پیشنهاد تازه میانجی‌گران قطری برای پایان دادن به بن‌بست ایران و آمریکا، از یک توافق مرحله‌ای در دو روز حکایت دارد؛ توافقی که در آن واشنگتن باید محاصره دریایی و بخشی از فشار‌های مالی علیه تهران را متوقف کند و ایران نیز در مقابل، مسیر بازگشت بازرسان آژانس به تأسیسات هسته‌ای آسیب‌دیده را هموار سازد.

رویداد۲۴| تلاش‌های دیپلماتیک برای جلوگیری از شعله‌ور شدن دوباره جنگ ایران و آمریکا وارد مرحله تازه‌ای شده است. در شرایطی که تهدید‌های نظامی واشنگتن ادامه دارد و تهران نیز بر آمادگی برای پاسخ گسترده به هرگونه حمله تأکید می‌کند، گزارش تازه‌ای از پیشنهاد میانجی‌گران قطری منتشر شده که می‌تواند مسیر خروج دو طرف از بن‌بست فعلی را ترسیم کند.

قطر چگونه می‌خواهد تهران و واشنگتن را از بن‌بست خارج کند؟

آکسیوس در گزارش باراک راوید، خبرنگار شناخته‌شده این رسانه در حوزه اسرائیل و خاورمیانه، نوشته بود که میانجی‌گران منطقه‌ای به رهبری قطر و با حمایت پاکستان، عربستان، مصر و ترکیه در تلاش هستند مذاکرات میان ایران و آمریکا را از سر بگیرند و مانع بازگشت جنگ پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا شوند.

طبق این گزارش، مذاکره‌کننده قطری، علی التوادی، در روز‌های پایانی اکتبر به تهران سفر کرده و با مقام‌های ایرانی درباره پیشنهاد‌های دولت ترامپ گفت‌و‌گو کرده است. مسئله اصلی، پیدا کردن راهی برای عبور از اختلاف بنیادین دو طرف بوده است؛ آمریکا خواهان تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران و دسترسی بازرسان بین‌المللی به تأسیسات هسته‌ای است، در حالی که تهران بر پایان محاصره دریایی و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده خود پیش از ورود به مذاکرات هسته‌ای تأکید دارد.

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، نیز در شورای امنیت سازمان ملل از امکان استفاده مجدد از این توافق برای احیای بازرسی‌ها در تأسیسات آسیب‌دیده در حملات آمریکا و اسرائیل سخن گفته است.

تهران از طرح هفت‌روزه به پیشنهاد دو روزه رسید

یکی از مهم‌ترین تحولات روز‌های اخیر، تغییر زمان‌بندی پیشنهادی ایران برای بازگشایی تنگه هرمز است.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، هفته گذشته در گفت‌و‌گو با الجزیره تأیید کرد که پیشنهاد اولیه تهران برای اجرای توافق در یک بازه هفت‌روزه، پس از رایزنی با میانجی‌گران قطری و پاکستانی به برنامه‌ای دو روزه تبدیل شده است.

او در این گفت‌و‌گو تأکید کرد که ایران برای همه سناریو‌ها آماده است و همزمان به دیپلماسی فرصت می‌دهد. عراقچی در عین حال تصریح کرد که بازگشایی تنگه هرمز به تحقق مطالبات ایران وابسته است.

الجزیره در تحلیل این تحول به نقل از نِگار مرتضوی، پژوهشگر مرکز سیاست بین‌الملل، نوشت که نشانه‌هایی از تمایل واشنگتن به توافق وجود دارد، اما اختلاف اصلی همچنان بر سر ترتیب امتیازدهی است. به تعبیر او، هر طرف می‌خواهد طرف مقابل نخستین اقدام را انجام دهد.

محاصره دریایی؛ اهرم فشار آمریکا و نقطه حساس اقتصاد ایران

محاصره دریایی ایران یکی از مهم‌ترین ابزار‌های فشار دولت ترامپ در ماه‌های اخیر بوده است. واشنگتن با محدود کردن صادرات نفت و تجارت دریایی ایران تلاش کرده هزینه ادامه تقابل را برای تهران افزایش دهد.

در مقابل، ایران نیز تنگه هرمز را به مهم‌ترین اهرم راهبردی خود تبدیل کرده است. به همین دلیل، توافق احتمالی بر سر این آبراه صرفاً یک تفاهم درباره عبور کشتی‌ها نیست؛ بلکه مستقیماً به موازنه فشار اقتصادی و امنیتی دو کشور مربوط می‌شود.

الجزیره پیش‌تر به نقل از مقام‌های ایرانی نوشت که عبور و مرور در تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا به مطالبات تهران پاسخ ندهد، به وضعیت عادی بازنخواهد گشت. محسن رضایی نیز در اظهاراتی تأکید کرده بود که رفع محاصره دریایی، صدور معافیت‌های نفتی، آزادسازی دارایی‌های ایران و توقف درگیری در همه جبهه‌ها از جمله لبنان، از شروط تهران است.

از سوی دیگر، آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی مدعی شده بود که دولت ترامپ محاصره و فشار اقتصادی را ابزار مؤثری برای تضعیف ایران می‌داند. در همین گزارش، به ارزیابی وزارت خزانه‌داری آمریکا درباره کاهش صادرات نفت و نزدیک شدن تورم سالانه ایران به ۹۰ درصد در شهریورماه اشاره شده بود.

آیا ترامپ واقعاً به توافق رضایت می‌دهد؟

با وجود تحرکات دیپلماتیک، مواضع دولت آمریکا همچنان دوگانه است. دونالد ترامپ از یک سو از جریان داشتن مذاکرات از طریق میانجی‌گران سخن گفته و از سوی دیگر بار‌ها تهدید کرده است که اگر توافقی حاصل نشود، گزینه نظامی همچنان روی میز خواهد بود.

ترامپ همین چند روز قبل تاکید کرده بود: «باید کار را تمام کنیم؛ یا از طریق توافق یا به شکل دیگری.» این جمله به‌خوبی نشان می‌دهد که دولت آمریکا مذاکره را لزوماً جایگزین قطعی گزینه نظامی نمی‌داند.

ضمن اینکه رسانه در روز‌های اخیر از هماهنگی‌های نظامی آمریکا و اسرائیل برای احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا خبر داده بود. طبق اطلاعات منابع آمریکایی و اسرائیلی که آکسیوس به آنها استناد کرده، سناریوی احتمالی شامل حملات گسترده به اهداف مرتبط با رهبری، انرژی، برنامه هسته‌ای و زیرساخت‌های ایران بوده است.

در چنین شرایطی، پیشنهاد قطر را می‌توان تلاشی برای جلوگیری از بسته شدن پنجره دیپلماسی ارزیابی کرد. میانجی‌گران به‌خوبی می‌دانند که ادامه وضع موجود نه فقط برای ایران، بلکه برای کشور‌های منطقه و بازار جهانی انرژی نیز هزینه‌ساز است.

توافق دو روزه؛ آغاز حل بحران یا یک آتش‌بس شکننده؟

آخرین تحولات نیز نشان می‌دهد که مسیر مذاکرات همچنان باز است، اما توافق نهایی هنوز فاصله زیادی دارد. شاهد آنکه مذاکره‌کنندگان ایرانی پس از گفت‌و‌گو با میانجی‌گران قطری دوحه را ترک کردند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز تاکید کرده بود که مبنای مذاکرات همان طرح هفت‌مرحله‌ای ایران برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به محاصره دریایی آمریکاست.

دیروز، اما رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی گزارش داد که تهران پیشنهاد هسته‌ای خود را از طریق قطر به آمریکا ارسال کرده است، اما گفت‌و‌گو درباره آن را به اجرای هفت مطالبه ایران از سوی واشنگتن مشروط کرده است. این مقام جزئیات پیشنهاد را اعلام نکرده و گفته است آمریکا در حال بررسی آن است. محسن رضایی نیز در سفر به روسیه بار دیگر تأکید کرده که تا زمان اجرای شروط ایران، نه تنگه هرمز باز خواهد شد و نه مذاکرات آغاز می‌شود.

این تحولات نشان می‌دهد که دیپلماسی هنوز به مرحله توافق نرسیده، اما از سطح تبادل پیام‌های کلی عبور کرده و پیشنهاد‌های مشخصی روی میز قرار گرفته است.

با این حال، حتی اگر دو طرف بر سر بازگشایی هرمز، رفع محاصره و آغاز بازرسی‌های آژانس به تفاهم برسند، مسئله تضمین اجرای تعهدات همچنان باقی خواهد ماند. تجربه توافق‌های پیشین و فروپاشی تفاهم‌های موقت نشان داده است که اعلام توافق، لزوماً به معنای دوام آن نیست.

برای ایران، مهم‌ترین مسئله این است که رفع فشار اقتصادی به وعده‌ای موقت و برگشت‌پذیر تبدیل نشود و در مقابل، همکاری هسته‌ای نیز بدون دریافت امتیاز‌های مشخص و قابل راستی‌آزمایی انجام نگیرد. برای آمریکا نیز بازگشت بازرسان آژانس و ایجاد نظارت مؤثر بر تأسیسات هسته‌ای، بخشی از هر توافق قابل دفاع خواهد بود.

در نهایت، پیشنهاد دو روزه قطر اگر به مرحله اجرا برسد، می‌تواند فرصتی برای جلوگیری از جنگی پرهزینه و باز کردن مسیر مذاکرات جامع‌تر باشد. اما نباید آن را نشانه پایان بحران دانست. تا زمانی که دو طرف حاضر نباشند از بخشی از اهرم‌های فشار خود عقب‌نشینی کنند و برای اجرای تعهدات تضمین عملی ارائه دهند، خطر بازگشت تقابل نظامی همچنان جدی است.