بازیهای الکترونیک دنیای گستردهای دارند از کنسولهای مختلف گرفته تا سیستم عاملها! شرکتهای بسیاری که در کنار ساخت کنسول، صاحب امتیاز بازیهای مختلف هستند و گاهی بازیهای خود را انحصاری برای کنسول خودشان منتشر میکنند. این کار در کنار بالا بردن درامد شرکت از ورود بازی به جهان pc جلوگیری میکند جایی که با مود کردن بازی میتوانید ماینکرفت را در جی تی ای بازی کنید! اما یک اتفاق این موضوع را تغییر داد؛ ظهور بازی پورتهای غیررسمی برای کامپیوتر.
در گذشتههای نه چندان دور، اگر میخواستیم یک بازی قدیمی یا انحصاری کنسول را روی کامپیوتر تجربه کنیم، تنها راه ما استفاده از برنامههای شبیهساز (Emulator) بود. شبیهسازها برای ترجمه و اجرای بازیها به صورت لحظهای، به سیستمهای بسیار قدرتمندی نیاز داشتند و باز هم در خیلی از مواقع با مشکلاتی مثل افت فریم، لگ یا تاخیر در اجرای دستورات (دیلی) دستوپنجه نرم میکردند.
اما امروز داستان تغییر کرده است. به لطف پیشرفتهای خیرهکننده در مهندسی نرمافزار و البته ورود شگفتانگیز هوش مصنوعی، توسعهدهندگان مستقل موفق شدهاند کدهای پیچیده بازیهای کنسولی را بشکافند و آنها را برای اجرا روی کامپیوتر بازنویسی یا اصطلاحا پورت کنند. این یعنی بازی دیگر شبیهسازی نمیشود، بلکه به زبان مادری کامپیوترهای امروزی ترجمه میشود!
نتیجهی این اتفاق بینظیر است؛ حالا میتوانیم شاهکارهای کنسولی را با گرافیک بهتر، نرخ فریم نامحدود، وضوح تصویر بالا و پشتیبانی از مانیتورهای عریض اجرا کنیم، آن هم بدون اینکه به یک کامپیوتر گرانقیمت نیاز داشته باشیم.
پورت غیر رسمی چیست؟
پورت غیررسمی به زبان ساده یعنی اجرای مستقیم، بومی (Native) و بدون واسطهی یک بازی کنسولی روی سیستمعامل رایانه. برای درک بهتر این موضوع، بیآیید آن را با برنامههای شبیهساز (Emulators) مقایسه کنیم. در روش قدیمی شبیهسازی، سیستم شما مجبور است کدهای کنسول مبدأ را در همان لحظهای که در حال بازی کردن هستید، خط به خط ترجمه کند. این ترجمه همزمان، بار پردازشی بسیار سنگینی ایجاد میکند و به همین دلیل حتی با داشتن یک سیستم قدرتمند، باز هم ممکن است با مشکلاتی مثل افت فریم مواجه شوید. اما در پورت غیررسمی، کدهای بازی از قبل برای معماری ویندوز بازنویسی و بهینهسازی شدهاند. این یعنی بازی مثل یک نرمافزار عادی و سبک روی کامپیوتر شما اجرا میشود.
برای رسیدن به پورت غیر رسمی، توسعهدهندگان مستقل از سه روش اصلی استفاده میکنند. روش اول مهندسی معکوس و دیکامپایل است؛ برنامهنویسان با حوصله فراوان کدهای پیچیده بازی را میخوانند و آنها را به زبانهای مدرنی مثل C++ برمیگردانند. این کار بسیار دقیق است، اما گاهی سالها زمان میبرد.
روش دوم که صنعت پورت را متحول کرده، کامپایل مجدد ایستا (Static Recompilation) نام دارد. در این روش، برنامههای مترجم خودکار، کدهای ماشین قدیمی را میخوانند و آنها را پیش از اجرا، به کدهای جدید تبدیل میکنند. این ابزارهای پیشرفته باعث شدهاند تا روند طولانی ساخت پورت، از چند سال به چند ماه یا حتی چند هفته کاهش پیدا کند.
روش سوم نیز استفاده از سورسکدها لو رفته از استودیوهای بازیسازی است. با اینکه این روش از نظر قانونی در منطقه ممنوعه قرار دارد، اما اجازه میدهد بازیهای سنگین برای کامپیوتر کامپایل شوند.
بازیهای معروف با پورت غیررسمی و شاهکارهایی که اخیرا پورت شدهاند
موفقیت پورتهای غیررسمی صرفا یک بحث فنی روی کاغذ نیست؛ جامعه مادسازان و برنامهنویسان مستقل توانستهاند با تلاشهای بیوقفه خود، شماری از بزرگترین و نمادینترین آثار تاریخ صنعت بازی را با کیفیتی فراتر از استانداردهای اولیه روی رایانههای شخصی احیا کنند.
پیشگامان دنیای پورت
همهچیز از ترجمه و بازنویسی دقیق بازیهای قدیمی شروع شد. بازی افسانهای Super Mario 64 (همان ماریوی معروف) یکی از اولین عناوینی بود که برنامهنویسان کدهای آن را خط به خط خواندند و از نو برای کامپیوتر نوشتند. این کار سخت باعث شد تا بازیکنان بتوانند این بازی قدیمی را با گرافیک خیرهکننده 4K و تصویر بسیار روان (۶۰ فریم بر ثانیه) تجربه کنند. بعد از آن، پورت شدن بازیهای محبوبی مثل Zelda: Ocarina of Time و بازی اکشن Perfect Dark ثابت کرد که با این روش میتوان بازیهای قدیمی کنسول نینتندو ۶۴ را از شر محدودیتها و افت فریمهای گذشته نجات داد.
پورتهای جدید و ورود هوش مصنوعی
در ماههای اخیر، با ورود ابزارهای کامپایل مجدد استاتیک (مانند XenonRecomp و ReXGlue) و ترکیب آنها با مدلهای هوش مصنوعی، موجی از بازیهای مورد انتظار که پیشتر دستنیافتنی به نظر میرسیدند، به رایانههای شخصی آمدند:
Fable 2 (ایکسباکس ۳۶۰)
یکی از محبوبترین و دوستداشتنیترین بازیهای نقشآفرینی که پیسیگیمرها سالها حسرت تجربهاش را داشتند و هرگز نسخه رسمی برای کامپیوتر دریافت نکرد. این دنیای جادویی و پر از انتخاب، حالا به لطف پورتهای جدید از قفل خستهکننده ۳۰ فریم رها شده است.
Sonic Unleashed (ایکسباکس ۳۶۰)
ماجراجویی پرسرعت و جذاب سونیک که در زمان عرضه روی کنسولها، به خاطر گرافیک سنگین و افت فریمهای شدیدش بدنام شده بود. اما حالا روی کامپیوتر، این بازی نفسگیر با سرعت روان ۶۰ فریم بر ثانیه و وضوح خیرهکننده 4K اجرا میشود.
The Legend of Zelda: Majora’s Mask (نینتندو ۶۴)
یکی از تاریکترین، عجیبترین و درگیرکنندهترین نسخههای زلدا که با ایده حلقه زمانی سه روزه یک شاهکار خلق کرده بود. تجربه این دنیای مرموز و نوستالژیک روی مانیتورهای عریض امروزی (Ultrawide) با نرخ فریم نامحدود (حتی تا ۲۴۰ فریم!) و امکان هدفگیری فوقالعاده روان، باعث شده تا این عنوان کلاسیک، حسی شبیه به بازیهای نسل جدید داشته باشد.
Marvel’s Spider-Man 2 (پلیاستیشن ۵)
ماجراجویی بزرگ پیتر پارکر و مایلز مورالز در خیابانهای نیویورک که جنجالیترین و بزرگترین انحصاری پلیاستیشن ۵ محسوب میشود. با اینکه این بازی زودتر از موعد به کامپیوتر رسیده و برای اجرای روان به سیستم قدرتمندی نیاز دارد، اما حالا طرفداران با آپدیتهای پیاپی، مشکلات نوری و گرافیکیاش را تا حد زیادی برطرف کردهاند.
FabThe Legend of Zelda: Skyward Sword HD
یکی از جذابترین ماجراجوییهای مجموعه زلدا که پیشتر فقط روی کنسولهای نینتندو (سوییچ و Wii) قابل بازی بود. حالا این شاهکار در نسخه کامپیوتر با کیفیت خیرهکننده 4K و با سرعت روان ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا میشود.
Vagrant Story
این بازی نقشآفرینی کلاسیک و به شدت محبوب پلیاستیشن ۱ با کیفیتی بالا به ویندوز و لینوکس آمده است. سازندگان پورت فقط به اجرای ساده بازی تن ندادند؛ آنها قابلیتهای مدرن گرافیکی مثل ردیابی پرتو (Ray Tracing) و نورپردازیهای پیشرفته را به بازی اضافه کردهاند و حتی مکانیکهای مبارزه جدیدی به گیمپلی دادهاند تا این ماجراجویی سیاه و تاریک، جلوهای امروزی و نفسگیر پیدا کند.
God of War 3 Remastered
یکی از خشنترین، باشکوهترین و حماسیترین نسخههای سری خدای جنگ که سالها در انحصار پلیاستیشن بود، حالا از ابتدا تا انتها روی کامپیوتر قابل تجربه است.
The Legend of Zelda: Link’s Awakening
بازسازی رنگارنگ و دوستداشتنی این نسخه از زلدا که با استایل بصری عروسکی و فانتزی روی نینتندو سوییچ حسابی درخشیده بود، روی قطعات کامپیوتر اجرا میشود.
The Last Guardian و Bloodborne
بازیهایی که برای سالها نماد کنسولهای پلیاستیشن بودند و جامعه پیسیگیمرها آرزوی تجربه آنها را داشت. دنیای تاریک، بیرحم و شاهکار گوتیک بلادبورن در کنار روایت عاطفی و نفسگیر لست گاردین، با نرخ فریم بالاتر، حل شدن مشکلات تاری تصویر و نورپردازی بهینهتر روی رایانههای شخصی به بار نشستهاند؛ تا در کنار شاهکارهایی مثل سهگانه آنچارتد و Shadow of the Colossus، غنیترین کلکسیون کنسولی را روی مانیتورها بسازند.
سخن پایانی
این جریان در واقع یک جنبش مهندسی پیشرو برای نجات دادن هنر صنعت بازی از دست فراموشی به شمار میرود. بسیاری از بازیهای درخشان گذشته به دلیل خاموش شدن خط تولید کنسولهای قدیمی، عدم سازگاری سختافزاری یا بیمیلی ناشران بزرگ به دلایل مالی، در معرض نابودی کامل بودند. شبیهسازها سالها بار این مسئولیت را به دوش کشیدند، اما نیاز به سیستمهای بسیار گرانقیمت، دسترسی به آنها را برای خیلی از بازیکنان محدود میکرد.
امروز، ترکیب مهندسی معکوس، روشهای کامپایل مجدد ایستا و ورود ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، این سدها را کاملا شکسته است. حالا یک بازی شاهکار مثل Sonic Unleashed یا Fable 2 میتواند بدون نیاز به سختافزارهای فضایی، حتی روی کنسولهای دستی سبک مثل استیم دک یا لپتاپهای معمولی با کیفیتی بسیار بهتر از نسخه کنسولی اصلی اجرا شود.
