کارشناس مهدویت با تشریح دو نوع رجعت میگوید: بازگشت برخی مؤمنان در دوران ظهور و رجعت گسترده اولیای الهی پس از پایان حکومت امام مهدی (عج)، دو مرحله متفاوت با اهدافی جداگانه هستند.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، رجعت یکی از مباحث مهم اعتقادی شیعه است که همواره پرسشهای فراوانی درباره آن مطرح بوده است؛ از جمله اینکه چرا برخی پیامبران و امامان پس از ظهور دوباره به دنیا بازمیگردند؟ آیا یاران خاص امام زمان (عج) از میان درگذشتگان انتخاب میشوند؟ زنان نیز در شمار رجعتکنندگان هستند؟ و چرا پس از برپایی حکومت جهانی امام مهدی (عج)، دوره دیگری به نام دوران رجعت آغاز میشود؟
بر اساس آموزههای روایی شیعه، رجعت به معنای بازگشت گروهی از انسانها به دنیا پیش از قیامت است؛ اما بررسی روایات این موضوع، بدون توجه به تفاوت مراحل رجعت، ممکن است پرسشها و ابهامهایی ایجاد کند.
بنابر روایت حوزه، حجتالاسلام والمسلمین محمود اباذری، کارشناس مهدویت، در گفتوگویی به تشریح ابعاد مختلف این موضوع پرداخته و معتقد است برای فهم درست روایات رجعت باید میان دو مرحله تفاوت قائل شد: رجعت در دوران ظهور امام زمان (عج) و دوران مستقل رجعت یا «یومالکرّه» که پس از حکومت حضرت شکل میگیرد
در این گفتوگو، او درباره فلسفه رجعت، ویژگیهای رجعتکنندگان، بازگشت ۳۱۳ یار خاص امام زمان (عج)، حضور بانوان در میان رجعتکنندگان و علت بازگشت دشمنان و سران کفر توضیح میدهد.
چرا روایات رجعت در نگاه نخست با یکدیگر تفاوت دارند؟
اباذری در ابتدای این گفتوگو با اشاره به برخی ابهامها درباره روایات رجعت میگوید: بعضی افراد با بررسی اجمالی روایات این حوزه تصور میکنند مطالب مربوط به رجعت با یکدیگر سازگار نیستند. برای مثال، در برخی روایات آمده است که نخستین کسی که زمین برای او شکافته میشود و رجعت میکند، امام حسین (ع) است و ایشان پس از اثبات هویت خود، امام مهدی (عج) را دفن میکنند.
از سوی دیگر، روایات فراوانی درباره حکومت امام مهدی (عج) وجود دارد که از گسترش عدالت در جهان به دست ایشان خبر میدهد. برخی روایات نیز از حضور پیامبر اکرم (ص)، دیگر امامان و انبیای الهی در دوران رجعت سخن میگویند.
این پرسش مطرح میشود که اگر پیامبر اکرم (ص) در دوران رجعت حضور داشته باشند، اداره حکومت بر عهده چه کسی خواهد بود؟ آیا این موضوع با اعتقاد شیعه به دوازده امام تعارض دارد؟
این کارشناس مهدویت معتقد است کلید فهم این روایات، تفکیک دو نوع رجعت است؛ زیرا همه روایات به یک دوره زمانی اشاره ندارند.
دو نوع رجعت در آموزههای روایی شیعه چیست؟
اباذری توضیح میدهد که باید میان دو مرحله تفاوت گذاشت:
۱. رجعت در دوران ظهور امام زمان (عج):
در این مرحله، گروهی از مؤمنان و برخی از دشمنان و سران کفر به دنیا بازمیگردند. بازگشت مؤمنان با هدف یاری امام زمان (عج) و مشارکت در برپایی حکومت حق صورت میگیرد و بازگشت دشمنان نیز به آشکار شدن حقیقت و نمایان شدن چهره واقعی جبهه باطل مربوط است.
۲. دوران مستقل رجعت یا یومالکرّه:
این دوره پس از حکومت امام مهدی (عج) آغاز میشود و در آن، پیامبران، امامان، اولیای الهی و گروهی از مؤمنان بازمیگردند. به اعتقاد این کارشناس، هدف اصلی این دوره فراهم شدن فرصت رشد و تکامل برای انسانهایی است که در طول تاریخ به دلیل حاکمیت ظلم و محرومیت از حضور مستقیم امام معصوم، نتوانستهاند استعدادهای الهی خود را به فعلیت برسانند.
او تأکید میکند که با قرار دادن روایات در جایگاه زمانی خود، بسیاری از تعارضهای ظاهری برطرف میشود.
علامه طباطبایی درباره ظهور، رجعت و قیامت چه میگوید؟
اباذری برای توضیح این تفکیک به دیدگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، ذیل آیه ۲۱۰ سوره بقره، اشاره میکند.
به گفته او، علامه طباطبایی در بحث روایی این آیه، از سه مقطع با عنوان «ایامالله» یاد میکند: یومالظهور، یومالکرّه و یومالقیامه.
وجه مشترک این سه دوره، آشکار شدن حقیقت و تجلی حق است؛ با این تفاوت که شدت آشکار شدن حقیقت در هر مرحله متفاوت خواهد بود.
در دوران ظهور، بخشی از حقایق آشکار میشود. در دوران رجعت، این پردهبرداری گستردهتر خواهد بود و در قیامت، حقیقت با کاملترین جلوه خود نمایان میشود.
بر این اساس، ظهور، رجعت و قیامت سه مقطع پیوسته در طول یکدیگر هستند؛ به این معنا که دوران ظهور به پایان میرسد و به دوره رجعت متصل میشود و پس از آن قیامت برپا خواهد شد.
آیا پس از حکومت امام زمان (عج)، امامان دیگری حکومت میکنند؟
یکی از پرسشهای مهم درباره رجعت، مسئله حکومت پس از امام مهدی (عج) است. اگر پس از ایشان امامان دیگری زمام امور را به دست بگیرند، آیا اعتقاد شیعه به دوازده امام با مشکل مواجه نمیشود؟
اباذری در پاسخ به این پرسش به کتاب «الایقاظ من الهجعة» اثر شیخ حر عاملی اشاره میکند.
به گفته او، شیخ حر عاملی برای جمع میان روایاتی که از پایان حکومت امام مهدی (عج) و برپایی قیامت سخن میگویند با روایاتی که از ادامه حکومت به دست امام حسین (ع) خبر میدهند، احتمالاتی را مطرح کرده است.
یکی از این راهحلها، توجه به دو مرحله از رحلت و بازگشت امام مهدی (عج) است.
بر اساس این دیدگاه، امام مهدی (عج) پس از تشکیل حکومت جهانی و زمامداری طولانی، از دنیا میروند و پس از آن امام حسین (ع) رجعت کرده و ادامه حکومت را بر عهده میگیرند. در ادامه نیز خود امام مهدی (عج) در دوران رجعت بازمیگردند.
این کارشناس مهدویت توضیح میدهد که شیخ حر عاملی برای حل مسئله تعدد امامان پس از امام مهدی (عج)، رجعت امامان پیشین را مطرح میکند.
بنابراین، اگر امام حسین (ع)، امام علی (ع) یا پیامبر اکرم (ص) در این دوره زمام امور را به دست بگیرند، به معنای اضافه شدن امامی جدید به شمار امامان نیست؛ بلکه همان امامان دوازدهگانه هستند که بازمیگردند.
او همچنین به دعایی در یکی از زیارتهای امام زمان (عج) اشاره میکند که در آن آمده است:
«وَ یَجْعَلَ کَرَّتِی فِی ظُهُورِکَ وَ رَجْعَتِی فِی أَیَّامِکَ»
یعنی خداوند بازگشت مرا در دوران ظهور و رجعت مرا در ایام حکومت شما قرار دهد.
به اعتقاد اباذری، این فراز نیز میتواند شاهدی بر تفاوت رجعت در دوران ظهور و رجعت در دوران مستقل رجعت باشد.
چه کسانی در دوران ظهور امام زمان (عج) رجعت میکنند؟
این کارشناس مهدویت با تأکید بر اینکه رجعت نصیب همه انسانها و حتی همه مؤمنان نمیشود، میگوید: نمیتوان بهصورت قطعی نام تمام افرادی را که رجعت خواهند کرد مشخص کرد؛ اما با بررسی روایات میتوان برخی ویژگیهای کلی آنان را شناخت.
یکی از نمونههای مطرحشده در روایات، بازگشت ۲۷ نفر همراه امام زمان (عج) است.
در روایتی از امام صادق (ع) آمده است:
«یَخْرُجُ مَعَ الْقائِمِ عَلَیْهِ السَّلامُ عَلَی سُورِ الْکوفَةِ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ رَجُلًا»
بر اساس توضیح اباذری، این گروه شامل ۱۵ نفر از قوم حضرت موسی (ع) و هفت نفر از یاران و شخصیتهای برجسته تاریخ اسلام و تشیع است.
از جمله نامهایی که در این روایت و توضیحات مربوط به آن مطرح میشوند، یوشع بن نون، سلمان فارسی، ابو دجانه انصاری، مقداد و مالک اشتر هستند.
او با اشاره به آیه ۱۵۹ سوره اعراف، درباره گروهی از پیروان حضرت موسی (ع) میگوید:
«وَ مِنْ قَوْمِ مُوسَی أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ»
این آیه به گروهی از قوم موسی اشاره دارد که به حق هدایت میکنند.
به اعتقاد این کارشناس، این افراد کسانی بودند که برای حق تلاش میکردند، در مسیر هدایت دیگران قدم برمیداشتند و در عمل نیز پایبندی خود را به حقیقت نشان میدادند.
ویژگی اصلی رجعتکنندگان چیست؟
اباذری معتقد است مهمترین ویژگی رجعتکنندگان، ایستادگی عملی در مسیر حق است.
او توضیح میدهد که برخی از شخصیتهایی که نامشان در روایات رجعت آمده، با وجود برخورداری از امکانات و موقعیت اجتماعی، برای حفظ دین و ایمان خود از آسایش و امنیت گذشتند و در مسیر دفاع از حق، خطرهای بزرگی را پذیرفتند.
از نگاه او، رجعتکنندگان دوران ظهور را میتوان در شمار منتظران واقعی «قائم بالقسط» دانست؛ کسانی که در طول زندگی برای برپایی حق و عدالت تلاش کردهاند و در برابر جریان باطل ایستادهاند.
او برای نمونههای معاصر به شخصیتهایی مانند امام خمینی (ره)، رهبر انقلاب و سردار شهید سلیمانی اشاره میکند و آنان را نمونههایی از افرادی میداند که در مسیر آرمانهای خود ثابتقدم بودهاند.
این کارشناس همچنین بر اهمیت پایداری در طول زندگی تأکید میکند و میگوید صرف برخورداری از یک سابقه خوب کافی نیست؛ انسان باید در گذر زمان و در شرایط مختلف، پایبندی خود را به حق حفظ کند.
آیا بانوان نیز در میان رجعتکنندگان حضور دارند؟
اباذری در پاسخ به پرسشی درباره رجعت زنان میگوید بانوان نیز در میان رجعتکنندگان حضور خواهند داشت.
او برای بررسی بیشتر این موضوع به کتاب «بانو» نوشته جواد جعفری اشاره میکند که در آن، با استناد به روایات، نام تعدادی از بانوانی که رجعت خواهند کرد مطرح شده است.
به اعتقاد این کارشناس، برای شناخت ویژگیهای این بانوان باید به شیوه زندگی آنان توجه کرد؛ زنانی که آسایش و رفاه را هدف اصلی زندگی خود قرار ندادند، بلکه در دفاع از حق و یاری جبهه حقیقت نقشآفرینی کردند.
از نظر او، معیار اصلی رجعت در میان زنان و مردان تفاوتی ندارد و آن، پایبندی واقعی و عملی به حق است.
آیا ۳۱۳ یار خاص امام زمان (عج) اکنون زنده هستند؟
یکی از پرسشهای پرتکرار درباره ظهور، وضعیت ۳۱۳ نفر از یاران خاص امام زمان (عج) است؛ افرادی که در روایات از آنان بهعنوان یاران ویژه، فرماندهان و مسئولان اصلی حکومت حضرت یاد شده است.
اباذری میگوید پاسخ صریح و قطعی درباره زنده بودن یا درگذشتن تمام این افراد در روایات به دست نمیآید؛ اما از برخی شواهد چنین برداشت میشود که بیشتر آنان از دنیا رفتهاند و با ظهور امام زمان (عج) رجعت خواهند کرد.
او برای توضیح این دیدگاه به حضور شخصیتهایی مانند سلمان و ابو دجانه در میان یاران حضرت اشاره میکند و میگوید جایگاه این افراد در حکومت امام مهدی (عج) جایگاهی معمولی نیست، بلکه از آنان بهعنوان یاران و حاکمان یاد شده است.
این کارشناس همچنین تأکید میکند که عمر طولانی امام زمان (عج) یک ویژگی استثنایی و وابسته به شرایط خاص الهی است و دلیلی وجود ندارد که تمام ۳۱۳ یار ایشان نیز عمر طولانی داشته باشند.
از سوی دیگر، ویژگیهای لازم برای قرار گرفتن در شمار این یاران بهسادگی و در مدت کوتاه به دست نمیآید. به گفته او، گاهی باید سالها و حتی نسلها بگذرد تا شخصیتی با چنین سطحی از ایمان، معرفت و مجاهدت تربیت شود.
بنابراین، اباذری با تکیه بر این قرائن معتقد است بیشتر این ۳۱۳ نفر از شخصیتهای برجسته تاریخ هستند که پس از درگذشت، هنگام ظهور امام زمان (عج) بازمیگردند؛ هرچند احتمال زنده بودن تعدادی از آنان نیز وجود دارد.
نخستین کسانی که در دوران مستقل رجعت بازمیگردند چه کسانی هستند؟
اباذری در ادامه، میان رجعت دوران ظهور و رجعت مستقل یا «یومالکرّه» تفاوت میگذارد.
به گفته او، در روایات مربوط به دوران مستقل رجعت، نخستین فردی که بازمیگردد حضرت اباعبدالله الحسین (ع) همراه با اصحاب بزرگوارشان است.
پس از ایشان، طبق ظواهر برخی روایات، امیرالمؤمنین امام علی (ع) رجعت میکنند و در ادامه، دامنه این بازگشت گستردهتر میشود؛ بهگونهای که پیامبران الهی، اوصیای آنان و پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی (ص) نیز در این دوره حضور خواهند داشت.
او برای بررسی تفصیلی این موضوع، مراجعه به تفاسیر آیات ۸۱ سوره آلعمران و ۸۵ سوره ص را پیشنهاد میکند.
چه کسانی شایستگی حضور در دوران رجعت را دارند؟
این کارشناس مهدویت برای توضیح ویژگیهای رجعتکنندگان در دوران مستقل رجعت، به روایتی از پیامبر اکرم (ص) خطاب به سلمان فارسی اشاره میکند:
«إِنَّکَ مُدْرِکُهُمْ وَ أَمْثَالُکَ وَ مَنْ تَوَلَّاهُمْ بِحَقِیقَةِ الْمَعْرِفَةِ»
یعنی ای سلمان، تو و کسانی مانند تو و هر فردی که با شناخت حقیقی از آنان پیروی کند، آنان را درک خواهید کرد.
اباذری سپس به یکی از ویژگیهای برجسته سلمان فارسی از نگاه امام صادق (ع) اشاره میکند:
«إِیثَارُهُ هَوَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلَی هَوَی نَفْسِهِ»
یعنی سلمان خواست و رضایت امیرالمؤمنین (ع) را بر خواسته و تمایل نفس خود مقدم میداشت.
به اعتقاد او، این ویژگی یکی از مهمترین معیارهای الگوگیری برای کسانی است که خواهان دستیابی به چنین توفیقی هستند.
سلمان به جای دنبال کردن خواستههای شخصی، همواره در پی آن بود که رضایت امام خود را به دست آورد. همچنین همنشینی با فقرا و محرومان را ترجیح میداد، به علم و معرفت علاقه داشت و برای رشد معنوی خود دشواریهای سفر و هجرت را تحمل میکرد.
از نگاه اباذری، انسان اگر در طول زندگی خواست امام را بر خواسته شخصی خود مقدم بدارد و در مسیر معرفت و بندگی حرکت کند، میتواند شایستگی حضور در دوران رجعت را پیدا کند.
چرا دشمنان و سران کفر نیز رجعت میکنند؟
بازگشت دشمنان و سران کفر یکی دیگر از موضوعات قابل توجه در روایات رجعت است.
اباذری توضیح میدهد که یکی از اهداف رجعت در دوران ظهور، آشکار شدن حقیقت و نمایان شدن باطن افراد است. از همین رو، برخی از سران کفر و کسانی که در طول تاریخ مسیر حق را منحرف کردهاند، بازگردانده میشوند تا حقیقت عملکرد آنان آشکار شود.
به اعتقاد او، فراعنه هر امت و سردمداران جریان باطل که با فریب، نیرنگ و قدرتطلبی مردم را از مسیر حق دور کردهاند، در این مرحله حضور خواهند داشت.
البته او به روایاتی نیز اشاره میکند که بر اساس آنها، اقوامی که در همین دنیا گرفتار عذاب استیصال شدهاند، دیگر رجعت نخواهند کرد.
از جمله این اقوام میتوان به قوم نوح، عاد، ثمود، قوم شعیب و قوم لوط اشاره کرد.
بنابراین، بر اساس توضیح این کارشناس، رجعت دشمنان شامل تمام اقوام و افراد گناهکار نمیشود، بلکه گروهی از سران و سردمداران جریان باطل که نقش اساسی در مقابله با جبهه حق داشتهاند، موضوع این روایات هستند.
آیا امام زمان (عج) نیز در دوران رجعت بازمیگردند؟
اباذری در بخش دیگری از این گفتوگو به دیدگاهی درباره رجعت دوباره امام مهدی (عج) اشاره میکند.
او میگوید برخی عالمان شیعه، از جمله شیخ حر عاملی و علامه مجلسی، درباره رجعت امام زمان (عج) در دوران مستقل رجعت مطالبی مطرح کردهاند.
همچنین به دیدگاه آیتالله سید عبدالحسین طیب اصفهانی، صاحب تفسیر اطیبالبیان، ذیل آیات ۸۷ سوره نمل و ۶۸ سوره زمر اشاره میکند.
بر اساس دیدگاه مطرحشده از سوی آیتالله طیب، امام مهدی (عج) پس از بازگشت در دوران رجعت، تا برپایی قیامت حیات خواهند داشت و هنگام نفخ صور نیز از دنیا نمیروند.
اباذری تأکید میکند که این موضوع یک دیدگاه تفسیری است که برای آشنایی با آن مطرح میشود و نباید آن را بهعنوان نظریهای قطعی و مورد اتفاق معرفی کرد.
فلسفه اصلی رجعت چیست و چرا مؤمنان به دنیا بازمیگردند؟
این کارشناس مهدویت در ادامه، به یکی از مهمترین پرسشهای بحث رجعت میپردازد: چرا پس از برپایی حکومت جهانی امام زمان (عج)، دوره دیگری برای رجعت در نظر گرفته شده است؟
او معتقد است یکی از اهداف اصلی رجعت، فراهم شدن فرصت رشد و تکامل برای انسانهایی است که در طول تاریخ به دلیل حاکمیت طاغوتها و شرایط دشوار اجتماعی، از رسیدن به برخی کمالات محروم ماندهاند.
به گفته اباذری، انسان دارای استعدادهای گستردهای است و میتواند در مسیر بندگی و معرفت الهی به درجات بالایی دست پیدا کند؛ اما شکوفایی این استعدادها به شرایط مناسب نیاز دارد.
او در این زمینه چند نکته را مطرح میکند:
نخست؛ استعداد گسترده انسان برای رشد معنوی
خداوند انسان را با ظرفیتهای فراوان آفریده است و او میتواند در مسیر کمال معنوی تا بالاترین مراتب قرب الهی پیش برود.
دوم؛ نقش دنیا در تبدیل استعدادها به فعلیت
از نگاه اباذری، دنیا عرصه عمل اختیاری و شکوفایی استعدادهای انسان است. در عالم برزخ، انسان با نتایج اعمال خود روبهرو میشود، اما فرصت عمل اختیاری و کسب کمالات جدید به معنای دوران دنیا را ندارد.
سوم؛ تفاوت انگیزههای مؤمنان
او میان دو گروه از مؤمنان تفاوت قائل میشود. گروهی هدف اصلیشان انجام تکالیف دینی و رسیدن به نجات و بهشت است؛ اما گروه دیگری، فراتر از این مرحله، در پی قرب الهی و دستیابی به مراتب بالاتر معرفت و بندگی هستند.
چهارم؛ ارتباط رشد انسان با ولایت و عدالت
به اعتقاد این کارشناس، دستیابی به مراتب بالای کمال انسانی با ولایت امام معصوم و برپایی عدالت ارتباط دارد. بسیاری از انسانهای مستعد در طول تاریخ به دلیل محرومیت از دسترسی به امام یا قرار گرفتن زیر سلطه طاغوتها نتوانستهاند ظرفیتهای خود را بهطور کامل شکوفا کنند.
اباذری معتقد است اگر با برپایی قیامت فرصت زندگی دنیوی پایان یابد، این محرومیت تاریخی جبران نخواهد شد؛ ازاینرو، یکی از حکمتهای دوران مستقل رجعت میتواند فراهم شدن فرصت دوباره برای این گروه از انسانها باشد.
دوران رجعت چه تفاوتی با دوران ظهور دارد؟
به گفته اباذری، در دوران ظهور امام زمان (عج)، جهان به سمت عدالت و از میان رفتن مظاهر ظلم و شرک حرکت میکند؛ اما دوران مستقل رجعت، فرصتی گستردهتر برای رشد و تکامل انسانهایی است که در طول تاریخ در مسیر حق حرکت کردهاند.
او این دوره را فرصتی برای جبران محرومیتهای معنوی نسلهای گذشته میداند؛ انسانهایی که با وجود تلاش و مجاهدت، به دلیل شرایط حاکم بر زمانه خود نتوانستهاند از حضور مستقیم امام معصوم بهرهمند شوند.
بر اساس این دیدگاه، در دوران رجعت پیامبران، اوصیا، امامان و اولیای الهی حضور خواهند داشت و محیطی فراهم میشود که در آن خبری از حاکمیت شرک و طاغوت نیست.
اباذری این وضعیت را بستری برای تربیت و تکامل انسانها میداند؛ فضایی که در آن مؤمنان میتوانند در پرتو هدایت مستقیم انبیا و اهلبیت (ع)، استعدادهای خود را به بالاترین سطح ممکن برسانند.
آیا رجعت فرصتی برای جبران محرومیتهای تاریخی است؟
اباذری در جمعبندی دیدگاه خود تأکید میکند که دوران مستقل رجعت را نباید صرفاً بازگشت گروهی از انسانهای درگذشته دانست؛ بلکه این دوره، در نگاه او، فرصتی برای تکامل انسانهایی است که در طول تاریخ در مسیر حق حرکت کردهاند، اما شرایط زمانه مانع رسیدن آنان به برخی مراتب کمال شده است.
او معتقد است در چنین دورهای، زمینه رشد و معرفت برای مؤمنان فراهم میشود و آنان میتوانند در محیطی سرشار از هدایت الهی، مسیر بندگی را با فرصتهای گستردهتری ادامه دهند.
به تعبیر این کارشناس، فلسفه رجعت تنها بازگشت به دنیا نیست؛ بلکه فراهم شدن فرصتی برای تحقق استعدادهای الهی انسان و تجربه زندگی در جامعهای مبتنی بر ولایت، عدالت و توحید است.
از همین رو، او تأکید میکند که نباید فضیلت زندگی در دوران ظهور را بهانهای برای کمتوجهی به وظایف امروز قرار داد. هنر واقعی، حفظ ایمان و تقوا در شرایط دشوار غیبت است؛ زمانی که انسان با وجود گستردگی زمینههای گناه و دشواریهای دینداری، همچنان در مسیر حق ثابتقدم میماند.
به اعتقاد اباذری، همین پایداری، معرفت و ترجیح رضایت امام بر خواستههای شخصی است که میتواند زمینه شایستگی انسان برای بهرهمندی از نعمت رجعت را فراهم کند.
