صلح جهانی فقط در میزهای مذاکره ساخته نمیشود؛ گاهی سرنوشت آن در مزارع، گلخانهها، منابع آب و زنجیره تأمین غذا رقم میخورد.
رضا نورانی- رئیس انجمن ارگانیک ایران و رئیس اتحادیه ملی محصولات کشاورزی ایران
جهان امروز با مجموعهای از بحرانهای درهمتنیده روبهروست؛ بحران انرژی، افزایش هزینههای تولید، تغییرات اقلیمی، خشکسالی، سیل، زلزله، ناآرامیهای اجتماعی و فشارهای اقتصادی که هر یک میتوانند بهتنهایی امنیت زندگی میلیونها انسان را تهدید کنند. اما در میان همه این مخاطرات، بحرانی وجود دارد که اگر جدی گرفته نشود، میتواند آثار همه بحرانهای دیگر را تشدید کند: بحران غذا. انرژی گرانتر، کشاورزی گرانتر را به دنبال دارد. افزایش قیمت سوخت، برق، کود، حملونقل و نهادههای تولید، هزینه تولید محصولات کشاورزی را بالا میبرد. محدودیت منابع آب، خشکسالیهای طولانی و حوادث طبیعی نیز تولید را با خطر مواجه میکنند. حتی سیاستهای حمایتی و یارانهای کشورها، از جمله تغییر در حمایت از سوخت و انرژی بخش کشاورزی، میتوانند بر هزینه تمامشده غذا اثر بگذارند. در چنین شرایطی، هیچ کشوری نمیتواند با اطمینان تصور کند که بازارهای جهانی همیشه غذای کافی، ارزان و قابل دسترس در اختیارش خواهند گذاشت. تجربه بحرانهای سالهای اخیر نشان داده است که اختلال در تولید یا حملونقل در یک منطقه، میتواند قیمت مواد غذایی را در هزاران کیلومتر دورتر افزایش دهد. وقتی غذا گران میشود، فشار اقتصادی بر خانوادهها افزایش مییابد؛ وقتی دسترسی به غذای کافی دشوار میشود، نارضایتی اجتماعی گسترش پیدا میکند؛ و وقتی امنیت غذایی به خطر میافتد، ثبات سیاسی و روابط میان کشورها نیز میتواند آسیب ببیند. از این منظر، امنیت غذایی فقط یک موضوع کشاورزی نیست؛ موضوعی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی مرتبط با صلح جهانی است.
ایران؛ سرزمینی با ظرفیتهایی فراتر از تصور امروزدر این میان، ایران از ویژگیهایی برخوردار است که میتواند جایگاه آن را در معادلات آینده امنیت غذایی جهان مهمتر کند. ایران سرزمینی با تنوع اقلیمی قابل توجه است؛ از مناطق معتدل و مرطوب شمالی تا دشتهای حاصلخیز، مناطق گرمسیری، ارتفاعات سردسیر و پهنههای مستعد کشت محصولات متنوع. این تفاوتهای طبیعی امکان تولید طیف گستردهای از محصولات کشاورزی را فراهم میکند؛ از میوهها و سبزیجات تا خشکبار، گیاهان دارویی، محصولات گلخانهای و بسیاری از محصولات با ارزش افزوده بالا. ایران همچنین از تجربه چندین نسل کشاورز، دانش بومی ارزشمند، نیروی انسانی متخصص و ظرفیت توسعه فناوریهای نوین برخوردار است. انرژی خورشیدی، توسعه گلخانههای هوشمند، آبیاری دقیق، کشتهای متناسب با اقلیم، سردخانههای مدرن، صنایع تبدیلی و بستهبندی صادراتی میتوانند بهرهوری تولید را افزایش دهند و ضایعات را کاهش دهند. البته این ظرفیتها به معنای فراوانی نامحدود آب یا امکان تولید بدون محدودیت نیست. بخشهایی از ایران با تنش شدید آبی مواجهاند و ادامه کشاورزی سنتی و آببر در مناطق نامناسب میتواند منابع طبیعی را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد. مزیت آینده ایران، صرفاً تولید بیشتر نیست؛ تولید هوشمندانهتر، بهرهوری بالاتر، مصرف مسئولانه آب و عرضه محصول سالم و باکیفیت به بازارهای هدف است. اگر این تغییر مسیر با سرمایهگذاری، فناوری و سیاستگذاری درست همراه شود، ایران میتواند از ظرفیتهای طبیعی خود برای ایجاد ارزش اقتصادی، توسعه صادرات و مشارکت مؤثرتر در تأمین غذای بازارهای منطقهای و جهانی استفاده کند.
تناقض بزرگ؛ کشاورز گرفتار امروز، تأمینکننده احتمالی فردااما در برابر این چشمانداز، یک پرسش جدی قرار دارد: چرا کشاورزی که میتواند بخشی از سرمایه راهبردی آینده کشور باشد، امروز با دشواریهای متعدد دستوپنجه نرم میکند؟ افزایش هزینه نهادهها، محدودیت دسترسی به فناوری، مشکلات تأمین سرمایه در گردش، نوسانات بازار، دشواریهای صادراتی، کمبود زیرساختهای حملونقل سرد و نامطمئن بودن بازگشت ارز حاصل از صادرات، از جمله مسائلی هستند که میتوانند انگیزه تولید و سرمایهگذاری را تضعیف کنند. کشاورز ایرانی ممکن است برای تولید محصولی باکیفیت، ماهها تلاش کند؛ اما در زمان برداشت، با بازاری روبهرو شود که قیمت محصول در آن متناسب با هزینههای تولید نیست. ممکن است محصولی ممتاز تولید شود، اما نبود سردخانه، بستهبندی مناسب، خطوط حملونقل یخچالی یا دسترسی پایدار به بازار هدف، ارزش اقتصادی آن را کاهش دهد. این تناقض باید پایان یابدنمیتوان از کشاورز انتظار داشت که امنیت غذایی کشور را تضمین کند، اما سرمایه، فناوری، بیمه، زیرساخت و بازار مطمئن را از او دریغ کرد. نمیتوان از صادرات غیرنفتی سخن گفت، اما برای صادرکننده محصولات فسادپذیر، مسیرهای پایدار حملونقل، مقررات قابل پیشبینی و سازوکارهای منطقی بازگشت ارز فراهم نکرد. کشاورزی راهبردی را نمیتوان با نگاه روزمره اداره کرد. اگر کشاورزی فقط در زمان افزایش قیمت مواد غذایی یا بروز بحران به یاد سیاستگذاران بیفتد، فرصتهای بزرگ اقتصادی پیش از رسیدن به مرحله بهرهبرداری از دست خواهند رفت.
از مزرعه تا صلح؛ حلقهای که نباید گم شودصلح پایدار، تنها حاصل توافقهای سیاسی نیست. جوامعی که از امنیت اقتصادی و دسترسی پایدار به نیازهای اساسی زندگی برخوردارند، ظرفیت بیشتری برای حفظ ثبات اجتماعی دارند. در مقابل، فقر غذایی و رقابت بر سر منابع حیاتی میتوانند تنشها را تشدید کنند. از همین رو، توسعه کشاورزی کارآمد در ایران میتواند فراتر از منافع داخلی، آثار منطقهای و بینالمللی داشته باشد؛ بهویژه در کشورهایی که با محدودیت منابع آب و خاک، رشد جمعیت یا وابستگی به واردات مواد غذایی روبهرو هستند. البته ایران بهتنهایی نمیتواند بحران غذای جهان را حل کند و هیچ کشوری نیز نباید امنیت غذایی خود را صرفاً بر واردات از یک کشور بنا کند. آنچه اهمیت دارد، ایجاد شبکهای از همکاریهای تجاری پایدار، متنوع و قابل اعتماد است؛ شبکهای که در آن تولیدکنندگان، صادرکنندگان و واردکنندگان بتوانند بر اساس منافع مشترک همکاری کنند. ایران با توسعه صادرات محصولات متناسب با ظرفیتهای اقلیمی، تکمیل زنجیره سرد، ارتقای استانداردها، گسترش تولید سالم و ارگانیک و ایجاد روابط پایدار با بازارهای منطقهای، میتواند در چنین شبکهای نقشی مؤثر ایفا کند. در این مسیر، دیپلماسی اقتصادی نیز باید جایگاه ویژهای داشته باشد. سفارتخانهها، رایزنان بازرگانی، اتاقهای مشترک بازرگانی و تشکلهای تخصصی میتوانند به شناسایی نیازهای غذایی بازارها، رفع موانع صادراتی، توسعه سرمایهگذاری مشترک و ایجاد مسیرهای مطمئن تجارت کمک کنند. غذا میتواند زبان مشترک ملتها باشد؛ زبانی که در آن، همکاری اقتصادی جایگزین بخشی از رقابتهای پرهزینه میشود و منافع مشترک، زمینه گفتوگو و اعتماد را تقویت میکند.
چه باید کرد؟ پنج تصمیم برای آیندهبرای تبدیل این ظرفیت به واقعیت، پنج اقدام اساسی ضروری است:۱. آب را سرمایه ملی بدانیم. توسعه کشت باید بر پایه توان واقعی منابع آب، بهرهوری، الگوی اقلیمی و حفظ محیط زیست انجام شود. هیچ برنامه صادراتی نباید به قیمت تخریب منابع حیاتی نسلهای آینده تمام شود. ۲. کشاورزی را به فناوری پیوند بزنیم. توسعه گلخانههای کممصرف، انرژی خورشیدی، سامانههای هوشمند آبیاری، کشاورزی دقیق، اصلاح روشهای کشت و استفاده از دانش روز باید در اولویت سرمایهگذاری قرار گیرد. ۳. صادرات را از فروش محصول به تجارت حرفهای تبدیل کنیم. ایجاد زنجیره سرد، توسعه حملونقل یخچالی، بستهبندی استاندارد، فرآوری، برندسازی و قراردادهای بلندمدت میتواند سهم تولیدکننده از ارزش نهایی محصول را افزایش دهد. ۴. امنیت اقتصادی کشاورز و صادرکننده را تضمین کنیم. دسترسی به سرمایه در گردش، بیمه مؤثر، مقررات باثبات، تسهیل تجارت و سازوکارهای شفاف ارزی، پیششرط تداوم تولید و توسعه بازارهای صادراتی است. ۵. دیپلماسی کشاورزی را جدی بگیریم. شناخت نیازهای کشورهای هدف، گفتوگوی مستمر با سفرا و رایزنان اقتصادی، رفع موانع بهداشتی و قرنطینهای و شکلگیری همکاریهای منطقهای باید به بخشی از راهبرد تجارت خارجی ایران تبدیل شود. این پنج اقدام، زمانی نتیجه خواهند داد که کشاورزی از حاشیه تصمیمگیریهای اقتصادی خارج شود و در جایگاه واقعی خود، یعنی یکی از پایههای امنیت ملی، توسعه پایدار و تجارت بینالمللی، قرار گیرد.
فردا دیر است؛ آینده از امروز ساخته میشودشاید امروز کشاورز ایرانی بیش از هر زمان دیگری به حمایت، سرمایه و فناوری نیاز داشته باشد. شاید بسیاری از تولیدکنندگان با تورم، خشکسالی، محدودیتهای زیرساختی و دشواریهای صادراتی روبهرو باشند. اما نباید اجازه داد مشکلات امروز، نگاه ما را نسبت به فرصتهای فردا محدود کند. جهان آینده به غذای بیشتر نیاز خواهد داشت؛ اما نه هر غذایی و نه به هر قیمتی. جهان به تولیدی نیاز دارد که پایدار، سالم، قابل ردیابی، اقتصادی و سازگار با منابع طبیعی باشد. ایران، با تکیه بر دانش کشاورزان، تنوع اقلیمی و سرمایهگذاری هوشمندانه، میتواند سهمی ارزشمند در پاسخ به این نیاز داشته باشد. این فرصت خودبهخود محقق نمیشود. اگر منابع آب مدیریت نشوند، فناوری توسعه نیابد، سرمایهگذاری صورت نگیرد و موانع تجارت برطرف نشوند، ظرفیتهای بالقوه نیز ممکن است به فرصتهای ازدسترفته تبدیل شوند. امروز باید از خود بپرسیم: آیا میخواهیم کشاورزی ایران فقط برای عبور از بحرانهای جاری تلاش کند، یا میخواهیم آن را به یکی از موتورهای توسعه اقتصادی، تعامل منطقهای و همکاری جهانی تبدیل کنیم؟ پاسخ این پرسش، فقط سرنوشت کشاورزان را تعیین نمیکند؛ بر آینده روستاها، اشتغال، صادرات غیرنفتی، محیط زیست و جایگاه اقتصادی ایران نیز اثر خواهد گذاشت. کشاورزی ایران میتواند بیش از یک فعالیت تولیدی باشد؛ میتواند پلی میان اقتصاد و امنیت غذایی، میان ملتها و بازارها و میان منافع ملی و همکاری جهانی بسازد.
و شاید در جهانی که هر روز بیش از گذشته از بحران انرژی، آب و غذا سخن میگوید، لازم باشد این حقیقت را دوباره به یاد آوریم:صلح فقط با خاموش کردن سلاحها آغاز نمیشود؛ گاهی با کاشتن یک بذر، حفظ یک قطره آب و رساندن غذای سالم به سفره انسانها استحکام پیدا میکند. کشاورزی ایران؛ ظرفیت امروز، مسئولیت فردا، امیدی برای صلح جهانی./فارس
