پرونده ملوان و تراکتور هنوز در مسیر حقوقی خود قرار دارد، اما ظاهراً عدهای ترجیح میدهند بهجای پیگیری از مجاری قانونی، با اظهارنظرهای جنجالی و ورود دادن نهادهای نامرتبط، بر آتش حاشیهها بدمند؛ آن هم در فوتبالی که بهاندازه کافی مشکل دارد.
فوتبال ایران مصائب و مشکلات فراوانی دارد که یکی از بدترین آنها، فحاشی و توهین در ورزشگاههاست؛ معضلی که نه به امروز و دیروز، بلکه به سالها بیتوجهی و برخوردهای ناکارآمد برمیگردد.
از اتفاقات بازی برگزارنشده ملوان و تراکتور و رأی کمیته انضباطی هم حتماً باخبرید. بر اساس این رأی، تراکتور سه بر صفر بازنده اعلام و دو امتیاز نیز از ملوان کسر شده است؛ حکمی که امکان تجدیدنظرخواهی درباره آن وجود دارد.
درباره کیفیت صدور رأی و انطباق آن با مقررات، حقوقدانان و کارشناسان فوتبال میتوانند بحث کنند اما مشکل از جایی شروع میشود که افرادی خارج از حوزه تخصصی فوتبال، با انتشار ویدئوهای هدفمند و تحریک احساسات عمومی، وارد ماجرا میشوند و ناگهان در قامت دایههای دلسوزتر از مادر ظاهر میشوند!
وقتی پای پروندهای انضباطی در میان است، نخستین سؤال این است: مرجع رسیدگی کجاست؟ فدراسیون فوتبال و ارکان قضایی آن برای چه تشکیل شدهاند؟ آیا قرار است هر بار که رأیی صادر میشود، پای نهادهای دیگر و مسئولان ارشد کشور را هم به میان بکشیم؟
کار به جایی میرسد که از کمیته ملی المپیک هم انتظار ورود به پروندهای میرود که رسیدگی انضباطی به آن در حوزه مسئولیت ارکان قضایی فوتبال است. آیا واقعاً قرار است هر نهادی که نامش به ورزش گره خورده، درباره هر پرونده فوتبالی تصمیم بگیرد؟
مسئولان کشور با انبوهی از مسائل و اولویتهای مهم روبهرو هستند. آیا باید وقت آنها را هم صرف اختلافاتی کنیم که مسیر قانونی و مرجع رسیدگی مشخصی دارند؟ اگر به رأی اعتراض دارید، راهش روشن است: مستندات ارائه کنید، از مسیر قانونی اقدام کنید و اجازه بدهید مرجع صالح پاسخگو باشد.
فوتبال، با همه مشکلاتش، صاحب ساختار و نهادهای رسمی است. نقد رأی حق همه است، اما ورود بیپشتوانه به پروندههای تخصصی و کشاندن پای نهادهای نامرتبط به آنها، نه کمکی به حل مشکل میکند و نه گرهی از فوتبال ایران باز خواهد کرد.
