بندرعباس - ایرنا - حضور کودکان با شاخه‌های گل و متن‌های از پیش حفظ‌شده در صف نخست مراسم و مناسبت ها برای استقبال از مسئولان و یا بکارگیری آنها برای حضوری صرفا فیزیکی در برخی آیین ها سال‌هاست به عادتی نانوشته در برنامه‌های رسمی بدل شده است؛ رویه‌ای دیرپا که به بهانه احترام و میزبانی، ناخواسته بار سنگین اضطراب و تشریفات بزرگ‌ترها را بر دوش ظریف دنیای کودکی می‌گذارد و فرصت شنیده‌شدن صدای واقعی آنان را به حاشیه می‌برد.

به گزارش ایرنا، تصویر استقبال از مسوولان، سال‌هاست چه برای حضورشان در شهر یا روستایی دورافتاده در مراسم افتتاح، بهره‌برداری و کلنگ‌زنی و چه در فرودگاه و پای پلکان هواپیما هنگام ورود مقامات بلندپایه، همواره تکرار می‌شود و به تدریج به رسم و عادتی نانوشته بدل گشته است.

کودکی که شاید نه از سر اختیار، بلکه به فرمان بزرگ‌ترها به صحنه آورده شده؛ متن یا شعری از پیش آماده را که بارها و بارها مجبور به تکرار و تمرین کرده‌اند تا مبادا کلمه‌ای از قلم بیفتد، با صدایی لرزان می‌خواند و خوشامدی می‌گوید که گاهی حتی از معنای کلماتش نیز ممکن است نباشد .

این شکل از حضور ممکن است تحمیل عذاب و زجری خاموش بر روح لطیف کودک باشد و خردسالی که در چنین موقعیت هایی است، از جایگاه «صاحب‌حق» به جایگاه خوشامدگو تنزل می‌یابد و در شکل و شمایلی محبت آمیز در معرض خطر نقض آشکار حقوقش قرار می گیرد.

این رسم نادرست، فقط یک رفتار سطحی و لحظه‌ای نیست و آسیب‌های آن چه بسا بر روان و هویت کودک، هم در وضعیت حال و هم در افق آینده، ماندگار باشد.

کودکی که در این جایگاه ظاهر می‌شود و مجبور به حفظ و تکرار متن‌های گفته شده می‌گردد، به تدریج می‌آموزد که ارزش او نه در اندیشه و بیان آزاد، بلکه در اجرای بی‌نقص نقش‌های از پیش نوشته‌ شده است.

آسیب دیدگی اعتماد به نفس ، تضعیف حس عاملیت و مالکیت بر زندگی‌ و شکل گیری این باور نادرست که بزرگ‌ترها فقط وقتی نیاز دارند او را فرامی خوانند،ممکن است در بلندمدت، به شکل‌گیری هویتی منفعل، کاهش جسارت در بیان مطالبات و حتی بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی منجر شود که البته همه اینها مستلزم بررسی های دقیق روانشناختی است.

کودکی که امروز صدایش شنیده نشود و به جای آن مجبور به خواندن متن‌های از ژیش تعیین شده گردد، احتمال تبدیلش به شهروندی مطالبه‌گر و مسئول در آینده کمرنگ تر خواهد شد.

در هفته ملی کودک که هنوز نفس‌های گرمش در فضای استان جاری است، اظهارات صریح و دلسوزانه مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هرمزگان، همچون نسیمی تازه و شجاعانه وزیدن گرفت.

پروین پشتکوهی با صراحتی کم‌سابقه تأکید کرد که "حضور صرف کودکان برای اهدای گل، نقض حقوق آنان است و باید جای خود را به «عاملیت» و بیان مطالبات واقعی‌شان بدهد."

این آسیب‌شناسی دقیق، جسورانه و سرشار از دغدغه‌مندی انسانی، نه تنها نشان از درک عمیق او از کرامت کودک دارد، که در زمانی مطرح شده که بهترین فرصت برای تبدیل حرف به عمل فراهم است.

هفته کودک هنوز تمام نشده و می‌تواند با اجرایی شدن یک دستورالعمل روشن و الزام‌آور، به بهترین هدیه برای کودکان این استان بدل گردد، اکنون هرمزگان این ظرفیت و موقعیت تاریخی را دارد که پیشگام و پیش‌قدم شود.

لازم است مدیریت ارشد استان با صدور دستوری صریح و الزام‌آور، دستگاه‌های اجرایی، فرهنگی و رسانه‌ای را مکلف کند تا این رسم نادرست را کنار بگذارند و یا با تدوین روش نامه ای روشن، تمام جوانب را بسنجند.

همکاری جدی آموزش و پرورش، بهزیستی، کانون پرورش فکری و سایر نهادهای مرتبط، همراه با توجیه کامل همه مدیران و روابط عمومی‌ها، شرط تحقق این تحول است.

اگر به جای استفاده اینچنینی ، فرصت بیان مسائل و دغدغه‌ها برای کودکان فراهم آید و اگر رسانه‌ها نیز نسبت به هرگونه بهره‌برداری ابزاری حساسیت جدی نشان دهند، می‌توان الگویی عملی و انسانی ساخت که قابلیت تعمیم به سطح ملی را داشته باشد.

هرمزگان می‌تواند نخستین استانی باشد که این رسم نادرست را در سطح کشور کنار می‌گذارد و کودکِ صاحب‌صدا و صاحب‌عاملیت را به صحنه می‌آورد.

این هشدار، فقط یک انتقاد نیست؛ دعوتی است به بازنگری در رفتارهای ما با آینده‌سازان این سرزمین، جدی گرفتن آن و تبدیلش به دستورالعمل اجرایی، نه تنها ادای دین به حقوق کودکان است، که سرمایه‌گذاری راستین برای فردایی سالم‌تر، شجاع‌تر و کرامت‌مندتر خواهد بود.

البته نباید فراموش کرد که تعدادی از کودکان نیز ، ممکن است بر اساس میل به شخصی یا علاقه به دیده شدن و یا برتری جویی نسبت به همسالان یا تمایل به قرار گرفتن در کانون توجه، به ویژه آنجا که دوربین های فیلمبرداری و عکاسی در کارند، خود مشتاق به مشارکت در چنین برنامه ها و مناسبت هایی باشند که با توجه به دانش و تشخیص ناکافی کودک، باز هم وظیفه والدین، مربیان ، معلمان و متولیان است که این تمایل کودکانه را به بستری درست و کم آسیب تر هدایت کنند و حقوقی را که کودک یا نوجوان از آن بی اطلاع است را رعایت کنند.