سه دهه پیش، فیلمی درباره‌ی شبی از درگیری در حومه‌های پاریس، نخست‌وزیر فرانسه را وادار کرد برای کابینه‌اش نمایش خصوصی بگذارد. آن فیلم «نفرت» بود. حالا که خیابان‌های فرانسه دوباره همان تصاویر آشنا را تکرار می‌کنند.

سینمای فرانسه این خیابان‌ها را قبلاً دیده است؛ پنج فیلم برای فهمیدن اعتراضات این روزها

۱. «نفرت» (La Haine، ۱۹۹۵)؛ فیلمی که به کابینه فرانسه هم رسید

سینمای فرانسه این خیابان‌ها را قبلاً دیده است؛ پنج فیلم برای فهمیدن اعتراضات این روزها

۲. «بینوایان» (Les Misérables، ۲۰۱۹)؛ وارث معنوی «نفرت»

سینمای فرانسه این خیابان‌ها را قبلاً دیده است؛ پنج فیلم برای فهمیدن اعتراضات این روزها

۳. «آتنا» (Athena، ۲۰۲۲)؛ برق‌گیر، اما بی‌پاسخ

رومن گاوراس بعد از مرگ یک نوجوان، شبی از شورش در یک مجتمع مسکونی را نشان می‌دهد. نظر منتقدان کاملاً دوقطبی است. اجماع منتقدان در راتن‌تومیتوز این است که فیلم شاید به درون‌مایه‌های عمیق‌ترش نمی‌رسد، اما تماشایش در لحظه برق‌گیرکننده است. مووی‌وافلر آن را از نظر بصری خیره‌کننده دانسته، ولی شک دارد پیام یا حرف محتوایی داشته باشد. دِ رپ آن را تصویری قدرتمند از خشونت پلیس فرانسه خوانده، اما گفته مثل «بینوایان» گاهی به پیام‌های سنگین و روایت‌های قالبی می‌افتد. یک منتقد دیگر هم ایراد گرفته که وقتی خشونت خود موضوع اصلی می‌شود، دردهای اجتماعی فیلم فوریت‌شان را از دست می‌دهند.

سینمای فرانسه این خیابان‌ها را قبلاً دیده است؛ پنج فیلم برای فهمیدن اعتراضات این روزها
۴. «در جنگ» (En guerre، ۲۰۱۸)؛ همان شعارها، بدون خیابان و آتش


 این فیلم خیابان و آتش ندارد، ولی موضوعش همان است که امروز در شعارهای معترضان شنیده می‌شود. فیلم در بخش رقابتی جشنواره کن ۲۰۱۸ بود و داستانش درباره کارگرانی است که کارخانه‌شان با وجود قول مدیران برای حفظ شغل‌ها تعطیل می‌شود. یک منتقد آن را به سینمای کن لوچ نزدیک دانسته و بزرگ‌ترین قوتش را دیالوگ‌ها و بازی ونسان لیندون می‌داند. اجماع منتقدان این است که فیلم جواب مشکلاتی را که نشان می‌دهد ندارد، اما فوریتش جذاب است.

 سینمای فرانسه این خیابان‌ها را قبلاً دیده است؛ پنج فیلم برای فهمیدن اعتراضات این روزها


۵. «می‌خواهم آفتاب ببینم» (J'veux du soleil، ۲۰۱۹)؛ صدای خود جلیقه‌زردها

 
مستند ژیل پره و فرانسوا روفن از میان جلیقه‌زردها ساخته شده و بیشتر حرف‌هایش را آدم‌های عادی می‌زنند؛ کسانی که در چهار فیلم قبلی معمولاً موضوع بودند و اینجا راوی‌اند. این فیلم مثل چهار فیلم دیگر مورد بحث منتقدان بین‌المللی نبوده و نقد قابل استنادی درباره‌اش پیدا نکردم، پس درباره نگاه منتقدان به آن چیزی نمی‌نویسم؛ اما حضورش در این فهرست از این جهت مهم است که نشان می‌دهد سینمای فرانسه فقط از بیرون به اعتراض نگاه نکرده و دوربین را به دست خود معترضان هم داده است.
 
 
در انتها باید به نکته ای اشاره کنم در هر یک از این فیلمها داستانی تکرار می‌شود. منتقدان به سه چیز بیشتر از بقیه گیر می‌دهند: یکی نگاه بیرونی به حاشیه، دیگری زیبایی‌شناسی خشونت، و سوم پایان‌هایی که جواب نمی‌دهند. این ایرادها از ارزش فیلم‌ها کم نمی‌کند؛ همین پرسش‌های بی‌جواب است که این آثار را در روزهایی مثل این روزها دوباره سر زبان‌ها می‌اندازد. شاید دلیل اصلی اینکه هنوز بعد از سه دهه «نفرت» را تماشا می‌کنیم، همین باشد: فیلمی که خودش هم نمی‌داند پاسخ چیست، اما پرسیدن را یادمان می‌دهد.