اقتصادنیوز: جنگ تاکنون تردد کشتی‌ها در تنگه راهبردی هرمز را مختل کرده و دامنه درگیری‌ها نیز از رویارویی مستقیم ایران و آمریکا فراتر رفته است. ازسرگیری حملات می‌تواند زیرساخت‌های انرژی، خطوط کشتیرانی و امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس را بیش از پیش تهدید کند.

به گزارش اقتصادنیوز، سرنوشت توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن نه به ظرفیت دو طرف برای رسیدن به مصالحه، بلکه به این مسئله گره خورده است که کدام‌یک می‌تواند نخستین امتیاز را بدهد و هزینه‌های سیاسی و راهبردی آن را بپذیرد.

المانیتور در گزارشی نوشت: میانجی‌های قطری روز جمعه بار دیگر به تهران بازگشتند تا در تازه‌ترین تلاش دیپلماتیک برای دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا نقش‌آفرینی کنند. خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، بازگشت هیئت قطری به تهران را تایید کرده است؛ سفری که در شرایط افزایش تنش‌ها و هم‌زمان با بررسی گزینه‌های نظامی جدید از سوی دولت دونالد ترامپ انجام می‌شود.

اقتصادنیوز: دور تازه جنگ ممکن است نه‌فقط تأسیسات نظامی و نفتی ایران، بلکه زیرساخت‌های حیاتی کشورهای عربی، مسیرهای صادرات انرژی، مراکز داده و شبکه‌های ارتباطی منطقه را نیز در معرض خطر قرار دهد. آسیب به این زیرساخت‌ها می‌تواند سال‌ها پس از پایان درگیری ادامه داشته باشد و اعتماد بازارهای جهانی به ثبات عرضه انرژی از خلیج فارس را تغییر دهد.

گزارش‌ها حاکی از آن است که جی‌دی ونس معاون رئیس‌جمهور آمریکا، نیز نامه‌ای به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، ارسال کرده و در آن پیشنهاد ازسرگیری تعاملات را مطرح کرده است. این تحولات در حالی رخ می‌دهد که دونالد ترامپ همچنان گزینه تشدید اقدامات نظامی علیه ایران را روی میز نگه داشته است.

با این حال، روایت‌های متفاوت از ماموریت دیپلماتیک قطر نشان می‌دهد که هنوز تصویر روشنی از آنچه میان تهران و واشنگتن در جریان است وجود ندارد. خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام آگاه از مذاکرات گزارش داده است که هیئت قطری در هماهنگی با واشنگتن فعالیت می‌کند و در سفر قبلی خود پیش‌نویس پیشنهادی برای توافق صلح را به ایران ارائه داده بود. در مقابل، خبرگزاری ایرنا دستور کار این سفر را بررسی روابط دوجانبه و تحولات منطقه‌ای اعلام کرده است.

ماجرای میانجی‌گری قطری چیست؟

یک مقام ارشد ایرانی در گفت‌وگو با رویترز، پیشنهاد قبلی قطر را مجموعه‌ای از «ایده‌های غیرقابل قبول» توصیف و تاکید کرده است که آن پیشنهاد اساسا در حد یک طرح قابل بررسی هم نبوده است. تهران همچنین نشان داده که در موضع خود درباره پرونده هسته‌ای تغییری ایجاد نخواهد کرد.

جی دی ونس

نامه منتسب به ونس می‌تواند مسیر دیگری برای ادامه تماس‌ها باشد. گزارش‌ها حاکی از آن است که معاون رئیس‌جمهور آمریکا در این نامه تاکید کرده مذاکرات برای جلوگیری از اقدامات نظامی بیشتر باید به برنامه هسته‌ای ایران بپردازد. با این حال، ترامپ در اظهارات علنی خود، این تماس را به نیاز ایران به دریافت تجهیزات و اقلام پزشکی مرتبط دانسته است؛ موضوعی که ابهام‌ها درباره پیشنهاد واقعی واشنگتن را بیشتر می‌کند.

انتخاب محسن رضایی به‌عنوان مخاطب این نامه اهمیت ویژه‌ای دارد. رضایی که سابقه فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در کارنامه دارد، اکنون یکی از چهره‌های تاثیرگذار در ساختار امنیتی ایران به شمار می‌رود. به نظر می‌رسد مقام‌های آمریکایی او را فردی می‌دانند که می‌تواند در ساختار سیاسی و امنیتی ایران برای یک توافق احتمالی حمایت جلب کند.

با این حال، سابقه و جایگاه اصولگرایانه رضایی لزوما به این معنا نیست که تهران حاضر به پذیرش امتیازهایی است که واشنگتن انتظار دارد.

در مجموع، تحرکات اخیر را باید بیش از آنکه یک پیشرفت جدی در مذاکرات دانست، نشانه‌ای از باز ماندن مسیر دیپلماسی تلقی کرد. هیچ‌یک از دو طرف تاکنون نشانه روشنی از آمادگی برای کنار گذاشتن خواسته‌های اصلی خود بروز نداده‌اند و جزئیات توافق احتمالی نیز همچنان نامشخص است.

کدام طرف باید نخستین امتیاز را بدهد؟

مانع اصلی در مسیر توافق ایران و آمریکا صرفا این نیست که دو کشور حاضر به گفت‌وگو هستند یا نه؛ مسئله مهم‌تر این است که هر طرف پیش از آغاز مذاکرات جدی، حاضر است چه امتیازهایی به طرف مقابل بدهد.

واشنگتن می‌خواهد پرونده هسته‌ای ایران از همان ابتدای مذاکرات در دستور کار قرار بگیرد. دولت ترامپ به دنبال دریافت تضمین‌هایی است که مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود. در مقابل، تهران با مذاکره بر مبنای شروطی که آنها را مغایر با حقوق حاکمیتی و مواضع پیشین خود می‌داند، مخالفت کرده است.

ایران در سوی دیگر خواهان آن است که آمریکا پیش از آغاز مذاکرات جدی، محاصره دریایی بنادر جنوبی کشور را لغو کند و محدودیت‌های مربوط به صادرات نفت را کاهش دهد. آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران و پایان دادن به درگیری‌ها در سراسر منطقه نیز از دیگر خواسته‌های تهران است.

اختلاف دو کشور تا حد زیادی به مسئله اهرم‌های فشار بازمی‌گردد. واشنگتن معتقد است حفظ محاصره دریایی و ادامه فشارهای اقتصادی می‌تواند تهران را در نهایت به پذیرش مذاکره درباره پرونده هسته‌ای وادار کند. اما از نگاه ایران، ورود به گفت‌وگوهای هسته‌ای پیش از دریافت امتیازهای اقتصادی، به معنای از دست دادن یکی از مهم‌ترین ابزارهای چانه‌زنی است؛ آن هم بدون اینکه تضمینی وجود داشته باشد آمریکا پس از آن به تعهدات خود عمل کند.

مذاکرات اسلام آباد

بی‌اعتمادی عمیق میان دو طرف سابقه‌ای نزدیک دارد. پاکستان در ماه ژوئن برای شکل‌گیری یک تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا میانجیگری کرد، اما این توافق دوام نیاورد و با ازسرگیری درگیری‌ها، تلاش‌ها برای دستیابی به یک راه‌حل پایدار ناکام ماند.

فروپاشی آن تفاهم، تردیدهای تهران درباره اعتبار تضمین‌های آمریکا را افزایش داده است. در مقابل، واشنگتن تمایلی ندارد پیش از مشاهده پیشرفت ملموس در محدودیت‌های هسته‌ای، امتیازهای اقتصادی قابل توجهی به ایران بدهد.

ایران در پاسخ به این وضعیت، پیشنهاد هفت‌روزه خود را مطرح کرده است. عباس عراقچی وزیر امور خارجه، روز چهارشنبه در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس بار دیگر از این پیشنهاد دفاع کرد و گفت تهران آماده است به دیپلماسی فرصت بدهد، در حالی که نیروهای مسلح شجاع ما برای دفاع از میهن کاملا آماده‌اند.

محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی، یک روز بعد بار دیگر تاکید کرد که پیشرفت در مسیر توافق به پذیرش شروط ایران از سوی واشنگتن بستگی دارد. او هشدار داد که رویکرد چماق و هویج آمریکا تأثیری نخواهد داشت. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که نباید تصور کرد فشارهای اقتصادی و نظامی لزوما به انعطاف دیپلماتیک تهران منجر می‌شود.

با این حال، پافشاری ایران بر ترتیب مورد نظر خود برای آغاز مذاکرات نیز بدون هزینه نیست. محاصره دریایی تاکنون فشار اقتصادی سنگینی بر کشور وارد کرده و ادامه محدودیت‌ها بر حمل‌ونقل دریایی و صادرات نفت، توان ایران برای کسب درآمد و تأمین منابع مالی مورد نیاز بازسازی را تهدید می‌کند.

تهران دلایل روشنی برای تلاش در جهت کاهش فشارها دارد، اما پذیرش ترتیبی که واشنگتن برای مذاکرات ترجیح می‌دهد، پس از ماه‌ها درگیری و خسارت‌های گسترده، از نظر سیاسی و راهبردی دشوار خواهد بود.

ضرب‌الاجل نظامی و محدودیت‌های میانجیگری

تلاش‌های دیپلماتیک در شرایطی دنبال می‌شود که وضعیت امنیتی منطقه هر روز شکننده‌تر می‌شود. مقام‌های ارشد نظامی آمریکا روز پنجشنبه گزینه‌های احتمالی برای ازسرگیری عملیات نظامی را به دونالد ترامپ ارائه کردند. نیروهای آمریکایی نیز در هفته‌های اخیر تدابیر خود در منطقه را تقویت کرده و در آرایش نظامی‌شان تغییراتی ایجاد کرده‌اند؛ اقداماتی که در پی نگرانی‌ها از واکنش احتمالی ایران صورت گرفته است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده است که مقام‌های آمریکایی به متحدان منطقه‌ای خود هشدار داده‌اند برای احتمال حملات نظامی پس از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر آماده باشند. ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را اعلام نکرده است. او روز جمعه در گفت‌وگو با رادیوی KCMO در کانزاس‌سیتی گفت: این موضوع به‌زودی جمع‌وجور خواهد شد.

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا می‌تواند بخشی از ابهام‌های موجود درباره زمان‌بندی تصمیم‌های واشنگتن را توضیح دهد. آغاز دوباره یک کارزار نظامی ممکن است هزینه‌های اقتصادی و سیاسی بیشتری به دولت ترامپ تحمیل کند؛ دولتی که همین حالا نیز با نگرانی‌هایی درباره افزایش قیمت انرژی و پیامدهای ادامه‌دار شدن جنگ روبه‌رو است.

انتخابات میاندوره_ای امریکا

با این حال، نزدیک شدن به زمان انتخابات به معنای موفقیت قطعی دیپلماسی یا کنار گذاشتن همیشگی گزینه نظامی نیست. تقویم انتخاباتی لزوما نمی‌تواند مانع تصمیم‌های امنیتی دولت آمریکا شود.

پیامدهای منطقه‌ای شکست مذاکرات نیز روزبه‌روز دشوارتر از گذشته قابل کنترل به نظر می‌رسد. جنگ تاکنون تردد کشتی‌ها در تنگه راهبردی هرمز را مختل کرده و دامنه درگیری‌ها نیز از رویارویی مستقیم ایران و آمریکا فراتر رفته است. ازسرگیری حملات می‌تواند زیرساخت‌های انرژی، خطوط کشتیرانی و امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس را بیش از پیش تهدید کند. این کشورها در حالی دلایل جدی برای حمایت از میانجیگری دارند که همچنان در معرض خطر واکنش‌های تلافی‌جویانه ایران قرار گرفته‌اند.

در چنین شرایطی، نقش قطر در میانجیگری اهمیت زیادی پیدا می‌کند؛ هرچند توانایی دوحه برای تأثیرگذاری بر روند تحولات محدود است. قطر می‌تواند پیام‌های دو طرف را منتقل کند، مواضع آنها را به یکدیگر نزدیک‌تر سازد و به تدوین پیشنهادهایی کمک کند که هیچ‌یک از طرفین تمایلی به ارائه مستقیم آنها ندارند. هماهنگی نزدیک دوحه با واشنگتن نیز به تلاش‌های دیپلماتیک این کشور وزن بیشتری می‌دهد.

با این حال، قطر نمی‌تواند هیچ‌یک از دو دولت را به مصالحه وادار کند و تضمینی هم وجود ندارد که توافق احتمالی پس از فروکش کردن فشارهای فوری بحران دوام بیاورد.

مشارکت دیگر قدرت‌های منطقه‌ای از جمله پاکستان، عمان، عربستان سعودی و ترکیه نیز می‌تواند دامنه حمایت از یک توافق را گسترش دهد. با این حال، منافع این کشورها یکسان نیست. حتی اگر توافقی درباره نگرانی‌های هسته‌ای واشنگتن و خواسته‌های تهران برای لغو محاصره شکل بگیرد، همچنان باید به مجموعه گسترده‌تری از مسائل امنیتی منطقه توجه شود.

آزمون اصلی در شرایط کنونی این است که آیا دو طرف می‌توانند از مرحله تبادل پیشنهادها عبور کنند و به مذاکره درباره اقدامات عملی و مشخص برسند یا خیر. سفر تازه مقام‌های قطری به تهران و گزارش‌ها درباره تماس ونس با محسن رضایی نشان می‌دهد که کانال‌های ارتباطی همچنان باز هستند. اما صرف ادامه تماس‌های دیپلماتیک به معنای کاهش فاصله میان مواضع دو کشور نیست.

به نظر می‌رسد واشنگتن و تهران هم‌زمان با حفظ مسیر دیپلماسی، خود را برای احتمال شکست آن نیز آماده می‌کنند. این وضعیت شاید فرصت محدودی در اختیار میانجی‌ها قرار دهد تا پیش از آنکه محاسبات نظامی بار دیگر بر تحولات مسلط شود، زمینه توافق بر سر مجموعه‌ای از امتیازهای متقابل و مرحله‌بندی‌شده را فراهم کنند.

در غیر این صورت، ابتکار دیپلماتیک تازه نیز ممکن است به وقفه‌ای کوتاه در چرخه فزاینده تنش و درگیری تبدیل شود؛ چرخه‌ای که هر بار بازگشت به آن می‌تواند پیامدهای خطرناک‌تری برای ایران و کل منطقه به همراه داشته باشد.