روزنامه فرهیختگان در گزارشی درباره احتمال رویارویی دوباره ایران و آمریکا، خواستار تغییر رویکرد نظامی ایران در صورت وقوع جنگی دیگر شده و استدلال کرده است که در صورت تلقی جنگ بهعنوان تهدیدی علیه موجودیت کشور، دیگر نمیتوان به محدودیتهای پیشین پایبند ماند.
رویداد۲۴| روزنامه اصولگرای فرهیختگان در گزارشی با بررسی آنچه محدودیتهای عملیاتی ارتش آمریکا در جنگ با ایران میخواند، هشت محور را بهعنوان عوامل تأثیرگذار بر معادلات نظامی در صورت وقوع درگیری مجدد مطرح کرده است؛ از آسیبپذیری پایگاههای آمریکا در منطقه و فرسایش ذخایر موشکهای رهگیر تا تغییر آرایش ناوگان دریایی و گسترش اهداف احتمالی ایران.
این روزنامه در مقدمه گزارش خود، جنگ را در صورتی که از سوی یک کشور تهدیدی علیه بقا و موجودیت تلقی شود، دارای قواعدی متفاوت از درگیریهای محدود دانسته و نوشته است: «زمانی که یک کشور جنگ را مسئلهای مربوط به بقا و موجودیت خود ارزیابی کند، منطق درگیری دیگر مثل قبل نخواهد بود.»
فرهیختگان با اشاره به جنگهای ۱۲روزه و ۴۰روزه علیه ایران، استدلال میکند که در صورت شکلگیری جنگی با ابعاد وجودی، دامنه پاسخ نظامی ایران میتواند از اهداف نظامی مشخص فراتر برود. این روزنامه در همین چارچوب، تغییر رویکرد تهران و گسترش دامنه اهداف نظامی را مطرح کرده است؛ دیدگاهی که در صورت اجرا، میتواند به گسترش دامنه درگیری و افزایش خطر برای زیرساختهای منطقه منجر شود.
فرهیختگان: پایگاههای آمریکا در عمق منطقه هم امن نیستند
نخستین محور گزارش فرهیختگان، ناکامی آمریکا در ایجاد عمق امن برای نیروها و تجهیزات نظامی خود است. این روزنامه با اشاره به جابهجایی بخشی از نیروها و تجهیزات آمریکایی از کشورهای حاشیه خلیجفارس به اردن، مینویسد که این جابهجاییها نیز نتوانستهاند امنیت مورد انتظار واشنگتن را تأمین کنند.
در این گزارش، پایگاههای «موفقالسلطی» و «برج ۲۲» در اردن بهعنوان نقاطی معرفی شدهاند که آمریکا برای دور نگهداشتن نیروهای خود از حملات احتمالی به آنها متکی بوده است. فرهیختگان همچنین به حملات موشکی و پهپادی منتسب به ایران در اواخر تیرماه ۱۴۰۵ اشاره میکند که زیرساختهای نظامی آمریکا در عمق اردن نیز در معرض آسیب قرار داده است.
این روزنامه با استناد به گزارشهایی که به والاستریت ژورنال و نیویورکتایمز نسبت داده، بر اهمیت پایش ماهوارهای و شناسایی جابهجایی نیروهای آمریکایی تأکید میکند. با این حال، جزئیات و نقلقولهای منتسب به این رسانهها در متن فرهیختگان آمده و برای تأیید مستقل آنها باید به گزارشهای اصلی مراجعه کرد.
خسارت به تجهیزات و زیرساختهای نظامی آمریکا
دومین محور گزارش به خسارتهای واردشده به تجهیزات و زیرساختهای نظامی آمریکا در جریان جنگ ۴۰روزه اختصاص دارد. فرهیختگان با استناد به گزارشی که به واشنگتنپست نسبت داده، از آسیبدیدن یا نابودی دستکم ۲۲۸ سازه یا قطعه تجهیزات نظامی آمریکا در ۱۵ پایگاه منطقهای سخن میگوید.
بر اساس روایت این روزنامه، تأسیسات ارتباط ماهوارهای در پایگاه العدید قطر، رادارهای کنترل آتش پاتریوت در کویت و بحرین و تجهیزات مخابراتی مرتبط با ناوگان پنجم آمریکا از جمله اهداف آسیبدیده بودهاند.
فرهیختگان در ادامه، به نقل از مارک کانسیان، مشاور ارشد مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی آمریکا، بخشی از گزارش مورد اشاره خود را اینگونه نقل میکند: «حملات ایران دقیق بود. برخی از پایگاهها چنان آسیب دیدهاند که برای استقرار دوباره نیروها بسیار خطرناک شده و فرماندهان مجبور به تخلیه پرسنل شدند. هیچ نشانهای از اصابتهای ناموفق در نقاط هدف دیده نمیشود.»
این روزنامه همچنین به نقل از یک مقام ارشد نظامی آمریکا مینویسد که مقر پشتیبانی ناوگان پنجم مجبور شده است بخشی از وظایف خود را موقتاً به پایگاه هوایی مکدیل در فلوریدا منتقل کند. در همان نقلقول آمده است: «شاید نیروهای آمریکایی دیگر هرگز نتوانند در تعداد زیاد به برخی از پایگاههای این منطقه بازگردند.»
کاهش ذخایر موشکهای رهگیر؛ محدودیت مهم آمریکا
فرهیختگان در سومین محور گزارش خود، کاهش ذخایر موشکهای رهگیر را یکی از محدودیتهای مهم آمریکا و متحدان منطقهای آن معرفی میکند. این روزنامه با اشاره به مصرف موشکهای پاتریوت و تاد در جریان جنگ ۴۰روزه، مینویسد که افزایش مصرف مهمات پدافندی در مقایسه با ظرفیت تولید، میتواند توان دفاعی آمریکا را در درگیریهای بعدی با چالش مواجه کند.
در این گزارش، به آماری منتسب به مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی اشاره شده که بر اساس آن، موجودی موشکهای پاتریوت و تاد آمریکا در مقطعی از سال ۱۴۰۵ بهشدت کاهش یافته است. فرهیختگان همچنین بر زمانبر بودن افزایش ظرفیت تولید این موشکها تأکید دارد.
این روزنامه در ادامه، هزینه بالای رهگیری موشکها را در مقایسه با هزینه تولید و بهکارگیری برخی تسلیحات تهاجمی، عاملی دیگر در فرسایش توان نظامی آمریکا میداند. در همین زمینه، فرهیختگان با استناد به گزارشی از آسیا تایمز مینویسد که کمبود موشکهای رهگیر، فرماندهان آمریکایی را به اتخاذ تصمیمهای دشوار درباره اولویتبندی اهداف وادار کرده است.
البته ارقام مطرحشده درباره موجودی موشکها و میزان مصرف آنها، در متن روزنامه به منابع مشخصی نسبت داده شدهاند و بدون بررسی اسناد اصلی نمیتوان آنها را آمار قطعی و تأییدشده دانست.
گسترش جبههها و دشواری حفاظت از پایگاههای آمریکا
چهارمین محور گزارش به دشواری حفاظت همزمان از نیروها و تأسیسات آمریکایی در گستره جغرافیایی منطقه مربوط است. فرهیختگان با اشاره به پراکندگی حملات موشکی و پهپادی در جریان جنگ ۴۰روزه، معتقد است که آمریکا برای حفاظت از پایگاههای خود ناچار شده است توان پدافندیاش را در محدودهای وسیع از اردن تا خلیجفارس و دریای عمان توزیع کند.
این روزنامه مینویسد که گسترش محدوده دفاعی، میتواند به کاهش تمرکز سامانههای پدافندی در نقاط مختلف منجر شود و احتمال نفوذ حملات را افزایش دهد. در تحلیل فرهیختگان، تداوم حملات در چند جبهه و جلوگیری از پایان سریع درگیری، از عواملی است که میتواند محاسبات عملیاتی آمریکا را با دشواری روبهرو کند.
عقبنشینی ناوهای آمریکایی و محدودیت عملیات هوایی
پنجمین محور گزارش فرهیختگان، تغییر آرایش ناوگان دریایی آمریکا پس از جنگ ۴۰روزه است. این روزنامه نوشته که افزایش خطر حملات موشکی در خلیجفارس و تنگه هرمز، موجب شده است بخشی از شناورهای رزمی آمریکا به مناطق دورتر در دریای عرب و شمال اقیانوس هند منتقل شوند.
در گزارش فرهیختگان، فاصلهگرفتن شناورها از سواحل ایران، علاوه بر ایجاد امنیت نسبی برای ناوها، محدودیتهایی نیز برای عملیات هوایی ایجاد میکند. این روزنامه توضیح میدهد که افزایش فاصله ناوهای هواپیمابر از منطقه هدف، میتواند به افزایش نیاز به سوختگیری هوایی و کاهش انعطافپذیری عملیات جنگندهها منجر شود.
فرهیختگان همچنین به نقش موشکهای ضدکشتی و کروز ایران در تغییر محاسبات دریایی آمریکا اشاره میکند. با این حال، میزان عقبنشینی شناورها، شمار دقیق آنها و اثر این جابهجایی بر توان عملیاتی آمریکا از جمله مواردی است که برای ارزیابی مستقل به شواهد و گزارشهای نظامی معتبر نیاز دارد.
بهدامافتادن شناورهای زیرسطحی آمریکا
ششمین محور گزارش به ابزارهای جاسوسی و پایش زیرسطحی اختصاص دارد. فرهیختگان مینویسد که نیروی دریایی آمریکا پس از تغییر آرایش شناورهای سطحی خود، برای پایش منطقه به سامانههای زیرسطحی بدون سرنشین متکی شده است.
این روزنامه نوشته که ایران در شهریور ۱۴۰۵ دو شناور زیرسطحی بدون سرنشین آمریکایی را در ورودی تنگه هرمز به کنترل درآورده است. در متن گزارش، از دو سامانه با نامهای «Dive-LD» و «ریموس ۶۰۰» یاد شده است.
فرهیختگان این اتفاق را نشانه افزایش توان شناسایی و مقابله ایران با تجهیزات زیرسطحی آمریکا میداند. با این حال، جزئیات مطرحشده درباره بهغنیمتگرفتن این دو سامانه در متن روزنامه ارائه شده و برای تأیید مستقل آن باید شواهد و منابع تکمیلی بررسی شوند.
بازآرایی توان موشکی و پهپادی ایران
هفتمین محور گزارش به تغییرات در توان موشکی و پهپادی ایران اختصاص دارد. فرهیختگان با اشاره به تجربه جنگ ۴۰روزه، از تغییر محل استقرار پرتابگرها، استفاده از موشکهای سوخت جامد و افزایش قابلیت مانور سرجنگیها در مرحله نهایی پرواز سخن میگوید.
این روزنامه همچنین ترکیب موشکهای کروز، پهپادها و سرجنگیهای مختلف را بخشی از راهبردی معرفی میکند که به گفته آن، میتواند فشار بیشتری بر سامانههای پدافندی وارد کند و مصرف موشکهای رهگیر را افزایش دهد.
در این بخش، فرهیختگان بر این نکته تأکید دارد که توان موشکی صرفاً به تعداد موشکها محدود نیست و عواملی مانند قابلیت بقا، سرعت آمادهسازی، پنهانماندن محل استقرار و عبور از سامانههای دفاعی نیز در محاسبات نظامی نقش دارند.
گسترش بانک اهداف
هشتمین و آخرین محور گزارش، گسترش دامنه اهداف احتمالی ایران در صورت وقوع یک رویارویی فراگیر است. فرهیختگان مینویسد که در چنین سناریویی، اهداف نظامی میتوانند از پایگاهها و استحکامات شناختهشده فراتر بروند و زیرساختهای ارتباطی، رادارها، سامانههای هماهنگی هوایی و مسیرهای پشتیبانی را نیز دربر بگیرند.
این روزنامه در بخشی از گزارش خود، حملات منتسب به نیروهای یمنی علیه اهدافی در عربستان را نیز در چارچوب ارزیابی خود از آسیبپذیری زیرساختهای منطقهای مطرح میکند.
فرهیختگان در مجموع، مجموعهای از عوامل نظامی و لجستیکی را بهعنوان محدودیتهای آمریکا در صورت وقوع جنگی دیگر برمیشمارد و از ضرورت تغییر رویکرد نظامی ایران سخن میگوید. با این حال، بخش مهمی از نتیجهگیری این گزارش بر آمارها، نقلقولها و روایتهایی استوار است که برای سنجش اعتبار آنها باید به منابع اصلی و شواهد مستقل مراجعه کرد.
نکته مهم در این گزارش، فراتر از ارزیابی توان نظامی دو طرف، طرح صریح رویکردی است که گسترش دامنه حملات و کنارگذاشتن محدودیتهای پیشین را در صورت تلقی جنگ بهعنوان تهدیدی وجودی توجیه میکند؛ رویکردی که در صورت تبدیلشدن به سیاست عملی، خطر گسترش جنگ و آسیبدیدن زیرساختهای حیاتی منطقه را افزایش میدهد.
