در جنگ تحمیلی سوم آمریکا علیه ایران، تقریبا همه اندیشکدهها و محافل سیاسی جهان در پیروزی طرف متجاوز تردیدی نداشتند، اما در صحنه واقعی ورق برگشته است.
باشگاه خبرنگاران جوان - دکتر حسن عابدینی، کارشناس ارشد مسائل بینالملل و معاون سیاسی صدا و سیما در یادداشتی نوشت:
شکست دونالد ترامپ رئیس جمهور کودک خوار در انتخابات کنگره و ناکامی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر کودک کش در جنگ قدرت آدمکشان برای راهیابی به کنست که طی یک هفته در دو جغرافیای متفاوت روی داد؛ نشان داد ایران فراتر از یک قدرت ملی توانسته است بر معادلات منطقهای و بین المللی هم تاثیری مستقیم بگذارد.
رقیبان این دو جنایتکار در ضدیت با جمهوری اسلامی گرچه در تاکتیک متفاوت، اما در ماهیت شبیه یکدیگرند ولی مردم چارهای جز انتخاب یکی از این دو باند را نداشتند.
افزون بر ۸ ماه از جنگ دوم تجاوزکارانه رژیمهای امریکایی – صهیونی به ایران میگذرد. جنگی که به گفته زوج شرارت پیشه ترامپ – نتانیاهو قرار بود در کمتر از یکصد ساعت منجر به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی شود.
جنگ تحمیلی سوم روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ با شهادت امیر قافله مقاومت جهانی در قرن بیست و یکم حضرت ایت الله سیدعلی خامنهای در دفتر کارشان شروع شد. دهها تن از فرماندهان ارشد، دانشمندان و دیگر احاد مردمی هم در نخستین دقائق به شهادت رسیدند.
تقریبا همه اندیشکدهها و محافل سیاسی و نظامی جهانی با زبانهای گوناگون در پیروزی طرف متجاوز تردیدی نداشتند حال، اما در صحنه واقعی ورق برگشته است به گونهای که به آرامی در حال عقب نشینی از تحلیلها و پیش بینی هایشان هستند.
رسانههای امریکایی از قبیل آسوشیتدپرس، نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال، آکسیوس، ان بی سی نیوز و ... با اعتراف به این که ایران تسلیم نشده است به پیامدهای این رویداد پرداختهاند:
الف: ایران گرچه در جنگ نظامی اسیب دیده، اما با برخورداری از اراده سیاسی شکست نخورده است.
ب: ایران به طرف مذاکره سخت گیر تبدیل شده است.
ج: زمان به متغیر تعیین کنندهای که ایران از ان به نفع خودش استفاده میکند، تبدیل شده است.
د: ایران توان تحمیل هزینه بر امریکا و متحدان ان در منطقه غرب اسیا را دارد.
رویترز، بی بی سی، گاردین، فاینشنال تایمز، دویچه وله و ... که در صدر رسانههای جریان اصلی اروپایی هستند هم روی برخی دیگر از مولفهها متمرکز شدند:
۱-جنگ ضد ایران نه فقط یک موضوع امنیت منطقهای بلکه موثر روی امنیت بین المللی است.
۲-اروپا به علت انکه از نقش افرینی در پرونده ایران کنار گذاشته شده دچار دوگانگی میان فشار و دیپلماسی شده است.
۳-ایران بازیگر حذف ناشدنی در معادلات امنیت منطقهای است.
رسانههای رژیم صهیونی شامل هاآرتص، جروزالم پست، احارنوت، و ... هم به این باور رسیدهاند که ایران قدرتی نیست که بتوانند به راحتی و در کوتاه مدت بر ان فائق ایند:
۱-تهدید ایران فقط توان نظامی شامل موشک، تاسیسات هستهای و ... نیست بلکه قدرت بازسازی بومی این توان است.
۲-تاب اوری ایرانیان که طی ۸ ماه گذشته به مرحله ظهور رسیده است در زمره عواملی است که باید از این پس در محاسبات ظرفیت ایران مد نظر قرار گیرد.
۳-گذر زمان سبب ایجاد تغییرات اندکی در محاسبات امریکا شده و از این رو ممکن است در اینده شاهد واگرایی میان اسراییل و امریکا باشد.
رسانههای غرب اسیا از قبیل الجزیره، العربیه، شرق الاوسط، گلف نیوز و ... هم به ارامی در حال بازنگری از براوردهایشان در مورد جنگ با ایران هستند:
۱-چتر امنیتی امریکا دیگر کارایی لازم برای تامین امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس را ندارد.
۲- ایران گر چه موجب نگرانی است، اما گفتوگو با این همسایه قدرتمند ضروری است.
۳-ایران توانایی اثرگذاری بر امنیت اقتصادی منطقه غرب اسیا را دارد.
۴-ایران از توان تحمیل هزینههای نامتقارن بر دشمنانش برخوردار است.
به هر روی دگردیسی در ادبیات اندیشمندان، سیاستمداران و تحلیل گران چهار گوشه دنیا نشان میدهد که تصویر جدیدی از ایران در حال شکل گیری است.
این تحول شناختی روز به روز در حال تقویت است و دیر یا زود همگان به ان اعتراف خواهند کرد.
