تقریب مذاهب پیش از آنکه سازوکاری دیپلماتیک یا توصیهای مقطعی باشد، هنر زیستن در سایه کرامتی انسانساز و فرهنگ شنیدن روادارانه است؛ جانمایهای که پیکر امت اسلامی در آشوب تفرقههای امروزی، بیش از هر زمان به آن نیاز دارد.
برای درآمدی بر این الگوی بیبدیل و واکاوی شیوهای که میتواند امروز نیز گرهگشای تفرقهها باشد، با حجتالاسلاموالمسلمین دکتر علی راد، دانشیار دانشگاه تهران به گفتوگو نشستهایم. شما را به مطالعه این گفتوگو دعوت میکنیم.
بهعنوان نخستین پرسش، وقتی از تقریب مذاهب سخن میگوییم، گاهی نگاهها منحصر به یک رویکرد سیاسی یا مصلحتی میشود. از منظر سیره امام رضا (ع)، تقریب دارای چه ماهیت و جایگاهی است؟
بنده هم سالروز تأسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی را تبریک میگویم. در پاسخ به پرسش شما باید تأکید کنم که در مکتب معرفتی امام رضا (ع)، تقریب و امتگرایی مطلقاً یک ابزار مقطعی یا مصلحت زودگذر سیاسی نیست، بلکه ضرورتی دائم و برخاسته از ذات توحید و نگرش قرآنی است.
از منظر رضوی، ادیان الهی و پیروان مذاهب مختلف اسلامی در ماهیت و اصول بنیادی نظیر توحید، فطرت انسانی و کرامت الهی دارای نقاط مشترک عمیقی هستند. امام (ع) تقریب را به معنای دستکشیدن از باورهای حق یا عدول از اصول مذهبی نمیدانستند، بلکه آن را بر پایه همزیستی مسالمتآمیز، تعامل عقلانی و تکیه بر اشتراکات تعریف میفرمودند. اگر به سیره ایشان بنگریم، تقریب یعنی ساختن فضایی امن و سرشار از اخلاق که در آن صاحبان اندیشههای مختلف بتوانند بدون نزاع، کرامت انسانی یکدیگر را پاس بدارند و در مسیر حقیقتجویی به گفتوگو بپردازند. حضرت با نگاهی امت محور، همواره تلاش میکردند از مرزبندیهای انحصارطلبانه که جامعه را به تفرقه و فروپاشی میکشاند، جلوگیری کنند.
عصر امام رضا (ع) همزمان با گسترش نهضت ترجمه، ورود فلسفه یونان و تکثر شدید فرقهای بود. چرا حضرت در چنین فضای پرچالش سیاسی و فکری، راهبرد گفتوگو و مبارزه علمی را برگزیدند و وارد مواجهه سخت یا نظامی نشدند؟
این نکته، کلید فهم موقعیتشناسی حکیمانه امام رضا (ع) است. در تحلیل شرایط آن عصر باید به دو مؤلفه توجه داشت: نخست، وضعیت پیروان اهلبیت (ع) که در اقلیت بودند و حاکمیت عباسی با سرکوبهای شدید، جریانات تند یا مسلحانه را بهشدت قلعوقمع میکرد. در چنین شرایطی، سوقدادن جامعه به سمت درگیریهای فیزیکی یا نظامی، مساوی با نابودی بدنه مؤمنان و ایجاد انشقاق جبرانناپذیر در امت اسلامی بود.
مؤلفه دوم، جنس تهدیدات آن عصر بود. حاکمیت عباسی و مأمون باهدف مخدوش کردن مرجعیت علمی اهلبیت (ع) و همچنین انحراف افکار عمومی، مجالس مناظره گستردهای با حضور بزرگان ادیان و مذاهب مختلف ترتیب میدادند. در واقع جنگ آن روز، جنگ اندیشهها و شبهات بود. امام رضا (ع) با رصد دقیق این موقعیت، رویکرد فرهنگی، نقد عقلانی و گفتوگو را انتخاب کردند. حضرت با پذیرش هشیارانه ولایتعهدی که آن هم بر ایشان تحمیل شده بود؛ فضای بهظاهر بازِ سیاسی را به فرصتی بینظیر برای نشر اسلام ناب و تقریب قلوب تبدیل کردند و نشان دادند که اقتدار واقعی در منطق استوار و اخلاق انسانی نهفته است، نه در تقابلهای خشونتآمیز.
مناظرات امام رضا (ع) با سران ادیان دیگر مانند جاثلیق مسیحی، رأسالجالوت یهودی و عمران صابی شهره عام و خاص است. منطق مناظره رضوی چه مؤلفههایی داشت که توانست اینچنین اثرگذار و تقریب ساز باشد؟
منطق مناظره در سیره رضوی، شاهکار ارتباطشناسی و الگوی کامل گفتوگوی سازنده است. چند مؤلفه اساسی در این سیرة درخشان وجود دارد که امروزه نیز برای ما درسآموز است: نخست، استدلال بر پایه متون موردقبول طرف مقابل. حضرت وقتی با عالم یهودی یا مسیحی مناظره میکردند، به آیات قرآن استناد نمیفرمودند؛ چرا که حجیت قرآن هنوز برای آنان اثبات نشده بود، بلکه با استناد به تورات، انجیل و زبور سخن میگفتند.
دوم، تسلط بر زبان و فرهنگ مخاطب. ایشان با هر قومی به زبان و گویش خودشان سخن میگفتند که این امر بار عاطفی و درک متقابل فوقالعادهای ایجاد میکرد.
سوم، تأکید بر مشترکات پیش از طرح نقاط افتراق. حضرت ابتدا بر محورهای موردقبول طرفین صحه میگذاشتند و سپس از همان نقاط مشترک، مسیر گفتوگو را برای رفع مجهولات روشن میکردند و چهارم که از همه مهمتر است، التزام مطلق به اخلاق و انصاف. امام هرگز کلام کسی را قطع نمیکردند، سخنان مخالفان را باحوصله میشنیدند و با لحنی آرام و محترمانه پاسخ میدادند. حتی در مناظره با عمران صابی فرمودند: «بپرس، ولی انصاف داشته باش». این سعهصدر و احترام به آزادی بیان، طرف مقابل را از درون قانع و مجذوب میساخت.
علاوه بر مناظرات علمی، در سیره رضوی شاهد ارائه الگویی اعتدالی از دینداری هستیم. این خوانش اعتدالی از اسلام ناب دقیقاً دارای چه شاخصهایی است و چگونه میتواند جهان اسلام را از چالش افراطگرایی و انشقاق نجات دهد؟
خوانش اعتدالی امام رضا (ع) مرزبندی مشخصی هم با افراط و تکفیر دارد و هم با تفریط و خودباختگی. این خوانش مبتنی بر دو رکن اساسی است: عقلانیت و سنت اصیل نبوی. در سیرة رضوی، اعتدال به معنای پرهیز از تندرویهای فرقهای است. امام (ع) پیروان خود را از شتابزدگی در تکفیر یا نفی مطلق سایر گروهها بازمیداشتند. ایشان برای حفظ یکپارچگی جامعه اسلامی، شیعیان را به حضور فعال در مناسک اجتماعی و عبادی امت اسلامی دعوت میفرمودند. نقل شده است که وقتی از حضرت درباره نحوه تعامل با مخالفان عقیدتی پرسیدند، به فرموده امام صادق (ع) استناد کردند که: از بیمارانشان عیادت کنید، در تشییعجنازهشان حاضر شوید و امانتهایشان را بازگردانید. این رفتار یعنی اعتدال عملی؛ یعنی در عین حفظ استوار اصول عقیدتی، پیوندهای اخلاقی و انسانی با سایر مسلمین نگسلد. در دنیای امروز که جریانهای تکفیری و افراطگرایی مذهبی بزرگترین ضربه را به پیکر امت اسلامی میزنند، بازگشت به این الگوی اعتدالی رضوی تنها راه برونرفت از بحران تفرقه است.
لقب «عالم آل محمد (ع)» که برای حضرت رضا (ع) به کار میرود، چه پیوندی با مرجعیت علمی ایشان در مسیر وحدت امت اسلامی دارد؟
لقب «عالم آل محمد (ص)» تجلی مرجعیت جامع و بیبدیل علمی امام رضا (ع) است. وقتی شخصیتی در تمام علوم زمانه از تفسیر، کلام و فقه گرفته تا پزشکی، نجوم و زبانشناسی در اوج دانش باشد، طبیعتاً به یک نقطه پرگار و محور همگرایی تبدیل میشود. در عصر رضوی، دانشمندان و بزرگان مذاهب مختلف باوجود تمام اختلافنظرها، در برابر عظمت علمی امام سر تعظیم فرود میآوردند. این مرجعیت علمی سبب شد که جلسات بحث و مناظره، بهجای آنکه به میدان نزاع و تفرقه بدل شود، به مجالس رشد فکری و تقریب علمی تبدیل گردد. عالم آل محمد بودن امام رضا (ع) نشان داد که علمِ توأم با حلم و اخلاق، قدرتمندترین ابزار برای تجمع اندیشهها حول محور حقیقت است.
بهعنوان پرسش پایانی، برای تحقق عملی تقریب در عصر حاضر، چه درس کاربردی و ملموسی میتوان از سیره ارتباطی حضرت رضا (ع) استخراج کرد؟
مهمترین درس کاربردی سیره رضوی برای امروز ما، نهادینهسازی فرهنگ گفتوگوی اخلاقمدار و ترجیح منافع امت بر منافع فرقهای است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که منطق مناظرات رضوی را در رسانهها، حوزهها و دانشگاههای خود پیاده کنیم. باید یاد بگیریم که با دگراندیشان و پیروان سایر مذاهب، با زبان منطق خودشان، با سعهصدر و با رعایت احترام متقابل گفتوگو کنیم. همچنین، تأکید بر مظاهر وحدتآفرین مانند عبادتهای جمعی، زیارت، خدمت به مردم و توجه به کرامت انسانی انسانها، از الگوهای عملی حضرت است. آستان قدس رضوی نیز بهعنوان فرازگاه اندیشه رضوی، امروز میتواند و باید ملجأ و مرکز رفتوآمد و گفتوگوهای علمی علمای جهان اسلام از تمامی مذاهب باشد تا پرچم تقریب بر فراز این آستان مقدس همواره در اهتزاز بماند.
