هاشم اورعی، کارشناس ارشد انرژی و استاد دانشگاه شریف درباره دلایل ناترازی گاز به«اعتماد» می‌گوید: ناترازی گاز در ایران فقط به افزایش مصرف در فصل سرد سال و محدودیت ظرفیت تولید مربوط نمی‌شود، بخشی از این بحران به هدررفت منابع در فرآیند بهره‌برداری، فرسودگی تجهیزات و نشتی در اتصالات و شیرآلات بازمی‌گردد. البته میزان دقیق گاز هدررفت از محل نشتی تجهیزات رسمی اعلام نشده است.

مدت‌هاست ناترازی گاز در ایران به یکی از چالش‌های ساختاری اقتصاد کشور بدل شده و دیگر صرفا به افزایش مصرف در فصل‌های سرد خلاصه نمی‌شود. اگرچه نمود عینی این ناترازی در فصل سرماست؛ بحرانی که ناشی از ضعف در مدیریت مصرف، هدررفت منابع در زنجیره تولید و انتقال به واسطه فرسودگی تجهیزات، نبود سرمایه‌گذاری کافی در جریان توسعه و... است. نتیجه این وضعیت، تکرار محدودیت گاز صنایع در زمستان و به‌تبع آن کاهش ظرفیت تولید واحدهای صنعتی و افزایش هزینه‌های اقتصادی است؛ هزینه‌هایی که درنهایت به شکل افزایش قیمت کالاها و فشار بر معیشت خانوارها نمایان می‌شود.

هدررفت گاز در شبکه فرسوده

به گزارش اعتماد، با وجود آنکه در تحلیل ناترازی گاز معمولا افزایش مصرف خانگی، استفاده از تجهیزات گرمایشی پرمصرف و رشد تقاضا در روزهای سرد سال مورد توجه قرار می‌گیرد، نمی‌توان سهم هدررفت انرژی در بخش‌های مختلف را نادیده گرفت. فرسودگی تجهیزات، نشتی در خطوط انتقال و شبکه توزیع، عملکرد نامناسب برخی تاسیسات و راندمان پایین تجهیزات مصرف‌کننده انرژی، ازجمله عواملی هستند که می‌توانند بخشی از منابع ارزشمند کشور را پیش از رسیدن به مصرف‌کننده نهایی هدر دهند. در واقع، مساله فقط این نیست که چه میزان گاز تولید می‌شود یا چه اندازه مصرف داریم، بلکه باید بررسی کرد چه سهمی از این منابع با چه میزان بهره‌وری تولید، منتقل و مصرف می‌شود. در بخش انتقال و توزیع گاز نیز وضعیت تجهیزات و زیرساخت‌ها اهمیت زیادی دارد. شبکه‌ای با تجهیزات فرسوده و اتصالات غیراستاندارد، علاوه بر افزایش هزینه‌های نگهداری و تعمیرات، می‌تواند زمینه‌ساز نشتی و اتلاف منابع شود. هرچند تعیین سهم دقیق این عوامل از مجموع ناترازی گاز به داده‌های فنی و ارزیابی‌های کارشناسی نیاز دارد، اما روشن است که نوسازی زیرساخت‌ها و کاهش هدررفت باید در کنار افزایش تولید و مدیریت تقاضا قرار گیرد. نمی‌توان از یک‌سو بر ضرورت صرفه‌جویی خانوارها تاکید کرد و از‌سوی دیگر، ظرفیت‌های کاهش اتلاف در زنجیره تولید، انتقال و مصرف را نادیده گرفت. از سوی دیگر، بخش مهمی از مصرف گاز کشور به نیروگاه‌ها، صنایع و واحدهای تولیدی اختصاص دارد. پایین بودن راندمان برخی تجهیزات و استفاده از فناوری‌های قدیمی در بخشی از این مجموعه‌ها، ضرورت سرمایه‌گذاری برای بهینه‌سازی مصرف را دوچندان می‌کند.

او تاکید کرد که نشتی در شیرآلات و اتصالات فرسوده یکی از مواردی است که در محاسبه تلفات بخش گاز باید موردتوجه قرار گیرد، استشمام بوی گاز در برخی نقاط شهری گواه همین مدعاست، نشتی تجهیزات موضوعی نیست که صرفا در محاسبات فنی مطرح باشد و گاهی نشانه‌های آن در محیط نیز قابل مشاهده است. هرچند استشمام بوی گاز به‌تنهایی برای تعیین میزان هدررفت کافی نیست، این مساله ضرورت بازرسی مستمر، شناسایی نقاط نشتی و رسیدگی به تجهیزات فرسوده را برجسته می‌کند.

او ادامه می‌دهد: در شرایطی که تامین گاز بخش خانگی، نیروگاه‌ها و صنایع با محدودیت‌هایی روبه‌رو است، کاهش تلفات می‌تواند بخشی از فشار وارد شده بر شبکه را کاهش دهد. البته میزان اثرگذاری این اقدام بر ناترازی کلی، به اندازه واقعی نشتی‌ها و سهم آنها از مجموع تلفات بستگی دارد، موضوعی که بدون انتشار آمارهای دقیق نمی‌توان درباره آن برآورد قطعی ارایه کرد.

او می‌گوید: تصمیم در نوسازی یا تعمیر تجهیزات باید براساس وضعیت فنی تجهیزات، عمر مفید، هزینه تعمیرات و صرفه اقتصادی اتخاذ شود. در برخی موارد، تعمیر و بازسازی تجهیزات موجود هزینه کمتری نسبت به خرید تجهیزات جدید دارد و می‌تواند راهکاری مناسب برای کاهش نشتی و افزایش بهره‌وری باشد. با این حال، این قاعده درباره تمام تجهیزات صدق نمی‌کند. به گفته این استاد دانشگاه شریف، برخی شیرآلات و تجهیزات قدیمی به مرحله‌ای می‌رسند که هزینه تعمیر آنها از ارزش اقتصادی تجهیز بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی، ادامه استفاده از تجهیزات فرسوده توجیهی ندارد و جایگزینی آنها باید در اولویت قرار گیرد. بنابراین، نمی‌توان یک نسخه واحد برای تمام تجهیزات شبکه گاز تجویز کرد. شناسایی دقیق وضعیت تجهیزات، ارزیابی میزان فرسودگی و مقایسه هزینه تعمیر با جایگزینی، ازجمله اقداماتی است که می‌تواند منابع محدود سرمایه‌گذاری را به سمت بخش‌های ضروری هدایت کند.

او با بیان اینکه موضوع نوسازی در بخش تجهیزات سنگین صنعتی پیچیدگی بیشتری دارد، به تجهیزاتی مانند؛ کمپرسورها اشاره کرده و می‌گوید: کمپرسورها برای افزایش فشار گاز به کار می‌روند و جایگزینی این تجهیزات به سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی نیاز دارد و در برخی موارد نیز به‌سادگی امکان‌پذیر نیست.

به گفته او، تامین تجهیزات سنگین از خارج از کشور با توجه به شرایط اقتصادی و محدودیت‌های موجود با دشواری‌هایی همراه است. ازسوی دیگر، ساخت داخل این تجهیزات نیز به زمان نیاز دارد و نمی‌توان انتظار داشت تمام نیازهای کشور در کوتاه‌مدت از این مسیر تامین شود. این کارشناس انرژی به وضعیت استانداردهای تجهیزات انرژی و نحوه اجرای آنها انتقاد کرده و می‌گوید: برخی استانداردها به‌روز نیستند و در مواردی نیز استانداردهای تدوین‌شده به شکل مطلوب اجرا نمی‌شوند.

از نگاه او، مساله فقط تدوین مقررات فنی نیست؛ قدرت نظارتی نهادهای مسوول و توانایی آنها برای الزام تولیدکنندگان به رعایت استانداردها نیز اهمیت اساسی دارد. اورعی می‌گوید: در برخی موارد، تولید محصولات غیراستاندارد و ادامه شماره‌گذاری آنها با وجود ایرادات فنی، نشان‌دهنده ضعف در اجرای مقررات و نظارت موثر است و همین مساله در حوزه تجهیزات انرژی نیز می‌تواند به تداوم استفاده از محصولات قدیمی یا کم‌کیفیت منجر شود. این کارشناس انرژی تاکید می‌کند: وجود یک نهاد استاندارد قدرتمند برای کنترل کیفیت محصولات، به‌روزرسانی الزامات فنی و نظارت بر اجرای آنها ضروری است. در حوزه تجهیزات گرمایشی و گازسوز نیز رعایت استانداردهای معتبر، کنترل کیفیت تولید و بازرسی دوره‌ای باید جدی گرفته شود تا علاوه بر کاهش اتلاف انرژی، ایمنی مصرف‌کنندگان نیز تضمین شود.

میزان هدررفت گاز چقدر است؟

آرش نجفی، رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران و رییس فدراسیون صنعت نفت ایران، به «اعتماد» می‌گوید: بازسازی شبکه و تعویض تجهیزات فرسوده باید برمبنای ارزیابی‌های کارشناسی انجام شود، چراکه در همه موارد، خرید تجهیزات جدید لزوما اقتصادی‌ترین راهکار نیست. رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، درباره میزان هدررفت گاز در شبکه توزیع کشور به دلیل فرسودگی اتصالات، شیرآلات و تجهیزات ادامه می‌دهد: در حال حاضر نمی‌توان بدون بررسی‌های دقیق، رقم مشخص و قطعی برای میزان گاز هدررفته اعلام کرد، اما برآوردهای مطرح‌شده نشان می‌دهد سهم قابل توجهی از گاز کشور ممکن است به دلیل نشتی در اتصالات و ضعف تجهیزات شبکه از دست برود. به گفته او، در برخی برآوردها از هدررفت حدود ۲۰درصدی گاز در شبکه کشور سخن گفته می‌شود، اما برای تایید این رقم باید اطلاعات دقیق و مستند در اختیار باشد. بنابراین، تعیین میزان واقعی هدررفت گاز به بررسی‌های فنی، اندازه‌گیری نشتی‌ها و ارزیابی وضعیت خطوط انتقال و شبکه توزیع نیاز دارد. نجفی با اشاره به حجم گاز توزیع ‌شده در کشور توضیح می‌دهد: روزانه حدود هزار میلیون مترمکعب گاز در شبکه گازی ایران توزیع می‌شود. اگر فرض کنیم روزانه دست‌کم ۱۰۰ میلیون مترمکعب از این حجم به شیوه‌های مختلف هدر می‌رود، باید درباره ابعاد اقتصادی این مساله و هزینه فرصت از دست رفتن چنین منبعی بررسی جدی انجام شود. او تاکید می‌کند: این ارقام باید به عنوان برآوردهای اولیه مورد توجه قرار گیرند و نمی‌توان بدون انتشار آمار رسمی و تفکیک عوامل هدررفت، آنها را معادل میزان قطعی نشتی ناشی از فرسودگی تجهیزات دانست.

رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران با اشاره به ارزش اقتصادی گاز هدررفته می‌گوید: اگر ارزش هر مترمکعب گاز را به‌صورت فرضی و بر مبنای قیمت صادراتی ۲۵ سنت محاسبه کنیم، هدررفت روزانه ۱۰۰ میلیون مترمکعب گاز معادل ۲۵ میلیون دلار در روز خواهد بود.

او می‌گوید: البته برای محاسبه دقیق هزینه اقتصادی، باید سهم نشتی شبکه از سایر عوامل هدررفت مشخص شود و ارزش گاز نیز با توجه به شرایط صادرات، هزینه‌های انتقال و محدودیت‌های فروش تعیین شود.

نجفی معتقد است؛ در بررسی هدررفت گاز نباید صرفا به هزینه تعمیرات و تعویض تجهیزات توجه کرد، بلکه ارزش منبعی را نیز باید در نظر گرفت که در صورت اصلاح شبکه، امکان استفاده موثرتر از آن فراهم می‌شود. گاز طبیعی در اقتصاد ایران علاوه بر مصرف خانگی، نقش مهمی در تامین انرژی صنایع، نیروگاه‌ها و بخش‌های تولیدی دارد و از دست رفتن آن می‌تواند هزینه‌های مستقیمی بر اقتصاد تحمیل کند.

نجفی در مورد تعمیر تجهیزات یا نوسازی آنها بر این باور است؛ نمی‌توان برای تمام خطوط لوله، اتصالات و شیرآلات یک نسخه واحد پیچید، تصمیم‌گیری در این زمینه باید موردی و براساس ارزیابی‌های فنی و اقتصادی انجام شود.

به اعتقاد او، در برخی موارد تعمیر و اصلاح تجهیزات موجود می‌تواند راهکاری کم‌هزینه‌تر و منطقی‌تر باشد، اما در بخش‌هایی که عمر مفید تجهیزات به پایان رسیده یا امکان اطمینان از عملکرد ایمن آنها وجود ندارد، تعویض و جایگزینی ضرورت پیدا می‌کند.

او توضیح می‌دهد: برای تصمیم‌گیری باید عواملی مانند؛ عمر مفید تجهیزات، میزان فرسودگی، احتمال نشتی، هزینه تعمیر، هزینه جایگزینی و پیامدهای احتمالی ادامه بهره‌برداری بررسی شوند. همچنین باید مشخص شود تعمیر یک قطعه تا چه مدت می‌تواند عملکرد مطمئن آن را تضمین کند و آیا هزینه‌های نگهداری مکرر، در نهایت از هزینه خرید تجهیزات جدید بیشتر خواهد شد یا خیر.

نجفی تأکید می‌کند: خرید تجهیزات نو به‌خودی‌خود به معنای انتخاب اقتصادی‌تر نیست؛ زیرا تخریب، بازسازی و جایگزینی زیرساخت‌ها نیز هزینه‌های قابل توجهی به همراه دارد. در مقابل، اصرار بر تعمیر تجهیزات فرسوده‌ای که دیگر قابلیت اطمینان کافی ندارند نیز می‌تواند هزینه‌های بیشتری ایجاد کند.

از نگاه او، راهکار مناسب، اجرای برنامه‌ای مبتنی بر اصول مهندسی، محاسبات اقتصادی و ارزیابی دقیق شرایط هر بخش از شبکه است؛ رویکردی که امکان تخصیص بهینه منابع محدود و اولویت‌بندی نقاط پرخطر را فراهم می‌کند. این عضو اتاق بازرگانی ایران درباره استانداردهای تشخیص فرسودگی شبکه و نحوه شناسایی نقاط دارای نشتی می‌گوید: تعیین جزییات استانداردهای فنی و روش‌های اجرایی در این حوزه، در حیطه تخصصی شرکت ملی گاز و مجموعه‌های مسوول بهره‌برداری از شبکه قرار دارد و برای اظهارنظر دقیق درباره عملکرد آنها باید به اطلاعات فنی و مستندات تخصصی مراجعه کرد. نجفی عملکرد متخصصان صنعت گاز در زمینه حفظ ایمنی شبکه را قابل توجه می‌داند و می‌گوید: شبکه گاز کشور در ابعاد گسترده‌ای فعالیت می‌کند و تأمین گاز بخش خانگی و صنعتی مستلزم رعایت الزامات ایمنی و کنترل مستمر زیرساخت‌هاست و تداوم فعالیت این شبکه در چنین ابعادی نشان‌دهنده اهمیت اقدامات فنی و نظارتی انجام‌شده است. رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران در ادامه، به نقش شرایط اقتصادی در تامین منابع مورد نیاز برای تعمیر و نوسازی شبکه اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: اگر اصلاحات اقتصادی به‌گونه‌ای انجام شود که منابع مالی کافی برای توسعه زیرساخت‌ها فراهم شود و فعالان این حوزه نیز از شرایط مناسب‌تری برای فعالیت برخوردار باشند، امکان رفع بخشی از کمبودها و افزایش بهره‌وری شبکه فراهم خواهد شد. نجفی معتقد است؛ اصلاح قیمت گاز و واقعی‌تر شدن ارزش اقتصادی آن، در کنار سیاست‌های مناسب برای تامین مالی و سرمایه‌گذاری، می‌تواند به بهبود عملکرد صنعت گاز کمک کند. البته این اصلاحات باید با در نظر گرفتن آثار اقتصادی و اجتماعی آن بر خانوارها و صنایع انجام شود و منابع حاصل نیز به شکل موثر در توسعه و نگهداری زیرساخت‌ها به کار گرفته شوند. او در پایان تاکید می‌کند: کاهش هدررفت گاز تنها با تعویض تجهیزات یا افزایش هزینه‌های تعمیراتی محقق نمی‌شود، بلکه به برنامه‌ریزی مهندسی، ارزیابی دقیق هزینه و فایده، اولویت‌بندی نقاط فرسوده و تامین منابع مالی پایدار نیاز دارد. به اعتقاد او، اگر این اقدامات براساس اصول کارشناسی و بدون تنگ‌نظری انجام شوند، می‌توان ضمن کاهش اتلاف منابع انرژی، هزینه‌های نگهداری شبکه را مدیریت کرد و زمینه افزایش بهره‌وری صنعت گاز کشور را فراهم آورد.