گاهی در گوشه‌ای از شهری دور، معماری‌ای پیدا می‌شود که بی‌آنکه به جغرافیای آشنای ما تعلق داشته باشد، حس قدم‌زدن در بناهای تاریخی سرزمین خودمان را زنده می‌کند. کتابخانه دانشگاه پمپئو فابرا در بارسلون، از همین جنس فضاهاست؛ بنایی که با دیوارهای آجری، طاق‌های بلند و تکرار منظم ستون‌ها و قوس‌ها، شباهتی غافلگیرکننده به حال‌وهوای معماری تاریخی ایران دارد.

کافی است نگاه از میان ردیف قوس‌ها عبور کند و در امتداد فضای کشیده‌ی بنا پیش برود تا ذهن، از کتابخانه‌ای در اسپانیا به یاد آب‌انبارها، کاروان‌سراها و فضاهای آجری معماری ایرانی بیفتد.

بهترین‌های معماری و دکوراسیون داخلی

این شباهت، پیش از هر چیز، در زبان مشترک مصالح و هندسه شکل می‌گیرد. آجر، در اینجا تنها پوششی برای دیوارها نیست؛ عنصری است که به فضا هویت می‌دهد، نور را در کنار تیرگی سطوح معنا می‌کند و با تکرار قوس‌ها، نظمی چشم‌نواز می‌سازد. درست همان‌طور که در بسیاری از بناهای تاریخی ایران، کنار هم نشستن طاق‌ها و ستون‌ها، فراتر از یک ضرورت سازه‌ای، تجربه‌ای فضایی می‌آفریند، در این کتابخانه نیز تکرار عناصر معماری، چشم را به حرکت در عمق بنا دعوت می‌کند. ریتم قوس‌ها و امتداد آجرها، حسی از پیوستگی و آرامش به وجود می‌آورد؛ کیفیتی که می‌توان آن را در فضاهای سنتی ایرانی نیز بازشناخت.

البته این شباهت به معنای یکسان بودن ریشه‌ها یا تأثیر مستقیم معماری ایران بر این بنا نیست. آنچه دو جهان معماری را به هم نزدیک می‌کند، شیوه‌ای مشترک در ساختن فضاست؛ اتکا به مصالحی ماندگار، هندسه‌ای روشن و تکراری که به‌جای یکنواختی، نوعی نظم زنده خلق می‌کند.

در این میان، تبدیل بنایی صنعتی با کاربری اولیه‌ی مخزن آب به کتابخانه، لایه‌ی دیگری به جذابیت آن می‌افزاید. ساختاری که زمانی برای نگهداری آب شکل گرفته بود، امروز میزبان سکوت، مطالعه و گردش اندیشه است؛ بی‌آنکه هویت آجری و معماری خود را از دست بدهد.

شاید جذابیت این کتابخانه برای مخاطب ایرانی، همین آشنایی غیرمنتظره باشد: مواجهه با فضایی در آن سوی اروپا که می‌تواند خاطره‌ی معماری بومی را در ذهن زنده کند. گویی آجرها و قوس‌ها، فارغ از مرزهای جغرافیایی، زبانی مشترک دارند؛ زبانی که گاهی در یک بنای قدیمی در بارسلون، به‌اندازه‌ی یک کاروان‌سرای ایرانی آشنا به نظر می‌رسد.