فرش دستباف سال‌ها یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای فرهنگ و هنر ایران در جهان بود؛ کالایی که نام تبریز، کاشان، اصفهان، قم، کرمان، مشهد، نایین و شیراز را به بازارهای بین‌المللی پیوند می‌داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جام‌جم نوشت: فرش دستباف سال‌ها یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای فرهنگ و هنر ایران در جهان بود؛ کالایی که نام تبریز، کاشان، اصفهان، قم، کرمان، راور، مشهد، نایین، مراغه و شیراز را به بازارهای بین‌المللی پیوند می‌داد و بدون اتکا به منابع نفتی، برای کشور ارزآوری و اشتغال ایجاد می‌کرد. اما امروز این میراث چندصدساله در وضعیتی قرار گرفته که نه‌تنها بازارهای بزرگ جهانی را یکی پس از دیگری از دست داده، بلکه در بازار داخلی نیز با کاهش تقاضا، تعطیلی کارگاه‌ها و خروج بافندگان از این حرفه روبه‌رو شده است. برآوردهای منتشرشده نشان می‌دهد ارزش صادرات فرش دستباف ایران که در سال‌های اوج به بیش از دومیلیارد دلار می‌رسید، اکنون به کمتر از ۵۰ میلیون دلار سقوط کرده است. این کاهش را نمی‌توان صرفا افتی آماری در تجارت خارجی دانست؛ بلکه نشانه‌ای از عقب‌ماندن تدریجی یکی از مهم‌ترین صنایع فرهنگی و اشتغال‌زای ایران در بازار جهانی است .

از تبریز تا کاشان؛ هر منطقه یک امضای هنری

فرش ایرانی یک محصول یکدست و مشابه نیست. هر منطقه جغرافیایی، زبان تصویری، رنگ‌بندی، نقشه و شیوه بافت خاص خود را دارد. فرش تبریز با ظرافت، تنوع نقوش و مهارت فنی بافندگان شناخته می‌شود و کاشان با طرح‌های لچک و ترنج و سابقه دیرینه تولید فرش‌های نفیس، از جایگاهی ویژه در تاریخ این هنر برخوردار است. در کرمان و راور، نقوش و رنگ‌های خاص، هویت مستقلی به فرش‌ها بخشیده‌اند. فرش شیراز و دیگر مناطق فارس نیز با نقوش عشایری و هندسی، بخشی از فرهنگ زندگی ایلی و روستایی را به تصویر می‌کشند.

مراغه نیز با هنر قالیبافی و تولید فرش‌های ابریشمی و دستباف، یکی از کانون‌های مهم این میراث به‌شمار می‌رود. در کنار این مناطق، قم با فرش‌های تمام‌ابریشم، نایین با ظرافت بافت و رنگ‌های ملایم و اصفهان با نقوش کلاسیک، مجموعه‌ای از تنوع هنری را شکل داده‌اند که در کمتر کشوری مشابه آن وجود دارد. بااین‌حال، داشتن چنین تنوعی به‌تنهایی برای حفظ جایگاه جهانی کافی نبوده است. هنر و مهارت بافندگان همچنان وجود دارد، اما زنجیره‌ای که باید دسترنج آنان را به خریدار خارجی برساند، با اختلال جدی مواجه شده است.

تحریم‌ها؛ بسته شدن درهای بازار جهانی

یکی از مهم‌ترین ضربه‌ها به صادرات فرش ایران، بازگشت تحریم‌های آمریکا در سال ۲۰۱۸ بود. ایالات‌متحده پیش از این یکی از بزرگ‌ترین مشتریان فرش ایرانی محسوب می‌شد و سهم قابل‌توجهی از صادرات ایران به این بازار اختصاص داشت. با بازگشت محدودیت‌ها، صادرکنندگان ایرانی عملا یکی از مهم‌ترین مقاصد تجاری خود را از دست دادند. مشکلات بانکی، دشواری انتقال پول، محدودیت بیمه و حمل‌ونقل و نگرانی شرکت‌های خارجی از همکاری با طرف‌های ایرانی، هزینه و ریسک تجارت را افزایش داد. در چنین شرایطی، حتی پیدا کردن مشتری نیز به معنای انجام موفق معامله نیست. صادرکننده باید بتواند قرارداد ببندد، پول دریافت کند و درآمد حاصل از فروش را به چرخه اقتصادی کشور بازگرداند؛ مراحلی که هرکدام با موانع جداگانه روبه‌رو هستند.

هند و پاکستان؛ رقبایی که جای خالی ایران را پر کردند

در سال‌هایی که تولیدکنندگان ایرانی درگیر محدودیت‌های صادراتی بودند، رقبایی مانند هند، پاکستان، چین، ترکیه و افغانستان فرصت پیدا کردند سهم بیشتری از بازار جهانی را به‌دست‌آورند. هند با تکیه بر نیروی کار ارزان‌تر، شبکه صادراتی گسترده و دسترسی آسان‌تر به بازارهای بین‌المللی، به یکی از بازیگران اصلی تجارت فرش دستباف تبدیل شده است. طبق آمار تجارت جهانی که در گزارش‌های مربوط به صنعت فرش ایران مورد استناد قرار گرفته، هند در سال ۲۰۲۲ با حدود ۳۱۰ میلیون دلار صادرات، نزدیک به ۳۰ درصد بازار جهانی فرش دستباف را در اختیار داشت. در کنار مزیت قیمت، مسأله دیگری نیز مطرح است: عرضه فرش‌هایی با نقشه‌ها و سبک‌های نزدیک به طرح‌های ایرانی. به این ترتیب، بخشی از محصولات الهام‌گرفته از هنر ایران، با قیمت پایین‌تر به بازارهایی راه می‌یابند که زمانی مشتری اصلی فرش ایرانی بودند.

مراغه؛ نمونه‌ای از یک میراث در انتظار احیا

وضعیت فرش ابریشم مراغه، تصویری کوچک از بحران بزرگ‌تر صنعت فرش ایران است. این محصول که در گذشته جایگاه قابل‌توجهی در بازار داخلی و خارجی داشت، اکنون با مشکلاتی روبه‌رو شده که از رونق و تأثیرگذاری اقتصادی آن کاسته است. گزارش اخیر ایرنا درباره فرش ابریشم مراغه نیز بر همین مسأله تأکید دارد؛ این‌که مدیران محلی به ضرورت احیای جایگاه گذشته این هنر و صنعت پی برده‌اند و بازگرداندن آن به موقعیت پیشین، به همکاری بخش‌های مختلف نیاز دارد. این مسأله فقط به مراغه محدود نیست. در تبریز، کاشان، کرمان، راور، شیراز و دیگر قطب‌های قالیبافی نیز کاهش سفارش، افزایش هزینه مواد اولیه و دشواری فروش، ادامه فعالیت بسیاری از کارگاه‌ها را با مشکل مواجه کرده است. با تعطیلی هر کارگاه، فقط یک واحد تولیدی از چرخه اقتصاد خارج نمی‌شود؛ بلکه مهارت بافنده، تجربه استادکار و دانشی که نسل‌به‌نسل منتقل شده، نیز در معرض نابودی قرار می‌گیرد.

گره‌های داخلی؛ از مواد اولیه تا بیمه بافندگان

تمام مشکلات فرش ایران را نمی‌توان به تحریم‌ها نسبت داد. بخشی از بحران به سیاست‌گذاری داخلی و ضعف حمایت از تولیدکنندگان بازمی‌گردد. افزایش قیمت پشم، ابریشم، رنگ و سایر مواد اولیه، هزینه تولید را بالا برده است. در مقابل، کاهش قدرت خرید خانوارها باعث شده بازار داخلی نیز توان جذب تولیدات گران‌قیمت را نداشته باشد. از سوی دیگر، مقررات ارزی و الزام صادرکنندگان به بازگرداندن ارز با سازوکارهای دستوری، در دوره‌هایی انگیزه صادرات را کاهش داده است. مشکلات بیمه قالیبافان، نبود حمایت مؤثر از کارگاه‌های کوچک و دشواری تأمین سرمایه در گردش نیز فشار مضاعفی بر فعالان این صنعت وارد کرده است. در فرش‌های نفیس ابریشمی، مشکل تأمین مواد اولیه ابعاد دیگری هم دارد. گزارش اخیر روزنامه «دنیای‌اقتصاد» نشان می‌دهد محدودیت‌های واردات ابریشم طبیعی، دشواری نقل‌وانتقال ارز و افزایش هزینه تأمین، تولیدکنندگان فرش‌های ظریف و گران‌قیمت را با چالش روبه‌رو کرده است.

فرشی که در انبار می‌ماند، هنری که از رونق می‌افتد

یکی از نگران‌کننده‌ترین پیامدهای بحران صادرات، انباشته شدن فرش‌ها در انبارهاست. فرش دستباف برخلاف بسیاری از کالاهای صنعتی، محصولی نیست که بتوان تولید آن را به‌سادگی و بدون توجه به سفارش و تقاضای بازار افزایش داد. بافت یک فرش نفیس ممکن است ماه‌ها و حتی سال‌ها زمان ببرد. سرمایه و نیروی انسانی قابل‌توجهی برای تولید آن صرف می‌شود، اما اگر محصول در نهایت به فروش نرسد، نه‌تنها سودی نصیب تولیدکننده نمی‌گردد، بلکه سرمایه او نیز برای مدت طولانی در انبار گرفتار خواهد ماند. از طرف دیگر، تغییر سلیقه خریداران جهانی و حرکت بازار به سمت طراحی‌های مدرن، رنگ‌های ساده‌تر و ابعاد متفاوت، ضرورت به‌روزرسانی تولیدات را افزایش داده است. بخشی از تولیدکنندگان ایرانی همچنان بر الگوهای سنتی تکیه دارند، درحالی‌که رقبای خارجی توانسته‌اند محصولات خود را با نیازهای جدید بازار هماهنگ کنند.

احیای فرش ایرانی؛ فراتر از برگزاری نمایشگاه

بازگرداندن فرش ایرانی به بازار جهانی با برگزاری چند نمایشگاه یا صدور چند بخشنامه امکان‌پذیر نیست. این صنعت به یک برنامه جامع نیاز دارد؛ برنامه‌ای که از حمایت واقعی از بافندگان و اصلاح مقررات صادراتی آغاز شود و به بازاریابی بین‌المللی، برندسازی و توسعه شبکه فروش برسد. تسهیل نقل‌وانتقال پول، ایجاد مسیرهای مطمئن صادراتی، کاهش هزینه‌های تجاری، حمایت بیمه‌ای از قالیبافان و دسترسی تولیدکنندگان به مواد اولیه باکیفیت، از ضرورت‌های این مسیر است. همچنین باید برای هر منطقه، هویت تجاری مشخصی تعریف شود.

فرش تبریز، کاشان، راور، مراغه و شیراز نباید صرفا با عنوان کلی فرش ایرانی به بازار معرفی شوند؛ بلکه ویژگی‌های هنری و اصالت هرکدام می‌تواند مزیت اقتصادی آن باشد. استفاده از فروش اینترنتی، همکاری با طراحان بین‌المللی و حضور هدفمند در بازارهای جدید نیز می‌تواند به بازگشت مشتریان کمک کند. فرش دستباف ایران هنوز از اعتبار تاریخی و هنری برخوردار است، اما اعتبار گذشته به‌تنهایی بازار آینده را تضمین نمی‌کند. اگر سیاست‌گذاران همچنان احیای این صنعت را به اقدامات مقطعی محدود کنند، ممکن است روزی از تبریز و کاشان تا مراغه و راور، کارگاه‌هایی باقی بمانند که تنها نام و خاطره‌ای از شکوه گذشته را حفظ کرده‌اند؛ درحالی‌که بازار جهانی، نقش و نگار ایرانی را با نام رقبای دیگر می‌شناسد.