مشابه سوپرگل زیبای هفته گذشته امیرحسین جولانی از وسط زمین برای فولاد، امروز در لیگ برتر انگلیس به ثمر رسید اما برای تماشای زیبای بی حد این دو گل و تفاوت پوشش تصویری‌اش، کافیست نحوه پوشش تصویری این دو گل در اهواز و انگلیس را تماشا کنید!

به گزارش ورزش سه، گاهی فوتبال در چند ثانیه صحنه‌ای خلق می‌کند که می‌تواند سال‌ها در ذهن هواداران باقی بماند. امروز در لیگ برتر انگلیس دیه‌گو گومز، ستاره برایتون با تشخیص به‌ موقع خروج والتر بنیتس از دروازه، از فاصله‌ای حدود ۵۱ متر توپ را به سمت دروازه کریستال پالاس فرستاد. ضربه‌ای دقیق و قوسی که از بالای سر دروازه‌بان گذشت و درون دروازه آرام گرفت؛ گلی که تماشاگران را به یاد شاهکارهای تاریخی از میانه زمین انداخت.

اما برای فوتبال‌دوستان ایرانی این صحنه یک یادآوری ویژه هم داشت؛ سوپرگل امیرحسین جولانی، همین چند روز قبل و در دیدار فولاد و مس شهربابک. گلی که او هم با دیدن جلو آمدن دروازه‌بان حریف و بدون آنکه فرصت زیادی برای فکر کردن داشته باشد، با ضربه‌ای بلند و تماشایی به ثمر رساند. توپ از فاصله‌ای بیش از ۵۰ متر به پرواز درآمد و درون دروازه نشست؛ لحظه‌ای که می‌توانست به یکی از تصاویر ماندگار فوتبال ایران تبدیل شود.

تفاوت مهم اما زمانی آشکار می‌شود که تصاویر تلویزیونی دو گل را کنار هم قرار بدهیم. در پوشش تصویری گل برایتون، بیننده می‌تواند مسیر حرکت توپ را دنبال کند؛ از لحظه جدا شدن آن از پای بازیکن تا عبور از بالای سر دروازه‌بان و فرود درون دروازه. قاب تلویزیونی به مخاطب فرصت می‌دهد ارتفاع، مسیر و پیچ توپ را ببیند و زیبایی ضربه را از ابتدا تا انتها تجربه کند.

در تصاویر گل جولانی اما دوربین‌ها نتوانستند به همان اندازه با مسیر توپ همراه شوند. جابجایی‌های نامناسب و از دست رفتن قاب در لحظات حساس باعث شد بخشی از زیبایی صحنه برای مخاطب تلویزیونی از دست برود. خود گل چیزی از مشابه انگلیسی‌اش کم نداشت اما این مدل تصویربرداری و کیفیت نازل دوربین‌های تلویزیونی بود که نتوانست به اندازه آن ضربه، تماشایی باشد.

مقایسه این دو صحنه قرار نیست تفاوت تمام امکانات و ساختارهای تلویزیونی فوتبال ایران و انگلیس را در یک قاب خلاصه کند. روشن است که لیگ برتر انگلیس از امکانات فنی، تجربه تولید و استانداردهای حرفه‌ای گسترده‌تری برخوردار است اما این مقایسه یک نکته روشن دارد: ثبت درست یک لحظه خاص، بخشی از کیفیت تماشای فوتبال است و نمی‌توان آن را مسئله‌ای فرعی دانست.

وقتی در فوتبال ایران هیچ‌چیز با نسخه بین‌اللملی‌اش شباهت ندارد، طبیعتا کسی هم انتظار ندارد هر مسابقه از نظر پخش تلویزیونی با بهترین لیگ‌های جهان برابری کند اما وقتی بازیکنی گلی در این سطح از زیبایی به ثمر می‌رساند، حداقل انتظار این است که دوربین‌ها بتوانند مسیر توپ را درست دنبال کنند و اجازه بدهند مخاطب همان لحظه‌ای را ببیند که تماشاگر حاضر در ورزشگاه دیده است.

در چنین لحظه‌ای وظیفه تصویربرداری صرفا نشان دادن ورود توپ به دروازه نیست، بلکه باید خودِ مسیر رسیدن به گل را ثبت کند. تفاوت میان دیدن یک توپ درون دروازه و تماشای پرواز خیره‌کننده آن، تفاوت میان یک گل معمولی و یک خاطره ماندگار است. گاهی فاصله ما با فوتبال روز دنیا، فقط در کیفیت پخش یک گل به یادماندنی و تاریخ‌ساز هم خودش را نشان می‌دهد.