اما شتاب آن هدف گرفته شده است. مهم‌ترین بخش صحبت‌های همتی همین تفاوت است.

وقتی تورم کاهش پیدا می‌کند، به این معنی نیست که قیمت‌ها پایین آمده‌اند. ممکن است قیمت یک کالا همچنان بالا باشد، اما سرعت افزایش آن کمتر شده است. این همان چیزی است که در آمارهای تورمی باید از هم جدا شود.

همتی نیز با اشاره به همین موضوع گفت مردم همچنان گرانی را در خریدهای روزمره خود احساس می‌کنند و شرایط تورمی کشور همچنان بالاست. اما در سه ماه تیر، مرداد و شهریور، تورم ماهانه تقریبا نصف سه ماه نخست سال بوده است.

این نکته مهمی است؛ چون سیاست پولی قرار نیست یک‌شبه قیمت‌ها را به عقب برگرداند. وظیفه اصلی آن، در مرحله نخست، جلوگیری از شتاب بیشتر افزایش قیمت‌ها و کنترل موتورهای پولی تورم است.

رئیس کل بانک مرکزی حتی در توضیح این موضوع گفت هدف این است که تورم به میانگین بلندمدت و میان‌مدت خود نزدیک شود و بعد با کنترل بیشتر نقدینگی و استفاده از ابزارهای سیاست پولی، این مسیر ادامه پیدا کند.

مهار تورم فقط عرضه ارز در بازار نیست

اینجا شاید تفاوت اقتصاد امروز ایران با یک اقتصاد معمولی بیشتر دیده شود. کشور همزمان با تحریم، محدودیت‌های ارزی، فشارهای تجاری و تبعات جنگ روبه‌روست. در چنین شرایطی طبیعی است که بخش قابل توجهی از انرژی دولت صرف تامین ارز و حفظ جریان واردات شود.

اما این موضوع باعث نشده سیاست پولی به حاشیه برود. بانک مرکزی در شش ماه نخست سال دو هدف اصلی را دنبال کرده است. کنترل تورم و تامین کالاهای اساسی، دارو، نیازهای معیشتی مردم و مواد اولیه کارخانه‌ها در دستور کار بوده است.

از طرف دیگر، رئیس کل بانک مرکزی از همکاری دولت در کنترل نقدینگی هم سخن گفت و تاکید کرد دولت تا حد امکان برای تامین مالی خود به منابع بانک مرکزی متکی نشده است. این بخش از صحبت همتی مهم است؛ چون یکی از مسیرهای شناخته‌شده انتقال کسرری‌های مالی به تورم، فشار بر منابع پولی و در نهایت افزایش پایه پولی و نقدینگی است.

در واقع اگر قرار باشد سیاست ضدتورمی جدی باشد، فقط بانک مرکزی نمی‌تواند آن را اجرا کند. دولت، بودجه، شبکه بانکی و حتی نحوه تامین مالی تولید همه در این زنجیره قرار دارند.

در این مسیر اصلاح بانک‌های ناتراز نیز مورد توجه بود. رئیس کل بانک مرکزی گفت یکی از مسائل مهم، خلق نقدینگی توسط بانک‌هاست و بانک مرکزی در حال برخورد با بانک‌های ناتراز و حرکت دادن آنها به سمت اصلاح است.

این موضوع شاید جذابیت قیمت دلار را نداشته باشد اما از جنس همان سیاست‌هایی است که اثرشان در بلندمدت بیشتر دیده می‌شود.

بانکی که با ناترازی روبه‌روست، اگر بدون اصلاح ادامه دهد، می‌تواند به یکی از مسیرهای خلق نقدینگی تبدیل شود. بنابراین مهار تورم فقط عرضه ارز در بازار نیست؛ بخشی از آن در ترازنامه بانک‌ها، بودجه دولت و رشد نقدینگی اتفاق می‌افتد.

در همین چارچوب، افزایش نسبت سپرده قانونی بانک‌ها را برای مدیریت رشد نقدینگی و مهار تورم اجرا کرده بود.

این یعنی سیاست پولی، حتی زیر فشار جنگ، همچنان در حال اجراست؛ شاید نه با سرعتی که در یک اقتصاد آرام و باثبات ممکن بود، اما متوقف هم نشده است.

تورم، مساله‌ای که نمی‌شود از کنار آن گذشت

این رویکرد با موضع‌گیری‌های اقتصادی مسعود پزشکیان نیز هم‌جهت است. رئیس‌جمهوری تورم‌های ۴۰ و ۶۰ درصدی را مساله‌ای دانسته بود که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت و تاکید ذاشت که دولت خود را موظف به تلاش برای کنترل تورم، اصلاح ساختارهای اقتصادی و بهبود معیشت مردم می‌داند.

این حرف شاید ساده به نظر برسد اما در عمل معنای مشخصی دارد. دولت نمی‌تواند در شرایط جنگی، تمام سیاست اقتصادی را به واکنش روزانه به بازار ارز محدود کند. باید همزمان به فکر نقدینگی، تامین مالی، واردات، دارو، مواد اولیه و ثبات نظام بانکی هم باشد و اتفاقاً صحبت‌های همتی نشان می‌دهد همین نگاه در سیاست‌گذاری پولی دنبال شده است.

البته یک نکته را نمی‌شود نادیده گرفت. اگر به مردم گفته شود شتاب تورم کاهش یافته، اما فرد هنگام خرید با قیمت‌های بالاتر روبه‌رو شود، طبیعی است که این کاهش را در زندگی روزمره خود احساس نکند. رئیس کل بانک مرکزی نیز این مسئله را پذیرفت و گفت مردم همچنان تورم بالا را در خریدهایشان می‌بینند.

بنابراین موفقیت سیاست ضدتورمی را نباید فقط با یک عدد سنجید. کاهش رشد نقدینگی، کاهش تورم ماهانه یا توقف روند صعودی تورم نقطه‌به‌نقطه، اگر قرار باشد برای مردم معنا پیدا کند، در نهایت باید خودش را در قدرت خرید و ثبات بیشتر قیمت‌ها نشان دهد.

اما از طرف دیگر، نمی‌توان این بخش از ماجرا را هم نادیده گرفت که در شرایطی که اقتصاد با شوک‌های جنگی و تحریمی مواجه بوده، سیاست‌گذار پولی همچنان ابزارهای پولی خود را دنبال کرده است.

جنگ، سیاست‌گذاری را متوقف نمی‌کند

جنگ و تحریم، اقتصاد را از کار نمی‌اندازند؛ اما هزینه سیاست‌گذاری را بالا می‌برند. در چنین شرایطی، بانک مرکزی باید هم ارز مورد نیاز اقتصاد را تامین کند، هم مراقب نقدینگی باشد، هم با ناترازی بانک‌ها مقابله کند و هم اجازه ندهد شوک‌های ارزی به یک چرخه دائمی افزایش قیمت تبدیل شود.

این کار ساده‌ای نیست و نتیجه آن هم قرار نیست یک‌شبه در قیمت کالاها دیده شود اما اگر سیاست پولی در میانه فشار خارجی کنار گذاشته شود، هزینه آن می‌تواند در آینده بسیار بیشتر خودش را نشان دهد.

در اقتصادی که تحت فشار جنگ و تحریم قرار دارد، هنوز درباره رشد نقدینگی، تورم، ناترازی بانک‌ها و ثبات ارزی تصمیم‌گیری می‌شود. اقتصاد جنگی فقط مدیریت بحران نیست؛ بخش مهمی از آن، جلوگیری از تبدیل بحران امروز به تورم فرداست.