حسین عبدی سرمربی سابق تیم امید از پول نگرفتن میگوید؛ اما فوتبال ایران با فداکاری ادعایی قهرمان نمیشود. در فوتبال، نه دستمزد میلیاردی افتخار است، نه کار رایگان؛ آنچه اهمیت دارد، نتیجه است.
حسین عبدی، سرمربی سابق تیم امید، میگوید: «این چند سال برای پول کار نکردم؛ پیش همه گفتم به من صفر بدهید هم چیزی نمیگویم!» حرفی که شاید در نگاه اول نشانه گذشت و تعهد باشد، اما در فوتبال حرفهای نمیتوان با چنین ادعاهایی کارنامه ساخت و از زیر بار نتیجه فرار کرد.
افراط و تفریط در هیچ زمینهای خوب نیست. نه مربیانی که برای قراردادهای میلیاردی مدیران فوتبال را تحت فشار میگذارند، لزوماً محقاند، نه حسین عبدی میتواند با افتخار به پول نگرفتن، برای خودش حقانیت بخرد. فوتبال جای حسابوکتاب عاطفی نیست؛ جای نتیجه گرفتن است. اینکه عبدی در این چند سال برای پول کار نکرده، نه برای فوتبال ایران قهرمانی در بازیهای آسیایی آورده، نه طلسم صعود به المپیک را شکسته و نه حسرت چندینساله فوتبال ایران را پایان داده است.
ای کاش به اندازه کافی پول میگرفتید، اما در عوض اجازه نمیدادید پرونده ناکامی امیدها با یک حسرت دیگر قطورتر شود! مگر کسی با پول گرفتن شما مشکل دارد؟ مربی حق دارد دستمزدش را بگیرد؛ اتفاقاً اگر کارش را درست انجام دهد، باید بیشتر هم بگیرد. مسئله این است که افکار عمومی نه با فیش حقوقی مربیان قهرمان میشود، نه با شنیدن اینکه فلان مربی حاضر بوده رایگان کار کند، آرام میگیرد. مردم نتیجه میخواهند؛ افتخار میخواهند؛ نسلی میخواهند که آینده فوتبال ایران را بسازد.
با پول نگرفتن حسین عبدی، نه اتفاقی در فوتبال ایران افتاد، نه امیدها به حقشان رسیدند، نه جایگاه ویژهای برای خود این مربی ساخته شد و نه فدراسیون فوتبال افتخاری به کارنامهاش اضافه کرد. پس چرا باید از این ماجرا چنان سخن گفت که انگار صرفنظر کردن از دستمزد، خودش یک جام قهرمانی است؟
درباره تیم ملی بزرگسالان هم بعید است مسئله اصلی افکار عمومی، قرارداد امیر قلعهنویی یا میزان پاداشهای او باشد. قلعهنویی و دستیارانش هر چقدر میگیرند، نوش جانشان؛ به شرط آنکه فوتبال ایران هم در قبال این هزینهها چیزی به دست بیاورد.
سؤال ساده است: این قراردادها و پاداشها چه چیزی به فوتبال ما اضافه میکنند؟ چه افتخاری میآورند؟ چه نسلی میسازند؟ کدام استعدادها را به تیم ملی معرفی میکنند و چه قدمی برای آینده فوتبال ایران برمیدارند؟
وقتی پاسخ این سؤالها روشن نیست و دستاوردها با حجم ادعاها و هزینهها تناسبی ندارد، طبیعی است که افکار عمومی درباره چرایی این پرداختها سؤال کند. قرار نیست مربی به خاطر دستمزدش محاکمه شود؛ قرار است عملکردش در برابر دستمزدی که میگیرد، سنجیده شود. این قاعده نه بیانصافی است، نه ناسپاسی؛ اسمش پاسخگویی است. همان چیزی که در تیم ملی دیده نمی شود!

