سفیر پیشین ایران در روسیه تاکید کرد: «دیگرشناسی و شناخت جوامع همسایه دقیقاً مانند دیپلماسی، کارکردی صلحآفرین دارد و رسالت بنیادین آن حلوفصل مناقشات از مسیر گفتگو، کاهش هزینههای تصمیمگیری در سیاست خارجی و ممانعت از لغزش به سوی درگیریهای پرهزینه است.»
به گزارش خبرآنلاین، مهدی سنائی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در روسیه، مشاور پیشین رئیسجمهور و رئیس اندیشکده ایراس (مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا) در آیین رونمایی از کتاب تازه خود با عنوان «شرقشناسی در روسیه (ایرانشناسی و اسلامشناسی)» که به همت خبرگزاری خبرآنلاین و بنیاد ایرانشناسی، با حضور علیاکبر صالحی، وزیر پیشین امور خارجه و جمعی از اساتید و پژوهشگران، به تبیین پیوند عمیق هویت ملی با مطالعات منطقهای، نقد رویکردهای منفی به شرقشناسی، بازتعریف «دیگرشناسی» به مثابه ابزار خودآگاهی ملی و ظرفیتهای بیبدیل تاریخ و زبان فارسی در ارتقای قدرت نرم کشور پرداخت.
دیگرشناسی به بخشی از خودشناسی تبدیل شده است؛ شناخت محیط شرط درک خویشتن است
سنائی در آغاز سخنان خود پیرامون ضرورت نظری و راهبردی شناخت جوامع پیرامونی اظهار داشت: در عرصه مطالعات بینالمللی اگر در گذشته «دیگرشناسی» صرفاً بخشی از ابزارهای تعاملات خارجی به شمار میرفت، امروزه این مفهوم کارکردی هویتی یافته و به بخشی از خودشناسی بدل شده است؛ زیرا اگر یک ملت محیط پیرامونی و جهان پیرامون خود را با دقت و جامعیت نشناسد، قادر نخواهد بود جایگاه و واقعیتهای مربوط به خود را نیز در این زیستجهان درک کند.
وی با اشاره به پیوند میان دانش منطقهای و هنر دیپلماسی تصریح کرد: دیگرشناسی و شناخت جوامع همسایه دقیقاً مانند دیپلماسی، کارکردی صلحآفرین دارد و رسالت بنیادین آن حلوفصل مناقشات از مسیر گفتگو، کاهش هزینههای تصمیمگیری در سیاست خارجی و ممانعت از لغزش به سوی درگیریهای پرهزینه است.
به شرقشناسی و ایرانشناسی به چشم علم نگاه میکنیم نه پروژههای سلبی
رئیس مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا با نقد نگاههای تقلیلگرایانه و بدبینانه به حوزه مطالعات شرقی خاطرنشان کرد: در گذشته بعضاً دیدگاههای منفی نسبت به این مباحث وجود داشته است؛ از جمله آرای متأثر از نظریه شرقشناسی ادوارد سعید که در ایران نیز هوادارانی دارد. اما بنده در کتاب تصریح کردهام که با تعمیم این گزارهها موافق نیستم و از آن عبور کردهام. ما به مقوله خاورشناسی، ایرانشناسی و اسلامشناسی به عنوان یک «علم اصیل» مینگریم.
وی افزود: ملت ایران همواره قدردان زحمات تمامی دانشمندان و ایرانشناسان در اقصی نقاط جهان بوده است؛ زیرا تلاشهای علمی آنان در مسکو، سنپترزبورگ و سایر مراکز آکادمیک، سرمایهای دانشی برای فهم پیوندهای متقابل تمدنی به شمار میرود و نباید دستاوردهای چندصدساله این مراکز با عینک سوءظن مطلق نگریسته شود.
تاریخ، فرهنگ و زبان فارسی ستونهای اصلی قدرت نرم دیپلمات ایرانی هستند
سفیر پیشین ایران در مسکو با تأکید بر لزوم احیای جایگاه مؤلفههای فرهنگی در دستگاه دیپلماسی کشور گفت: یکی از ارکان محوری قدرت ملی، مؤلفه قدرت نرم است و در این میان، ایرانشناسی، زبان فارسی و پیشینه تمدنی جایگاهی بیبدیل دارند. هر دیپلمات و نماینده ایرانی در خارج از کشور، صرفنظر از میزان تسلط بر زبان یا مهارتهای تکنیکی چانهزنی، با یک سرمایه تاریخی پیشینی وارد میدان میشود؛ سرمایهای به وسعت نام پرشکوه تاریخ پارس، تمدن کهن ایرانی و مشاهیری چون فردوسی، حافظ، سعدی و نظامی گنجوی.
سنائی با بیان اینکه هنوز تا بهرهبرداری شایسته از این سرمایه تمدنی فاصله زیادی داریم، یادآور شد: بسیاری از ملتها شاید شناخت دقیقی از روندهای تحولات معاصر ما نداشته باشند، اما در برابر عمق تمدنی ایران سر تعظیم فرود میآورند. ما باید در سیاستگذاریهای کلان سیاست خارجی، به این قدرت معنایی و فرهنگی فراتر از ابزارهای صرفاً سختافزاری تکیه کنیم.
در بطن جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه روح ایرانی به مقاومت و همبستگی بدل شد
استاد دانشگاه تهران با بازخوانی تجربه زیسته خود و تشبیه پژوهش اخیر به دو سیر «در آفاق» و «در انفس» اظهار داشت: برای بنده نگارش این کتاب هم سیر در انفس بود و هم سیر در آفاق؛ سیر در انفس بود چرا که عشق به میهن و روح ایرانی در جان هر ایرانی ریشه دوانده است. همانطور که نظامی سروده «همه عالم تن است و ایران دل»، کار برای ایران یک امر دلی است.
وی با اشاره به تحولات میدانی و نبردهای اخیر کشور تصریح کرد: جامعه ما با وجود تنوع دیدگاهها و تکثر گرایشهای سیاسی و اجتماعی، در بزنگاههای تاریخی روح راستین خود را آشکار میکند؛ همان روحی که در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه اخیر به زیباترین شکل تجلی یافت و به یک ایستادگی، مقاومت سرسختانه در برابر تجاوز دشمن و آرامش و همبستگی ملی تبدیل شد که تحسین جهانیان را نیز برانگیخت.
دانشنامهای جامع از ۳۰۰ سال شرقشناسی و پیشران روابط پایدار تهران و مسکو
رئیس اندیشکده ایراس در تشریح شاخصههای اثر پژوهشی خود پیرامون مناسبات فرهنگی دو کشور گفت: این اثر حاصل بیش از چهار سال کار پژوهشی مستمر، بررسی هزاران منبع دستاول روسی و انگلیسی و بیش از دو دهه تجربه ملموس بنده در جغرافیای اوراسیا—از قرقیزستان و قزاقستان تا روسیه—است. این اثر به عنوان یک دانشنامه جامع، سیر تاریخی تمامی کتب، دانشمندان و کرسیهای ایرانشناسی و اسلامشناسی را از ۳۰۰ سال گذشته تاکنون پوشش داده است.
سنائی در پایان با اشاره به افق پیشروی تعاملات دو همسایه خاطرنشان کرد: روابط تهران و مسکو گرچه در بستر تاریخ دستخوش فراز و فرودهای سیاسی و ژئوپلیتیک بوده، اما مناسبات علمی، فرهنگی و ارتباطات میان نخبگان دانشگاهی آن همواره پیوسته و زنده مانده است. مستشرقان و ایرانشناسان روس نقشی بنیادین در ایجاد فهم متقابل ایفا کردهاند و امروز نیز این آگاهی متقابل میتواند مناسبات دو کشور را در مسیری واقعبینانه، متوازن و مصون از خطاهای محاسباتی پیش ببرد.
