تهران- ایرنا- مدیر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) با تأکید بر ضرورت تداوم مسیر فکری و تربیتی استاد شهید؛ دکتر مصباحالهدی باقریکنی گفت: قرار نیست جای استاد را پر کنیم؛ مسئولیت ما این است که نگذاریم راهی که او بنا نهاده بود، متوقف شود.
به گزارش ایرنا از مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)، حمید ایزدبخش، شامگاه دوشنبه در آیین اختتامیه هشتمین نمایشگاه «قرار هشتم» مرکز رشد، با اشاره به فقدان استاد شهید دکتر باقری اظهار کرد: فقدان یک عالم، صرفاً از دست دادن یک فرد نیست، بلکه از دست دادن یک جهان است؛ جهانی از اندیشه، تجربه، تدبیر، محبت، تربیت و امید.
وی با بیان اینکه استاد شهید برای مرکز رشد تنها یک مدیر، معلم یا راهبر نبود، افزود: او جان مرکز رشد بود؛ کسی که یاران این مجموعه را به یکدیگر پیوند میداد، افقهای تازه میگشود، ظرفیتهای نهفته را به میدان میآورد و از دل ارتباط میان انسانها، جریان حل مسئله را شکل میداد.
مدیر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) با اشاره به دستاوردهای ارائهشده در هشتمین نمایشگاه «قرار رشد» تصریح کرد: آنچه در پایان این رویداد ارزشمند مشاهده کردیم، صرفاً گزارشی از چند فعالیت و دستاورد نبود، بلکه نشانههایی از تداوم یک حیات فکری و تربیتی بود که استاد شهید در وجود انسانها و کالبد یک جریان اندیشهمحور دمیده بود.
ایزدبخش با تأکید بر اینکه تداوم فعالیتها به معنای جبران فقدان استاد نیست، گفت: در کنار امیدی که این دستاوردها ایجاد میکند، نباید حقیقت فقدان او را فراموش کنیم. جای استاد پرشدنی نیست؛ نه با دستاوردها، نه با توسعه فعالیتها و نه حتی با ادامه تمام آنچه خود او بنا نهاده بود.
وی ادامه داد: قرار نیست جای او را پر کنیم؛ قرار است نگذاریم راه او متوقف شود. این شکاف باقی است، اما نباید به توقف بینجامد. فقدان او جبرانناپذیر است، اما مسئولیت ما را سنگینتر میکند.
ضرورت تبدیل تجربه ۱۳ ساله مرکز رشد به جریانی زنده و اثرگذار
مدیر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) با اشاره به ۱۳ سال تلاش و مجاهدت استاد شهید در این مجموعه برای تحقق منطق رشد، خاطرنشان کرد: امروز وظیفه ما این است که این منطق را از یک تجربه ارزشمند به جریانی زنده، بالنده و اثرگذار تبدیل کنیم.
به گفته وی، هر دستاوردی که در این نمایشگاه عرضه شده است، بیش از آنکه نقطه پایان یک تلاش باشد، باید نقطه آغاز تعهدی تازه و گشودن راهی جدید تلقی شود؛ تعهدی برای تداوم معلمی و مربیگری، پیوند دادن انسانها، گشودن افقهای جدید و فعالسازی ظرفیتهای نهفته.
ایزدبخش با تأکید بر ضرورت حفظ مبانی اخلاقی و تربیتی در فعالیتهای مرکز رشد افزود: مهمتر از همه، باید اخلاق، اخلاص و روحیه مجاهدت را در متن کارها و زندگی خود زنده نگه داریم؛ چراکه تداوم مسیر استاد، تنها با حفظ فعالیتهای ظاهری محقق نمیشود، بلکه به استمرار روح و منطق حاکم بر آن مسیر نیاز دارد.
وی بزرگداشت حقیقی استاد شهید را در امتداد مأموریت او دانست و گفت: بزرگداشت واقعی استاد تنها در یادآوری عظمت و بزرگی او خلاصه نمیشود، بلکه در ادامه دادن مأموریتی است که برای آن تلاش کرد.
چراغهای کوچک برای گشودن مسیری تازه
مدیر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) با اشاره به نقش جمعی یاران مرکز رشد در تداوم این مسیر اظهار کرد: اگر نمیتوانیم آن مصباح را دوباره در میان خود داشته باشیم، میتوانیم هرکدام چراغی از روشنایی او باشیم. شاید این چراغها بهتنهایی فروغ آن مصباح را نداشته باشند، اما در کنار یکدیگر میتوانند مسیری جدید بگشایند.
وی همچنین با اشاره به حضور مرکز رشد بانوان در برنامه امسال، از تلاشها و مشارکت اعضای این مجموعه تقدیر کرد و گفت: امسال برای نخستین بار میزبان مرکز رشد بانوان بودیم و این مجموعه نیز تجربهای تازه را در این مسیر پشت سر گذاشت که قطعاً با دشواریهایی همراه بوده است.
مدیر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) در پایان، با قدردانی ویژه از یاران مرکز رشد که طی هفت تا هشت ماه گذشته و در نبود استاد، با وجود مشکلات و محدودیت امکانات در کنار یکدیگر ماندند و برای استمرار فعالیتها تلاش کردند، ابراز امیدواری کرد که اختتامیه هشتمین نمایشگاه «قرار رشد» نه پایان یک رویداد، بلکه آغاز عهدی تازه برای پاسداشت میراث استاد شهید باشد.
وی تأکید کرد: استاد از میان ما رفت، اما میراث او همچنان در میان ماست و مسئولیت امروز ما، زنده نگهداشتن این میراث و امتداد بخشیدن به راهی است که او برای رشد انسانها و حل مسائل کشور بنا نهاد.
مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) الگویی برای پیوند تربیت انسان و حل مسائل انقلاب اسلامی است
حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان، با تبیین الگوی فکری و تربیتی استاد شهید دکتر مصباحالهدی باقریکنی، مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) را نمونهای از پیوند میان رشد فردی، مأموریتمحوری و شکلگیری نهادهای انسانی دانست و تأکید کرد: مزیت اصلی این مجموعه، نه صرفاً تولید نظریه، بلکه ایجاد وحدت میان تربیت انسان و حل مسئله است.
استاد دانشگاه و حوزه، در آیین اختتامیه هشتمین نمایشگاه «قرار هشتم» مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) با اشاره به تجربه مواجهه خود با این مجموعه اظهار کرد: آشنایی من با مرکز رشد از یک مواجهه انتقادی آغاز شد؛ در سالهای فعالیتهای عدالتخواهانه، گفتوگوها و مصاحبههای تخصصی و بعضاً انتقادی با این مجموعه شکل گرفت، اما بهتدریج با ابعاد دیگری از آن آشنا شدم و مهربانی و نگاه تربیتی استاد شهید را از نزدیک احساس کردم.
وی با بیان اینکه روایتش از مرکز رشد، حاصل تجربه شخصی اوست، افزود: هیچکس رشد نمیکند، مگر آنکه در برابر فضیلتها و مزیتهایی که در دیگران میبیند، اهل اقرار باشد؛ یعنی در برابر آنها موضع نگیرد، آنها را به رسمیت بشناسد و به داشتههای خود بیفزاید.
قنبریان با اشاره به الگوی شکلگرفته در مرکز رشد گفت: آنچه استاد شهید در این مجموعه دنبال میکرد، ایجاد وحدت میان رشد انسان و حل مسائل انقلاب اسلامی بود؛ پیوندی که اجازه نمیدهد تربیت فردی و تلاش برای حل مسائل اجتماعی و سیاسی به دو مسیر جداگانه تبدیل شوند.
این استاد دانشگاه و حوزه تصریح کرد: بسیاری از افراد هم به رشد شخصی خود توجه دارند و هم به حل مسائل کلان جامعه، اما مسئله اصلی، ایجاد وحدت میان این دو است. هنر مرکز رشد در این است که تربیت انسان و حضور مؤثر او در عرصه سیاست و حل مسائل جامعه را در یک مسیر قرار میدهد. از همین نقطه است که مأموریت معنا پیدا میکند.
از رشد فردی تا شکلگیری نهاد انسانی
قنبریان با تشریح یکی از ویژگیهای متمایز مرکز رشد، مفهوم «انساننهاد» و «نهاد انسانی» را مورد توجه قرار داد و اظهار کرد: در سنت تمدنی ما، پیش از شکلگیری دانشگاهها و اندیشکدههای امروزی نیز شخصیتهایی وجود داشتهاند که فراتر از یک عالم کتابخانهای عمل میکردند؛ افرادی که هم مسیر رشد و کمال فردی را طی میکردند و هم در عرصههای اجتماعی و حکمرانی نقشآفرین بودند.
وی با بیان اینکه مرحله مهمتر، تبدیل ظرفیت انسانهای رشدیافته به یک نهاد انسانی است، افزود: نهاد انسانی، مجموعهای نیست که روابط اعضای آن صرفاً بر اساس مناسبات اداری و سازمانی تعریف شود؛ بلکه پیوندهای انسانی، اخوت، برادری و همیاری در آن نقش محوری دارند.
این استاد دانشگاه و حوزه ادامه داد: در چنین الگویی، افراد ضمن فعالیت در هستههای تخصصی خود، در امور عمومی و مشترک مجموعه نیز مشارکت میکنند و تجربهای فراتر از تخصص محدود خود به دست میآورند. این جامعیت، حاصل درکی است که طراح و معمار چنین مجموعهای از نسبت میان انسان، مأموریت و نهاد داشته است.
قنبریان با اشاره به تفاوت این الگو با ساختارهای متداول اداری خاطرنشان کرد: سازمانها و بروکراسیهای سنگین، گاهی انسانها را به بهانه تخصص از یکدیگر جدا میکنند و هر فرد را به انجام وظیفهای محدود سوق میدهند؛ اما در یک نهاد انسانی، افراد حول یک مسئله و در تعامل با یکدیگر، ظرفیتهایشان را توسعه میدهند و مجموعهای زنده و پویا شکل میگیرد.
مأموریتمحوری؛ از انتخاب مسئله تا ساخت اکوسیستم حل مسئله
وی یکی دیگر از ویژگیهای مرکز رشد را چگونگی شکلگیری مأموریتهای پژوهشی دانست و گفت: در این مجموعه، پروژه از بیرون روی میز افراد قرار نمیگیرد تا صرفاً وظیفهای برای اجرا به آنها واگذار شود؛ بلکه دانشپژوه با ورود به مرکز رشد، مسئله خود را پیدا میکند و از همان ابتدا در مسیر ساختن و رشد کردن قرار میگیرد.
قنبریان افزود: افراد میتوانند در شکلگیری و حتی تغییر ساختارهای داخلی مجموعه مشارکت کنند. این امکان که اعضا بر اساس فهم و اراده خود، دیگران را برای اصلاح ساختارها قانع کنند، نشانهای از پویایی و نهادینهشدن رشد در این مجموعه است.
وی با بیان اینکه مرکز رشد را نمیتوان صرفاً یک کانون تربیتی یا اندیشکده به معنای متعارف دانست، تصریح کرد: در این الگو، تربیت فردی، مسائل درونی و سلوکی افراد، پژوهش تخصصی و حل مسائل اجتماعی در کنار یکدیگر قرار میگیرند. حاصل این فرایند، شکلگیری اکوسیستمی از افراد و مأموریتهای مکمل است که هرکدام بخشی از یک مسئله بزرگتر را دنبال میکنند.
این استاد دانشگاه و حوزه با اشاره به هستههای تخصصی عدالت و افکارسنجی در مرکز رشد گفت: در چنین هستههایی، فعالیت ممکن است از یک فرد و یک مسئله آغاز شود، اما با ورود افراد دیگر و شکلگیری روابط انسانی، مجموعهای از مأموریتهای مرتبط و مکمل پدید میآید. در این وضعیت، با چند پروژه پراکنده مواجه نیستیم، بلکه با یک ساختار مسئلهمحور روبهرو هستیم که میتواند اثرگذاری اجتماعی خود را حفظ کند.
فراتر از تولید نظریه؛ ساخت الگویی برای اثرگذاری اجتماعی
قنبریان با تأکید بر اینکه مزیت اصلی مرکز رشد را نباید صرفاً در خروجیهای علمی و نظری آن جستوجو کرد، اظهار کرد: تولید نظریههای اسلامی و فعالیتهای علمی، از ظرفیتهای دانشگاه امام صادق(ع) است؛ اما آنچه کمتر در مجموعههای مشابه دیده میشود، جمعشدن عناصر رشد فردی، مأموریتمحوری، پیوندهای انسانی و شکلگیری نهاد در کنار یکدیگر است.
وی افزود: این الگو میتواند فاصله میان دانشگاه و محیط عمل را کاهش دهد و از سطح تولید دانش و ارائه راهکار فراتر برود. در این صورت، مسئله صرفاً ارائه پیشنهاد به مدیران و حکمرانان نیست، بلکه ایجاد ظرفیتی اجتماعی و نهادی است که اثرگذاری آن در جامعه، هرچند با شدتهای متفاوت، ادامه پیدا میکند.
این استاد دانشگاه و حوزه همچنین با اشاره به سرمایه علمی موجود در مرکز رشد گفت: این مجموعه از حضور چهار استاد و شش راهبر برخوردار است که در هستههای تخصصی فعالیت میکنند. به اعتقاد من، گردآمدن چنین ظرفیتی در یک مجموعه، سرمایهای ارزشمند است که باید آن را شناخت و قدر دانست.
قنبریان با اشاره به هزینههایی که اعضای این مجموعه برای انتخاب مسیر مأموریتمحور متحمل میشوند، خاطرنشان کرد: یکی از الزامات مأموریتمحوری، آمادگی برای پرداخت هزینه است؛ از جمله چشمپوشی از برخی پرستیژهای علمی و مسیرهای متعارف حرفهای. این انتخاب، زمانی معنا پیدا میکند که فرد بهجای تمرکز صرف بر جایگاه شخصی، رشد و حل مسئله را در اولویت قرار دهد.
نهاد انسانی؛ راهی برای عبور از غلبه دیوانسالاری
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به دغدغه متفکران انقلاب اسلامی درباره نسبت سازمان و انسان، گفت: جامعه همواره به سطحی از اداره و ساختارهای اداری نیاز دارد، اما مسئله زمانی آغاز میشود که دیوانسالاری بهجای آنکه در خدمت انسان باشد، خود به عاملی برای اداره و محدودکردن او تبدیل شود.
قنبریان با اشاره به ایده «سازمان صالح» در اندیشه شهید مطهری، بر ضرورت شکلگیری ساختارهایی تأکید کرد که ظرفیتهای انسانی و ایمانی افراد را در تعامل با یکدیگر فعال میکنند.
وی ادامه داد: اگر بتوانیم میان انسان و جامعه، تربیت و سیاست، و رشد فردی و حل مسائل عمومی وحدت برقرار کنیم و این پیوند را در قالب یک ساختار پایدار به اجرا برسانیم، میتوانیم به الگویی متفاوت برای اندیشهورزی و حل مسئله دست پیدا کنیم.
این استاد دانشگاه و حوزه در پایان با تأکید بر جایگاه استاد شهید دکتر باقری در طراحی و معماری این الگو گفت: ممکن است در حل یک مسئله خاص، افراد یا مجموعههایی عملکرد موفقتری داشته باشند، اما در زمینه طراحی ساختاری که بتواند رشد انسان، تربیت، مأموریتمحوری و حل مسئله را در کنار یکدیگر قرار دهد، استاد شهید الگویی کمنظیر ارائه کرده است؛ الگویی که شایسته مطالعه، شناخت و درسآموزی است.
از انسانسازی تا تحول نهادی؛ بازخوانی الگوی حل مسئله در اندیشه شهید مصباحالهدی باقری کنی
در نشست تخصصی «بازخوانی الگوی حل مسئله و اندیشهورزی از نگاه شهید مصباحالهدی باقریکنی»، سخنرانان با تشریح ابعاد فکری، مدیریتی و تربیتی این استاد شهید، بر ضرورت عبور از ساختارهای صرفاً اداری و پروژهمحور و حرکت به سوی نهادهایی تأکید کردند که رشد انسان، اندیشهورزی، مأموریتمحوری و حل مسائل واقعی کشور را به یکدیگر پیوند میدهند.
نشست تخصصی «بازخوانی الگوی حل مسئله و اندیشهورزی از نگاه شهید مصباحالهدی باقریکنی» در مراسم اختتامیه هشتمین رویداد «قرار رشد» برگزار شد. در این نشست، شهاب اسفندیاری، رئیس دانشگاه صداوسیما، سعید نریمان، عضو هیئت علمی پژوهشی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و ساسان زارع، معاون هماهنگکننده قرارگاه فرهنگی و اجتماعی قرب بقیهالله، به بیان دیدگاههای خود درباره الگوی فکری و مدیریتی این استاد شهید پرداختند.
در مقدمه نشست، با اشاره به شکلگیری مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) متناسب با اقتضائات این دانشگاه، بر ضرورت تفکیک میان ساختار یک نهاد و منطق حاکم بر فعالیت آن تأکید شد. بر این اساس، مرکز رشد در پیوند با شرایط و نیازهای دانشگاه امام صادق (ع) شکل گرفته است، اما الگوی رشد و اندیشهورزی حاکم بر آن میتواند در مجموعههای دیگر نیز مورد استفاده قرار گیرد.
در این نگاه، قرار نیست ساختار سازمانی مرکز رشد عیناً در سایر مجموعهها تکرار شود؛ بلکه اصول و مبانی اصلی این الگو باید با توجه به شرایط و مأموریتهای هر مجموعه بازتعریف شود. دانشگاهها، حوزههای علمیه و مجموعههایی که در میدان حل مسائل کشور فعالیت میکنند، میتوانند متناسب با نیازهای خود، ساختارهایی متفاوت اما برخوردار از منطق مشترک رشد و تربیت انسان ایجاد کنند.
این رویکرد، زمینه شکلگیری شورای توسعه را فراهم کرد؛ مجموعهای که شهید مصباحالهدی باقریکنی نیز در آن عضویت داشت و در کنار مدیر مرکز و دبیر شورا، برای بررسی و توسعه این الگو فعالیت میکرد.
جمع کردن انسانسازی و حل مسئله، کاری دشوار اما ضروری است
شهاب اسفندیاری، رئیس دانشگاه صداوسیما، با اشاره به نخستین مواجهه خود با ایده مرکز رشد گفت که پیش از آشنایی با این مجموعه، شناخت مستقیمی از چنین الگویی نداشته است. او با اشاره به تجربه فعالیتهای تشکیلاتی دانشجویی و مطالعه تجربههایی مانند فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی، توضیح داد که جمع کردن مأموریتهایی همچون تربیت انسان، حل مسئله و فعالیت تشکیلاتی، بهدلیل تفاوت اقتضائات هر یک، کاری بسیار دشوار است.
به گفته اسفندیاری، هر یک از این مأموریتها گستردگی، پیچیدگی و ملاحظات ویژه خود را دارد و نمیتوان انتظار داشت که ترکیب آنها بدون طراحی و سازوکار مشخص به نتیجه برسد. از همین رو، تجربه مرکز رشد از این جهت اهمیت دارد که تلاش کرده است میان چند مأموریت سنگین و پیچیده، پیوند برقرار کند.
وی در ادامه، به ویژگی دیگری اشاره کرد که در تجربه حضور خود در شورای توسعه با آن مواجه شده بود؛ گفت: خیرخواهی شمول گرا و شیوه متفاوت شهید باقریکنی در تعامل با افراد و مجموعهها بود.
اسفندیاری توضیح داد که در تجربههای تشکیلاتی و مدیریتی، گاهی افراد برخوردار از جایگاه و دسترسی، در برقراری ارتباط با دیگران با احتیاط و محاسبهگری عمل میکنند و روابط را به ملاحظات سازمانی یا حفظ موقعیتها گره میزنند. با این حال، تجربه او از مواجهه با شهید باقریکنی متفاوت بود؛ بهگونهای که این استاد شهید برای گفتوگو و پیگیری موضوع، شخصاً پیشقدم میشد و بر ملاقات و تبادل نظر اصرار داشت.
وی با اشاره به اینکه در ابتدا از این شیوه تعامل شگفتزده شده بود، گفت بعدها درباره اهمیت این رویکرد و تأکیدهای صورتگرفته بر جایگاه مرکز رشد، اطلاعات بیشتری به دست آورد. از نگاه او، این رفتار نشان میداد که شهید باقریکنی برای پیشبرد یک مأموریت، به ارتباط با افراد، استفاده از ظرفیتهای جدید و گفتوگو با کسانی که میتوانند در حل مسائل مؤثر باشند، اهمیت میداد.
رئیس دانشگاه صداوسیما همچنین به دشواریهای پیش روی مجموعههایی اشاره کرد که در پی معرفی چهرهها و ایدههای جدید هستند. به گفته او، ورود افراد تازه و شکلگیری فکرهای جدید ممکن است با مقاومتهایی در ساختارهای موجود مواجه شود؛ زیرا تغییر در شیوههای رایج و معرفی ظرفیتهای جدید، گاهی موقعیتها و رویههای تثبیتشده را به چالش میکشد.
اسفندیاری با تأکید بر اهمیت خیرخواهی و حمایت از ایدههای تازه، این ویژگی را برای پیشبرد فعالیتهای تحولخواهانه ضروری دانست و تجربه خود از شیوه تعامل شهید باقریکنی را نمونهای قابلتوجه از این رویکرد توصیف کرد.
در این الگو، انسان ابزار حل مسئله نیست؛ خودِ او موضوعیت دارد
سعید نریمان، عضو هیئت علمی پژوهشی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی، با تمرکز بر ویژگیهای شخصیتی، علمی و مدیریتی شهید مصباحالهدی باقریکنی، به چند مؤلفه مهم در شیوه زندگی و فعالیت او اشاره کرد؛ از جمله زهد، تسلط بر دانش مدیریت، مواجهه جدی با مسائل و اولویت دادن به تربیت انسان.
وی با اشاره به زیست زاهدانه این استاد شهید توضیح داد که با وجود برخورداری از جایگاه علمی و تجربه مدیریتی، شهید باقریکنی خود را درگیر رقابت برای دستیابی به امکانات و موقعیتهای متعارف نمیکرد و بخش مهمی از توان و توجه خود را به مأموریتی اختصاص داده بود که برای آن اهمیت قائل بود.
نریمان، آشنایی علمی و مدیریتی شهید باقریکنی را نیز از ویژگیهای مؤثر او دانست و تأکید کرد که این استاد شهید، با وجود برخورداری از دانش مدیریت و تجربه فعالیت دانشگاهی، در چارچوب دانش نظری متوقف نمانده بود و نسبت به مسائل واقعی و ضرورت مواجهه عملی با آنها حساسیت داشت.
با این حال، به گفته نریمان، یکی از مهمترین تفاوتهای این الگو با برخی رویکردهای متعارف در مدیریت و حل مسئله، تقدم تربیت انسان بر انجام کار و دستیابی به نتیجه فوری بود.
وی توضیح داد که در بسیاری از الگوهای اجرایی، افراد ابتدا بهعنوان نیروهایی برای پیشبرد یک پروژه یا حل یک مسئله تعریف میشوند؛ اما در نگاه شهید باقریکنی، انسان بهخودیخود موضوعیت دارد و مسئله، میدان و بستری برای رشد او محسوب میشود. این تفاوت، صرفاً اختلافی در اولویتبندی کارها نیست، بلکه به تفاوت در مبانی طراحی یک نهاد و شیوه مواجهه آن با نیروی انسانی بازمیگردد.
نریمان با اشاره به دشواریهای تأمین مالی و اداره مجموعههای اندیشهورز، به این نکته پرداخت که چنین مراکزی در عمل با محدودیت منابع مواجهاند و گاهی ناچار میشوند برای ادامه فعالیت، پروژهمحور عمل کنند. در این شرایط، حفظ اولویت تربیت انسان و پرهیز از تقلیل فعالیتها به اجرای سفارشها و پروژهها، به تصمیمگیری و برنامهریزی متفاوتی نیاز دارد.
وی همچنین بر اهمیت صبر در مسیر رشد افراد تأکید کرد. از نگاه او، تربیت نیروی انسانی و شکلگیری یک نهاد علمی و تربیتی، با برنامههای کوتاهمدت و نتایج فوری قابل سنجش نیست؛ بلکه به افق زمانی بلندمدت، شناخت ظرفیتهای افراد و طراحی مسیر رشد آنان نیاز دارد.
به گفته نریمان، شهید باقریکنی برای افراد و مسیر رشد آنها اهمیت قائل بود و در برنامهریزی خود، افقی فراتر از دورههای کوتاه مدیریتی در نظر میگرفت. این نگاه بلندمدت، در کنار توجه به انسان و پرهیز از منفعتطلبی شخصی، از مؤلفههایی بود که او در تجربه خود از این استاد شهید برجسته میدانست.
شکلگیری نهاد علمی و تربیتی مطلوب، به تحول در ساختارهای موجود نیاز دارد
ساسان زارع، معاون هماهنگکننده قرارگاه فرهنگی و اجتماعی قرب بقیهالله، با اشاره به مطالعات انجامشده درباره طرح تحول دانشگاه جامع امام حسین(ع)، به موضوع طراحی الگوی دانشگاه تراز از منظر امامین انقلاب اسلامی پرداخت.
وی توضیح داد که در این مطالعات، ابعاد مختلف دانشگاه مطلوب از جمله ویژگیهای استاد، مؤلفههای محیط و فضای دانشگاه و همچنین مأموریتمحوری مورد بررسی قرار گرفته است. هدف این بررسیها، دستیابی به الگویی بود که بتواند نسبت میان ساختار دانشگاه، تربیت علمی و مأموریتهای مورد انتظار از آن را روشن کند.
به گفته زارع، پس از این مطالعات، الگویی شکل گرفت که در میان صاحبنظران این حوزه از میزان قابلتوجهی از توافق برخوردار بود؛ اما برای درک چگونگی تحقق عملی چنین الگویی، صرف تدوین چارچوب نظری کافی نبود و باید نمونهای عینی از آن نیز مورد بررسی قرار میگرفت.
وی مرکز رشد دانشگاه امام صادق(ع) را نمونهای دانست که در آن، بخشی از مؤلفههای این الگوی علمی و تربیتی در قالب یک تجربه نهادی قابل مشاهده بود. زارع با اشاره به جلسات و گفتوگوهای خود با شهید مصباحالهدی باقریکنی درباره این موضوع، گفت که در این مباحث، روند شکلگیری یک نهاد علمی و تربیتی متناسب با آرمانها و مبانی موردنظر، مورد توجه قرار میگرفت.
زارع در ادامه، به مسئله محدودیت ساختارهای موجود برای تحقق کامل الگوهای تحولخواهانه اشاره کرد. از نگاه او، گاهی سازوکارها و ساختارهای تثبیتشده، امکان تحقق همه ابعاد یک ایده جدید را فراهم نمیکنند و برای آزمودن و توسعه آن ایده، ایجاد بستری متفاوت ضرورت پیدا میکند.
وی در همین چارچوب، به تصمیم شهید باقریکنی برای فاصله گرفتن از ساختار رسمی دانشگاه و عضویت رسمی هیئت علمی اشاره کرد و آن را در پیوند با تلاش برای ایجاد فضایی مستقل جهت رشد و شکلگیری نهاد علمی و تربیتی مورد نظر او توضیح داد.
به گفته زارع، برای ارزیابی چنین تجربهای باید فراتر از توصیف ایده اولیه رفت و شاخصهایی را بررسی کرد که نشان میدهند یک الگو تا چه اندازه در عمل تحقق یافته است. از این منظر، بررسی روند شکلگیری مرکز رشد، مبانی طراحی آن و میزان دستیابی به اهداف پیشبینیشده، بخشی از فرایند ارزیابی این تجربه به شمار میرود.
حسن ختام اختتامیه؛ رونمایی از متن تقدیر رهبر شهید انقلاب از مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیهالسلام
این نشست با حضور مدیر مرکز رشد دکتر حمید ایزدبخش، حجت الاسلام والمسلمین قنبریان، حجت الاسلام والمسلمین قمی، دکتر شهاب اسفندیاری، دکتر ساسان زارع، دکتر سعید نریمان و سایر مدعوین و مهمانان در دوشنبه ۴ آبان ماه در تالار آیت الله مهدوی کنی دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شد که در آن از پیام رهبر شهید انقلاب به مرکز رشد رونمایی شد؛ متن تقدیر رهبر شهید انقلاب بر گزارش ارسالی مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیهالسلام در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۰۴ که امشب در محل برگزاری این همایش منتشر شد به شرح زیر است:
«بسمهتعالی
در آنچه از محصولات مرکز رشد خواندهام تلاش برای رشد پایههای معرفتی محسوس است. این تلاش قاعدتاً موفق هم بوده است، پس باید جدّاً استمرار داشته باشد. عنایت به حلّ مسائل نظام اسلامی و کشور اسلامی نکتهی مهمّی است که بحمدالله به آن توجه داشتهاید. پایههای معرفتی ــ به معنای گستردهی آن ــ همان است که با اعتلای خود، هرگاه با عمل صالح همراه باشد، به سوی ذات اقدس الهی صعود میکند و دارندهی خود را رفعت میبخشد: الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه (سوره فاطر). این هدف والا باید هرگز فراموش نشود.
موفق باشید انشاءالله»
به گزارش ایرنا، استاد شهید دکتر مصباحالهدی باقریکنی؛ (داماد رهبر شهید انقلاب) عضو هیات علمی دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق علیهالسلام، در حملات هوایی وحشیانه صهیونی آمریکایی اسفندماه ۱۴۰۴ به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به همسنگران شهیدش پیوست.
