جوان آنلاین: مرد نمایشگاه‌داری که یک‌سال‌و‌نیم قبل در جریان اختلاف بر سر معامله یک دستگاه خودروی کوئیک با خریدار آن درگیر شده بود، پس از مرگ خریدار و طرح ادعای قتل عمد از سوی خانواده او، بار دیگر بازداشت شد. متهم مدعی است برخورد خودرو با مرد فوت‌شده عمدی نبود و او فقط قصد داشت خودروی خود را پس بگیرد.
چند روز قبل مرد جوانی به اداره پلیس تهران رفت و از مردی به نام بهرام به اتهام قتل پدرش شکایت کرد. شاکی در توضیح ماجرا گفت: «اوایل سال گذشته پدرم، حمید، یک دستگاه خودروی کوئیک از یکی از دوستانش خریداری کرد، اما چند روز بعد متوجه شدیم فروشنده خودرو را از مردی به نام بهرام خریده و بر سر مسائل مالی با او اختلاف دارد. از آنجا که هنوز سند خودرو به نام پدرم منتقل نشده و تعویض پلاک هم انجام نگرفته بود، بهرام اصرار داشت خودرو را پس بگیرد. همین موضوع باعث اختلاف و درگیری میان آنها شده بود.»
شاکی در ادامه گفت: «بهرام هر روز به دنبال راهی بود تا خودرو را از ما بگیرد. تا اینکه روز یک‌شنبه هفتم اردیبهشت، من و پدرم در محل کارمان در حوالی عبدل‌آباد در جنوب تهران متوجه شدیم که بهرام کنار خودرو ایستاده است. تصور کردیم کلید یدک دارد و قصد دارد خودرو را با خودش ببرد. به همین دلیل من و پدرم همراه چند نفر از دوستانمان به سمت خودرو رفتیم. پدرم و بهرام با هم مشاجره کردند، اما من سوار خودرو شدم و از آنجا دور شدم. 
چند ساعت بعد خبر دادند پدرم تصادف کرده و به بیمارستان منتقل شده است. وقتی خودم را به بیمارستان رساندم، پدرم بی‌هوش بود و نمی‌توانست درباره اتفاقی که افتاده توضیح بدهد. آن زمان فهمیدم با خودروی بهرام تصادف کرده است.»


 مرگ مشکوک پس از تصادف
مرد جوان در ادامه درباره روند رسیدگی به پرونده گفت: «بعد از حادثه، بهرام به اتهام تصادف بازداشت شد، اما چند روز بعد با سپردن وثیقه آزاد شد. متأسفانه پدرم بر اثر شدت جراحات جان باخت و پرونده مرگ او به عنوان تصادف در حال رسیدگی بود. ما تصور می‌کردیم حادثه‌ای ناخواسته رخ داده است و نمی‌دانستیم ماجرا ممکن است عمدی باشد.» 
وی افزود: «تا اینکه یک روز قبل مردی که شاهد تصادف پدرم بود به سراغم آمد و گفت می‌خواهد راز مرگ او را فاش کند. این مرد مدعی شد روز حادثه با چشمان خودش دیده است که راننده یک دستگاه خودروی پراید پس از درگیری با پدرم، کمی آن‌طرف‌تر و داخل کوچه عمداً با خودرو به او زده و سپس بدون اینکه برای کمک به پدرم توقف کند یا او را به بیمارستان برساند، از محل گریخته است. با شنیدن این ماجرا متوجه شدم احتمال دارد مرگ پدرم تصادفی نبوده باشد. به همین دلیل از بهرام به اتهام قتل عمد شکایت دارم و خواستار رسیدگی به موضوع هستم.»


 بازداشت دوباره متهم
با ثبت شکایت، پرونده با موضوع قتل عمد به دستور بازپرس جنایی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. بررسی‌های اولیه نشان داد حمید و بهرام از مدتی قبل بر سر معامله یک دستگاه خودروی کوئیک اختلاف مالی داشته‌اند و روز حادثه نیز پس از مشاجره میان آنها، حمید با یک خودرو تصادف کرده و جان باخته است. 
تحقیقات کارآگاهان برای بررسی اظهارات شاکی و صحت ادعای شاهد آغاز شد. مأموران پس از بررسی‌های انجام‌شده، بهرام را بار دیگر بازداشت و برای انجام تحقیقات به اداره پلیس منتقل کردند. 
متهم در جریان بازجویی‌ها اختلاف خود با مرد فوت‌شده را تأیید کرد، اما اتهام قتل عمد را نپذیرفت و مدعی شد قصد کشتن حمید را نداشته و برخورد خودرو با او عمدی نبوده است. 
در حال حاضر تحقیقات درباره اظهارات شاهد، نحوه وقوع حادثه و نقش متهم در مرگ حمید ادامه دارد تا زوایای پنهان این پرونده جنایی روشن شود. 
 تصور نمی‌کردم به اتهام قتل بازداشت شوم
بهرام که صاحب یک نمایشگاه خودرو است، مدعی است هرگز تصور نمی‌کرد اختلاف بر سر معامله یک دستگاه خودروی کوئیک، روزی او را در جایگاه متهم به قتل عمد قرار دهد.


گفت‌و‌گو با متهم
سابقه داری؟
نه، هیچ سابقه‌ای ندارم. کاسب بودم و هرگز تصور نمی‌کردم روزی به خاطر معامله یک دستگاه خودروی کوئیک به اتهام قتل بازداشت شوم. 

نمایشگاه خودرو داری؟
بله، چند سالی است همراه برادرم در زمینه خرید و فروش خودرو فعالیت می‌کنیم و نمایشگاه خودرو داریم. 

با مقتول اختلاف داشتی؟
بله، یک دستگاه خودروی کوئیک به او فروخته بودم که بر سر همین معامله با هم اختلاف پیدا کردیم. در نهایت هم او در حادثه‌ای جان باخت و حالا من به اتهام قتل عمد بازداشت شده‌ام. 

علت اختلاف چه بود؟
خودرو را به او فروخته بودم و قرار بود پولش را پرداخت کند، اما مدام امروز و فردا می‌کرد. هر بار با او تماس می‌گرفتم و می‌خواستم پول خودرو را واریز کند، فقط وعده می‌داد. از این وضعیت خسته شده بودم و تصور می‌کردم قصد دارد سرم کلاه بگذارد و پول خودرو را نپردازد. 

چطور بدون دریافت پول، خودرو را به او تحویل دادی؟
یکی از دوستان نزدیکم او را به من معرفی کرده بود و می‌گفت حمید مرد خوش‌حسابی است. به اعتبار حرف‌های دوستم به او اعتماد کردم و بدون اینکه پول خودرو را کامل دریافت کنم، آن را تحویل دادم. اما بعد متوجه شدم نه قصد پرداخت پول را دارد و نه حاضر است خودرو را به من برگرداند. 
بعد از این ماجرا چه کردی؟
تصمیم گرفتم به هر طریقی شده خودروی خودم را پس بگیرم. تا اینکه روز حادثه به محل پارک خودرو رفتم و اتفاقی رخ داد که حالا به خاطر آن بازداشت شده‌ام. 

از کجا می‌دانستی خودرو در آن خیابان پارک شده است؟
آدرس محل کار حمید را می‌دانستم و خبر داشتم معمولاً از چه مسیر‌هایی تردد می‌کند. 

درباره روز حادثه توضیح بده. 
آن روز به حوالی محل کار حمید رفتم و دیدم خودروی کوئیک کنار خیابان پارک است. وقتی بیشتر دقت کردم، متوجه شدم همان خودرویی است که به او فروخته بودم، چون هنوز پلاکش تعویض نشده بود. جلو رفتم و مشغول بررسی خودرو شدم که ناگهان حمید را همراه دو سه نفر دیگر دیدم که از دور به سمتم می‌آمدند. آنها به من حمله کردند و زیر مشت و لگد گرفتند. آن‌قدر کتکم زدند که حالم بد شد. چند دقیقه بعد دیدم یکی از آنها سوار خودروی کوئیک شد و با سرعت از محل دور شد. من هم خودم را به خودرویم رساندم و سوار شدم تا او را تعقیب کنم، اما در جریان این تعقیب حمید با خودرو برخورد کرد و زیر گرفته شد. 

چرا او را عمداً زیر گرفتی؟
قصد زیر گرفتن حمید را نداشتم. می‌خواستم خودرویی را که از من گرفته بودند تعقیب کنم. خودرو را عقب و جلو کردم و در همین حین حمید خودش را روی کاپوت ماشین من انداخت. عجله داشتم و نمی‌خواستم فردی را که با خودروی من فرار می‌کرد گم کنم. به همین دلیل با سرعت حرکت کردم. پس از طی مسافت کوتاهی، حمید از روی خودرو به زمین افتاد و من هم به مسیرم ادامه دادم. 

چرا بعد از این اتفاق توقف نکردی و به او کمک نکردی؟
آن لحظه فقط به دنبال خودروی خودم بودم و می‌خواستم کسی را که آن را برده بود، تعقیب کنم. 

چرا قبل از حادثه با پلیس تماس نگرفتی؟
وقتی خودروی خودم را کنار خیابان دیدم، با پلیس تماس گرفتم. مأموران گفتند چند دقیقه منتظر بمانم تا به محل برسند، اما قبل از رسیدن آنها، حمید و همراهانش به من حمله کردند و یکی از آنها هم سوار خودروی کوئیک شد و از محل رفت. من هم به تعقیبش رفتم که این حادثه اتفاق افتاد. 
‌
می‌دانستی حمید فوت کرده است؟
آن زمان به اتهام تصادف منجر به جرح بازداشت شدم، اما تصور نمی‌کردم حمید بر اثر این حادثه جانش را از دست بدهد. او تحت درمان بود که خبر فوتش را به من دادند. بعد از آن با سپردن وثیقه آزاد شدم تا اینکه حالا، بعد از یک سال و نیم، متوجه شدم خانواده‌اش از من به اتهام قتل شکایت کرده‌اند و دوباره بازداشت شدم. 

مقتول چه شغلی داشت؟
مغازه املاک داشت. 

در این مدت فراری بودی؟
نه، همراه همسر و فرزندم زندگی می‌کردم. اصلاً تصور نمی‌کردم اتهامم به قتل عمد تغییر کند. 

در این یک سال و نیم برای جلب رضایت خانواده حمید اقدامی کردی؟
چند بار به سراغ خانواده‌اش رفتم، اما نتیجه‌ای نگرفتم. 

حرف آخر؟
کاش آن روز بی‌خیال خودروی کوئیک می‌شدم و به دنبال آن نمی‌رفتم. اگر آن روز تعقیبش نمی‌کردم، شاید این اتفاق نمی‌افتاد و حالا در این شرایط نبودم.