تکواندو ایران روز‌های عجیبی را سپری می‌کند، روز‌هایی که شاید بیش از هر زمان دیگری، ابهام، حاشیه و پرسش‌های بی‌پاسخ بر فضای این رشته سایه انداخته است.

فدراسیونی که سال‌ها یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های افتخارآفرینی ورزش ایران در رقابت‌های بین‌المللی بوده، حالا به جای آنکه تمام تمرکز خود را بر مسیر قهرمانی و توسعه این رشته قرار دهد، درگیر حواشی مدیریتی و ابهاماتی شده که هنوز پاسخ روشنی برای آنها وجود ندارد.

یکی از مهم‌ترین موضوعات مطرح‌شده در ماه‌های اخیر، ماجرای انتخابات فدراسیون تکواندو و بحث‌های مربوط به احتمال لغو مجمع انتخاباتی یا ابطال نتایج آن است. پس از بازی‌های آسیایی، اخبار و گمانه‌زنی‌های مختلفی درباره وضعیت این انتخابات منتشر شد، موضوعی که با اعتراض‌های هادی ساعی به روند‌های مطرح‌شده نیز ابعاد جدی‌تری پیدا کرد. با این حال، هنوز تصویر روشنی از سرانجام این پرونده در افکار عمومی وجود ندارد.

پرسش اصلی اینجاست که آیا انتخابات فدراسیون تکواندو از نظر مراجع ذی‌صلاح تأیید نهایی شده است یا همچنان ابهاماتی درباره اعتبار آن وجود دارد؟ اگر تصمیمی درباره لغو مجمع یا ابطال انتخابات اتخاذ شده، چرا جزئیات و مستندات آن به‌صورت شفاف اطلاع‌رسانی نمی‌شود و اگر چنین تصمیمی وجود ندارد، چرا فضای مبهم پیرامون این موضوع همچنان ادامه دارد؟

در شرایطی که این پرسش‌ها بی‌پاسخ مانده‌اند، هادی ساعی همچنان در جایگاه ریاست فدراسیون حضور دارد و امور این مجموعه را مدیریت می‌کند.

رسانه‌ها؛ حلقه مفقوده مدیریت فدراسیون

اما تمام ماجرا به انتخابات و اختلافات مدیریتی محدود نمی‌شود. یکی از انتقاد‌های جدی به عملکرد فعلی فدراسیون تکواندو، محدود شدن ارتباط آن با رسانه‌های ورزشی است؛ مسئله‌ای که به نظر می‌رسد در ماه‌های اخیر ابعاد بیشتری پیدا کرده است.

فدراسیون تکواندو که باید یکی از منابع اصلی اطلاع‌رسانی درباره وضعیت تیم‌های ملی، برنامه‌های مدیریتی، تصمیمات اجرایی و مسائل مربوط به قهرمانان این رشته باشد، عملاً ارتباط محدودی با بخش قابل‌توجهی از رسانه‌های مستقل و معتبر ورزشی دارد.

در چنین شرایطی، صفحات رسمی و کانال‌های اطلاع‌رسانی فدراسیون بیش از آنکه بستری برای پاسخگویی، تعامل و گفت‌وگوی رسانه‌ای باشند، به محلی برای انتشار تولیدات اختصاصی، کلیپ‌ها و مستند‌های داخلی تبدیل شده‌اند. البته تولید محتوای تصویری و معرفی فعالیت‌های فدراسیون امری مثبت و ضروری است، اما این موضوع نمی‌تواند جایگزین پاسخگویی مدیران، گفت‌وگوی مستقیم با خبرنگاران و شفاف‌سازی درباره مسائل مهم یک رشته ورزشی شود.

فدراسیون قرار نیست صرفاً رسانه اختصاصی خودش باشد. رسانه‌های ورزشی، خبرنگاران و منتقدان بخشی از ساختار نظارتی و اطلاع‌رسانی ورزش هستند و نمی‌توان با محدود کردن ارتباط با آنها، انتظار داشت حواشی و پرسش‌های موجود نیز از بین بروند.

حتی نشست برگزارشده فدراسیون تکواندو با حضور اصحاب رسانه در مردادماه سال جاری نیز از نظر میزان مشارکت رسانه‌ها قابل تأمل بود. حضور محدود رسانه‌های معتبر در چنین جلسه‌ای، این پرسش را ایجاد می‌کند که چرا ارتباط فدراسیون با بدنه رسانه‌ای ورزش تا این اندازه محدود شده است؟ صرف حضور افراد نشان دهنده کیفیت کار نیست و غیبت بسیاری از رسانه‌های معتبر پاسخگوی خیلی از مسائل است.

روز‌های عجیب تکواندو ایران؛ فدراسیونی در محاصره ابهام و حاشیه

از شفافیت دوره نخست تا ابهامات امروز

نکته قابل تأمل دیگر، مقایسه شرایط فعلی با چهار سال نخست مدیریت هادی ساعی است. در آن دوره، دست‌کم از منظر ارتباطات رسانه‌ای و فضای اطلاع‌رسانی، شرایط متفاوتی به چشم می‌خورد و فضای بازتری برای طرح مسائل و پیگیری موضوعات وجود داشت، اما الان ارتباط مستقیم گرفتن با رئیس فدراسیون و برخی از اطرافیانش بسیار دشوار شده ایت. البته شاید این حواشی عجیب هفته‌های اخیر به خودی خود آنها را از رسانه فراری داده باشد!

این رویکرد، ناخواسته به گسترش شایعات و افزایش حواشی دامن می‌زند. وقتی اطلاعات رسمی و شفاف در دسترس نباشد، فضای رسانه‌ای با روایت‌های متفاوت و گاه متناقض پر می‌شود؛ اتفاقی که در نهایت بیش از همه به اعتبار فدراسیون و جایگاه تکواندو ایران آسیب می‌زند.

هادی ساعی و حلقه اطرافیان؛ مسئله‌ای فراتر از نتیجه‌گیری در مسابقات

در این میان، نمی‌توان نقش مدیریت فدراسیون و تصمیمات اطرافیان رئیس آن را نادیده گرفت. به نظر می‌رسد هادی ساعی در دوره فعلی با مجموعه‌ای از مشکلات مدیریتی و ارتباطی مواجه شده که بخشی از آنها ممکن است ناشی از مشاوره‌ها و تصمیم‌سازی‌های نادرست در اطراف او باشد.

البته مسئولیت نهایی عملکرد فدراسیون، متوجه مدیریت آن است و نمی‌توان تمام مشکلات را به اطرافیان نسبت داد، اما آنچه اهمیت دارد، بازنگری در شیوه اداره این مجموعه و بازگشت به فضای شفافیت، پاسخگویی و تعامل با بدنه ورزش و رسانه‌هاست.

واقعیت این است که موفقیت یک فدراسیون صرفاً با مدال‌آوری و نتیجه‌گیری تیم‌های ملی سنجیده نمی‌شود. مدیریت صحیح، سلامت فضای اداری، پاسخگویی به افکار عمومی، ارتباط مناسب با رسانه‌ها و حفظ سرمایه اجتماعی یک رشته نیز از شاخص‌های مهم ارزیابی عملکرد مدیران ورزشی است.

تکواندو ایران با سابقه پرافتخار خود شایسته فضایی آرام‌تر، شفاف‌تر و حرفه‌ای‌تر است. نمی‌توان از یک سو انتظار داشت این رشته در سطح اول ورزش آسیا و جهان باقی بماند و از سوی دیگر، نسبت به حواشی مدیریتی، ابهامات انتخاباتی و فاصله گرفتن فدراسیون از رسانه‌ها بی‌تفاوت بود.

تکواندو بیش از هر زمان دیگری به شفافیت نیاز دارد

آنچه امروز در فدراسیون تکواندو جریان دارد، مجموعه‌ای از پرسش‌های جدی است که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. وضعیت نهایی انتخابات و مجمع، سرنوشت اعتراض‌ها، جایگاه قانونی مدیریت فعلی، نحوه اداره فدراسیون و چرایی محدود شدن ارتباط با رسانه‌ها، همگی موضوعاتی هستند که نیازمند پاسخ‌های روشن و رسمی‌اند.
‌
نمی‌توان خود را به ندیدن واقعیت‌ها عادت داد و تصور کرد همه چیز صرفاً با کسب چند نتیجه مطلوب در مسابقات حل خواهد شد. حواشی امروز تکواندو واقعی است و ادامه این وضعیت می‌تواند به اعتبار یکی از پرافتخارترین رشته‌های ورزشی کشور لطمه وارد کند.

امروز بیش از هر زمان دیگری انتظار می‌رود هادی ساعی و مدیران فدراسیون به جای محدود کردن فضای ارتباطی، در‌های فدراسیون را به روی رسانه‌ها باز کنند، درباره ابهامات موجود توضیح دهند و اجازه دهند مسائل این رشته در فضایی حرفه‌ای و شفاف مورد بررسی قرار بگیرد.

تکواندو ایران متعلق به یک فرد، یک گروه یا مجموعه‌ای از مدیران و نزدیکان آنها نیست. این رشته متعلق به جامعه بزرگ تکواندو، قهرمانان، مربیان، پیشکسوتان و میلیون‌ها علاقه‌مند به ورزش کشور است.

باید امیدوار بود پایان این روز‌های عجیب، به سود تکواندو ایران رقم بخورد، اما برای رسیدن به چنین نقطه‌ای، پیش از هر چیز باید واقعیت‌ها را پذیرفت. امروز نمی‌توان منکر شد که حاشیه، ابهام و ضعف ارتباطات رسانه‌ای گریبان این فدراسیون را گرفته است. پرسش اینجاست که چه زمانی قرار است این وضعیت به پایان برسد و تکواندو دوباره به مسیر آرامش، شفافیت و افتخار بازگردد؟