هستی مهدویفر: بارها از پلیس خواستهم تصاویر دوربین مداربسته آسانسور را بررسی کند، زیرا معتقد بودم تصاویر میتواند به شناسایی مهاجم کمک کند. همچنین مشخصات ظاهری فرد، لباس و دوچرخهاش را در اختیار مأموران گذاشتم، اما، نه تصاویر دوربین بررسی شد و نه تصویر فرضی از مهاجم تهیه شد.
رویداد۲۴| هستی مهدویفر در روایت خود از سفر به ژاپن میگوید که در ابتدا تمایل چندانی به این سفر نداشته است. او حدود شش ماه پیش از سفر، درگیر هماهنگیهای مربوط به تحصیل و دوره زبان برادر بزرگترش در ژاپن بود؛ برای او ضمانت کرده و خانهای نیز برایش اجاره کرده بود. در همین دوره، دو دعوت از ژاپن دریافت کرد. یکی از سوی یک جشنواره فیلم که اثرش در آن مورد توجه قرار گرفته بود و دیگری از سوی لزلی کی، عکاس ژاپنی مرتبط با مجله مد «سوپر مگزین» (SUPER Magazine)، برای حضور در یک پروژه عکاسی مد.
مهدویفر میگوید دعوت جشنواره را نپذیرفت، اما تصمیم گرفت دعوت عکاس را قبول کند. او چهارم سپتامبر ۲۰۲۴ به ژاپن رسید و قرار بود عکاسی در روزهای ششم یا هفتم همان ماه انجام شود؛ با این حال، به گفته او، عکاس حدود یک ماه و نیم دیرتر حاضر شد و این تأخیر باعث شد مدت بیشتری در ژاپن بماند.
حمله در آسانسور ایستگاه قطار فوسا؛ شبی تا صبح در پلیس آکیشیما
مهدویفر میگوید نیمهشب ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۴، در آسانسور ایستگاه قطار فوسا (Fussa Station)، هدف حمله یک مرد جوان ژاپنی قرار گرفت. به گفته او، ساعت حدود ۱۱:۳۰ شب بود و حرکت قطارها متوقف شده بود. او تنها یک ایستگاه با خانهاش فاصله داشت و برای پیدا کردن مسیر خروجی و رسیدن به خیابان، به راهنمایی نیاز داشت. مرد جوان به او گفته بود فالو می که هستی فکر کرده قصد کمک دارد و می خواهد راهی به او نشان دهد ، اما در همان ایستگاه مترو درآسانسور به او حمله کرده و سپس با دوچرخه از محل گریخته است.
این بازیگر میگوید پس از حادثه از فردی در خیابان خواست با پلیس تماس بگیرد. با حضور مأموران، به دلیل مانع زبانی، توضیح ماجرا ساعتها طول کشید و او ناچار بود از ابزار ترجمه گوگل برای انتقال گفتههایش استفاده کند. به گفته مهدویفر، پس از حضور چند مأمور و تکرار پرسشها، او را به ایستگاه پلیس آکیشیما (Akishima Police Station) منتقل کردند؛ جایی که شب را تا صبح در آنجا گذراند.
مهدویفر میگوید بارها از پلیس خواسته بود تصاویر دوربین مداربسته آسانسور را بررسی کند، زیرا معتقد بود تصاویر میتواند به شناسایی مهاجم کمک کند. او همچنین مشخصات ظاهری فرد، لباس و دوچرخهاش را در اختیار مأموران گذاشته بود، اما به گفته او، نه تصاویر دوربین بررسی شد و نه تصویر فرضی از مهاجم تهیه شد.
او میگوید در دو مراجعه بعدی برای پیگیری پرونده نیز با پاسخهای متفاوتی روبهرو شد. در مراجعه نخست، به گفته او، مأموران اعلام کردند پروندهای از او وجود ندارد؛ اما در مراجعه بعدی، با کمک فردی انگلیسیزبان، به او گفته شد پرونده ثبت شده و در حال بررسی است. مهدویفر میگوید با وجود گذشت زمان، هیچ پاسخ روشنی درباره سرنوشت تصاویر دوربین یا نتیجه رسیدگی به شکایتش دریافت نکرد.
تشدید بیماری و انتشار تصاویر بدون اجازه
مهدویفر میگوید فشار روانی و جسمی ناشی از این اتفاق، بیماری قبلیاش، سندرم فیبرومیالژیا (Fibromyalgia Syndrome)، را تشدید کرد و حدود دو هفته در خانه با درد دستوپنجه نرم میکرد. او بعدتر برای توضیح وضعیت جسمی خود به یکی از مراکز اداری توکیو مراجعه کرد و میگوید برای شناساندن بیماریای که از بیرون قابل مشاهده نیست، از نشان مرتبط با وضعیت سلامت استفاده کرده بود؛ با این حال، به گفته او، کارکنان اداره مهاجرت به این وضعیت توجهی نکردند.
بخش دیگری از روایت مهدویفر به همکاری عکاسی با لزلی کی مربوط است. او میگوید قرارداد مکتوبی برای این پروژه وجود نداشت و تصاویرش بدون کسب اجازه او در مجله و استوریهای اینستاگرامی منتشر شد. به گفته این بازیگر، دستمزدی نیز بابت این همکاری دریافت نکرد و پس از آنکه برای پیگیری موضوع تلاش کرد، عکاس تلفن خود را خاموش کرد و دیگر در دسترس نبود.
این بخش از روایت، جدا از ماجرای حمله و شکایت پلیسی است و برای روشن شدن ابعاد اختلاف، دریافت توضیح از عکاس و رسانهای که تصاویر در آن منتشر شدهاند، ضروری است.
لغو پرواز و درگیری بر سر تمدید اقامت
مهدویفر میگوید پس از ترور اسماعیل هنیه در تهران و اختلال در پروازها، امکان بازگشت او به ایران طبق برنامه فراهم نشد. به همین دلیل ناچار شد برای تمدید و تعیین تکلیف اقامت خود به اداره مهاجرت مراجعه کند.
او روایت میکند که در این مراجعه با برخورد توهینآمیز کارکنان روبهرو شده و حتی به او پیشنهاد پناهندگی دادهاند؛ پیشنهادی که به گفته مهدویفر نپذیرفته، زیرا میخواسته به ایران بازگردد. او میگوید در جریان این برخورد، پاسپورت ایرانیاش را روی زمین انداختند و با پا به آن ضربه زدند.
مهدویفر میگوید تا آن زمان از مسیر مراجعه به سفارت ایران در توکیو اطلاع دقیقی نداشته است. حدود یک ماه و نیم پس از حمله، یکی از دوستان یا همسایگان خارجیاش به او پیشنهاد میکند به سفارت مراجعه کند. او میگوید پس از مراجعه، برخلاف تجربهای که از برخی نهادهای ژاپنی داشته، با برخورد مثبتی از سوی کارکنان سفارت ایران روبهرو شده است.
به گفته مهدویفر، سفارت در تهیه داروی مورد نیازش، پیگیری موضوع اقامت و فراهم کردن بلیت خروج از ژاپن به او کمک کرده است. او میگوید چون پرواز مستقیم به ایران همچنان با مشکل روبهرو بود، قصد داشت از مسیر دبی به کشور بازگردد.
ممنوعالخروجی در فرودگاه و شکستگی دو انگشت
مهدویفر میگوید هنگام تلاش برای خروج از ژاپن از طریق فرودگاه، به او اعلام شد که اجازه خروج ندارد؛ با این حال، به گفته او، علت روشنی برای این تصمیم به وی ارائه نشد. او روایت میکند که در جریان این اتفاق، یک مأمور زن انگشتانش را پیچاند و او را به زمین هل داد؛ در نتیجه این برخورد، پایش آسیب دید و دو انگشتش شکست.
این بازیگر میگوید با پیگیری و مداخله سفارت ایران، سرانجام چند روز بعد توانست ژاپن را ترک کند و به ایران بازگردد. روایت او درباره ممنوعالخروجی، برخورد مأمور و آسیب جسمی، برای ارزیابی مستقل به بررسی مدارک پزشکی، اسناد سفر و توضیح نهادهای مسئول ژاپنی نیاز دارد.
پیگیری از سفارت ژاپن و وزارت امور خارجه ایران
مهدویفر میگوید پس از بازگشت به ایران، با کمک وکیل خود تلاش کرد موضوع را از مسیر سفارت ژاپن در تهران پیگیری کند، اما به گفته او، پاسخ مؤثر و روشنی دریافت نکرد. او همچنین میگوید حدود پنج تا شش ماه پیگیر موضوع از وزارت امور خارجه ایران بوده و بارها تماس گرفته است.
به گفته مهدویفر، در جریان این پیگیریها با فردی به نام متین رزم صحبت کرده و گفتوگوی آنها حدود دو ساعت طول کشیده است. او میگوید این فرد وعده داده بود موضوع را به مسئولان مربوط و سخنگوی وزارت امور خارجه منتقل کند. مهدویفر روایت میکند که بعدتر قرار بود جلسهای برای پیگیری موضوع برگزار شود، اما جلسه به دلیل برگزاری یک نشست فوری لغو شد و تاریخ تازهای نیز برای آن تعیین نشد.
او میگوید حتی بهصورت حضوری به وزارت امور خارجه مراجعه کرده، اما اجازه ورود پیدا نکرده و درباره حضور مسئول مربوط نیز پاسخهای یکسانی دریافت نکرده است.
مکاتبه با نهاد حقوق بشری ژاپن
مهدویفر میگوید برای پیگیری موضوع، با بخش حمایت از حقوق بشر اداره امور حقوقی توکیو نیز مکاتبه کرده است. به گفته او، این نهاد در ابتدا اطلاعات بیشتری درباره ماجرا خواسته و او نیز جزئیات مورد درخواست را ارسال کرده است؛ اما در ادامه به او اعلام شده که این نهاد الزامی برای تحقیق درباره موضوع ندارد.
مهدویفر میگوید این پاسخ را با توضیحاتی که در وبسایت آن نهاد درباره فعالیتهایش دیده بود، ناسازگار میدانست. با این حال، برای روشن شدن حدود صلاحیت قانونی این نهاد و اینکه آیا اساساً مسئولیت بررسی پرونده او را داشته است یا خیر، لازم است متن مکاتبات و پاسخ رسمی آن بررسی شود.
«اگر این مصداق نقض حقوق بشر نیست، پس چیست؟»
مهدویفر میگوید پس از نزدیک به دو سال تلاش برای پیگیری موضوع از مسیرهای مختلف، تصمیم گرفته ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود منتشر کند تا روایتش شنیده شود. او پرسش اصلی خود را اینگونه مطرح میکند: «اگر تمام این مواردی که من در سفر به ژاپن تجربه کردم مصداق نقض حقوق بشر نیست، پس چه چیزی مصداق نقض حقوق بشر است؟
منبع: فراز
