آنچه این روزها در ایران میگذرد، فقط یک درگیری نظامی، امنیتی یا اقتصادی نیست. ما در میانه یک کمپین تمامعیار عملیات روانی، جنگ اطلاعاتی و جنگ شناختی هستیم؛ جنگی علیه ایران، محور مقاومت و افکار عمومی جامعه ایران.
در این پروژه، آمریکا، صهیونیستها، انگلیسیها، برخی بازیگران منطقهای و متأسفانه برخی بازیگران داخلی — آگاهانه یا ناآگاهانه — نقش دارند.
سه هدف اصلی دشمن:
۱) القای حس شکست؛ اینکه باور کنیم میبازیم.
۲) ترساندن جامعه؛ ترسی که به رفتارهای هیجانی، فرار از ریال، احتکار، تعطیلی کسبوکار و تنش داخلی میرسد.
۳) کاهش تابآوری جامعه در برابر ضربه جدید؛ از عملیات محدود تا جنگ گسترده.
هیچ چیز برای آمریکا، اسرائیل و انگلیس مهمتر از این نیست که مردم ایران در برابر ضربه خارجی از «اجتماع حول پرچم» فاصله بگیرند. ذهنها پراکنده شود، زبانها علیه هم باز شود، انرژی جامعه علیه خودش مصرف شود و اعتماد به حاکمیت پایین بیاید.
اگر از منظر جنگ ذهنها نگاه کنیم، این مسئله از جنگ، محاصره، تحریم، تنگه هرمز و موضوع هستهای هم مهمتر است.
ترامپ یک چیز را خوب بلد است: بازی روانی با رسانه. او حرفش را صدها بار تکرار میکند تا اعتبار بگیرد. نتانیاهو و انگلیسیها هم در این میدان فقط تماشاگر نیستند. پول چند میلیارد دلاری و لشکری از اکانتها، سلبریتیها و اینفلوئنسرها به کار افتاده تا جامعه ایران گمراه شود.
نمونهها:
- ادعاهای دروغ درباره تنگه هرمز؛ در حالی که تنگه بیش از هر زمان دیگری در کنترل ماست.
- خبر درز کرده سیا درباره ده نام؛ خبری که فقط برای ایجاد اختلاف و پیدا کردن «خائن» در داخل منتشر میشود.
- ادعای مکرر ترامپ درباره موفقیت مذاکرات و امتیازدهی ایران؛ حرفی برای مصرف انتخاباتی داخلی خودش.
- پیشبینی فروپاشی اقتصاد ایران؛ هدفش گران کردن دلار، نگران کردن مردم و فلج کردن اقتصاد است.
ما مشکل داریم، اما هرگز فرو نخواهیم پاشید. بسیاری آرزوی فروپاشی ایران را با خود به گور بردند. ما هزاران سال است اینجا هستیم؛ دشمنان ما دود شدند و رفتند.
اگر حواسمان نباشد، این حرفها میتواند به واقعیت تبدیل شود. دشمن دقیقاً میخواهد ناامنی، اعتصاب، آشوب، اختلاف و تنش در ایران متولد شود. ما با یک بازه سهماهه بسیار مهم روبهرو هستیم.
نتیجه ساده است:
به حرف دشمن اعتماد نکنیم.
حرف ترامپ و نتانیاهو را نشنیده بگیریم.
تیتر رسانههای خودمان را به حرف آنها گره نزنیم.
خبر اکسیوس، رویترز و برخی رسانههای دموکرات را منبع مطلق نپذیریم.
میدان بازی دشمن نشویم.
اگر در یک ماه آینده فقط یک کار انجام دهیم، موفقیت ما تضمین شده است:
گوشمان را به روی حرف آمریکاییها ببندیم، حرف دشمن را در داخل بازنشر نکنیم و تیتر رسانههای خودمان نکنیم.
اگر یک توافق ملی بر سر این اصل شکل بگیرد که «حرف دشمن را جدی نگیریم، بازنشر نکنیم و میدان بازی او نشویم»، یک قدم بزرگ به جلو برداشتهایم.
