پژوهشگر ارشد مسائل بینالملل با نقد رویکردهای سطحی به مقوله بازدارندگی هستهای، تاکید کرد که اگرچه بمب اتم از حیث روانی ضریب بازدارندگی ایجاد میکند، اما در اختیار داشتن کلاهک هستهای بدون برخورداری از «توان ضربه دوم» (Second-Strike Capability) مصداق خودکشی راهبردی است؛ چرا که طرف مقابل را برای انجام حمله پیشدستانه تحریک خواهد کرد و مروجان این ایده باید پاسخ دهند که چگونه میتوان بدون قرار گرفتن در معرض تهدید وجودی، دوره پرخطر گذار تا دستیابی به توان پایداری زرادخانه در زیر دریاها یا نقاط امن را مدیریت کرد.
به گزارش خبرآنلاین، علی نصری، پژوهشگر اندیشکده پایاب و تحلیلگر مسائل بینالملل، در تحلیلی راهبردی پیرامون مباحث جاری درباره دکترین هستهای و پیامدهای بازدارندگی تسلیحاتی، به تشریح الزامات فنی و نظامی بقا در یک محیط هستهای پرداخت.
نصری با اشاره به کارکرد روانی سلاح اتمی گفت: «بمب اتم همواره خاصیتی دارد که از نظر روانی برای دارنده آن نوعی بازدارندگی ایجاد میکند، اما مسئله بنیادین این است که چگونه باید به بمب اتم رسید و حتی در صورت دستیابی، آیا توان ضربه دوم نیز در اختیار خواهد بود یا خیر.»
وی با تشریح چرایی ناکافی بودن صرف مالکیت بمب اتم افزود: «صرف داشتن بمب اتم بدون برخورداری از توان ضربه دوم در واقع یک خودکشی است؛ در چنین شرایطی طرف مقابل با این ارزیابی که دارنده بمب ممکن است هر لحظه دست به تهاجم بزند، انگیزه پیدا میکند تا برای دفع خطر، زودتر حمله پیشدستانه خود را انجام دهد.»
الزام بقای زرادخانه در برابر تهاجم دشمن
این پژوهشگر مسائل راهبردی تصریح کرد که بازدارندگی پایدار مستلزم زیرساختهایی است که پس از حمله سنگین دشمن نیز کارایی خود را حفظ کنند.
نصری در این باره خاطرنشان ساخت: «بازدارندگی واقعی تنها زمانی شکل میگیرد که اگر هدف بمباران اتمی قرار گرفتیم، همچنان بتوانیم از طریقی دیگر—مانند زیردریاییهای پنهانکار یا پایگاههای امن و غیرقابل نفوذ دیگر—پاسخ متقابل بدهیم.»
وی در پایان با طرح پرسشی جدی از مدافعان دگرگونی در دکترین نظامی تاکید کرد: «اینکه چگونه میخواهیم به آن مرحله امن برسیم بدون اینکه پیش از آن، کشور و خودمان را در معرض یک خطر وجودی و تهاجم فراگیر قرار دهیم، مسئلهای بنیادین و کلیدی است که مروجان دستیابی به بمب اتم باید پاسخ روشنی برای آن ارائه کنند.»
متن کامل این مصاحبه را در لینک زیر بخوانید:
