آیا می توان به راهنمایی که در نان شب و اجاره خانه مانده مأموریت تازه داد؟
نگاهی به تازه ترین گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با عنوان «بازتعریف مأموریت راهنمایان گردشگری در دوران بحران»
توریسم آنلاین: هما حاصلی« توریسم»/ امروز در دورانی که بازار نیمه جان گردشگری پس از سال ها فراز و نشیب ، با آینده ای مبهم ودر کم رمق ترین وضعیت خود به سر می برد، راهنمایان به عنوان یکی ازبازیگران اصلی این بازار بیش از همیشه با چالش های معیشتی و آینده حرفهای روبهرو هستند.
در این میان هفته گذشته مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گزارشی با عنوان «بازتعریف مأموریت راهنمایان گردشگری در دوران بحران» منتشر کرد مبنی بر اینکه راهنمای گردشگری نباید صرفاً در چارچوب اجرای تور تعریف شود و ظرفیت آنها در روایتگری فرهنگی، آموزش، معرفی میراث و ارتباط میان فرهنگها میتواند در حوزههایی فراتر از بازار متعارف گردشگری به کار گرفته شود.
طبق این پیشنهاد ، راهنمایان گردشگری با مجموعه مهارتهایی که دارند میتوانند در شرایطی که ورود گردشگر کاهش پیدا میکند، در بخشهای دیگری به کار گرفته شود؛ البته بهشرط آنکه برای این نقش تازه آموزش ببینند و امکان فعالیت حرفهای و درآمدزایی داشته باشند. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس بر ضرورت تکمیل مهارتهای راهنمایان در حوزههایی مانند سواد رسانهای، تولید محتوای دیجیتال، دیپلماسی عمومی و مدیریت روایت تأکید دارد.
همچنین در کنار آموزش و ایجاد بازار کار، گزارش پیشنهاد میکند سازوکارهای حمایتی و انگیزشی نیز برای تقویت این مسیر در نظر گرفته شود. برگزاری جایزه سالانه روایتگری فرهنگی ایران یکی از این پیشنهادهاست؛ جایزهای برای آثار مستند و خلاق در زمینه تاریخ، فرهنگ، میراث و تولید محتوای چندرسانهای و چندزبانه.
با وجود اهمیت پیشنهاد مرکز پژوهشهای مجلس برای بازتعریف مأموریت راهنمایان گردشگری، باید یک واقعیت را در نظر گرفت: راهنمایی که امروز با توقف تورها و قطع درآمد مواجه شده، نمیتواند هزینههای زندگی خود را با عنوان شغلی جدید یا وعده ایجاد بازار در آینده تأمین کند.
قطعا بازتعریف مأموریت حرفهای برای آینده مهم است، اما نمیتواند پاسخ فوری به کسی باشد که امروز در اجاره خانه، قسط، هزینه درمان و مخارج زندگیاش مانده است. نمیتوان از راهنما خواست در میانه بحران، بدون درآمد، مهارت تازهای یاد بگیرد و امیدوار باشد شاید چند ماه بعد بازاری برای آن مهارت ایجاد شود.
آمار سامانه راهنمایان «وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی» نشان میدهد ۱۲ هزار و ۶۲۴ پرونده برای راهنمایان گردشگری ثبت شده است که از این تعداد، فقط ۶ هزار و ۱۲۶ نفر کارت فعال دارند و طبق آخرین گفته یزدانی رییس جامعه راهنمایان گردشگری کشور اکثریت قاطع راهنمایان در شرایط کنونی بیکار هستند. از این رو راهنمای گردشگری امروز پیش از آنکه به عنوان شغلی تازه، دوره آموزشی یا جایزه روایتگری نیاز داشته باشد، به پول، کار و امنیت معیشتی نیاز دارد.
بنابراین، در کنار برنامه بلندمدت بازتعریف مأموریت حرفهای، دولت باید در اقدامی اورژانسی یک بسته اضطراری ششماهه برای حفظ معیشت و اشتغال راهنمایانی اجرا کند که به دلیل بحران، بخش عمده درآمد خود را از دست دادهاند و شغل جایگزین ندارند.
در کنار اشتغال، استمرار پوشش بیمهای نیز باید در اولویت قرار گیرد. دولت میتواند برای یک دوره ششماهه، سهم حق بیمه راهنمایان آسیبدیده را بهصورت حمایتی پرداخت کند و مانع از آن شود که رکود موقت گردشگری به قطع پوشش بیمهای و آسیب بلندمدت به امنیت اجتماعی این گروه منجر شود. همچنین برای راهنمایانی که به دلیل ماهیت خوداشتغالی یا پروژهای فعالیتشان مشمول مقرری متعارف بیمه بیکاری نمیشود، باید سازوکار حمایتی اضطراری مستقلی تعریف شود.
در کنار آن، باید صندوقی اضطراری با منابع مشخص برای کمک معیشتی، استمرار بیمه و پشتیبانی از قراردادهای کاری ایجاد شود.
باید توجه داشت که آموزشهای جدید و عنوان «راهنمای گردشگری روایتگر فرهنگی» برای آینده حرفه اهمیت دارند، اما اولویت امروز باید جلوگیری از فروپاشی معیشت راهنمایان و خروج آنان از صنعت گردشگری باشد. دولت اگر میخواهد این سرمایه انسانی را برای روزهای رونق حفظ کند، باید هزینه حفظ آن را در روزهای رکود نیز بپذیرد.
راهنمایان گردشگری امروز میان وعدههای یک مأموریت تازه و نگرانیهای نان شب گرفتار شدهاند. پیش از آنکه از آنها بخواهیم راوی فرهنگ ایران باشند، باید ببینیم در روزهای بیکاری و رکود، چه کسی هزینه ماندنشان در این حرفه را میپردازد؟ نمیتوان از راهنمایی که نگران اجاره خانه و هزینه زندگی است، انتظار داشت بار تازهای بر دوش بگیرد. حفظ این سرمایه انسانی، بیش از هر چیز، به تصمیم و حمایت عملی دولت نیاز دارد.
