۱۳ آبان، روز دانشآموز، امسال با یاد کودکان ایرانی شهیدشده در حملات آمریکا و اسرائیل از جمله ۱۶۸ دانشآموز مدرسه میناب پیوندی دردناک یافته است؛ پیوندی که پرسش اصلی این گزارش را میسازد: چرا حقوقی که برای حمایت از کودکان در جنگ وضع شده، همچنان در برابر آنان نقض میشود؟
روز دانشآموز در ایران، ۱۳ آبان است؛ روزی که در سال ۱۳۵۷، دانشآموزان معترض تهرانی در محوطه دانشگاه تهران هدف گلوله نیروهای رژیم پهلوی قرار گرفتند و ۵۶ نفر از آنها مظلومانه به شهادت رسیدند. این واقعه، ۱۳ آبان را نه فقط به نمادی از اعتراض دانشآموزان، بلکه به نماد مبارزه با استکبار جهانی تبدیل کرد، زیرا این کشتار در چارچوب وابستگی رژیم شاه به قدرتهای خارجی فهم میشد.
از آن روز، مفهوم دانشآموز شهید در حافظه جمعی ایران شکل گرفت؛ مفهومی که در هشت سال جنگ تحمیلی با شهادت دهها هزار دانشآموز دیگر تداوم یافت و اکنون، در حملات اخیر، بار دیگر به شکلی دردناک تکرار شده است.
پارادوکس بنیادین: جهانی که قانون وضع میکند، سکوت میکند
روز دانشآموز امسال، پیش از هر چیز، یادآور کودکانی است که در فضایی که باید امنترین جای جهان باشد یعنی در مدرسه هدف قرار گرفتند. پیوند این روز با موضوع کودکان در جنگ، نه یک مناسبت تقویمی، بلکه افشای یک پارادوکس بنیادین است: جهانی که برای حمایت از کودکان قواعدی وضع کرده، همچنان شاهد آن است که همان کودکان، بیدفاعترین قربانیان درگیریهای مسلحانهاند.
مصونیتی که حقوق بینالملل برای کودکان تثبیت کرده است
حقوق بینالملل بشردوستانه، کودکان را در دو لایه حمایت میکند:
لایه نخست: حمایت عام: کودکان بخشی از جمعیت غیرنظامیاند و اصل تفکیک، هرگونه حمله عمدی به آنان را ممنوع میکند.
لایه دوم: حمایت ویژه: به دلیل آسیبپذیری خاص کودکان، اسناد بینالمللی حمایتهای افزودهای را تثبیت کردهاند:
کنوانسیونهای ژنو (۱۹۴۹) و پروتکلهای الحاقی ۱۹۷۷: اصل حمایت ویژه از کودکان را تثبیت کرده و هرگونه حمله به غیرنظامیان، بهویژه کودکان، را ممنوع اعلام میکنند. بر اساس این اسناد، کودکان زیر ۱۵ سال نباید در مخاصمات مشارکت داده شوند.
کنوانسیون حقوق کودک (۱۹۸۹): ایران نیز به این کنوانسیون پیوسته است. ماده ۳۸ دولتها را موظف میکند همه اقدامات عملی را برای تضمین حمایت و مراقبت از کودکانی که تحت تأثیر جنگ قرار گرفتهاند، به عمل آورند. ماده ۳ نیز اصل منافع عالی کودک را تثبیت میکند که ایجاب میکند در تمام تصمیمگیریها و اقدامات، حفاظت از کودکان در اولویت مطلق قرار گیرد، حتی در شرایط مخاصمه.
بر پایه این گزارش؛ مدرسه نیز به اعتبار کارکرد آموزشی و حضور مستمر کودکان، از حمایت ویژه برخوردار است و هدف قرار دادن آن، در صورت احراز غیرنظامی بودن، نقض جدی حقوق بینالملل بشردوستانه محسوب میشود.
آنچه بر سر کودکان ایرانی آمد؛ از آمار تا یک نام
با وجود این چارچوب حقوقی، گزارشهای رسمی از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، تصویری از نقض سیستماتیک این حمایتها ارائه میدهند.
زهرا پناهی روا مدیرکل امور شاهد و ایثارگران وزارت آموزشوپرورش روز یکشنبه ۱۰ آبانماه سال جاری در آیین رونمایی از مستند شهدای دانشآموز جنگ رمضان شهرستان ورامین از شهادت ۳۶۴ دانشآموز در جنگهای اخیر (جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان) خبر داد.
در میان قربانیان، کودکان زیر پنج سال نیز حضور دارند؛ در این میان شهادت نوزاد سه روزه مجتبی ساجدی فر در استان مرکزی قلب همه آزادیخواهان جهان ره به درد آورد. این نوزاد بیگناه در حمله تروریستی آمریکایی صهیونیستی به روستای خیزاب خمین به همراه خواهر سه سالهاش فاطمه نورا و مادرش سمیه محمدی و در آغوش مادرش به شهادت رسید. سوال بزرگ اینجاست که یک نوزاد سه روزه چه تهدیدی برای دنیا محسوب میشد که باید اینگونه مظلومانه و معصومانه به شهاد برسد؟ مجتبی، نظامی بود یا سیاستمدار؟ آیا سلاحی در دست داشت یا اصلا درکی از دنیا داشت که با فکر یا عملش برای کسی خطری ایجاد کند؟ اینها سوالاتی است که مستکبران خونخوار عالم و مالکان جزیره اپستین که خود را حامی حقوق کودکان میدانند باید به آن پاسخ دهند.
آنچه این ارقام را به فاجعه تبدیل میکند، نامها و مکانهاست. برجستهترین نمونه، حمله به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در میناب است. در روز نهم اسفند، در حالی که ۲۶۴ دانشآموز در کلاسهای درس حضور داشتند، مدرسه دو بار هدف موشکهای تاماهاک آمریکا قرار گرفت. ۱۶۸ دانشآموز دختر و پسر بین ۷ تا ۱۲ سال به شهادت رسیدند و بیش از ۹۶ نفر مجروح شدند؛ بسیاری ساعتها زیر آوار ماندند و برخی پیکرها چنان آسیب دیده بودند که قابل شناسایی نبودند. در این جنایت وحشیانه متاسفانه سه دانشآموز با نامهای امیرعلی جدّاوی، مسیحا سالاری و ماکان نصیری مفقودالاثر شدند و تاکنون هیچ اثری از پیکر آنها پیدا نشده است.
امیرسعید ایروانی سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل این حمله را مصداق دو مورد از شش نقض فاحش شورای امنیت علیه کودکان (کشتن و مثله کردن کودکان و حمله به مدارس) توصیف کرد و آن را جنایت جنگی خواند.
این کودکان، به تعبیر دقیق، در حال اعمال حق بنیادین خود بر آموزش، در مکانی که باید امن میبود، بودند و شهروندانی غیرنظامی محسوب میشدند که حقوق بشردوستانه بینالمللی آنها را حمایت میکرد.
روز دانشآموز، و مسئولیتی که با یادآوری آغاز میشود
اگر ۱۳ آبان یادآور دانشآموزانی است که در راه مبارزه با استبداد و وابستگی جان باختند، امروز این روز ما را با پرسشی سنگینتر روبهرو میکند: چگونه میتوان از حقوق کودک سخن گفت، در حالی که کودکان، در امنترین مکانها یعنی در مدرسه هدف مستقیم قرار میگیرند و جامعه جهانی در قبال آن سکوت میکند؟
مصونیت کودکان در جنگ، نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه وضعیتی است که در آن، کودکی که باید با مداد و دفتر شناخته شود، با پیکر بیجان از زیر آوار بیرون کشیده میشود. حال پرسش اینجاست: مدعیان حقوق بشر که خود بزرگترین ناقضان آناند، چگونه جنایات خود را توجیه میکنند؟
پاسداشت روز دانشآموز، بدون مطالبه پاسخگویی کامل برای عاملان، آمران و فرماندهان این حملات، و بدون تأکید بر اینکه حمایت از کودکان نمیتواند گزینشی باشد و حقوق بینالملل باید برای همه بهطور یکسان اجرا شود، ناقص خواهد ماند. یاد کودکان میناب و همه کودکانی که در جنگها، از غزه تا لبنان و فراتر از آن، معصومیتشان ستانده شده عدالت و اقدام میطلبد، نه سکوت.
