تا زمانی که تریبون‌های رسانه ملی تنها صدای یک اقلیت فکری خاص را با برچسب منافع ملی پخش می‌کنند، آیا واقعا می‌توان ساعت این برنامه‌ها را «به وقت تمام ایرانیان» تنظیم کرد؟

روزنامه اعتماد : تا زمانی که تریبون‌های رسانه ملی تنها صدای یک اقلیت فکری خاص را با برچسب منافع ملی پخش می‌کنند، آیا واقعا می‌توان ساعت این برنامه‌ها را «به وقت تمام ایرانیان» تنظیم کرد؟

روزنامه اعتماد نوشت: برنامه «به وقت ایران» که مدتی است روی آنتن شبکه خبر صداوسیما رفته، تلاش می‌کند با رویکردی صریح، متفاوت و تحلیل‌محور به مسائل کلان سیاسی، امنیتی و تحولات منطقه‌ای بپردازد. این برنامه با تکیه بر فرمی ساختارشکنانه نسبت به قالب‌های سنتی رسانه ملی و با بهره‌گیری از یک تیم ثابت از مجریان و کارشناسان، سعی دارد از روال کلیشه‌ای اخبار سطحی فاصله بگیرد و مخاطب را با لایه‌های عمیق‌تر و راهبردی‌تر رخدادها مواجه کند.

اما نامگذاری هوشمندانه و در عین حال پرمسوولیت این برنامه، یعنی «به وقت ایران» ما را با این پرسش بنیادین و حیاتی روبه‌رو می‌سازد که روایت ارائه‌شده در این تریبون، بازتاب‌دهنده زمانه، مطالبات و منافع کدام تعریف از «ایران» است؟ یکی از ویژگی‌های بارز این برنامه، تمرکز حداکثری بر تحولات جبهه مقاومت، تنش‌های منطقه‌ای و چالش‌های کلان سیاست خارجی است.

در این فضا، تحلیل‌ها اغلب از عینک یک گفتمان خاص به مسائل نگاه می‌کنند و منافع ملی را صرفا در تقابل‌های همه‌جانبه و دکترین‌های دفاعی جریان حاکم تعریف می‌نمایند. این رویکرد اگرچه برای مخاطبان همسو تبیین‌گر و اقناع‌کننده است، اما دایره مفهومی «ایران» را به‌شدت تنگ و محدود می‌کند.

ایرانِ این برنامه، بیش از آنکه تجلی‌گاه رنگین‌کمانِ سلایق، تنوع افکار و خواسته‌های تمام اقشار جامعه چندصدای امروز باشد، به تریبونی برای انعکاس یک روایت رسمی، یکدست و تک‌بعدی از اقتدار تبدیل شده است. نکته مهم دیگری که در ارزیابی ساختاری این برنامه جلب‌ توجه می‌کند، سیاست دعوت از مهمانان و ترکیب سیاسی چهره‌های حاضر در استودیو است.

یکی از نقدهای جدی به «به وقت ایران» عدم تعادل در وزن و زمان گفت‌وگوهاست. گاهی برای خالی نماندن عریضه و القای فضایی کثرت‌گرا، چهره‌هایی از طیف‌های دیگر سیاسی - مانند حضور غلامحسین کرباسچی از چهره‌های شاخص جریان اصلاح‌طلب- به برنامه دعوت می‌شوند. اما این دست اقدامات بیشتر شبیه به یک ویترین‌سازی ساده است؛ چرا که نوع مدیریت جلسه، زمان‌بندی نامتوازن و هدایت بحث به گونه‌ای رقم می‌خورد که فرستادگان جریان‌های متفاوت در موقعیت دفاعی فرسایشی قرار بگیرند.

صراحتا باید گفت با حضور مقطعی و محدود یک چهره رقیب در فرمتی که شالوده و کارگردانی آن بر مدار یک تفکر مشخص می‌چرخد، ترکیب کلی و عملکرد یک‌طرفه برنامه در دعوت از مهمانان تطهیر نمی‌شود و کماکان غلبه با یک صدای واحد است.

از سوی دیگر، با نگاهی دقیق‌تر به لحن و خط تحلیلی حاکم بر برنامه، نوعی نگاه مطلق‌انگارانه به شرایط منطقه‌ای احساس می‌شود. به نظر می‌رسد فضا و ساختار تحلیل‌ها به گونه‌ای طراحی شده که گویی جامعه باید خود را برای یک شرایط جنگی دائم و بی‌انتها آماده کند. اگرچه درک تهدیدات پیرامونی و ضرورت آمادگی دفاعی اهمیتی انکارناپذیر دارد، اما نباید از این واقعیت غفلت کرد که بخش بزرگی از افکار عمومی و مردم، در عین تأکید بر حفظ غرور، اقتدار و منافع حیاتی کشور، از حاکمیت و تصمیم‌گیرندگان انتظار دارند فضایی پایدار، مدبرانه و عاری از سایه مداوم جنگ ایجاد کنند.

جامعه انتظار دارد که خروجی تمام تحلیل‌ها و استراتژی‌ها، رسیدن به یک ثباتِ ملموس و اتمام شرایط بحرانی در چارچوب منافع ملی باشد، نه اینکه شرایط استثنایی و اضطراری به عنوان یک قاعده دائم و اجتناب‌ناپذیر تنظیف و بازنمایی شود. مساله دیگری که نباید از آن چشم‌پوشی کرد، نحوه مواجهه با منتقدان یا دیدگاه‌های رقیب در صحن برنامه است. در بسیاری از بخش‌ها، نظرات مخالف یا رویکردهای دیپلماتیک با انگاره‌های تقلیل‌گرایانه مواجه می‌شوند.

زمانی که هر نوع نگاهِ مبتنی بر تعامل بین‌المللی یا دیپلماسی متوازن با ادبیاتی تند یا تعابیری نظیر سخنان «احمقانه» برچسب می‌خورد، عملا فضایی برای تضارب آرای واقعی باقی نمی‌ماند. برنامه‌ای که باید کارگاه اندیشه‌ورزی و سنجش راه‌حل‌های متنوع برای برون‌رفت از چالش‌ها باشد، به سنگری برای دفع دیدگاه‌های جایگزین و نقد غیرمنصفانه ایده تعامل تبدیل می‌گردد. در نهایت، «به وقت ایران» نام پرمسمایی است که باری سنگین و تعهدآور بر دوش می‌کشد. اگر رسانه ملی واقعا می‌خواهد تریبونی به وسعت و عظمت نام «ایران» باشد، باید بپذیرد که ایرانِ امروز بسیار فراتر از یک جناح، یک تفکر سیاسی خاص یا یک دکترین دفاعی صلب است. ایران مجموعه‌ای متکثر از مطالبات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که نمی‌توان همه آنها را با یک ساعت و یک فرمول خاص تنظیم کرد.

پرسش اصلی و پایانی اینجاست: تا زمانی که تریبون‌های رسانه ملی تنها صدای یک اقلیت فکری خاص را با برچسب منافع ملی پخش می‌کنند، آیا واقعا می‌توان ساعت این برنامه‌ها را «به وقت تمام ایرانیان» تنظیم کرد؟

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.