حقیقتی که بعضیها نمیبینند!
از همان نخستین لحظات انسداد تنگه هرمز توسط کشورمان تا به امروز، بسیاری از صاحب نظران برجسته در حوزه سیاست و اقتصاد بینالملل، بارها و بارها اذعان کرده اند که ایران یک اهرم قدرت جدی را در اختیار خود گرفته که حتی اهمیت آن از برخورداری کشورمان از تسلیحات اتمی نیز بیشتر است! در واقع، استدلال محوری حامیان این ایده بر این مساله استوار است که ایران عملا نبض بازار جهانی انرژی و اقتصاد بینالملل را به دست گرفته است. مساله ای که با توجه به تسلط متحدان کشورمان در یمن بر تنگه باب المندب، ابعاد جدیتری را نیز به خود می گیرد. حتی در خودِ آمریکا بسیاری به ترامپ حمله می کنند که اگر به ایران تجاوز نمیکرد، تنگه هرمز باز بود و مردم آمریکا با هزینههای اضافی در زندگی خود رو به رو نمی شدند.
تسلط ایران بر تنگه هرمز به قدری اقتصادِ جهانی را تحت تاثیر قرار داده که در ماه های اخیر، ده ها گزارش و تحلیل در مورد اُفت شدید ذخایر راهبردی نفت جهان به ویژه در کشورهای غربی و البته تحمیل تورم از ناحیه افزایش قیمت نفت و سوخت به اقتصادهای غربی، نوشته و گفته شده است. با این حال، عجیب است که عده ای در داخل کشورمان به هر دری می زنند که بگویند اعمال کنترل ایران بر تنگه هرمز، هیچ دستاوردی برای کشورمان ندارد و می تواند برای ایران هزینهساز شود! البته که هر اهرمی برای استفاده و گرفتن امتیاز است و زمان استفاده از این اهرم که برسد به خوبی در جهت منافع ملی از آن بهره برداری خواهد شد اما اشتباه خواندن اصل این تصمیم راهبردی خطای بزرگی است.
در رَد استدلال این قبیل افراد باید گفت که حتی اگر منطق اقتصادی اعمال کنترل بر تنگه هرمز را کنار بگذاریم، صِرف اینکه محدودیتهایی در تنگه اعمال شود، به دلیل خصومتورزی علیه ایران و ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی و به شهادت رسیدن هزاران نفر از مردم کشورمان در طی تحولات ماه های اخیر، کاملا منطقی است و پیام محکمی از بازدارندگی را به خصومتورزیهای احتمالی آتی مخابره می کند. مگر می شود دشمنان علیه ایران همه نوع جنایتی را انجام دهند و هیچ عقوبتی هم نبینند؟ در عین حال، آیا ما نباید در نبرد با دشمن متجاوز، اهرمسازی کنیم و به او تحمیل هزینه کنیم؟ آیا باید راه او در خصومتورزی علیه ایران باز باشد و ما نظارهگر قلدروی او علیه ایران و درخواستش از کشورمان جهت تسلیم باشیم؟ منافع و امنیت ملی ایران، اولویت اساسی کشور است و نمی توان با خوشبینیهای صِرف، در جهان کنونی، از حقوق حقه خود کوتاه آمد.
