تهران- ایرنا- روزنامهنگار پیشکسوت با اشاره به تلاش مستمر جواد مجابی در روزنامه اطلاعات گفت: او کوشیده بود افراد را به آن روزنامه جذب و روزنامه اطلاعات را نو کند، اما موفق نشد.
به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، به مناسبت زادروز و در بزرگداشت زندهیاد جواد مجابی، مجموعه برنامه «هفت شبِ مجابی» برای پاسداشت و بازخوانی وجوه گوناگون کارنامه ادبی، فرهنگی و مطبوعاتی او برگزار میشود. نخستین برنامه از این مجموعه با همکاری انتشارات نگاه و نشر وزندنیا در کتابخانه وزندنیا و با عنوان «شبِ روزنامه» شبی برای یادکردن از حضور و نقش زندهیاد مجابی در مطبوعات و روزنامهنگاری، با حضور جمعی از روزنامهنگاران، شاعران، نویسندگان و اهالی هنر برگزارشد.
سیروس علینژاد روزنامهنگار پیشکسوت درباره جایگاه جواد مجابی در مطبوعات گفت: درباره این جایگاه تا جایی که دیده بودم صحبت میکنم. زمانی که وارد مطبوعات شدم، مجابی فرد شناخته شدهای بود. روزنامه اطلاعات محافظهکارتر از ما بود، روزنامهای بود که نمیخواست خود را نو کند و در سطح مطبوعاتی باشد که جامعه آن را میشناخت. این روزنامه علیرغم این مساله، فرزندان با ذکاوت و نویی داشت و هرکسی از آن بیرون آمده بود مدرنتر از برخی از رسانههای روز بود.
این روزنامهنگار پیشکسوت با اشاره به اینکه بخشی از افراد حرفهای در مطبوعات از روزنامه اطلاعات بیرون آمدند، ادامه داد: میتوان گفت با بخش بزرگی از افراد که کار کردم، پیش از آن، از روزنامه اطلاعات آمده بودند، اما یک نفر بود که همچنان در روزنامه اطلاعات مانده بود و در آنجا کار میکرد، بعدها دیدم که جواد مجابی چقدر زحمت کشیده بود تا آن روزنامه را پیش ببرد و کوشیده بود افراد را به آن جذب کند تا روزنامه اطلاعات را نو کند، اما موفق نشد. غیر از روزنامه اطلاعات، جواد مجابی در هر مجلهای که فعالیت میکرد، پیشتاز و الگوی ما بود.
او با تاکید بر اینکه مجابی انسانی توانا در کارش بود، افزود: مجابی نه فقط در نوشتن مجله و روزنامه بلکه در بسیاری از عرصهها توانا بود. فکر نمیکنم کسی جای او را بگیرد، افرادی بودند که نظیر آنها پیدا نخواهدشد امیدوارم جوانها بتوانند همانطور که همیشه مشتاق مجابی بودند، اندکی در مسیر او باشند.
مجابی همواره زنده و در میان ماست
علیرضا رئیسدانایی مدیر انتشارات نگاه با بیان اینکه جواد مجابی شاعر، نویسنده، طنزپرداز و هنرمند بود، گفت: او نمونهای از روشنفکران نسلی بود که زندگی خود را وقف فرهنگ کردند. مجابی بیش از هرچیز خود را شاعر میدانست در عین حال دکترای اقتصاد هم داشت. آثار مجابی به ما نکات مهمی متذکر میشود و او در آثارش در میان نسلهای بعد هم زنده خواهدبود.
مدیر انتشارات نگاه با بیان اینکه مجابی انسانی بزرگ با دغدغه ادبیات و شعر بود، ادامه داد: مجابی سرشار از زندگی بود و همیشه لبخند به لب داشت. مجابی همواره سرشار از امید به آینده بود، مجابی همواره زنده و در میان ما است.
نخستین نمایشگاه من زیر نظر جواد مجابی شکل گرفت
مریم حسینزاده شاعر و نقاش با اشاره به اینکه در جلسات سهشنبه با جواد مجابی آشنا شد، ادامه داد: طولی نکشید که او به شخصیت محترم و آگاه برای کسانی که در این جمعها شرکت میکردند تبدیل شد، او برای همه عزیز بود.
او درباره افرادی که در گروه سهشنبهها حضور داشتند، گفت: در این گروه جواد مجابی، عمران صلاحی، حسین نصیریپور، محمد محمدعلی، عظیم خلیلی، فرامرز سلیمانی و افراد دیگری بودند که با رفتن آنها فقط سادات اشکوری برایمان باقی مانده است.
این هنرمند درباره شخصیت مجابی توضیح داد: چیزی که برایم خاص بود در موقعیت جوانی خودم، او فردی بود که به موضوعهای مختلف اشراف داشت علاوه بر ادبیات و شعر و طنز، جواد مجابی به هنرهای تجسمی اشراف داشت، از جمله برادر خودشان که نبوغ عجیبی در این زمینه داشتند.
او افزود: کارهایی در طول سالیان کشیده بودم و باید از میان آنها انتخاب میکردیم. او آمد و از میان کارهای من برخی را جدا کرد. مدتی بود که روی «سیب» کار میکردم و او گفت با محور سیب نمایشگاهی برگزار کنم، سال ۱۳۶۵ یا ۶۶ بود و سیبها را برای نمایشگاه اول جمع کردم و نخستین نمایشگاه من زیر نظر مجابی شکل گرفت.
حسینزاده ادامه داد: این همیشه برای من سوال برانگیز بود که چگونه افرادی مانند رضا براهنی و جواد مجابی تمام این مرحلهها را گذرانده اند، چقدر کتاب خوانده باشند که از سقاخانه به نقاشیهای مدرن برسند، در زمینه شعر هم همینطور بود. انسانهایی مانند مجابی اگر همراه، همفکر و کسی مانند ناستین(همسر جواد مجابی) را کنار خود نداشتند اینقدر موفق نمیشدند.
او در ادامه شعری از جواد مجابی را خواند.
کاش خوانش مجابی از مولانا را ضبط میکردم
فرزین تهرانیان موزیسین با بیان اینکه نقدهای موسیقی در ایران و دنیا توسط موسیقیدانهایی نوشته میشود که در آن حرفه متوسط هستند، ادامه داد: معمولا نقدهایی موسیقی با متر و معیار نوشته میشود و به همین دلیل معمولا نقدهایی که نوشته میشود، خوانده نمیشود. وقتی موسیقیدان اثری را میسازد بر ایرادهای آن آشنا است، اما میخواهد تا اندیشهای را به صدا در آورد.
این موزیسین با بیان اینکه وجود جواد مجابی در کنسرتها از سر منت حاضر نمیشد، افزود: او با پشتیبانی و دلگرمی با هنرمندان رفتار میکرد. همواره مانند یک هنرمند آراسته بود و وقتی به عنوان اجرا کننده او را در میان جمعیت میدیدم، کنجکاوی و میل به شنیدن را در او احساس میکردم.
او افزود: مجابی در نقدهایی که میکرد هرگز تاکید نداشت که سواد موسیقایی خود را نمایش دهد. وقتی در کنسرتها حاضر میشد، اگر نقدی را بیان میکرد، چیز دلسرد کنندهای در گفتههای او نبود، چیزی که در رویدادهای هنری مغفول میماند.
تهرانیان با اشاره به یادداشتهای جواد مجابی درباره جشن هنر شیراز، بیان کرد: هرفردی که آشنا و علاقهمند به هنر باشد میتواند با خواندن نوشتههای مجابی خود را در آن فضا احساس کند. مجابی میدانست که حسادت و تنبلی در خواندن میان همه وجود دارد اما او در نوشتههایش قلابی ایجاد میکرد که موجب میشد هر فرد تا آخر آن نوشته را بخواند.
او افزود: حسرت بزرگ برایم مانده که کاش سه تا چهار روز زندگی را تعطیل میکردم و خوانش مجابی از مولانا را ضبط میکردم.
پوپک مجابی(دختر جواد مجابی) در ادامه چند شعر از جواد مجابی را خواند.
