غم انگیز است که ماکارونی یا پاستای ایرانی نرم‌نرمک دارد از سفره طبقه ضعیف و حتی متوسط رخت می‌بندد و اگر هم در آشپزخانه‌ها پخته شود، دیگر رنگ و بوی قدیم را ندارد. با گرانی روغن و گوشت و حتی رُب گوجه فرنگی، ماکارونی دیگر غذایی ارزان به شکل چند سالِ پیش به حساب نمی‌آید!

عصر ایران؛ مهدی مالمیر- سوم آبان روز جهانی «پاستا«ست. پاستا شاید یکی از کم‌شمار‌ترین غذاهایی همراه با پیتزا باشد که از مرزهای کشور ایتالیا گذر کرده و همچون دریانوردان کهن جهان را درنوردیده و هرجا که لنگر انداخته، رنگ‌و‌بویی از کشور میزبان را به خود گرفته و حالا غذایی جهانی است‌‌‌‌.

از سال ۱۹۹۵ که نخستین کنگره پاستا برگزار شد، هر سال برخی کشورها این روز را با پختن پاستا، آزمایش کردن انواع سُس ها و مخلفات جدید و ابداعات تازه جشن می‌گیرند‌.

پاستا نامی کلی است برای رشته‌های باریک، لوله ای و شکل‌دار که با آرد و تخم مرغ و آب ساخته می‌شود. در کشور ما ماکارونی هم می تواند زیرشاخه پاستا قرار بگیرد. غذایی آشنا و پر مصرف برای قشر متوسط که بیشتر مورد علاقهٔ بچه‌ها و البته ورزشکاران قرار داشته است‌.

نه فقط ورزشکاران و کودکان که بازیگران معروف و مشهور هم پاستا دوست بوده‌اند . به عنوان نمونه بازیگر انگلیسی -لژیکی 《 آدری هپبورن》 کارش از دوست داشتن این غذا گذشته بود و به گونه ای شیفته و واله و معتاد این غذا بود و در سفرها همیشه چند جعبه پاستای مرغوب در چمدانش به همراه می‌برد.

سال ۱۹۹۱ وقتی از 《 لئوناردو دی‌کاپریو 》 بازیگر معروف هالیوود پرسیدند غذای مورد علاقه ات چیست؟ پاسخ داده بود: پاستا، پاستا و بازهم پاستا! سال ۲۰۲۶ مجری برنامه گلدن گلوب با شیطنت این پاسخ‌ دی‌کاپریو را یادآوری کرد و پرسش کرد که پاسخ ات هنوز همان است؟ جواب بازیگر با لبخند همان بود که بود: یعنی پاستا، پاستا و باز هم پاستا!

گفته اند 《 باراک اوباما》 هم پاستا خیلی دوست داشت و آشپز برایش پاستاهای مخصوص می‌پخت و حتی به شوخی می گفت دلیل برنده شدنم در مناظرات انتخابی پاستای خوش‌گوار بوده!

ماکارونی، همان پاستایی است که ما ایرانی ها آن را با سلیقه خود هماهنگ کرده ایم و با سبک و سیاق خودمان می‌پزیم.

این غذا چنان چه گفته آمد غذای قشر متوسط ایران بوده و خوراکی ارزان قیمت حساب می شد و قشر های ضعیف هم کم و بیش می توانستند با صرفه جویی در گوشت و مخلوط کردن آن با سویا از آن استفاده کنند.

غم انگیز اما اینجاست که ماکارونی یا پاستای ایرانی نرم نرمک دارد از سفره طبقه ضعیف و حتی متوسط رخت می بندد و اگر هم در آشپزخانه ها پخته شود، دیگر رنگ و بوی قدیم را ندارد.

با گرانی روغن و گوشت و حتی رُب گوجه فرنگی، ماکارونی دیگر غذایی ارزان به شکل چند سالِ پیش به حساب نمی آید!

ماکارونی های امروزی دیگر نه خیلی روغن دارند، نه گوشت و نه سُس های آنچنانی. حالا دیگر سایه ای هستند از آنچه در گذشته رایحه ی خوش اش کوچه و راسته خیابان را برمی‌داشت و اشتها برمی انگیخت.

نه فقط پاستا که امروز غذاهای سنتی مثل قرمه سبزی و قیمه هم برای خیلی ها دچار تغییر شده اند و برخی برای صرفه جویی در گوشت مثلا در قرمه سبزی از قارچ( که البته آن هم چندان ارزان نیست) یا سیب زمینی بهره می‌برند.

خلاقیت البته پدیده ستایش برانگیزی است اما تغییراتی که در غذاهای ما صورت می گیرد، بیشتر از روی ناچاری است و این نشانه ی فقر هر روز بالاگیرنده ای است که سفره ها را خالی کرده و رنگ و طعم را از غذاهای سنتی می زداید!

پاستا و اسپاگتی غذای مشهور ایتالیایی هاست که با سلیقه و سیستم گوارش بسیاری از مردم سراسر دنیا به سبب ساده بودن در پخت و ترکیبات، خود را وقف داده و حالا در جهان غذاهایِ مشهور به شمار می آید.

کمتر کافه یا رستورانی در جهان می‌توان یافت که پاستا از فهرست غذایش غایب باشد. ایتالیا را نه فقط با برلوسکونی و مافیا و برج کجِ پیزا و تیم های فوتبال درجه یک اش، بلکه با غذا ها و نان ها و نوشیدنی هایش هم می شناسند‌.

چه خوشمان بیاید ، چه نه، خیلی از خارجی ها غذای سنتی ایرانی را بیشتر از ادیبان و شاعران ما می شناسند.

رنج بار اما اینجاست که غذاهای ما به سبب گرانی مواد اولیه، هر روز از پخت سنتی خود فاصله می‌گیرند و به چیز دیگری تبدیل می شوند.

تغییراتی که بیشتر از روی نداری و جیب خالی رخ می دهند و چندان ربطی به آزمودن طعم ها و ادویه ها و سس های جدید و خلاقانه ندارد.

به عبارت بهتر، بی راه نیست اگر بگوییم برخی از غذاهای ما با تغییراتی که یافته اند، نه فقط رایحه خوش غذاهای سنتی را از کف داده اند که بیشتر بوی فقر و استیصال و نوستالژی سال های رفته ای را می دهند که یک وعده خورش قیمه و قورمه سبزی این چنین هزینه‌زا و کیسه تُهی کن به شمار نمی رفت! جمله مشهوری زبان به زبان می گردد که هويت و فرهنگ یک ملت را از تنوع غذایی اش می شناسند. به عبارت بهتر ، غذا و فرهنگ خوراک پزی حاصل بده بستان مردم یک منطقه با جغرافیایی است که در آن اقامت گزیده اند: فقر و غنایِ یک کشور را می شود از روی سیر دگرگونی غذاهای شان ردیابی کرد.

غذاهای ما حالا شوربختانه بیشتر بوی کلافگی و بی حوصلگی می‌دهند تا رایحه خوش غذاهای سنتی‌مان که اگر خوب و با مواد اولیه مرغوب طبخ شوند، غذاهایی با طعم و بوی بهشتی به شمار می‌آیند.