محمد خاتمی رئیس‌جمهور اسبق اخیراً در جلسه‌ای به بیان خاطره‌ای از سخنرانی خود در دانشگاه هاروارد در سال ۱۳۸۵ پرداخته و پاسخ خود به یهودیان را که خطاب به او گفته بودند «هدف شما نابودی اسرائیل است و به تروریست‌ها کمک می‌کنید» روایت کرده است. 
خاتمی می‌گوید «از نظر اخلاقی، بشر بسیار هزینه داده تا توانسته این را به یک اصل تبدیل کند که اشغال و سرکوب، منشأ مشروعیت نیست. به همین دلیل است که اکنون فیلم‌هایی که در مورد مقاومت فرانسه در مقابل آلمان ساخته می‌شود، مورد ستایش قرار می‌گیرد. اگر اشغال، مشروعیت می‌آورد، اکنون فرانسه باید بخشی از آلمان می‌بود». 
وی همچنین می‌گوید من در ادامه، از آن یهودی سؤال پرسیدم که «آیا اسرائیل به شکلی مسالمت‌آمیز ایجاد شده یا با اشغال؟ ما اشغال فلسطین را رد می‌کنیم، اما در امور آنجا حق دخالت نداریم و آزادسازی سرزمین قدس را حق خود فلسطینی‌ها می‌دانیم.» حتی رئیس‌جمهور اسبق تأکید می‌کند که «ما به لحاظ اخلاقی، از ملت فلسطین حمایت می‌کنیم، اما خودمان را به جای آنها در مقابل یک قدرت قرار نمی‌دهیم.»
مسئله تعجب‌برانگیز در اظهارات خاتمی به عنوان رئیس‌جمهور اسبق جمهوری اسلامی ایران آن بخش از سخنان اوست که مدعی است ایران صرفاً از نظر اخلاقی اجازه دفاع از فلسطین را دارد و فقط فلسطینیان حق دفاع از خود را دارند و تأکید کرده هرچند ایران از نظر اخلاقی به دفاع از آنها می‌پردازد، اما از نظر حقوقی این موضوع جزو حقوق ایران نیست. 
این اظهارات از فردی که هشت سال رئیس‌جمهور ایران بوده و پیش از آن نیز در مناصب مختلف در کشور مسئولیت داشته بعید است یک اشتباه لفظی ناشی از کهولت سن باشد. 
دفاع ایران از فلسطین به هر شکل ممکن همواره سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران بوده و از آن جمله بیانات صریح رهبر شهید انقلاب در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشور‌های اسلامی در ۲۹ بهمن ۱۴۰۱ است که فرمودند: «امروز جمهوری اسلامی حرف دل مسلمانان مظلوم فلسطین را صریح و علنی بیان می‌کند. ما ملاحظه‌ی هیچ‌کس را نمی‌کنیم، حقیقت را با صدای بلند بیان می‌کنیم: از ملت فلسطین حمایت می‌کنیم، دفاع می‌کنیم، می‌گوییم هم که دفاع می‌کنیم؛ به هر طریقی بتوانیم از ملت فلسطین دفاع می‌کنیم. همین موجب شده دشمنان متمرکز بشوند و ایران‌هراسی راه بیندازند و آن کسانی که خودشان هم موظفند که لااقل به اندازه‌ی ما به فلسطین کمک کنند، با آنها هم‌صدا بشوند در مورد ایران‌هراسی.» این بیانات نشان می‌دهد جمهوری اسلامی نه فقط اخلاقاً بلکه شرعاً و به هر شکل ممکن در حال دفاع از ملت فلسطین بوده، هست و خواهد بود. اینکه خاتمی در میانه جنگی که دشمنان امریکایی و صهیونیستی علیه ملت ایران و محور مقاومت تحمیل کرده‌اند تلاش دارد دفاع از فلسطین را در شرایطی که تمام دنیای غرب و امپریالیسم پشت اسرائیل جنایتکار جمع شده است، تبدیل به حقی فلسطینی کند که مربوط به دیگر کشور‌ها نیست و دفاع از فلسطین را به موضوعی اخلاقی تقلیل دهد، جای تعجب دارد. خاتمی در حالی در مسئله دفاع از فلسطین به یکباره از حیطه اخلاق به حقوق می‌رود و تلاش می‌کند آن را غیرحقوقی نشان دهد که اتفاقاً از نظر حقوقی نیز ایران و تمام کشور‌ها و سازمان‌های بین‌المللی موظف به دفاع از حق تعیین سرنوشت فلسطینیان هستند. 
حق تعیین سرنوشت یکی از اصول بنیادین حقوق بین‌الملل معاصر است. بر اساس این حق، هر ملت باید بتواند آزادانه درباره وضعیت سیاسی خود تصمیم بگیرد و مسیر توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را تعیین کند. همچنین ماده مشترک اول دو میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مقرر می‌کند، همه ملت‌ها از حق تعیین سرنوشت برخوردارند و دولت‌های عضو این میثاق‌ها موظفند تحقق این حق را ترویج کنند و به آن احترام بگذارند. از سوی دیگر قطعنامه ۲۶۲۵ مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ۱۹۷۰ نیز اعلامیه اصول حقوق بین‌الملل درباره روابط دوستانه و همکاری میان دولت‌ها، بر وظیفه هر دولت برای ترویج تحقق اصل حقوق برابر و تعیین سرنوشت ملت‌ها از طریق اقدامات مشترک و جداگانه، مطابق منشور ملل متحد، تأکید می‌کند. 
حتی در پرونده دیوار حائل نیز دیوان بین‌المللی دادگستری بر حق تعیین سرنوشت فلسطینیان تأکید می‌کند؛ احداث این دیوار و نظام محدودیت‌های همراه آن می‌تواند آثار عمیقی بر وضعیت سرزمینی، جمعیتی و اجتماعی سرزمین‌های اشغالی داشته باشد و امکان تحقق حق تعیین سرنوشت فلسطینیان را مختل می‌کند. مهم‌ترین بخش نظر مشورتی دیوان در سال ۲۰۰۴ این بود که ضمن عدم شناسایی وضعیت غیرقانونی و لزوم خودداری از کمک و مساعدت کشور‌ها به این مسئله، الزام به اقدام برای رفع موانع حق تعیین سرنوشت می‌کند. دیوان اعلام کرد همه دولت‌ها، با رعایت منشور ملل متحد و حقوق بین‌الملل، وظیفه دارند اطمینان حاصل کنند هر مانعی که از ساخت دیوار در برابر اعمال حق تعیین سرنوشت فلسطینیان ایجاد شده است، برطرف شود. 
این توضیحات از نظر حقوقی بسیار مهم است، زیرا تعهد دولت‌ها را به «خودداری از مشارکت در تخلف» محدود نمی‌کند، بلکه رفع مانع ایجادشده در برابر اعمال حق یک ملت را نیز دربرمی‌گیرد. 
خاتمی از همه این بدیهیات آگاه است، احتمالاً عامدانه آنها را به زبان نمی‌آورد و بدتر، علیه منافع ملی ایران قلب واقعیت می‌کند.