پروفسور «جان دان» معتقد است در نهایت، ترامپ ناچار خواهد شد با دولت ایران به توافق برسد، هرچند موقتاً.
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، در روزهای اخیر «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا تهدید به تشدید حملات نظامی علیه ایران کرده بود که بر اساس آن حمله به زیر ساختهای انرژی ایران مورد ادعا بود.
این در حالی بود که ایران نیز هشدار داده بود که در صورت چنین حماقتی، زیر ساختهای انرژی منطقه اهداف مشروع خواهند بود.
این در حالی است که ترامپ با انداختن توپ در زمین کشورهای منطقه و ادعای امکان حصول به یک توافق، بار دیگر عقب نشینی خود را به یک متغیر نادرست ارجاع داد.
او در یک عقب نشینی آشکار و در پیامی در شبکه اجتماعی خود مدعی شد: «ایالات متحده آماده و کاملاً مجهز است تا با قدرت نظامی، ترور و توانمندیای که از زمان جنگ جهانی دوم بیسابقه است، جمهوری اسلامی ایران را سرکوب کند.
با این حال، ایران و سایر کشورهای خاورمیانه از ما خواستند پس از توافق بر سر طرح کلی یک معامله، هرگونه حملهای را به تعویق بیندازیم.
این معامله شامل بازگشایی فوری، کامل و همهجانبه تنگه هرمز و پایان دادن به تهدید هستهای ایران خواهد بود.
بر اساس این درخواست، من موافقت کردم - به نفع کل جهان و همچنین برای تضمین اینکه ایران کشوری موفق و شکوفا باقی بماند - که حمله را لغو کنم، مشروط بر اینکه این معامله به سرعت انجام شود. اسرائیل در این تعهد (لغو حمله) با من شریک است. دست به کار شوید همه، و بیایید این کار را انجام دهیم!»
در خصوص این موضوع خبرنگار تابناک مصاحبهای با پروفسور «جان دان» استاد دانشگاه کمبریج انجام داده که در ادامه آمده است.
«جان دان» استاد دانشگاه کمبریج انگلستان است. تخصص او بحث انقلاب است. وی سابقه تدریس در دانشگاه هاروارد آمریکا را نیز دارد. مطالعات وی بر کاربست دیدگاهی تاریخی بر نظریهٔ سیاسی مدرن متمرکز است. شهرت اولیهٔ او بر پایهٔ بازسازی دقیق اندیشهٔ سیاسی جان لاک بود که از نسخهٔ انتقادی پتر لاسلت از دو رساله دربارهٔ حکومت لاک بهره برد. او به همراه همعصر خود، مورخ کوئنتین اسکینر، و استاد/همکارشان جی. جی.ای. پوکاک، در اواخر دههٔ ۱۹۶۰ دستورالعملهای روششناختی ارائه دادند که هدف آن اصلاح بیتوجهی تاریخی علم سیاست، از طریق بازسازی نیات نویسندگانِ اندیشۀ سیاسیِ گذشته بود. بسیاری از کارهای بعدی او به مسائل بنیادین در نظریهٔ سیاسی پرداخته است، هرچند حس تاریخی او همچنان به نوعی بدبینی نسبت به میزان نهاییپذیری سیاست در برابر خرد دامن میزند. او نویسندهٔ کتاب نیرنگ بیخردی (۲۰۰۱) است، اثری که بحث میکند چگونه محدودیتهای دانش و عقلانیت انسانی مانع از آن میشود که جمهوریخواهی دموکراتیک به تمام وعدههای خود جامهٔ عمل بپوشاند.
*در روزهای اخیر، دونالد ترامپ تهدید کرده بود که به زیرساختهای انرژی و نیروگاههای ایران حمله خواهد کرد. با این حال، او از انجام چنین اقدامی خودداری کرد. دلایل این موضوع چیست؟
خب، بهنظر من عمدتاً به این دلیل که ژنرالهایش به او گفتند که این کار بهشدت بعید است اوضاع را بهبود بخشد و او نیز از نظر مهمات به شدت در مضیقه بود. اما او نمیداند چه کار دیگری باید بکند و این موضوع او را عصبانیتر و احمقتر میکند.
*گزارش شده که عربستان سعودی نقش مهمی در منصرف کردن ترامپ از حمله به زیرساختهای انرژی ایران ایفا کرده است. دلایل این اقدام چیست؟
عربستان سعودی به محض اینکه مشخص شد حمله اولیه قرار نیست دولت ایران را سرنگون کند، از آن وحشتزده شد. مطمئنم اگر به سرنگونی دولت منجر میشد، میتوانستند با آن خود را وفق بدهند و با آن کنار بیایند.
اطمینان دارم که هدف اصلی آن کشور اکنون پایان هرچه سریعتر جنگ و دستیابی به یک توافق مؤثر عدمتجاوز با دولت ایران است. عربستان همواره از توانایی ایران در تهدید صنعت نفت خود هراس داشته است. در این مقطع، این دولت بسیار ریسکگریز است، مگر در برخورد با مخالفتهای داخلی در خود عربستان.
*همچنین گزارش شده که کاهش چشمگیر ذخایر نظامی ایالات متحده یکی از دلایل اصلی این موضوع بوده است. در این راستا، ژنرال الکسوس گرینکویچ، فرمانده فرماندهی اروپایی ایالات متحده، این هفته به کاخ سفید هشدار داد که نیروهایش دیگر قادر به ادامه دفاع از اسرائیل نیستند. شما این عامل را چقدر مؤثر ارزیابی میکنید؟
در مورد دفاع از اسرائیل چیزی نمیدانم. ترامپ احتمالاً در حال حاضر بیشتر مشغول مسئله دفاع از تایوان است.
او علاقهاش را به دفاع از اروپا از دست داده است. فکر نمیکنم او اسرائیل را در حال حاضر بهویژه آسیبپذیر ببیند و همدردی چندانی با نتانیاهو ندارد. اما او بهشدت نیاز دارد که با ایران به توافقی پایدار برسد و هیچ ایده روشنی برای چگونگی آن ندارد.
*با توجه به روند کنونی، به نظر شما احتمال آغاز مذاکرات بین ایران و ایالات متحده و دستیابی به یک توافق اولیه چقدر است؟
فکر نمیکنم که رأیدهندگان آمریکایی بهویژه به ایران اهمیت دهند و آنها بسیار بیاشتیاق به جنگیدن در جنگهای خارجی پرهزینه و ناموفق هستند.
محبوبیت ترامپ در نتیجه این جنگ به شدت کاهش یافته است و فکر نمیکنم حتی اگر دولت ایران تسلیم شده بود، محبوبیت او جهش پیدا میکرد. ترامپ از ویرانی نظامی هیجانزده میشود، اما این اشتباه است که فکر کنیم اکثر آمریکاییها چنین هستند.
در نهایت، ترامپ ناچار خواهد شد با دولت ایران به توافق برسد، هرچند موقتاً.
*آیا تحولات جاری را میتوان به عنوان زمینهای برای تنشزدایی ارزیابی کرد، یا ممکن است بار دیگر شاهد تشدید تنشها بین ایران و ایالات متحده باشیم؟
ترامپ در موقعیت بسیار ضعیفی قرار دارد که بخواهد با شرایطی غیر از تحقیرآمیز به توافق برسد.
او اصلاً تحقیر شدن را دوست ندارد (کمتر کسی دوست دارد). این وضعیت ممکن است مدتی ادامه یابد، اما همچنین ممکن است همین امشب هم به پایان برسد.






