عملیات کارآگاهان پلیس آگاهی مشهد برای یافتن پسربچه سهسالهای که توسط یک زن ربوده شده بود به حادثه ای عجیب گره خورد و بدین ترتیب ۲۴ ساعت دلهره و نگرانی یک خانواده پایان یافت.
چهارم آبان، گزارش ناپدیدشدن پسربچهای سهساله در محدوده خیابان امام رضا ۶ مشهد، کارآگاهان را به تکاپو انداخت. گزارشی که از همان لحظات نخست، حساسیت کارآگاهان پلیس آگاهی را برانگیخت و دستورهای ویژه سردار احمد نگهبان (فرمانده انتظامی استان خراسان رضوی) را در پی داشت.
با توجه به اهمیت موضوع، گروهی ازکارآگاهان اداره مبارزه با جرایم جنایی با نظارت مستقیم سرهنگ جواد بیگی (رئیس پلیس آگاهی مشهد) وارد عمل شدند و تحقیقات گسترده ای را آغاز کردند. طولی نکشید که گروه عملیاتی به فرماندهی سرهنگ محمدباقر پهلوان (رئیس اداره جنایی) عازم محل وقوع حادثه شدند و بررسی های تخصصی را برای کشف سرنوشت کودک ادامه دادند.
بررسی دوربینهای مداربسته و تحقیقات میدانی، نخستین تصویر از لحظات ناپدیدشدن کودک را آشکار کرد؛ مادر برای خرید، به همراه دوستش وارد مغازه شده بود و پسربچه بیرون از مغازه مشغول بازی بود که زن جوانی به او نزدیک شد، دستش را گرفت و از محل دور شد.
همین لحظات کوتاه کافی بود تا آرامش یک خانواده جای خود را به اضطراب و نگرانی بدهد. خیلی زود کارآگاهان با بهره گیری از تجربه پلیسی و بازبینی دقیق تصاویر و کنار هم قراردادن سرنخها، به ارتباط زن ناشناس با برخی دستفروشان محدوده امامرضا (ع) پی بردند.
بررسیهای فنی و اطلاعاتی با جدیت ادامه یافت تا این که در کمتر از ۲۴ ساعت، محدوده احتمالی سکونت زن مظنون در محله قلعهساختمان شناسایی شد.
با هماهنگی مقام قضایی، چندین مرحله عملیات نامحسوس بررسی و بازرسی از منازل و محلهای مشکوک در دستور کار قرار گرفت. کارآگاهان کوچهبهکوچه پیش میرفتند و هر نشانهای میتوانست مسیر پرونده را تغییر دهد؛ تا اینکه در میانه همین جستوجوها، ناگهان اتفاقی رخ داد که برای لحظاتی همهچیز را تحتتأثیر قرار داد.
پسربچه سهساله درکنارکوچه دیده شد!
افسر پرونده با مشاهده کودک، بلافاصله اورا به آغوش فشرد و موضوع را پیگیری کرد. دقایقی بعد، پدر خود را به فرزندش رساند. او کودک را در آغوش گرفت و بارها بوسید؛ لحظهای سرشار از اشک، دلهره و شوق که خستگی ساعتها جستوجو را از یاد کارآگاهان برد.
در آن چند ثانیه، دیگر خبری از هیاهوی عملیات نبود؛ پدری که فرزندش را محکم در آغوش گرفته بود و کارآگاهانی که شاهد پایان انتظار تلخ یک خانواده بودند. شاید هیچیک از آنان نمیتوانستند و نمیخواستند این لحظه را برهم بزنند؛ لحظهای که ارزش خستگی دلهره آور تمام ساعتهای تلاش را داشت.
با آرامکردن کودک و ادامه تحقیقات، سرنخهای تازهای درباره محل حضور زن مظنون به دست آمد. بررسیهای اولیه حاکی از آن بود که وی تبعه افغانستان است و احتمال میرفت قصد داشته باشد از کودک برای تکدیگری استفاده کند.
در ادامه، با توجه به تحرکات زن مظنون و ترک محل پیش از دسترسی مأموران، اقدامات تخصصی برای روشنشدن ابعاد ماجرا و تکمیل تحقیقات ادامه یافت. این عملیات بار دیگر نشان داد که در پروندههای حساس مربوط به کودکان، گاهی یک تصویر، یک سرنخ کوچک و چند ساعت تلاش بیوقفه میتواند سرنوشتساز باشد؛ تلاشی که دراین پرونده، پیش از پایان نخستین شبانهروز، به بازگشت کودک به آغوش خانواده انجامید و تصویری ماندگار از پیوند میان وظیفه، تعهد و انسانیت را در ذهن کارآگاهان بر جای گذاشت.
