وقتی مأموران برای توقیف خانه آمدند، خانواده‌ی پیک موتوری تازه فهمیدند وامی که مدیرعامل شرکت وعده داده بود ،چیزی جز یک فریب و دام برای بالا کشیدن ارثیه‌ی پدری چند خانواده‌ی مستاصل و گرفتار نبوده!!

پیک موتوری پس از تحویل بسته‌ی ارسالی ،هنوز چند قدم از دفتر دور نشده بود که برگشت ، با نگاهی مملو از شرم و نگرانی در حالی که به تابلو هزینه‌ی مشاوره نیم‌ نگاهی داشت ، گفت : ببخشید آقای وکیل اجازه هست چند دقیقه وقتتون و بگیرم ، هزینه‌اش هم هر چه هست ، پرداخت می‌کنم .

بهش گفتم : حق المشاوره مربوط به ساعات کاری دفتر هست ، نیازی به پرداخت هزینه نیست ،اگر مشکلی داری بگو در خدمتم ، بعد با همان حال شرم و نگرانی ، آب دهانش را به سختی قورت داد ، آه بلندی کشید و گفت : چهار سال پیش ،پدرم عمرش و داد به شما ، پیرمرد یک عمر توی شهرداری کارگری کرد تا یه آلونک کلنگی توی حومه‌ی شهر برای ما به ارث بذاره .

سال گذشته تصمیم گرفتیم خونه‌ی پدری و بکوبیم و از نو بسازیم تا هر کدوم سقفی بالاسر داشته باشیم ، هر یک از خواهر برادرها هرچه طلا و پس انداز داشتیم خرج کردیم تا کارهای اولیه ساخت و ساز انجام بشه و نوبت به مرحله‌ی وام بانکی رسید .

اون موقع من توی یه شرکت راننده بودم ،یه روز که مدیرعامل و برده بودم بانک خواستم از فرصت استفاده کنم و شرایط وام بانکی را بپرسم که مدیرعامل گفت : خودم برات شرایط وام و جور میکنم ، تو با خواهر برادرهات صحبت کن هر وقت آماده بودند بگو تا بریم محضر ، کارهای اولیه وام و انجام بدیم.

عصر همون روز ،قضیه را به بچه‌ها گفتم و فرداش با مدارک و سند خونه‌ی پدری و ... رفتیم محضر ، مدیرعامل قبل از ما آنجا بود و مدارک ملک و تحویل دفترخونه داد و بعد به ما گفت دو سه روز دیگه سند و مدارک که تنظیم شد بیاید برای امضا . چند روز بعد از محضر اطلاع دادند که مدارک آماده‌ی امضا شده ،ما هم بدون اینکه بدونیم چی و داریم امضا می‌کنیم و با اعتمادی که به مدیرعامل داشتیم ، اسناد و امضا کردیم .

دو سه ماه گذشت و هیچ خبری از وام نشد، یه روز از مدیرعامل جویای وام شدم گفت تا چند هفته‌ی دیگه وام به حسابتون میاد ، این قضیه ادامه داشت تا اینکه یه روز ، طبق روال رفتم سرکار که دیدم درِ شرکت پلمب شده و روی کاغذی که از قوه قضائیه بود نوشته بودند : این ملک به دستور قضایی توقیف و پلمب شده است.

از ترس داشتم سکته می‌کردم و بدون اینکه به خواهر برادرها حرفی بزنم سریع رفتم محضر ، وقتی جریان و به محضردار گفتم ،کد ملی ام زد توی سیستم و گفت : برای شما و خواهر و برادرهات سند رهنی تنظیم شده !! گفتم یعنی چی ؟ محضردار گفت : یعنی ملک شما در رهن بانک قرار گرفته برای وام آقای....

دنیا رو سرم آوار شد ،تا چند وقت چیزی به بچه ها نگفتم و افتادم دنبال پیدا کردن مدیرعامل که انگار آب شده رفته توی زمین ، از سر ناچاری به چند تا از کارگرها و کارمندان شرکت زنگ زدم که ببینم از مدیرعامل خبری دارند که دیدم سر آنها هم کلاه گذاشته و به بهانه‌ی سرمایه گذاری و ...دار و ندار آنها هم برده .

با بچه‌های شرکت گروهی درست کردیم و پیگیر کارهای اداری و دادگاهی بودم که چند روز پیش اجرائیات ثبت آمد سر ملک و حکم توقیف ملک و بهمون ابلاغ کرد !!

بچه‌های شرکت با چند تا وکیل برای شکایت از مدیرعامل مشورت کردند ،آنها اگر چیزی از دست دادن مال خودشون بوده نه مثل منِ بدبخت که تنها سرمایه خواهر برادرهام و دادم دست آن نامرد ،به نظرتون میتونم کاری کنم تا لااقل جلوی حراج شدن ملک پدری ام و بگیرم ؟!

نکته ی حقوقی:

۱_بدون تردید مطالعه‌ی سند قبل از امضا کردن آن سند واجب است اما از این موضوع مهم‌تر اطلاع از مفاد سند است که مستلزم مشورت با وکلای دادگستری و اشخاص مطلع به امور حقوقی است.

۲_ در چنین مواردی ، مهم ترین اقدام لازم که بنا بر رویه بانک ها بهترین راهکار تلقی می‌شود ، مذاکره با بانک و گرفتن فرصتی برای پرداخت اقساط است که غالبا در قالب تعریف یک وام جدید انجام می‌شود .

یکی از موارد مبتلابه عدم رعایت تشریفات قانونی ابلاغ به ضامن( وثیقه گذار و...) است که می‌تواند روند اجرائیات ثبت را متوقف کند .در چنین مواردی مشاوره با وکلای متخصص در حوزه‌ی امور بانکی موثر است .

۳_ طرح دعوی حقوقی و کیفری به موازات هم و البته به اتفاق تمامی مال‌باختگان اثربخش‌تر بوده و در این بین ملاقات با دادستان به عنوان مدعی العموم می‌تواند به جریان دادرسی سرعت بیشتری دهد.

۴_ بنا به قانون ، سردفتر یا دفتریار دفاتر اسناد رسمی مکلف هستند ، مفاد سند را با ذکر جزییات و آثار حقوقی آن برای اشخاصی که قصد امضا ذیل اسناد را دارند ، تشریح کنند .

وکیل دادگستری_شیراز