تهدید ترامپ علیه کوه کلنگ، احتمال بازگشت به جنگ را افزایش داده است. در همین حال، «کیهان» خواستار حمله به تأسیسات هستهای اسرائیل شده و برخی نمایندگان مجلس از پاسخ موشکی سنگین میگویند. اما آیا ایران میتواند با چنین پاسخی بازدارندگی ایجاد کند یا خطر گسترش جنگی پرهزینه را افزایش میدهد؟
رویداد۲۴| تهدیدهای تازه دونالد ترامپ علیه تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگ، نگرانیها درباره آغاز دوباره جنگ را افزایش داده است. در حالی که برخی چهرههای سیاسی از پاسخ سنگین و حمله به تأسیسات هستهای اسرائیل سخن میگویند، پرسش اصلی این است که ایران چه تواناییهایی برای مقابله با حمله احتمالی آمریکا دارد و پاسخ نظامی تا کجا میتواند بدون گسترش جنگ، بازدارندگی ایجاد کند؟
تهدیدهای اخیر آمریکا علیه تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگ، بار دیگر نگرانیها درباره بازگشت جنگ را افزایش داده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اظهاراتی از احتمال حمله به این مجموعه مرتبط با برنامه هستهای ایران سخن گفته و در عین حال تأکید کرده است که قصد استفاده از نیروی زمینی یا سلاح هستهای علیه ایران را ندارد. او مدعی شده است که واشنگتن میتواند با استفاده از بمبهای سنگین نفوذگر، این تأسیسات را هدف قرار دهد و از بین ببرد.
در چنین فضایی، روزنامه کیهان در مطلبی با لحنی تند نوشت که تهدید مکرر ایران به حمله نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل، از جمله حمله به کوه کلنگ، باید با «پاسخ خشن و بیرحمانه ایران در تأسیسات هستهای اسرائیل» همراه شود. این روزنامه همچنین مدعی شد که هزینه جنگ برای آمریکا بالاتر از تصور واشنگتن بوده و برتری تسلیحاتی این کشور با دکترین جنگ نامتقارن ایران از بین رفته است.
اما میان تهدید به یک پاسخ حداکثری و توانایی اجرای آن در میدان جنگ فاصله وجود دارد. پرسش اصلی این نیست که ایران چه سلاحهایی در اختیار دارد، بلکه این است که اگر حملهای رخ دهد، تهران چگونه میتواند هزینه آن را بالا ببرد، مانع تکرار آن شود و همزمان از گرفتار شدن در دور تازهای از حملات متقابل جلوگیری کند.
«پدر موشکها» در برابر «مادر بمبها»؛ تهدید واقعی یا شعار؟
برخی سیاستمداران و فرماندهان ایرانی نیز در واکنش به تهدیدهای ترامپ، مواضعی تند اتخاذ کردهاند. علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، گفته است اگر رئیسجمهور آمریکا از «مادر بمبها» استفاده کند، ایران «پدر موشکها» را به میدان خواهد آورد. او همچنین بر تغییرناپذیری سیاست ایران درباره تنگه هرمز تأکید کرده است.
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز بر پاسخ سنگین ایران به هرگونه حمله تازه تأکید کرده است. رضا طلایینیک، سخنگوی وزارت دفاع، هم پیشتر اعلام کرده بود که اهداف احتمالی پاسخ به تجاوز از پیش مشخص شدهاند و ظرفیت تولید تسلیحات ایران افزایش یافته است. این مواضع نشان میدهد تهران میکوشد با تأکید بر آمادگی نظامی، هزینه تصمیم به حمله را برای واشنگتن افزایش دهد.
با این حال، تعبیر «پدر موشکها» بهخودیخود نام یک سامانه مشخص نیست و اطلاعات علنی کافی درباره نوع سلاح مورد اشاره یا میزان توان عملیاتی آن منتشر نشده است. ایران طی سالهای گذشته توان موشکی و پهپادی خود را توسعه داده و این ظرفیت میتواند تهدیدی واقعی برای نیروهای آمریکایی و اسرائیلی باشد؛ اما تعداد موشکها بهتنهایی تضمینکننده موفقیت نیست. دقت، توان عبور از پدافند، آمادگی عملیاتی و امکان ادامه حملات در صورت واکنش طرف مقابل، همگی در نتیجه یک رویارویی نظامی نقش دارند.
پاسخ متقابل چه هزینهای دارد؟
پیشنهاد کیهان برای هدف قرار دادن تأسیسات هستهای اسرائیل، پیام تشدید تقابل را منتقل میکند؛ اما اجرای چنین تهدیدی میتواند پیامدهایی فراتر از یک تبادل حمله موشکی داشته باشد. اسرائیل تأسیسات هستهای شناختهشدهای از جمله مرکز دیمونا در صحرای نقب دارد، هرچند جزئیات برنامه هستهای این کشور همچنان محرمانه است.
حمله به یک مجموعه هستهای میتواند خطرهایی برای جمعیت غیرنظامی و محیط زیست ایجاد کند. در صورت آسیب به بخشهای حساس یا انتشار مواد پرتوزا، پیامدها ممکن است به محدوده یک هدف نظامی محدود نماند. افزون بر این، چنین حملهای میتواند زمینه پاسخ گستردهتر اسرائیل را فراهم کند و دامنه جنگ را به زیرساختهایی بکشاند که آسیب به آنها هزینهای بلندمدت برای منطقه خواهد داشت.
این به معنای نادیده گرفتن گزینههای نظامی ایران نیست؛ مسئله، تفاوت میان تهدید برای بازدارندگی و تبدیل تهدید به سیاست عملیاتی است. پاسخ زمانی میتواند از تکرار حمله جلوگیری کند که هزینه آن برای مهاجم روشن باشد، اما خطر گسترش درگیری نیز بهدقت محاسبه شود.
ایران چه هزینهای میتواند تحمیل کند؟
گزارش اخیر رویترز نشان داد که از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ایران و گروههای همپیمانش دستکم ۱۳۵ حمله موشکی و پهپادی به ۸۴ مرکز زیرساختی در کشورهای منطقه انجام دادهاند. این حملات تأسیسات انرژی، خطوط انتقال نفت، فرودگاهها و زیرساختهای حملونقل را هدف قرار داده و در مواردی فعالیت مراکز مهم را مختل کردهاند.
این گزارش نشان میدهد که ایران، با وجود برخورداری آمریکا از توان نظامی و اطلاعاتی گستردهتر، همچنان میتواند هزینههای واقعی به طرف مقابل و متحدان منطقهای آن تحمیل کند. با این حال، وارد کردن خسارت به زیرساختهای منطقهای با شکست دادن نیروی نظامی آمریکا تفاوت دارد. حمله به مراکز حساس کشورهای همسایه همچنین ممکن است روابط تهران با این کشورها را تضعیف کند و زمینه همکاری امنیتی گستردهتری علیه ایران را فراهم آورد.
تنگه هرمز نیز یکی دیگر از ابزارهای فشار ایران است. رویترز در گزارش دیگری نیز از تغییر تاکتیکهای ایران علیه برخی کشتیها و گسترش دامنه عملیات دریایی به مناطقی فراتر از تنگه، از جمله آبهای نزدیک قطر و امارات، خبر داد. این گزارش همچنین به فشار دریایی آمریکا بر بنادر ایران و افزایش هزینههای بیمه و حملونقل اشاره داشت.
با این حال، استفاده گسترده از این ابزار هزینه متقابل دارد. اختلال طولانی در تردد دریایی میتواند درآمدهای صادراتی ایران را کاهش دهد، قیمت کالاهای وارداتی را افزایش دهد و فشار اقتصادی بیشتری بر جامعه وارد کند. بازدارندگیای که هزینه آن بهطور نامتناسب بر زندگی مردم تحمیل شود، ممکن است دستاورد نظامی محدودی در برابر خسارتی اقتصادی و اجتماعی گسترده داشته باشد.
پاسخ ایران؛ بازدارندگی یا ورود به جنگی فرسایشی؟
در مجموع میتوان گفت که اگر آمریکا به کوه کلنگ حمله کند، تهران با انتخابی دشوار روبهرو خواهد شد. پاسخی محدود که ممکن است از نظر برخی جریانهای سیاسی ناکافی تلقی شود، یا واکنشی گسترده که خطر حملات بعدی را افزایش دهد. با این حال، این دوگانه تمام گزینهها را در بر نمیگیرد. پاسخ نظامی سنجیده، همراه با تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از تکرار حمله، میتواند هم پیام دفاع از حاکمیت ایران را منتقل کند و هم امکان مهار بحران را حفظ کند.
در چنین شرایطی، حفاظت از مردم، جلوگیری از گسترش جنگ و حفظ توان دفاعی کشور باید در مرکز محاسبات قرار گیرد. پیگیری حقوقی حمله، تلاش برای جلب حمایت بینالمللی و استفاده از مسیرهای دیپلماتیک برای افزایش هزینه سیاسی تهاجم، میتواند در کنار آمادگی نظامی بخشی از راهبرد بازدارندگی باشد.
ادعای کیهان مبنی بر درماندگی شدید آمریکا از نظر انرژی و تسلیحات و فروپاشی قریبالوقوع اسرائیل نیز با شواهد علنی موجود بهطور قطعی اثبات نمیشود. گزارشهای مربوط به خسارتهای واردشده به زیرساختهای منطقه نشان میدهد که ایران توان تحمیل هزینه دارد؛ اما این دادهها بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره از بین رفتن برتری نظامی آمریکا یا فروپاشی اسرائیل کافی نیستند.
در نهایت، اگر تهدید ترامپ عملی شود، مسئله اصلی این نخواهد بود که کدام طرف شعار تندتری میدهد یا کدام سلاح نام پرطمطراقتری دارد. پرسش تعیینکننده این است که آیا پاسخ ایران میتواند مانع تکرار حمله شود، بیآنکه کشور را به جنگی طولانیتر و پرهزینهتر بکشاند. در برابر تهدیدی که امنیت ایران را به خطر میاندازد، نمایش قدرت بدون محاسبه پیامدها ممکن است بهجای بازدارندگی، زمینهساز دور تازهای از ویرانی شود.
