تعرفههای ۲۵ درصدی آمریکا با افزایش هزینه تولید، کاهش حاشیه سود خودروسازان، گرانی خودرو برای مصرفکنندگان و اختلال در زنجیره یکپارچه تولید آمریکای شمالی، به صنعت خودروسازی این کشور آسیب میزنند.
به گزارش تجارت نیوز، نشنال اینترست با انتشار یادداشتی نوشت: مذاکرات تجاری آمریکا و مکزیک با چالشهای تازهای مواجه شده؛ اختلافنظر بر سر تعرفههای خودرو، فولاد و آلومینیوم، تلاشها برای دستیابی به توافق پیش از بازبینی موافقتنامه ایالات متحده، مکزیک و کانادا (USMCA) را با مانع روبهرو کرده است.
بر اساس گزارشی که روزنامه والاستریت ژورنال در ۱۵ اکتبر منتشر کرد، مذاکرات به دلیل مخالفت هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی آمریکا، با کاهش چشمگیر تعرفههای خودرو و فلزات مکزیکی، کند شده است.
پیش تر گزارشها حاکی از آن بود که دو کشور به توافقی نزدیک میشدند که بر اساس آن، آمریکا در ازای امتیازاتی از سوی مکزیک، برخی تعرفهها را کاهش میداد. با این حال، اختلافنظر بر سر میزان کاهش تعرفهها، روند مذاکرات را بهشدت کند کرده است.
موافقتنامه USMCA منافع قابلتوجهی برای بخش خودروسازی آمریکا و صنعت خودروی آمریکای شمالی، با ارزشی بالغ بر ۲۸۰ میلیارد دلار، به همراه دارد. مهمترین مزیت این توافق، دسترسی ترجیحی به بازارهای یکدیگر است. مزیت دیگر آن، ایجاد مشوقهایی برای تامین منطقهای قطعات و مواد اولیه است. بر اساس این سازوکار، الزام اصلی مربوط به سهم ارزش منطقهای، که حداقل ۷۵ درصد تعیین شده، خودروسازان را به خرید از تامینکنندگان آمریکای شمالی ترغیب میکند.
یکی دیگر از مزیتهای USMCA، حمایت از تولید با دستمزد بالاتر است. الزامات مربوط به سهم ارزش نیروی کار، در محدوده ۴۵ تا ۵۰ درصد و مرتبط با پرداخت دستمزد متوسط دستکم ۱۶ دلار در ساعت برای فعالیتهای واجد شرایط، تولید و فعالیتهای تحقیقاتی در کشورهای عضو توافق را تشویق میکند.
در نهایت، تقویت تقاضای منطقهای برای مواد اولیه نیز از دیگر مزایای این توافق است. بهطور مشخص، دستکم ۷۰ درصد ارزش خرید فولاد و آلومینیوم هر تولیدکننده باید از آمریکای شمالی تامین شود.
با وجود این مزایا، تعرفههای فعلی از چندین جهت مهم به خودروسازان آمریکایی آسیب میزنند.
تعرفهها چگونه به خودروسازان آمریکایی ضربه میزنند؟
نخست، تعرفهها هزینه تولید شرکتهای آمریکایی در مکزیک را نیز افزایش میدهند. صرف آمریکایی بودن برند یا محل استقرار دفتر مرکزی یک شرکت، آن را از پرداخت تعرفه معاف نمیکند. واردکننده آمریکایی باید حقوق گمرکی را بپردازد و سپس تصمیم بگیرد که این هزینه را خود تحمل کند، برای کاهش هزینهها با تامینکنندگان مذاکره کند یا بخشی از آن را به خریداران منتقل سازد.
برای مثال، خودرویی به ارزش ۴۰ هزار دلار را در نظر بگیرید که در ایالت میشیگان مونتاژ شده، اما قطعاتی به ارزش ۸ هزار دلار از مکزیک در آن به کار رفته است. اعمال تعرفه بر این قطعات، هزینه نهادههای تولیدکننده را افزایش میدهد؛ حتی اگر مونتاژ نهایی در آمریکا انجام شود و کارگران آمریکایی در آن مشارکت داشته باشند.
دوم، تعرفهها حاشیه سود خودروسازان را کاهش میدهند یا آنها را ناچار میکنند قیمت خودرو را افزایش دهند. اگر شرکت هزینه تعرفه را خود بپردازد، سودآوری آن کاهش مییابد. اما انتقال این هزینه به مصرفکننده، قیمت خرید خودرو یا اقساط لیزینگ را بالا میبرد و ممکن است به کاهش فروش منجر شود. مدلهای ارزانقیمت نیز فضای کمتری برای جذب چند هزار دلار هزینه اضافی دارند. به بیان دیگر، تعرفهها میتوانند هزینه مونتاژ خودرو در داخل آمریکا را افزایش دهند. همچنین باید توجه داشت که کارخانههای آمریکایی استفادهکننده از قطعات مکزیکی مشمول تعرفه که شرایط معافیت را ندارند، با هزینههای اضافی مواجه خواهند شد.
اگر تعرفهها به کاهش تولید خودرو در مکزیک بینجامند، شرکتهای آمریکایی تامینکننده قطعات مورد نیاز کارخانههای مکزیکی نیز ممکن است سفارشهای خود را از دست بدهند. صادرات ۳۵.۸ میلیارد دلاری قطعات آمریکایی به مکزیک نشان میدهد چرا تعرفههایی که با هدف محدود کردن مونتاژ خودرو در مکزیک وضع میشوند، میتوانند به تولید صنعتی آمریکا نیز آسیب بزنند. این تعرفهها همچنین شرکتها را به ایجاد تغییرات پرهزینه در فرایند تولید وادار میکنند.
انتقال تولید یک مدل خودرو به کارخانهای دیگر، مستلزم تامین تجهیزات و ابزارهای تولید، ایجاد ظرفیت در زنجیره تامین، آمادهسازی کارخانه و اعتبارسنجی فرایندهای تولید است. خودروسازان میتوانند در طول زمان تولید خود را در آمریکا افزایش دهند، اما هزینه تعرفهها پیش از تکمیل این تغییرات به آنها تحمیل میشود.
بار مالی این سیاست هماکنون نیز قابل مشاهده است. جنرال موتورز اعلام کرده که هزینه تعرفهها در سال ۲۰۲۵ برای این شرکت به حدود ۳.۱ میلیارد دلار رسیده است. بر اساس برآورد مرکز تحقیقات خودرو، اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر خودروها و قطعات، ۱۰۷.۸ میلیارد دلار به هزینههای خودروسازان آمریکایی اضافه خواهد کرد.
جنرال موتورز، فورد، استلانتیس، تسلا و بسیاری از خودروسازان با برندهای خارجی، در شبکههای تولیدی بهشدت یکپارچه آمریکای شمالی فعالیت میکنند. از آنجا که خودروها و قطعات آنها ممکن است چندین بار از مرزهای ملی عبور کنند، تداوم تعرفه ۲۵ درصدی بدون تخفیف یا معافیت میتواند به زنجیرهای از افزایش هزینهها منجر شود؛ البته نه هزینههایی که بتوان یکباره آن را بهآسانی مهار کرد.
تولیدکنندگان قطعات در آمریکا نیز ممکن است در صورت کاهش تولید کارخانههای مونتاژ مکزیک، بازار صادراتی خود را از دست بدهند؛ حتی اگر خودشان خودروهای کامل وارد نکنند.
بنبست در روابط تجاری آمریکا و مکزیک
در حال حاضر، روابط تجاری آمریکا و مکزیک در وضعیت تعلیق قرار دارد. ایالات متحده در جریان بازبینی مشترک در ماه ژوئیه، با تمدید ۱۶ساله موافقتنامه USMCA ــ توافقی که جایگزین نفتا شده است ــ موافقت نکرد. افزایش کسری تجاری و تلاش واشنگتن برای اعمال شرایط سختگیرانهتر در تجارت، از دلایل این تصمیم عنوان شدهاند.
این بنبست، خودروسازان را با چهار گزینه مواجه میکند: تحمل تعرفهها و پذیرش کاهش حاشیه سود؛ افزایش قیمت خودرو و پذیرش خطر افت فروش؛ جایگزینی تامینکنندگان مکزیکی که ممکن است هزینه پایه تولید را افزایش دهد؛ یا سرمایهگذاری در ظرفیتهای تولیدی جدید در آمریکا که به سرمایه قابلتوجه و چند سال زمان برای تطبیق نیاز دارد.
بهاستثنای مواردی که ملاحظات روشن امنیت ملی در میان است، تعرفهها موانعی ناموجه، غیرمنطقی و خودتضعیفگر در برابر تجارت جهانی محسوب میشوند. تجارت خودروی آمریکا و دیگر کشورهای آمریکای شمالی، نمونهای روشن و پرهزینه از پیامدهای این سیاست است.
