تهران-ایرنا- حسن بهشتیپور، تحلیلگر مسائل هستهای در یادداشتی برای ایرنا نوشت: «خروج از NPT ایران را از مبنای حقوقی برنامهٔ صلحآمیز هستهای خود محروم میکند و اعتماد بینالمللی را از بین میبرد.»
دربارهٔ طرح ایدهٔ «خروج جمهوری اسلامی ایران از معاهدهٔ منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)» باید گفت: کسانی که ایران را به خروج از این پیمان دعوت میکنند، باید پیامدهای حقوقی، سیاسی و راهبردی این اقدام را جدی بگیرند.
نخست، خروج از NPT به معنای پاکشدن یکجانبهٔ گذشتهٔ هستهای کشور نیست. ایران در قبال اتهامها یا ابهامهایی که پیش از خروج در پروندهٔ پادمانی آن مطرح شده، همچنان مسئول باقی میماند. همچنین برخی مواد، تجهیزات و فناوریهایی که پیشتر از کشورهای دیگر دریافت شدهاند، ممکن است بر اساس توافقهای خاص تأمینکننده تحت پادمان باقی بمانند. بنابراین تصور اینکه با خروج از NPT، همهٔ پروندهٔ ایران نزد آژانس بهطور خودکار بسته میشود، واقعبینانه نیست.
اما در عین حال باید دقیق بود: موافقتنامهٔ جامع پادمانی ایران با آژانس عمدتاً بر پایهٔ عضویت ایران در NPT استوار است. بنابراین خروج از پیمان میتواند چارچوب اصلی راستیآزمایی آژانس را عملاً متوقف کند. این موضوع نهتنها اعتماد بینالمللی را از بین میبرد، بلکه بهانهٔ حقوقی و سیاسی تازهای برای تشدید فشار، تحریم و انزوای ایران حتی از سوی دوستان ایران فراهم میکند.
نکتهٔ مهمتر آن است که حق ایران برای استفادهٔ صلحآمیز از انرژی هستهای، مهمترین مبنای حقوقیاش مادهٔ ۴ NPT است. اگر ایران بخواهد از حق غنیسازی، چرخهٔ سوخت و فعالیتهای صلحآمیز هستهای دفاع کند، بهترین موقعیت آن ماندن درون همین پیمان است. خروج از NPT، ایران را از مهمترین چارچوب حقوقی دفاع از برنامهٔ صلحآمیزش خارج میکند و ادعای حق هستهای را در عمل تضعیف میسازد.
برخی میگویند در شرایطی که ایران مورد تجاوز نظامی قرار گرفته، چرا باید به حقوق بینالملل پایبند بماند؟ پاسخ این است که ناتوانی یا بیاعتنایی برخی قدرتها به حقوق بینالملل، دلیل بر بیارزشبودن آن نیست. اگر ایران میخواهد در جهان امروز با کشورها تعامل کند، از حمایت کشورهایی مانند روسیه و چین برخوردار شود و برنامهٔ هستهایاش مشروعیت بینالمللی داشته باشد، باید در چارچوب حقوق بینالملل و نهادهای بینالمللی عمل کند. خروج از NPT به دشمنان ایران بهانه بیشتری میدهد و حتی دوستان ایران را در دفاع از مواضع پیشین خود دچار تردید میکند.
همچنین خروج از NPT بهعنوان ابزار فشار علیه غرب کارایی ندارد. تجربه نشان داده که چنین اقدامی معمولاً به جای ایجاد امتیاز، موجب تشدید تحریمها، کاهش حمایتهای بینالمللی و انزوای بیشتر میشود. کشوری که از NPT خارج میشود، در نگاه جامعهٔ بینالمللی معمولاً در مسیر نظامیسازی تلقی میشود؛ حتی اگر هدف اعلامی آن صرفاً اعتراض سیاسی یا فشار دیپلماتیک باشد.
پرسش دیگر این است که آیا عضویت در آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ایران سود دارد یا نه؟ پاسخ روشن است: بله. عضویت در آژانس از عضویت در NPT جدا است. کشورهایی مانند هند و پاکستان هرگز عضو NPT نشدند و اسرائیل نیز عضو این پیمان نیست، اما هر سه کشور عضو آژانس باقی ماندهاند. دلیل آن روشن است: آژانس مهمترین نهاد بینالمللی فنی، علمی و ایمنی در حوزهٔ هستهای است.
همکاری با آژانس برای ایران دستاوردهای مشخصی داشته است؛ از جمله همکاری در حوزهٔ پزشکی هستهای و تولید رادیوداروها، آموزش متخصصان، ارتقای ایمنی نیروگاه بوشهر، و استفاده از فناوری هستهای در مدیریت آب، کشاورزی و محیط زیست. این منافع شاید به اندازهٔ بحثهای سیاسی در رسانهها دیده نشوند، اما نبودِ تبلیغ کافی به معنای نبودِ منفعت نیست.
البته این بدان معنا نیست که همکاری با آژانس بدون چالش بوده است. فشارهای سیاسی، گزارشهای جانبدارانه در برخی مقاطع و گسترش بازرسیها هزینههایی برای ایران داشته است. اما راهحل این مشکلات، خروج از چارچوبهای بینالمللی نیست؛ بلکه دفاع حقوقی فعال، شفافیت در چارچوب تعهدات، و استفادهٔ هوشمندانه از ظرفیتهای فنی و علمی آژانس است.
در مجموع، خروج از NPT نهتنها ابزار فشار مؤثری نیست، بلکه ایران را از مبنای حقوقی برنامهٔ صلحآمیز هستهایاش محروم میکند، اعتماد بینالمللی را از بین میبرد و هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگینی ایجاد میکند. در مقابل، ماندن در NPT و ادامهٔ همکاری فنی و علمی با آژانس، هم حق ایران را قابل دفاعتر میسازد و هم منافع عملی کشور را در پزشکی، انرژی، ایمنی، محیط زیست و توسعهٔ علمی حفظ میکند.
(توضیح ایرنا: انتشار این مطلب به معنای تایید محتوای آن نیست و با هدف آشنایی مخاطب با نظرات کارشناسی متفاوت منتشر شدهاست.)
