انتخاب مستند پگاه آهنگرانی به‌عنوان نماینده بریتانیا در اسکار، بار دیگر پای سیاست را به رقابت‌های سینمایی باز کرده است؛ انتخابی که در کنار موفقیت‌های جشنواره‌ای این فیلم، پرسش‌هایی درباره معیار‌های سیاسی کشور‌های غربی، وضعیت سینمای معترض ایران و تناقض‌های سیاست‌گذاری فرهنگی در داخل کشور مطرح می‌کند.

رویداد۲۴| مازیار وکیلی- انتخاب مستند پگاه آهنگرانی درباره انقلاب اسلامی توسط بریتانیا برای معرفی به آکادمی اُسکار در نگاه اول تعجب برانگیز است. سینمای بریتانیا همین امسال هم فیلم‌های زیادی داشته که شایستگی معرفی به آکادمی را داشته‌اند و علاوه بر این فیلم آخر پگاه آهنگرانی یک مستند بلند است و آکادمی اُسکار کمتر آثار مستند را به عنوان نامزد نهایی بهترین فیلم بین المللی انتخاب کرده است. اما فیلم آهنگرانی چند ویژگی هم دارد که می‌تواند توجیه کننده انتخاب این مستند توسط بریتانیا باشد. تمرین‌هایی برای یک انقلاب آهنگرانی نمایش موفقیت آمیزی در جشنواره کن امسال داشت و توانست جایزه چشم طلایی این جشنواره بزرگ را به عنوان بهترین مستند کسب کند. علاوه بر این مستند آهنگرانی توانسته یک پخش کننده قدرتمند مانند سونی پیدا کند که یقیناً در بازاریابی و دیده شدن آخرین ساخته پگاه آهنگرانی موثر خواهد بود. آیا این ویژگی‌ها به این معنا است که تمرین‌هایی برای یک انقلاب قطعاً جز نامزد‌های نهایی بهترین فیلم بخش بین المللی اُسکار خواهد بود؟ در جواب این سوال باید گفت هنوز هیچ چیز مشخص نیست. حضور در جمع پنج فیلم نهایی بخش بین المللی مراسم اُسکار علاوه بر بازاریابی و دیده شدن نیاز به پیروزی بر رقبایی از سایر کشور‌ها است. رقبایی که احتمالاً یکی از بهترین فیلم‌های کشور خود در سال ۲۰۲۶ هستند. پس وضعیت تمرین‌هایی برای یک انقلاب هنوز مشخص نیست و نمی‌توان برای پیروزی نهایی آن درصد مشخصی از موفقیت تعیین کرد. اما سوال بعدی درباره این انتخاب توسط بریتانیا این جا است که آیا معرفی تمرین‌هایی برای یک انقلاب دلایل سیاسی هم دارد؟ باید گفت پاسخ مثبت است. همانطور که در سال گذشته انتخاب یک تصادف ساده جعفر پناهی توسط کشور فرانسه پیام سیاسی واضحی داشت انتخاب تمرین‌هایی برای یک انقلاب هم توسط بریتانیا هم دلایل سیاسی خاص خودش را دارد. این که این دلایل سیاسی چیست؟ و چرا در تصمیم گیری نهایی آکادمی اُسکار برای اهدای جوایزش موثر است از نکات قابل بحثی است که باید درباره آن‌ها صحبت کرد. چون در عالم سینما نمی‌توان زمینه‌های سیاسی موفقیت یک فیلم را د ر نظر نگرفت. اما فروکاستن موفقیت یک فیلم تنها به مسائل سیاسی هم کم لطفی آشکاری است که برخی رسانه‌های ایرانی نسبت به موفقیت فیلمسازان ایرانی در خارج از کشور انجام می‌دهند. هنوز نسخه قابل تماشایی از تمرین‌هایی برای یک انقلاب ساخته پگاه آهنگرانی به دست ایرانیان نرسیده و قضاوت درباره این فیلم سخت است. اما سوال اصلی این انتخاب هم چنان پابرجا است: چرا بریتانیا تصمیم گرفته است این فیلم را به عنوان نماینده کشور خود به اُسکار معرفی کند؟

زمینه‌های سیاسی انتخاب تمرین‌هایی برای یک انقلاب

سینمای ایران تا پیش از گسترش اعتراضات اقتصادی و اجتماعی نیمه دهه نود با تمام اختلاف نظر‌هایی که در آن وجود داشت یک کل واحد را تشکیل می‌داد. یعنی همه عوامل حاضر در سینمای ایران در نهایت از طریق چارچوب‌های قانونی تعیین شده توسط حاکمیت فعالیت می‌کردند و به دنبال آن تمام فیلم‌هایی هم که به جشنواره‌های خارجی معرفی می‌شدند از طریق همین ساختار به جشنواره‌ها راه پیدا می‌کردند. دو فیلم اصغر فرهادی که اُسکار بهترین فیلم خارجی زبان را کسب کردند، نخل طلای عباس کیارستمی و کلی فیلم دیگر که در جشنواره‌های خارجی درخشیده بودند مجوز‌های خود را از نهاد‌های مورد تایید حاکمیت گرفته بودند. اما از نیمه دهه نود و با گسترده شدن جنبش‌های اعتراضی در ایران به تدریج فعالان سینمایی زیادی تصمیم گرفتند راه خود را از جریان رسمی سینمای ایران جدا کنند.

این جدایی تا سال ۱۴۰۱ قابل مدیریت بود، اما از سال ۱۴۰۱ و بعد از حوادث تلخ آن سال به یک گسست عمیق انجامید که یک جریان تازه در سینمای ایران یعنی سینمای زیرزمینی را به وجود آورد. سینمایی که فیلم‌های خود را بدون مجوز رسمی و به صورت زیرزمینی می‌ساخت. غرب هم که مبنای ایدئولوژیک آن با حاکمیت سیاسی ایران فرق می‌کند به تدریج متوجه این موضوع شد و تمام توجه خود را معطوف به این جریان سینمایی کرد. جریان سینمایی که دیگر اصلاح طلب نبود و تلاش‌هایش معطوف به ایجاد انعطاف در سیستم نمی‌شد. سینمای زیرزمینی تازه ایران ماهیتی تهاجمی داشت و نقد‌های رادیکالی را بر حاکمیت سیاسی ایران وارد می‌کرد. نقد‌هایی که بوی انحلال سیاسی از آنها به مشام می‌رسید. پس عجیب نبود که غرب توجه خودش را به این جریان تازه جلب کند. چه آن که در سال‌های اخیر فرانسه یک تصادف ساده، آلمان دانه انجیر معابد، دانمارک عنکبوت مقدس و بریتانیا هم تمرین‌هایی برای یک انقلاب را به عنوان نمایندگان خود به آکادمی اُسکار معرفی کرده‌اند.

ماجرا این جا است که اکثر این انتخاب‌ها ماهیت سیاسی هم داشته‌اند اما پرسش اصلی این است که مگر انتخاب‌های ایران برای معرفی به مراسم اُسکار سیاسی نیست؟

سرزمین فرشته‌ها آنسوی تمرین‌هایی برای یک انقلاب

سینمای ایران امسال سرزمین فرشته‌ها را برای معرفی به مراسم اُسکار انتخاب کرده است. سوال این جا است که آیا انتخاب این فیلم بهترین انتخاب ممکن است؟ یقیناً خیر. فیلم‌های بهتر دیگری هم وجود داشتند که می‌توانستند نماینده سینمای ایران باشند. پس چرا این فیلم برای معرفی به آکادمی اُسکار انتخاب شد؟ چون قرار بود یک پیام سیاسی واضح به غرب درباره مظلومیت مردم فلسطین به جهان صادر شود. پس همانطور که ملاحظه می‌کنید انتخاب‌ها در ایران هم سیاسی است و مدیران فرهنگی در انتخاب سرزمین فرشته‌ها و بسیاری انتخاب‌های دیگر این سال‌ها مواضع سیاسی یک فیلم را به ساختار هنری آن ترجیح داده‌اند. پس جای گله نیست که چرا غرب به آن وجه از سینمای ایران توجه می‌کند. چون مدیران فرهنگی ما چند سالی هست که از اساس سینمای معترض و اجتماعی را به رسمیت نمی‌شناسند و همین موضوع باعث شده تا فیلمسازان این بخش از سینمای ایران راه اروپا و آمریکا را در پیش بگیرند. اما سوال اصلی این جا است که چرا سرزمین فرشته‌ها یک درصد هم شانس موفقیت و پیروزی در اُسکار را ندارد؟ پاسخ واضح است، چون ارتباط سینمای ایران با بازار‌های جهانی از جمله بازار سینما قطع است. سینمای ایران هیچ سهمی از اکران جهانی ندارد و اصولاً برای مخاطب غربی اهمیتی ندارد که آیا فیلمی از سینمای ایران در جهان اکران می‌شود یا خیر.

همین موضوع باعث شده فیلمی مانند سرزمین فرشته‌ها هیچ شانسی برای دیده شدن نداشته باشد و وقتی فیلمی دیده نشود باید مشکل را در جای دیگری جست‌و‌جو کرد. ایران چند سالی هست که بخشی از بازار و جامعه جهانی نیست که محصولاتش مورد توجه قرار بگیرد و این معضلی است که مدیران فرهنگی باید برای آن چاره اندیشی کنند و یک بار برای همیشه مشخص کنند که آیا می‌خواهند سینمای ایران جهانی باشد یا خیر.

واکنش رسانه‌های اصول گرا به انتخاب تمرین‌هایی برای یک انقلاب توسط بریتانیا چه بود؟

واکنش‌های رسانه‌های اصول گرا به چنین انتخابی مطابق انتظار به این انتخاب منفی است. آنها پگاه آهنگرانی را متهم کرده‌اند به این که انتخاب تمرین‌های برای یک انقلاب جایزه دولت و کشور بریتانیا به اوست تا به کشورش پشت کند. مطابق انتظار این رسانه‌ها از بچه‌های میناب هم صحبت کرده‌اند و پگاه آهنگرانی را خائن به خون این کودکان دانسته‌اند. روزنامه فرهیختگان در تحلیلی جالب و عجیب نگاهی انداخته به انتخاب فیلم‌ها توسط کشور‌های غربی با موضوع خاورمیانه و تحلیل کرده که بریتانیا اروپا را باغ و خاورمیانه را جنگل می‌داند و فیلم آهنگرانی را یک جنگلی دانسته که دارد تاریخ جنگلی‌های دیگر را روایت می‌کند. این تحلیل‌های شاذ و عجیب و غریب مشکل سینمای ایران و مدیران فرهنگی را حل نمی‌کند. سینمای ایران باید مشخص کند که می‌خواهد بخشی از سینمای جهان باشد یا خیر. اگر نمی‌خواهد پس چرا فیلم به آکادمی اُسکار معرفی می‌کند و اگر می‌خواهد لاجرم باید قواعد جهانی در حوزه سینما را بپذیرد. مشکل سینمای ایران بلاتکلیفی است و مدیران معذب و مذبذبی است که از ترس جریانات محافظه کار و تندرو که قدرت زیادی دارند از گرفتن تصمیم درست هراس دارند. هراسی که خودش را در شکست‌های پیاپی سینمای جریان اصلی در سال‌های اخیر نشان داده است.