مشارکت بالای پایگاه سنتی دموکراتها و آراء مستقل از عوامل مهم این پیروزی است. چالش اصلی دموکراتها از روز پیروزی آغاز میشود
عصر ایران ؛ یلدا آذرپی - نتیجۀ انتخابات میاندورهای سوم نوامبر خیرهکننده بود. دموکراتها کنترل هر دو مجلس نمایندگان و سنا را به دست آوردند و جناح مخالف شکستِ سختی خورد؛ شکستی که تحلیلگران و رسانههای بینالمللی آن را رأی اعتراضی به دونالد ترامپ و سیاستهای ویرانگرش قلمداد کردهاند.
درنتیجه، دو سالِ پایانی ریاستجمهوری ترامپ با کنگرهای مواجه خواهد بود که به فرمانِ حزب مخالف تصمیم میگیرد. این وضعیت میتواند بر قانونگذاری، بودجه، انتصابها، نظارت بر دولت و حتی سیاست خارجی آمریکا اثر بگذارد.
یکی از شگفتانگیزترین نتایج انتخابات، پیروزی «جیمز تالاریکو» در رقابت سنای تگزاس بود؛ ایالتی که از سال 1988 تاکنون دموکراتی به سنا نفرستاده. تالاریکو با تأکید بر عدالت اقتصادی و بهرهگیری از پیشینۀ مذهبیاش، «کِن پَکستون» (نامزد مورد حمایت ترامپ) را شکست داد. همزمان، «جینا هینوجوسا» هم با پیروزی در انتخاباتِ فرمانداری تگزاس، نخستین فرماندار دموکرات این ایالت در 36 سال گذشته شد.
در کانزاس نیز «آدام همیلتون» برای نخستین بار از سال 1932 یک کرسی سنا را به دموکراتها بازگرداند. پیروزی «آنی اندروز» در کارولینای جنوبی، «تروی جکسون» در مِین و «شرود براون» در اوهایو، در کنار موفقیتِ دموکراتها در آیووا و کارولینای شمالی حاکی از این بود که عقبنشینی جمهوریخواهان به ایالتهای رقابتی محدود نیست. در میشیگان هم «عبدال السید» با پیروزی در رقابت سنا به نخستین سناتور مسلمان آمریکا بدل شد.
دامنۀ پیروزی دموکراتها فراتر از پیشبینی نظرسنجیها بود و به مناطقی رسید که تا چند ماه قبل، در نقشۀ انتخاباتی جمهوریخواهان قرار داشتند. مشارکت بالای پایگاه سنتی دموکراتها و آراء مستقل از عوامل مهم این پیروزی است.
عامل اصلی شکست جمهوریخواهان را باید در تلاقی نارضایتی اقتصادی و مخالفت با جهتگیری سیاسی دولت جُست. تورم افسارگسیخته و نابسامانی خدمات اجتماعی فشار سنگینی به خانوادهها تحمیل کرده است. نظرسنجیها نشان میدهند 9 نفر از هر 10 رأیدهنده، هزینۀ زندگی را عامل مهم و تعیینکننده در انتخاب سیاسیشان دانستهاند.
حدود سهچهارم رأیدهندگان نیز از مسیر حرکت کشور ناراضی یا خشمگین بودند. این ارقام برای حزبی که با وعدۀ مهار تورم و کاهش هزینههای زندگی به قدرت بازگشته، معنای روشنی داشت. وعدۀ اقتصادی به محک اصلی ارزیابی عملکرد دولت تبدیل شد، ولی بسیاری از رأیدهندگان، بهبود مورد انتظار را در زندگی روزمره حس نکردند.
جنگ ایران نیز یکی از عوامل مهم نارضایتی است. افزایش هزینۀ انرژی، نگرانی از گسترش درگیری و تأثیر جنگ بر قیمت سوخت، به نارضایتی از عملکرد دولت دامن زد. رسانههایی مثل نیویورکتایمز، گاردین و والاستریت ژورنال از جنگ ایران، تعرفههای تجاری و افزایش هزینههای خانوار بهعنوان مجموعه عوامل مؤثر بر شکستِ جمهوریخواهان یاد کردهاند. تعرفههای دولت که به گفتۀ منتقدان به کسبوکارهای کوچک، کشاورزان و روابط تجاری آمریکا آسیب زده، نگرانی دربارۀ آیندۀ اقتصاد را تشدید کرده است.
اما مسئله فقط اقتصاد و جنگ نیست. سیاست مهاجرتیِ سختگیرانه و عملیات گستردۀ اخراج مهاجران نیز بخشی از رأیدهندگان لاتینتبار را که در انتخابات 2024 به ترامپ نزدیک شده بودند، از جمهوریخواهان دور کرد. اقبال به جمهوریخواهان در میان رأیدهندگان لاتینتبار از حدود 46 درصد در انتخابات 2024 به حدود یکسوم در این انتخابات کاهش یافت. پیروزی هیونوجوسا در تگزاس اهمیت این تغییر را نشان میدهد؛ ایالتی که جمعیتِ لاتینتبارش سهم بزرگی از رأیدهندگان را تشکیل میدهد.
نگرانی از فساد، تعارض منافع و استفادۀ شخصی از قدرت نیز در کارزار انتخاباتی برجسته بود. از سویی، حمایت مستقیم ترامپ از نامزدهایی چون پَکستون در تگزاس و دارلین گراهام در کارولینای جنوبی به برگ برنده تبدیل نشد؛ حتی در مواردی، پیوند نامزدها با رئیسجمهور، آنها را در معرض نارضایتی از دولت قرار داد. سیانان در تحلیل انتخاباتیاش نوشت: "مداخلۀ ترامپ در گزینش و حمایت از نامزدها نتیجۀ معکوس داشت."
گاردین در تحلیل انتخاباتیاش به نکتۀ مهمی اشاره کرده است. این روزنامه نوشته: "پیروزی دموکراتها را نمیتوان به موفقیت یک جناح خاص نسبت داد؛ میانهروها، ترقیخواهان و چهرههای پوپولیست همزمان پیروز شدند. در این انتخابات همین کافی بود که نامزدها جمهوریخواه نباشند." این توصیف بر نکتهای مهم انگشت میگذارد: نتیجۀ انتخابات میاندورهای، بیش از آنکه نشاندهندۀ توافق رأیدهندگان بر سر برنامهای واحد و دموکراتیک باشد، بازتاب مخالفت گسترده با دولت مستقر است.
لوموند نیز هشدار داده که "دموکراتها نباید این پیروزی را چک سفید برای انتخابات ریاستجمهوری 2028 تلقی کنند. ائتلافی که برای شکستِ جمهوریخواهان شکل گرفت ممکن است حول سیاست اقتصادی، مهاجرت، اسرائیل و حدود اصلاحات اجتماعی دچار اختلاف شود. اختلاف میانهروها و جناح ترقیخواهِ حزب، پس از فروکشکردن هیجان انتخاباتی بار دیگر نمایان خواهد شد."
پیروزی دموکراتها از ژانویۀ 2027، زمانی که کنگرۀ جدید آغاز به کار میکند، ساختار قدرتِ واشنگتن را دگرگون خواهد کرد. این نخستینبار در دورۀ دوم ریاستجمهوری ترامپ است که او هر دو مجلس را در اختیار حزب مخالف میبیند. دموکراتها در مجلس نمایندگان میتوانند دستور کار کمیتهها را تعیین کنند، اسناد مطالبه کنند و مقامهای دولتی را برای ادای توضیح احضار کنند. در سنا نیز اختیار بررسی و تأیید بسیاری از انتصابهای مهم دولت، از وزیران و سفیران تا قضات فدرال، به دست اکثریت جدید میافتد.
رهبران دموکرات قصد دارند دربارۀ عملکرد مقامهای دولت، تعارض منافع و ثروتاندوزی خانوادۀ ترامپ تحقیق کنند. حتی موضوع استیضاح هم از دستورکار احتمالی کنار گذاشته نشده؛ بااینحال، آغاز روند استیضاح به معنای برکناری رئیسجمهور نیست. مجلس نمایندگان میتواند اتهامها را تصویب کند، ولی محکومیت و برکناری در سنا به رأی دوسوم سناتورها نیاز دارد؛ آستانهای که بدون همراهی قابلتوجه جمهوریخواهان دستیافتنی نیست.
در حوزۀ قانونگذاری، دست دموکراتها بازتر از گذشته است، اما قدرتشان نامحدود نیست. برای تصویب قانون، همراهی هر دو مجلس و امضای رئیسجمهور لازم است. ترامپ میتواند مصوبات را وتو کند و عبور از وتو به اکثریتِ دوسوم در هر دو مجلس نیاز دارد.
الجزیره یادآور شده "دموکراتها میتوانند با کنترل کمیتهها و ابزار احضار، دولت و حتی شرکتهای بزرگ را دربارۀ قیمتها و هزینههای زندگی در مضیقه بگذارند؛ اما اجرای وعدههایی مانند کاهش فوری قیمتها یا تغییر کامل سیاستهای اقتصادی به سازش سیاسی و ابزارهای اجرایی بیشتر نیاز دارد.
بنابراین، دو سال آینده احتمالاً با نظارت شدیدتر کنگره، تحقیقات سیاسی و کشمکش بر سر بودجه و انتصابها همراه خواهد بود. دموکراتها باید بین نمایش مخالفت با ترامپ و ارائۀ راهحلهای ملموس برای مشکلاتِ رأیدهندگان توازن برقرار کنند. اگر تمام انرژی اکثریت جدید صرف تحقیق و منازعه شود و در زندگی اقتصادی مردم تغییری احساس نشود، فرصت سیاسیِ بهدستآمده، بهسرعت فرسوده میشود.
نتیجۀ انتخابات در سیاست خارجی نیز بازتاب خواهد داشت، اما به معنای انتقال اختیار کامل از کاخ سفید به کنگره نیست. دموکراتها میتوانند جلسات نظارتی برگزار کنند، هزینههای نظامی را بررسی کنند و با محدودکردن بودجههای تازه بر ادامۀ جنگ فشار بیاورند. بااینحال، رئیسجمهور همچنان اختیارات مهمی در فرماندهی نیروهای مسلح و تصمیمات فوری نظامی دارد. بنابراین، وعدۀ برخی نامزدهای دموکرات برای پایاندادن به جنگ ایران تضمین نمیکند که عملیات نظامی بلافاصله متوقف شود.
الجزیره به نقل از «تریتا پارسی» (معاون مژسسۀ کوئینسی) هشدار داده است که "فاصلۀ زمانی انتخابات و آغاز به کار کنگرۀ جدید میتواند حساس باشد؛ چراکه دولت ترامپ تا سوم ژانویۀ 2027 کماکان با کنگرهای روبهروست که اکثریتش در اختیار جمهوریخواهان است."
ازاینرو، شکست انتخاباتی میتواند فشار سیاسی بر کاخ سفید را افزایش دهد، اما در کوتاهمدت مانع حقوقیِ فوری برای تصمیمات نظامی ایجاد نمیکند. پس از آغاز به کار کنگرۀ جدید نیز دموکراتها برای محدودکردن جنگ به همراهی برخی جمهوریخواهان نیاز خواهند داشت.
درعینحال، «اما اشفورد» (تحلیلگر فارینپالسی) هشدار میدهد که نتیجۀ انتخابات را نباید به معنای رد کلی سیاست خارجی ترامپ یا بازگشت رأیدهندگان به اجماع سنتی واشنگتن دانست. از نگاه او، جنگ ایران به دلیل تأثیر مستقیم بر قیمت سوخت و هزینههای معیشتی، به مسئلهای داخلی تبدیل شده است. بنابراین، رأی منفی به جنگ لزوماً به معنای مخالفتِ رأیدهندگان با همۀ سیاستهای خارجی دولت یا حمایت از بازگشت به وضعیتِ پیش از ترامپ نیست.
برای اروپا هم پیروزی دموکراتها لزوماً به معنای بازگشت ثبات در روابط فراآتلانتیک نیست. تحلیل پالتیکو هشدار میدهد که "تضعیفِ موقعیت داخلی ترامپ میتواند او را به تمرکز بیشتر بر سیاست خارجی و تجارت سوق دهد؛ حوزههایی که رئیسجمهور هنوز در آنها اختیاراتِ گسترده دارد." بنابراین، متحدان اروپایی نباید انتخابات را به منزلۀ پایان اختلاف در مورد تعرفهها، ناتو یا جنگ اوکراین تلقی کنند.
دستاورد سوم نوامبر برای دموکراتها فرصتی کمسابقه و برای جمهوریخواهان نقطهعطفی دشوار است. ترامپ با از دستدادن هر دو مجلس، بخشی از توان پیشبرد برنامۀ داخلی را از دست میدهد و باید با نظارت و مخالفتِ سازمانیافتۀ کنگره روبهرو شود. ولی این شکست بهخودیخود پایان نفوذ سیاسی او یا جنبش ماگا نیست. رئیسجمهور همچنان ابزارهای اجرایی، حق وتو و پایگاه اجتماعی قابلتوجهی دارد و جمهوریخواهان نیز برای بازتعریف هویت و رهبریشان فرصت خواهند داشت.
چالش اصلی دموکراتها از روز پیروزی آغاز میشود؛ آنها باید نشان دهند که ائتلاف متنوع انتخاباتیشان توان ادارۀ کشور و پاسخ به مطالبات اقتصادی را دارد. رأی اعتراضی به ترامپ به معنای تأیید همۀ برنامههای دموکراتها نیست. اگر اکثریتِ تازه بتواند نظارت مؤثر را با سیاستگذاریِ کارآمد همراه کند، انتخابات 2026 میتواند آغاز بازسازیِ موقعیت این حزب باشد؛ در غیر این صورت، تکاپوی خیالانگیز دموکراتها پیش از رسیدن به انتخاباتِ بعدی فروکش میکند.
