تحلیلگر مسائل خاورمیانه با اشاره به نشست 4 جانبه در تهران گفت: به نظر می‌رسد کاهش تنش در یمن، جلوگیری از گسترش درگیری میان ایران و آمریکا و مدیریت وضعیت تنگه هرمز از جمله موضوعات مهم این رایزنی‌ها بوده است.

جواد حیرانی‌نیا، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، در ارزیابی سفر عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان، خالد بن‌سلمان وزیر دفاع عربستان سعودی و ابراهیم کالین رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، به تهران و دیدار آنان با مقامات ایرانی گفت: این سفر را باید در چارچوب تلاش برای شکل‌دهی یک سازوکار منطقه‌ای با هدف مدیریت دغدغه‌های امنیتی کشورهای منطقه پس از جنگ اخیر با ایران ارزیابی کرد. به نظر می‌رسد این سه کشور در پی آن هستند که با طراحی سازوکاری منطقه‌ای، نگرانی‌های امنیتی خود را کاهش دهند و برای مدیریت تهدیدهای موجود، راهکارهای مشترکی پیدا کنند.

او با اشاره به نگرانی‌های امنیتی عربستان سعودی افزود: این کشور از یک سو نسبت به حملات تلافی‌جویانه احتمالی ایران نگران است و از سوی دیگر، حملات اخیر انصارالله یمن نیز بر دغدغه‌های امنیتی آن افزوده است. در چنین شرایطی عربستان به دنبال سازوکاری با مشارکت کشورهای منطقه است تا بتواند تهدیدهایی را که متوجه امنیت خود می‌داند، مدیریت کند.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه هر یک از کشورهای حاضر در این رایزنی‌ها ارزیابی متفاوتی از تهدیدهای منطقه‌ای دارند، گفت: برای عربستان سعودی، تهدید ناشی از فعالیت‌های انصارالله یمن و حوثی‌ها برجستگی بیشتری دارد و به نظر می‌رسد یکی از اهداف اصلی این کشور، استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای برای کنترل این تهدیدها باشد.

حیرانی‌نیا ادامه داد: یکی از دلایل تلاش برای طراحی سازوکارهای جدید امنیتی این است که نظم منطقه‌ای پیشین که ذیل چتر امنیتی آمریکا تعریف می‌شد، نتوانسته است به‌طور کامل از کشورهای منطقه در برابر حملات و تهدیدهای امنیتی محافظت کند. به عبارت دیگر، سازوکار امنیتی موجود با خلأهایی مواجه شده و کشورهای مورد اشاره تلاش می‌کنند این خلأها را از طریق توافق‌های دوجانبه یا چندجانبه منطقه‌ای برطرف کنند.

او تأکید کرد: این رویکرد لزوماً به معنای کنار گذاشتن کامل نظم امنیتی پیشین نیست بلکه بیشتر نشان‌دهنده تلاش برای تکمیل سازوکارهای موجود و افزایش ظرفیت کشورهای منطقه برای مدیریت تهدیدها است. در واقع، این کشورها می‌خواهند با توافق‌های منطقه‌ای، بخشی از کاستی‌های ترتیبات امنیتی پیشین را جبران کنند.

این کارشناس مسائل خاورمیانه با اشاره به احتمال طرح موضوع یمن در دیدارهای تهران اظهار کرد: به نظر می‌رسد یکی از محورهای اصلی این سفر، بررسی راه‌های کاهش تنش میان عربستان سعودی و انصارالله یمن و نقش احتمالی ایران در این زمینه بوده است. ایران پیش‌تر اعلام کرده بود که آمادگی دارد برای کمک به پایان دادن به این درگیری نقش‌آفرینی کند و در این زمینه میانجیگری داشته باشد.

حیرانی‌نیا افزود: با این حال، برخی گزارش‌ها حاکی از آن بوده است که پیشنهاد ایران برای کمک به کاهش تنش میان عربستان و انصارالله مورد توجه طرف یمنی قرار نگرفته است بنابراین، یکی از موضوعات احتمالی مطرح‌شده در رایزنی‌های اخیر می‌تواند بررسی راهکارهای ایفای نقش مؤثرتر ایران برای پایان دادن به جنگ یمن باشد.

او محور دوم این رایزنی‌ها را جلوگیری از تشدید تنش میان ایران و آمریکا دانست و گفت: کشورهای عضو پیمان مکه به‌ویژه عربستان سعودی، نگران هستند که در صورت وقوع درگیری جدید میان تهران و واشنگتن، حملات تلافی‌جویانه ایران متوجه آنها نیز شود و دامنه جنگ به دیگر کشورهای عضو این پیمان یعنی ترکیه و پاکستان گسترش پیدا کند.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با اشاره به پیامدهای بی‌ثباتی در تنگه هرمز اظهار کرد: تداوم ناامنی و اختلال در تردد دریایی از این آبراه، هزینه‌های قابل‌توجهی را به کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس تحمیل کرده است. آثار این وضعیت به کشورهای عربی محدود نمی‌شود و کشورهایی مانند پاکستان نیز از پیامدهای آن تأثیر می‌پذیرند.

حیرانی‌نیا ادامه داد: پاکستان در این شرایط با ملاحظات پیچیده‌ای مواجه است. از یک طرف، این کشور در چارچوب پیمان مکه با تعهدات امنیتی و ملاحظات مربوط به روابط خود با کشورهای عضو روبه‌رو است؛ از طرف دیگر تمایلی ندارد با ورود مستقیم به عملیات نظامی علیه انصارالله یمن، بیش از پیش درگیر جنگ شود. چنین اقدامی می‌تواند بر روابط اسلام‌آباد با تهران نیز تأثیر منفی بگذارد.

او خاطرنشان کرد: مجموعه این ملاحظات موجب شده است که کشورهای مورد اشاره به دنبال راهکارهایی برای جلوگیری از تشدید تنش و مدیریت پیامدهای امنیتی و اقتصادی تحولات منطقه باشند. به نظر می‌رسد کاهش تنش در یمن، جلوگیری از گسترش درگیری میان ایران و آمریکا و مدیریت وضعیت تنگه هرمز از جمله موضوعات مهم این رایزنی‌ها بوده است.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه در ادامه با اشاره به احتمال عضویت ایران در پیمان مکه گفت: برای بررسی این موضوع باید به تفاوت دیدگاه ایران و سه کشور عضو این پیمان درباره نظم منطقه‌ای توجه کرد. تأکید مقام‌های ایرانی بر نظم درون‌زای منطقه‌ای و مدیریت مسائل امنیتی به دست کشورهای منطقه، نشان‌دهنده تفاوت‌هایی در نگاه تهران و این کشورها به ترتیبات امنیتی مطلوب است.

حیرانی‌نیا افزود: ایران سال‌هاست بر ضرورت شکل‌گیری یک نظم امنیتی درون‌زا در منطقه تأکید می‌کند. این رویکرد پیش از جنگ اخیر نیز وجود داشته، اما پس از جنگ، اهمیت بیشتری در مواضع ایران پیدا کرده است. منظور از نظم درون‌زای منطقه‌ای این است که کشورهای منطقه بتوانند بدون اتکای تعیین‌کننده به قدرت‌های فرامنطقه‌ای به‌ویژه آمریکا، مسائل و اختلافات امنیتی خود را مدیریت کنند و برای حل مشکلات مشترک، سازوکارهای مستقل منطقه‌ای ایجاد کنند.

او با اشاره به ابتکارهای پیشین ایران در این زمینه اظهار کرد: در دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی پیشنهادهایی برای گفت‌وگوی منطقه‌ای، ابتکار صلح هرمز و پیمان عدم تجاوز مطرح شده بود اما این پیشنهادها در آن مقطع با استقبال مورد انتظار کشورهای منطقه مواجه نشدند.

این کارشناس مسائل خاورمیانه تأکید کرد: اکنون نیز تأکید دوباره ایران بر این موضوع نشان می‌دهد که از نگاه تهران، شکل‌گیری نظم امنیتی منطقه‌ای باید با کاهش نقش و حضور نظامی آمریکا همراه باشد. در واقع، برداشت ایران از نظم درون‌زای منطقه‌ای این است که کشورهای منطقه خودشان مسئولیت تأمین امنیت و مدیریت اختلافات را بر عهده بگیرند و حضور نظامی آمریکا در منطقه کاهش پیدا کند یا پایان یابد.

حیرانی‌نیا ادامه داد: با توجه به روابط گسترده امنیتی و نظامی عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه با آمریکا، تحقق چنین الگویی در شرایط فعلی چندان محتمل به نظر نمی‌رسد. از این رو، بعید است که در کوتاه‌مدت بتوان به سازوکاری کاملاً منطبق با الگوی مورد نظر ایران دست یافت. با این حال این مسئله به معنای منتفی بودن هرگونه همکاری میان ایران و کشورهای منطقه نیست. حتی اگر اختلاف دیدگاه‌ها درباره نظم امنیتی مطلوب همچنان پابرجا باشد، امکان برداشتن گام‌های اولیه برای همکاری و جلوگیری از تشدید تنش در برخی حوزه‌ها وجود دارد.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با اشاره به موضوع یمن گفت: در این زمینه می‌توان درباره راهکارهای کاهش تنش میان عربستان سعودی و انصارالله گفت‌وگو کرد اما تنها نقش ایران، تعیین‌کننده نیست و خود عربستان نیز باید اقداماتی انجام دهد تا زمینه برای کاهش تنش فراهم شود. موضوع محدودیت‌ها و محاصره یمن، پرداخت حقوق کارکنان یمنی و وضعیت دسترسی به فرودگاه صنعا و دیگر فرودگاه‌های واقع در مناطق تحت کنترل انصارالله، از جمله مسائلی است که در روابط عربستان و این گروه اهمیت دارد.

او تأکید کرد: عربستان در این زمینه منافع مستقل و مستقیمی دارد که لزوماً با منافع ایران هم‌پوشانی کامل ندارد به همین دلیل برای دستیابی به نتیجه، لازم است ریاض نیز در برخی حوزه‌ها انعطاف نشان و اقداماتی انجام دهد که انصارالله را به کاهش تنش ترغیب کند. نمی‌توان انتظار داشت که صرفاً از طریق رایزنی با ایران، همه مسائل مربوط به یمن حل‌وفصل شود بلکه عربستان نیز باید به دغدغه‌ها و مطالبات طرف مقابل توجه کند.

این کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: هرگونه نظم امنیتی پایدار در منطقه باید منافع، نگرانی‌ها و تهدیدهای همه کشورهای منطقه را در نظر بگیرد. نمی‌توان سازوکاری را صرفاً در چارچوب پیمان مکه یا هر ترتیبات امنیتی دیگری طراحی کرد اما در همان حال، خواسته‌ها و منافع ایران و دیگر بازیگران مؤثر منطقه‌ای را نادیده گرفت. حتی اگر عضویت ایران در پیمان مکه در کوتاه‌مدت در دستورکار قرار نگیرد، ضرورت گفت‌وگو و همکاری منطقه‌ای همچنان وجود دارد تحقق چنین همکاری‌ مستلزم آن است که طرف‌های مختلف، تفاوت دیدگاه‌های خود را درباره امنیت منطقه به رسمیت بشناسند و برای یافتن زمینه‌های مشترک تلاش کنند.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه در ارزیابی احتمال انتقال پیام آمریکا از سوی کشورهای عضو پیمان مکه به تهران و بازی کردن نقش میانجی برای کاهش تنش و رسیدن به یک توافق اظهار کرد: قطر در تحولات اخیر به‌عنوان یکی از میانجی‌های فعال مطرح بوده و به نظر می‌رسد پیشنهادهایی نیز برای کاهش تنش ارائه کرده باشد. همچنین در جریان سفر عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان به تهران، پیشنهادهایی برای نزدیک کردن دیدگاه‌های تهران و واشنگتن مطرح شده است.

او افزود: برخی گزارش‌ها نیز از طرح پیشنهادهایی برای بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی حکایت دارد. با این حال، مسئله اصلی در شرایط کنونی این است که ایران چه ارزیابی‌ از وضعیت موجود دارد و تا چه اندازه حاضر است در ازای امتیازهای احتمالی، خود را به توافق نزدیک کند.

حیرانی‌نیا ادامه داد: به نظر می‌رسد آمریکا با اتکا به مسیرهای کشتیرانی و ظرفیت‌های موجود در سواحل جنوبی عمان می‌تواند بخش قابل‌توجهی از نیازهای مربوط به تردد دریایی را مدیریت کند از این رو، ممکن است تهران ضرورتی نبیند که صرفاً به دلیل مسئله تنگه هرمز، امتیاز قابل‌توجهی بدهد یا از اهرم‌های خود صرف‌نظر کند.

این کارشناس مسائل خاورمیانه با بیان اینکه آمریکا محاصره دریایی را در شرایط فعلی ابزاری مؤثر برای اعمال فشار بر طرف مقابل می‌داند، گفت: فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و محدودیت‌های اعمال‌شده بر مبادلات تجاری و دسترسی ایران به منابع مالی در محاسبات تهران اهمیت دارد. در چنین شرایطی، ایران ممکن است کنار گذاشتن اهرم فشار خود یعنی بستن تنگه هرمز را بدون دریافت امتیازهای متناسب اقدامی منطقی نداند.

او افزود: بر اساس برخی گزارش‌ها، محدودیت‌های اخیر بر وضعیت مبادلات زمینی ایران با کشورهایی مانند عراق و پاکستان نیز تأثیر گذاشته است. بنابراین، از نگاه تهران، هرگونه مذاکره باید به‌گونه‌ای پیش برود که امتیازهای احتمالی ایران با امتیازهای دریافتی از طرف مقابل تناسب داشته باشد.

حیرانی‌نیا با اشاره به اختلاف دیدگاه ایران و آمریکا درباره ترتیب امتیازدهی در مذاکرات اظهار کرد: ایران احتمالاً تلاش خواهد کرد هرگونه مذاکره را با موضوع حقوق هسته‌ای و رفع تحریم‌ها مرتبط کند. در مقابل به نظر می‌رسد آمریکا بر دریافت امتیازهای مهم در حوزه هسته‌ای از جمله موضوع ذخایر اورانیوم غنی‌شده با غنای ۶۰ درصد، تأکید دارد و می‌خواهد توافق درباره کاهش تنش و وضعیت تنگه هرمز را به پذیرش تعهدات هسته‌ای از سوی ایران پیوند بزند.

او ادامه داد: ایران به دنبال آن است که بازگشایی تنگه هرمز با رفع محاصره دریایی، آزادسازی منابع مالی مسدودشده و برداشته شدن تحریم‌های نفتی و برخی تحریم‌های دیگر ارتباط داشته باشد. از این منظر، تهران تمایل دارد امتیازهای احتمالی خود را در چارچوب توافقی متقابل و جامع دریافت کند نه اینکه ابتدا همه اهرم‌های خود را کنار بگذارد و سپس درباره سایر موضوعات مذاکره کند.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با اشاره به پیشنهادهای مطرح‌شده از سوی پاکستان گفت: برخی از این پیشنهادها را می‌توان تلاشی برای نزدیک کردن دیدگاه‌های دو طرف و یافتن راه‌حلی میانه ارزیابی کرد. یکی از موضوعاتی که پیش‌تر نیز مطرح شده بود، انتقال یا نگهداری بخشی از اورانیوم غنی‌شده ایران در خارج از کشور، از جمله در روسیه است.

حیرانی‌نیا افزود: سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، نیز پیش‌تر در جریان سفر به ایران درباره موضوعات مرتبط با پرونده هسته‌ای و ظرفیت روسیه برای ایفای نقش در این زمینه گفت‌وگوهایی داشته است. هم‌زمانی برخی رایزنی‌های دیپلماتیک را نیز می‌توان در چارچوب تلاش‌ها برای یافتن راهکاری جهت خروج از بن‌بست موجود ارزیابی کرد.

او تصریح کرد: نکته مهم این است که هر فرمول پیشنهادی باید بتواند حداقل انتظارات دو طرف را تأمین کند. اگر پیشنهاد مطرح‌شده صرفاً بر انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده متمرکز باشد، بدون آنکه امتیازهای متناسبی در زمینه رفع تحریم‌ها و کاهش فشار اقتصادی به ایران ارائه شود، بعید است بتواند به‌تنهایی زمینه‌ساز توافقی پایدار شود.

این کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: از نگاه ایران، پذیرش انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده به خارج از کشور، در صورت طرح چنین پیشنهادی، می‌تواند امتیازی مهم تلقی شود بنابراین تهران احتمالاً در برابر چنین اقدامی، خواهان دریافت تضمین‌ها و امتیازهای متناسب خواهد بود.

حیرانی‌نیا ادامه داد: اگر قرار باشد ایران درباره ذخایر اورانیوم خود تصمیمی بگیرد، باید مشخص شود که در مقابل این اقدام، چه تعهداتی از سوی آمریکا و سایر طرف‌های توافق ارائه می‌شود و آیا این تعهدات شامل رفع تحریم‌ها، کاهش فشار اقتصادی و ایجاد تضمین‌های لازم برای اجرای توافق خواهد بود یا خیر.

او با اشاره به نقش احتمالی کشورهای ثالث در تضمین توافق اظهار کرد: در برخی پیشنهادهای مطرح‌شده، موضوع تضمین از سوی کشورهای ثالث نیز مورد توجه قرار گرفته است به این معنا که کشورهایی مانند روسیه یا دیگر بازیگران بتوانند در اجرای توافق نقش داشته باشند و درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران تضمین‌هایی ارائه کنند. حتی این ایده مطرح شده است که در صورت برهم خوردن توافق، ترتیباتی برای بازگرداندن ذخایر مورد نظر به ایران در نظر گرفته شود.

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه افزود: با این حال، چنین پیشنهادهایی با پرسش‌های مهمی درباره ماهیت تضمین‌ها، نحوه اجرای تعهدات و میزان اعتماد طرف‌ها به یکدیگر روبه‌رو هستند. صرف ارائه تضمین از سوی کشورهای ثالث، بدون وجود سازوکاری روشن و قابل اتکا برای اجرای توافق، لزوماً نمی‌تواند نگرانی‌های ایران را برطرف کند.

حیرانی‌نیا گفت: در حال حاضر مسئله اصلی اختلاف بر سر ترتیب و ماهیت امتیازها است. ایران می‌خواهد رفع محاصره دریایی، آزادسازی منابع مالی و کاهش تحریم‌ها در چارچوب توافقی متقابل مورد توجه قرار گیرد؛ در حالی که آمریکا بر دریافت امتیازهای هسته‌ای، به‌ویژه در ارتباط با ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران تأکید دارد.

او خاطرنشان کرد: اگر کشورهای منطقه یا میانجی‌هایی مانند پاکستان و قطر در تلاش باشند زمینه را برای توافقی جدید فراهم کنند، باید بتوانند راهکاری ارائه دهند که این اختلاف اساسی را کاهش دهد تا زمانی که درباره ترتیب اجرای تعهدات، ماهیت امتیازهای متقابل و تضمین‌های لازم توافقی حاصل نشود، دستیابی به توافقی جامع و پایدار دشوار خواهد بود.

این کارشناس مسائل خاورمیانه در پایان تأکید کرد: نمی‌توان صرف انجام، این سفرها را به معنای انتقال قطعی پیام آمریکا یا دستیابی به توافقی نهایی درباره بازگشایی تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای ایران دانست. آنچه در شرایط کنونی اهمیت دارد، تلاش‌های دیپلماتیک برای نزدیک کردن دیدگاه‌های طرف‌ها و بررسی امکان شکل‌گیری چارچوبی است که در آن، کاهش تنش منطقه‌ای و حل‌وفصل اختلافات هسته‌ای به‌صورت متقابل دنبال شود.