نایب‌رئیس کمیسیون انرژی مجلس،تاکید کرد:صنعت نفت ایران به مدیری نیاز دارد که زبان مهندسان را بفهمد، منطق اقتصاد را بشناسد،در میدان بحران آزموده شده باشد و در برابر منافع ملت، جز به قانون و مصالح کشور نیندیشد.

به گزارش خانه ملت فرهاد شهرکی نماینده مردم سیستان و نایب‌رئیس اول کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی،در یادداشتی با عنوان«صنعت نفت در بزنگاه امنیت انرژی،به فرماندهی برخاسته از بدنه تخصصی خود نیاز دارد»،با اشاره به استعفای وزیر سابق نفت و ضرورت معرفی فوری گزینه جدید از سوی دولت،ضمن برشمردن ویژگی های وزیر جدید،تاکید دارد که انتظار است دولت با درک حساسیت شرایط، گزینه‌ای را معرفی کند که از پشتوانه علمی، تجربه عمیق عملیاتی، اقتدار مدیریتی، شناخت اقتصاد انرژی و کارنامه‌ای روشن و قابل دفاع برخوردار باشد.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

در پی استعفای وزیر نفت و ضرورت معرفی گزینه‌ای شایسته برای تصدی این مسئولیت خطیر، تأکید می‌کنم که انتخاب وزیر آینده، فراتر از یک انتصاب متعارف مدیریتی، تصمیمی راهبردی در صیانت از امنیت انرژی، ثروت بین‌نسلی و منافع عالی اقتصادی کشور است.

صنعت نفت ایران امروز در مقطعی حساس و سرنوشت‌ساز قرار دارد؛ مقطعی که پیامدهای جنگ و آسیب به بخشی از زیرساخت‌های حیاتی، تشدید مخاطرات ناترازی انرژی، محدودیت‌های ناشی از تحریم، ضرورت بازسازی تأسیسات، تأمین منابع سرمایه‌گذاری و الزامات استمرار تولید و صادرات، مسئولیت اداره این صنعت را به‌مراتب پیچیده‌تر و سنگین‌تر ساخته است.

در چنین شرایطی، وزارت نفت بیش از آنکه به مدیری برخوردار از سوابق اداری یا توانایی‌های عمومی نیاز داشته باشد، به شخصیتی متخصص، باتجربه، مقتدر، تحول‌گرا و آشنا با ژرفای مسائل فنی، اقتصادی و عملیاتی صنعت نفت نیازمند است؛ مدیری که نه در آغاز مسئولیت، بلکه پیش از پذیرش آن، شایستگی خویش را در عرصه عمل به اثبات رسانده باشد.

از این منظر، ویژگی‌های بنیادین وزیر پیشنهادی باید بر محورهای زیر استوار باشد:

۱. برخورداری از دانش عمیق فنی و اشراف بر تمامی حلقه‌های زنجیره ارزش انرژی:

وزیر آینده باید از شناختی جامع نسبت به اکتشاف، توسعه و مدیریت مخازن، تولید صیانتی، پالایش، انتقال، پتروشیمی، تجارت انرژی و بهینه‌سازی مصرف برخوردار باشد و بتواند تصمیم‌های کلان را بر مبنای واقعیت‌های فنی، محاسبات اقتصادی و ملاحظات بلندمدت اتخاذ کند. اداره صنعت نفت با شناخت سطحی از پیچیدگی‌های مهندسی و عملیاتی آن امکان‌پذیر نیست.

۲. تجربه ممتاز اجرایی و توانایی فرماندهی عملیات در شرایط بحران:

مدیریت صنعت نفت در شرایط جنگ، تحریم و محدودیت منابع، نیازمند قدرت تصمیم‌گیری، سرعت عمل، مدیریت ریسک و توانایی بسیج ظرفیت‌های فنی و انسانی است. وزیر آینده باید سابقه‌ای روشن و قابل ارزیابی در راهبری مجموعه‌های بزرگ، مدیریت پروژه‌های راهبردی، حفظ پایداری تولید و مواجهه با بحران‌های عملیاتی داشته باشد.

۳. اولویت قاطع تجربه درون‌صنعتی بر مدیریت غیرتخصصی:

در شرایط حساس کنونی، شناخت صنعت نفت از درون، یک امتیاز تشریفاتی نیست؛ سرمایه‌ای راهبردی برای تصمیم‌گیری صحیح و به‌موقع است.

وزیری که سال‌ها در متن صنعت فعالیت کرده، محدودیت‌های مخازن،اقتضائات تولید،پیچیدگی‌های پالایش و انتقال، ظرفیت‌های نیروی انسانی و مناسبات اقتصادی و قراردادی را از نزدیک شناخته باشد، از پشتوانه‌ای برخوردار است که صرفاً با تجربه مدیریت عمومی جایگزین نمی‌شود.

ازاین‌رو، تجربه مدیریتی موفق در بدنه تخصصی و عملیاتی صنعت نفت باید از معیارهای محوری بررسی گزینه‌های پیشنهادی باشد. در خصوص گزینه‌های خارج از این ساختار نیز احراز صلاحیت‌های تخصصی و توانایی اداره صنعت در شرایط اضطراری، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

۴. اقتدار اقتصادی و تسلط بر دیپلماسی انرژی:

وزیر نفت باید افزون بر دانش فنی، از قدرت تحلیل اقتصادی، شناخت بازارهای جهانی، تسلط بر سازوکارهای قراردادی، تأمین مالی، صادرات و وصول درآمدهای ارزی برخوردار باشد.

صیانت از منافع ملی در تجارت نفت، مستلزم شفافیت مالی، اعتبارسنجی دقیق طرف‌های تجاری، مدیریت ریسک، حفاظت از دارایی‌های عمومی و اعمال نظارت قانونی بر تمامی مراحل فروش و وصول مطالبات است.

۵. توانایی مدیریت ناترازی و صیانت از امنیت عرضه انرژی:

وزیر آینده باید برنامه‌ای جامع، واقع‌بینانه و قابل سنجش برای عبور از مخاطرات فصل سرد، بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده، تأمین پایدار گاز و فرآورده‌های نفتی، کاهش اتلاف انرژی و ارتقای بهره‌وری ارائه کند.

اجرای دقیق تکالیف برنامه هفتم پیشرفت، به‌ویژه احکام مرتبط با بهینه‌سازی مصرف انرژی، باید از تعهدات اساسی وی باشد. مدیریت ناترازی با افزایش تولید به‌تنهایی محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمند اصلاح ساختار مصرف، سرمایه‌گذاری هدفمند و هماهنگی مؤثر میان دستگاه‌های مسئول است.

۶. قدرت راهبری سرمایه‌گذاری و توسعه پایدار صنعت:

توسعه میادین مشترک، نگهداشت ظرفیت تولید، افزایش ضریب بازیافت مخازن، تکمیل طرح‌های نیمه‌تمام، توسعه زنجیره ارزش و بهره‌گیری از توان شرکت‌های دانش‌بنیان و سازندگان داخلی، مستلزم مدیریتی آینده‌نگر، مسلط بر اقتصاد پروژه و توانمند در تجهیز منابع مالی است.

معیار موفقیت وزیر نفت نباید صرفاً افزایش ظرفیت اسمی تولید یا انعقاد قراردادهای جدید باشد؛ بلکه باید بر تولید پایدار، بهره‌وری سرمایه، تحقق تعهدات و خلق ارزش اقتصادی واقعی برای کشور استوار شود.

۷. سلامت مدیریتی، استقلال رأی و پایبندی بی‌قیدوشرط به منافع ملی:

وزارت نفت، به اعتبار گستردگی دارایی‌ها، قراردادها و منابع مالی، نیازمند مدیری امین، قانون‌مدار، شجاع و پاسخ‌گو است؛ مدیری که در برابر تعارض منافع، انتصابات غیرتخصصی، روابط غیرشفاف و فشارهای مغایر مصالح کشور، استقلال حرفه‌ای و اقتدار قانونی داشته باشد.

سلامت اقتصادی، شایسته‌سالاری، انضباط مالی و پاسخ‌گویی به نهادهای نظارتی، نه امتیازاتی اختیاری، بلکه الزامات بنیادین تصدی این مسئولیت ملی هستند.

سخن پایانی؛ صنعت نفت به مدیر آزموده نیاز دارد، نه مدیری در حال آزموده‌شدن:

انتخاب وزیر نفت آینده، آزمونی مهم برای سنجش میزان پایبندی به تخصص‌گرایی، شایسته‌سالاری و حکمرانی مسئولانه در یکی از حیاتی‌ترین بخش‌های اقتصاد کشور است.

در شرایطی که هر تصمیم نادرست می‌تواند بر تولید ملی، امنیت عرضه انرژی، درآمدهای ارزی، فعالیت صنایع و معیشت میلیون‌ها ایرانی اثر بگذارد، معیار انتخاب باید فراتر از ملاحظات سیاسی، روابط سازمانی و سوابق مدیریتی غیرمرتبط باشد.

انتظار می‌رود دولت با درک حساسیت شرایط، گزینه‌ای را معرفی کند که از پشتوانه علمی، تجربه عمیق عملیاتی، اقتدار مدیریتی، شناخت اقتصاد انرژی و کارنامه‌ای روشن و قابل دفاع برخوردار باشد.

بررسی صلاحیت وزیر پیشنهادی نیز در چارچوب اختیارات قانونی مجلس شورای اسلامی باید با دقت، استقلال و مسئولیت‌پذیری انجام گیرد؛ زیرا رأی اعتماد به وزیر نفت، صرفاً اعتماد به یک شخص نیست، بلکه سپردن مسئولیت صیانت از بخشی عظیم از ثروت ملی و امنیت اقتصادی کشور است.

صنعت نفت ایران به مدیری نیاز دارد که زبان مهندسان را بفهمد، منطق اقتصاد را بشناسد، در میدان بحران آزموده شده باشد و در برابر منافع ملت، جز به قانون و مصالح کشور نیندیشد.

وزارت نفت جای تجربه‌اندوزی مدیران نیست؛ جایگاه به‌کارگیری تجربه مدیرانی است که شایستگی آنان پیش‌تر به اثبات رسیده است.

امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید به این حقیقت پایبند بود که منابع نفت و گاز، میراث انحصاری نسل حاضر نیستند؛ امانتی بین‌نسلی‌اند که پاسداری از آن‌ها، دانش، تدبیر، شجاعت و امانت‌داری می‌طلبد./

پایان پیام