خود نمایی رئیس سابق موساد چند پرونده را باز کرده که از درونش واکسنی کشف شده که نتیجه آن هزاران جاسوس ایرانی در تل‌اویو است.

سرویس سیاست مشرق- دیوید بارنیا، رئیس پیشین سازمان تروریستی موساد، در ادامه داستان پردازی‌های خود پس از انفصال از خدمت گفته که این سازمان صبح نخستین روز جنگ ۱۲روزه، عمدا و با هدف حفاظت از عوامل خود در ایران، ویدیویی از ماموریت آن‌ها منتشر کرد تا نیروهای امنیتی ایران شمار زیادی از افراد را بازداشت کنند و در نهایت در شناسایی عوامل موساد ناتوان بمانند.

این ادعا در حالی مطرح شده است که بارنئا در سپتامبر ۲۰۲۶ (ژوئن ۲۰۲۶) موساد را در حالی ترک کرد که به گفتهٔ منتقدان، میراث او نه با «شاهکار اطلاعاتی» بلکه با «ناتوانی راهبردی عمیق» و مجموعه‌ای از خطاهای محاسباتی بود.

در واقع برخلاف روایتی که خود او از یک «عملیات فریب موفق» در جنگ ۱۲روزه ارائه می‌دهد، شواهد و تحلیل‌های مختلفی وجود دارد که نشان از باخت عمیق اطلاعاتی موساد می‌دهد.

محور اصلی استراتژی بارنیا ، طراحی و ارائهٔ طرحی به بنیامین نتانیاهو بود که ادعا می‌کرد موساد می‌تواند با یک ضربهٔ اطلاعاتی و نظامی ترکیبی در روزهای نخست جنگ، «هرج‌ومرج و شورش در خیابان‌های ایران» ایجاد کند و حتی به «فروپاشی حاکمیتی» منجر شود.

این طرح که با هماهنگی آمریکا نیز طراحی شده و بر این فرض استوار بود که ترور رهبری در روز اول جنگ، همراه با عملیات اطلاعاتی بعدی، می‌تواند جرقهٔ «شورهای خیابانی» را بزند.

روزنامه نیویورک‌تایمز با افشای این طرح این سناریو را یک «خطای محاسباتی بنیادین» ارزیابی کرد و نوشته است که نه‌تنها شورشی رخ نداد، بلکه برخلاف انتظار، حضور گستردهٔ مردمی در حمایت از نظام در شهرهای مختلف ایران، عملاً برخلاف هدف مورد نظر عمل کرد.

در آن مقطع یکی از جدی‌ترین ایراداتی که به بارنیا وارد شد، فقدان ادراک صحیح از تحولات درونی ایران و اتکای صرف به برآوردهای گروهکی و گزارش‌های جانبدارانهٔ ضدانقلاب بود.

در واقع او به گزارش‌هایی اتکا کرد که توانایی «سلطنت‌طلبان» برای ایجاد هسته‌های آشوب گسترده را بسیار بیش از واقعیت برآورد می‌کردند؛ در حالی که فراخوان‌های عمومی آن‌ها حتی برای گردآوری تعداد اندکی نفر در سطح خیابان ناکام ماند.

این «توهم براندازی» نه‌فقط منابع موساد را هدر داد، بلکه به گفتهٔ منتقدان، این سازمان را از تهدیدات تاکتیکی واقعی در مرزهای اسرائیل غافل کرد.

فرجام عجیب «کمدی‌های عملیاتی» رئیس سابق موساد در ایران/ روایتی ناگفته از ضربه سازمان اطلاعات سپاه به شبکه رمزارزی موساد در اصفهان


زنجیرهٔ ناکامی‌های عملیاتی در جنگ ۱۲روزه

برخلاف ادعای بارنیا دربارهٔ «حفاظت از عوامل» از طریق انتشار ویدیو، گزارش‌ها نشان می‌دهند که عملیات‌های کلیدی طراحی‌شده توسط موساد در این جنگ همگی با شکست مواجه شدند به عنوان مثال حملات به زندان اوین (با هدف ایجاد فرار و آشوب) و ساختمان صداوسیما هر دو فروپاشیدند و نه‌تنها دولت را تضعیف نکردند، بلکه پیامدهای معکوسی داشتند.

نمونهٔ دیگری از «کمدی عملیاتی» موساد تلاش برای خرابکاری در تأسیسات هوایی اصفهان با استفاده از انبوهی از ریزپهپادها بود. این عملیات توسط سامانه‌های پدافندی لایه‌ای و جنگ الکترونیک محلی بلعیده شد.

در آن مقطع سازمان اطلاعات سپاه توانست پرداخت‌های رمزارزی را ردیابی کند، زنجیرهٔ فرماندهی را شناسایی کرده و کل شبکه همکار در عرض یک هفته از هم فرو بپاشد. این شکست، تصویر موساد از «مأموران نخبه و نامرئی» را به «گردانندگان درمانده‌ای» فروکاست که برای اراذل و اوباش سطح پایین ارز دیجیتال حواله می‌کنند.

یکی دیگر از طرح‌های توهی بارنیا عملیات «طلوع زاگرس» بود که در آن قرار بود یک راهپیمایی مسلحانه به سوی تهران توسط گروهک‌های تجزیه‌طلب در عرض چند روز شکل بگیرد.

این عملیات عجیب بر اساس گزارش‌های اغراق‌آمیز عناصر تروریستی از توانایی‌های درونی خود ساخته شده بود. این طرح نه‌تنها شکست خورد، بلکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با سلسله عملیات‌های درخشان و پاک‌سازی تروریست‌ها توازن امنیتی منطقه را در کل منطقه تغییر داد.

در حال حاضر منتقدان موساد در مناطق اشغالی به این اصل اعتقاد ویژه دارند که به دلیل توهمی بودن و هرز منابع و شکست‌های متوالی بیشتر شبکه‌های سنتی اطلاعات انسانی موساد به‌طور سیستماتیک توسط جامعه اطلاعاتی ایران منحل شده و این سازمان به سمت «عملیات روانی در رسانه‌های اجتماعی» چرخیده است، چون دیگر نمی‌تواند به‌صورت فیزیکی در ایران نفوذ کند، در برابر آن هر روز در دادگاه‌های تل‌آویو افرادی محاکمه می‌شوند که به صورت سیستماتیک در منطقه خاکستری برای ایران جاسوسی می‌کنند.

فرجام عجیب «کمدی‌های عملیاتی» رئیس سابق موساد در ایران/ روایتی ناگفته از ضربه سازمان اطلاعات سپاه به شبکه رمزارزی موساد در اصفهان



پیامد سازمانی: انزوای موساد و میراث «واکسن عملیاتی»

نتیجهٔ نهایی این مجموعه از خطاها، تضعیف جایگاه موساد در ساختار امنیتی اسرائیل بود، به گزارش رسانه‌های صهیونیستی، آمان (اطلاعات نظامی) به دلیل تضعیف بخش اطلاعاتی و عملیاتی رژیم صهیونیستی عملاً به منتقد اصلی او تبدیل شد.

خود بارنیا نیز در آوریل ۲۰۲۶ به دلیل شکست در طرح براندازی در ایران از سمت خود برکنار شد و رومن گافمن جایگزین او شد؛ اقدامی که به گفتهٔ تحلیلگران، نشانهٔ تلاش رژیم اسرائیل برای بازنگری در رویکرد و استراتژی خود در قبال ایران بود؛ نکته جالب‌تر آن بود که آنقدر موساد در سال‌های اخیر در وضعیت عملیاتی زیر صفر بوده که یک فرمانده نظامی جای یک مدیر اطلاعاتی را در موساد گرفت.

شاید جمع‌بندی ناکامی‌های بارنیا را بتوان در یک استعارهٔ تلخ یافت، اقدامات او نه یک «شاهکار»، بلکه به گفتهٔ منتقدان یک «واکسن عملیاتی» برای ایران بود.

فرجام عجیب «کمدی‌های عملیاتی» رئیس سابق موساد در ایران/ روایتی ناگفته از ضربه سازمان اطلاعات سپاه به شبکه رمزارزی موساد در اصفهان

هزینه‌های هنگفت، عملیات‌های پرسروصدا اما ناکام و اتکا به گزارش‌های نادرست، در عمل به «فشار تکاملی سختی» تبدیل شد که سرویس ضدجاسوسی در ایران را چند پله قابل توجه ارتقاء داده است، بهترین جمله درباره بارنیا را هرتزی هالوی، رئیس پیشین ستاد ارتش رژیم صهیونی گفته است؛ او بارنیا متهم کرده است که برای عملیات‌هایی که ارتش رژیم اسرائیل انجام داده، اعتبار گرفته و به شیوه‌ای غیرهمکارانه به خودنمایی پرداخته است.

به عبارت دیگر، میراث بارنیا نه تضعیف ، بلکه تقویت توان ضداطلاعاتی و انسجام دفاعی آن بود؛ نتیجه‌ای که خود او احتمالاً هرگز پیش‌بینی نمی‌کرد، برای همین داستان سرایی از سوی رئیس موساد برای ناظران امنیتی در تهران طنزی است که کسی آن را جدی نمی‌گیرد.