عصر ایران - انتخابات میاندورهای آمریکا که روز سهشنبه برگزار شد، به معنای واقعی کلمه شکست سنگین برای حزب جمهوریخواه بود. نامزدهای حزب دموکرات با پیروزی بزرگ در انتخابات آمریکا، دوباره کنترل کنگره را به دست گرفتند.
نتایج انتخابات میان دوره ای کنگره (سه شنبه) نشان می دهد اکثریت جمهوری خواهان در دو مجلس سنا و نمایندگان از دست رفت و این شکست بزرگی برای ترامپ به شمار می آید.
نگرانیهای اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی، مسائل مربوط به مهاجرت و جنگ ایران از جمله موضوعاتی بودند که در تصمیم رأیدهندگان نقش داشتند.
همچنین نتایج نظرسنجیهای خروج از حوزههای رأیگیری نشان داد بخش قابل توجهی از رأیدهندگان خواهان نظارت جدیتر کنگره بر عملکرد رئیسجمهور هستند.
با این تغییر، دموکراتها از ژانویه ۲۰۲۷ ریاست کمیتههای مهم کنگره را در اختیار خواهند گرفت و میتوانند با استفاده از اختیارات نظارتی و قانونگذاری، برنامههای دولت ترامپ را با محدودیتهای بیشتری مواجه کنند.
توماس جِی والن (Thomas J. Whalen) استادیار دانشگاه بوستون آمریکا در رشته مطالعات اجتماعی و کارشناس مسائل سیاست داخلی آمریکا در یادداشتی اختصاصی برای عصرایران نتایج و پیامدهای انتخابات میاندورهای آمریکا را تحلیل کرده است.
در این یادداشت آمده است: دونالد ترامپ پیش از برگزاری انتخابات میاندورهای صراحتاً از شهروندان آمریکایی خواسته بود تا احساس کنند نام او نیز در برگههای رأی حضور دارد؛ رویکردی که با توجه به شاخصهای پایین محبوبیت وی در میان طیف وسیعی از رأیدهندگان، از همان ابتدا تصمیمی پرمخاطره به نظر میرسید.
تحلیل روند این انتخابات نشان میدهد این استراتژی بیش از آنکه محرکی برای بسیج هواداران باشد، به نوعی به عمیقتر کردن شکافها انجامید و باید آن را به عنوان نشانهای آشکار از ابراز نارضایتی شدید (رأی منفی) بدنه اجتماعی نسبت به عملکرد و جهتگیریهای دولت دونالد ترامپ تلقی کرد.
در کانون این نارضایتی عمومی، شاخص حیاتی توان مالی و معیشتی شهروندان قرار دارد که به شدت تحت تأثیر تورم فزاینده فرسایش یافته است.
این فشارهای اقتصادی بیش از هر چیز ریشه در دو تصمیم کلیدی دارد: نخست، سیاستهای تعرفهای نسجیدهای که هزینههای زنجیره تأمین را بالا برده و دوم، رویکرد تنشآفرین دولت در قبال ایران.
پیامدهای این سیاستها مستقیماً به بازار انرژی سرریز شده و با جهش قیمت بنزین، فشار سنگینی را بر دوش مصرفکنندگان عادی آمریکایی گذاشته است.
پیروزی دموکراتها در این انتخابات، هرچند موازنهی قوا را تغییر میدهد، اما همچنان با موانع ساختاری جدی برای به چالش کشیدن دولت روبهروست. این پیروزی دستکم این فرصت را برای حزب مقابل فراهم میکند تا پس از مدتها، نظارت مؤثرتری بر نهادهای اجرایی تحت کنترل ترامپ اعمال کند.
با این وجود، این نظارت پارلمانی ابعاد محدودی خواهد داشت؛ چرا که ابزار «حق وتو» در اختیار رئیسجمهور است و از سوی دیگر، تسلط همهجانبهی دستگاه اجرایی بر وزارت دادگستری، میدان مانور نهادهای ناظر را تنگتر میکند.
در افق بلندمدتتر و با نگاهی به انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸، این نتایج میتواند نقطه عطفی در جهت افول گفتمان کنونی تلقی شود. شکست در این همهپرسیِ ضمنی، به معنای آغاز پایان دوران شیفتگیِ افکار عمومی آمریکا نسبت به جنبش «آمریکا را دوباره باعظمت کنیم» (MAGA) است.
این روند مسیر احیا و بازسازی جریان سیاسی موسوم به ماگا را برای چهرههایی همچون جیدی ونس و سایر مدعیان رهبری آن به شدت ناهموار و دشوار خواهد ساخت.
نگرانیهای اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی، مسائل مربوط به مهاجرت و جنگ ایران از جمله موضوعاتی بودند که در تصمیم رأیدهندگان نقش داشتند. همچنین نتایج نظرسنجیهای خروج از حوزههای رأیگیری نشان داد که بخش قابل توجهی از رأیدهندگان خواهان نظارت جدیتر کنگره بر عملکرد رئیسجمهور هستند.
