جلفا - ایرنا - فرهنگ عمومی، پدیده‌ای انتزاعی و محصور در دستورالعمل‌های اداری نیست؛ بلکه شالوده زیست جمعی، نظام اخلاقی، ادب معاشرت و نحوه پاسداشت پیوندهای سرزمینی در متن زندگی روزمره است؛ هنگامی که این مفهوم در بستر جغرافیای تاریخی و پررمزوراز «قره‌داغ (ارسباران)» بازخوانی می‌شود، بیش از هر چیز در تلاقی «حکمت اشراقی»، «حماسه‌سرایی»، «ادب منظوم دوزبانه» و «هم‌زیستی مسئولانه انسان با طبیعت خشن کوهستان» تجسم می‌یابد.

به گزارش چهارشنبه ایرنا، چهاردهم آبان‌ماه، «روز فرهنگ عمومی»، فرصتی برای سنجش پیوند میان هویت تاریخی جوامع محلی با ساختار فرهنگی امروز کشور است؛ پهنه قره‌داغ در امتداد سده‌های گذشته، صرفاً یک کمربند ژئوپلیتیک یا زیست‌بوم جنگلی در شمال‌غرب ایران نبوده، بلکه یکی از اصیل‌ترین کانون‌های زایش فکر، ادب عامه (فولکلور) و عرفان اجتماعی به شمار می‌رفته است؛ زیست‌بومی که در آن، کوهستان‌های مه‌آلود، صخره‌های صعب‌العبور دیزمار و خروش تاریخی رود ارس، با طبع لطیف شاعران، ساز خنیاگران و پارسایی عارفان پیوندی ارگانیک یافته است.

قره‌داغ؛ خاستگاه مفاخر ادبی و جغرافیای حماسه و عرفان

بررسی جریان‌شناسی فرهنگی آذربایجان نشان می‌دهد که قره‌داغ همواره لنگرگاه تعادل میان «ادبیات مکتوب نخبگانی» و «ادبیات شفاهی توده‌های مردم» بوده است؛ بر خلاف مناطقی که شعر در آن‌ها محصور در دیوان‌های درباری یا محافل خاص بود، در ارسباران کلام منظوم جزیی جدایی‌ناپذیر از کار روزانه، شب‌نشینی‌های زمستانی، آیین‌های سوگ و سور و حماسه‌های ایلیاتی بوده است.

این منطقه در پرتو پیشینه‌ای پربار، مهد پرورش چهره‌هایی است که هر یک ستونی در معماری ادب و عرفان ایران و آذربایجان به شمار می‌روند:

  • شیخ شهاب‌الدین اهری (قرن هفتم هجری): عارف نامدار و قطب سلسله کبرویه و مقتدای طریقت ذهبیه که خانقاه و بقعه تاریخی او در اهر، قرن‌ها محور تربیت اخلاقی، سلوک باطنی و مامن اهل ادب در قره‌داغ بوده است.
  • عاشیق قربانی (قرن دهم هجری/عصر صفوی): متولد روستای «دیریلو» در خداآفرین، بنیان‌گذار مکتب نوین ادبیات عاشیقی و از نامدارترین سرایندگان قوشما و تجنیس در جهان ترک‌زبان که زبان مردمی را با معرفت دینی پیوند زد.
  • عاشیق واله (قرن دوازدهم هجری): خنیاگر و ادیب پرآوازه قره‌داغی که داستان دلدادگی و مناظرات ادبی‌اش با «زرنگار» در دربار شوشی، به یکی از مهم‌ترین متون روایی فولکلور منطقه بدل شد.
  • عباس اسلامی «بارز» (معاصر): شاعر نامدار اهر و قره‌داغ و صاحب منظومه ماندگار «ائل دایاغی» و دیوان «ائل نغمه‌سی» که شعر اجتماعی، هویت بومی و پایداری در برابر فراموشی مواریث کهن را در دوران معاصر تداوم بخشید.
  • سایر چهره‌های شاخص: حضور شخصیت‌هایی چون «میرزا طاهر خوشنویس» (کاتب قرآن کریم و افتخار روستای هلق دیزمار)، «عاشیق حسین جوان» و سلسله‌ای از علمای خاندان‌های سادات اشتبین، نشان‌دهنده جریان مستمر تولید معرفت و اندیشه در این قطب ادبی است.

در اوج این هرم منیع و در آستانه آسمان ارس، شخصیتی فرزانه و تکرارنشدنی تکیه زده است که ساحت شعر عارفانه را با عطر نفس‌های کوهستان پیوند زد؛ عارف بی‌بدیل و شاعر آتشین‌کلام، حکیم سید ابوالقاسم نباتی؛ وی نه تنها ترجمان روح متلاطم و در عین حال آرام ارسباران است، بلکه نقطه‌عطف و ثقل گرانیگاه ادبیات دوزبانه در شمال‌غرب ایران به شمار می‌رود؛ سراینده‌ای که کلامش طنین‌انداز وحدت وجود و آینه‌دار حقیقت ناب انسانی در کرانه‌های خروشان رود ارس است.

کالبدشکافی دیوان دوزبانه حکیم نباتی؛ از قله حافظانه تا زلالی قوشما

حکیم سید ابوالقاسم نباتی (مشهور به مجنون‌شاه، خان چوبان و نباتی) در اواخر قرن دوازدهم و نیمه نخست قرن سیزدهم هجری در روستای تاریخی «اشتبین» در بخش سیه‌رود امروزی زیست؛ بررسی ساختاری دیوان وی، تسلط هم‌زمان و حیرت‌انگیز او بر دو زبان فارسی و ترکی آذربایجانی را اثبات می‌کند:

  • اشعار فارسی: پیرو سبک عراقی، متأثر از حافظ شیرازی و تبیین‌گر مفاهیم تصوف و وحدت وجود.
  • اشعار ترکی: تلفیقی شکوهمند از اوزان عروضی کلاسیک و وزن‌های هجایی فولکلور، شامل قالب‌های قوشما، گرایلی، تجنیس و بایاتی که بازتاب‌دهنده فرهنگ و حکمت عامه است.
  • ساحت اشعار فارسی؛ در امتداد مکتب شیراز:

نباتی در سروده‌های فارسی خود که بخش عمده‌ای از دیوان را تشکیل می‌دهد، شاگرد مکتب لسان‌الغیب حافظ شیرازی است؛ وی با به کارگیری اوزان عروضی جویباری، قافیه‌پردازی‌های دقیق و اصطلاحات رمزی عرفان (خرابات، پیر مغان، می، زهد ریایی)، مضامینی چون «وحدت وجود»، «فنای فی‌الله»، «استغنای باطن» و «نکوهش سالوس و تظاهر» را تبیین کرده است؛ تسلط او بر زبان فارسی چنان والاست که خواننده در مواجهه با غزلیات او، روانی کلام شعرای تراز اول سبک عراقی را بازمی‌یابد.

  • ساحت اشعار ترکی؛ زبان فاخر و روان توده‌ها:

بخش ترکی دیوان نباتی، شاهکار پیوند عروض کلاسیک با وزن‌های هجایی فولکلور است:

  • در قالب‌های عروضی (غزل و مستزاد): نباتی ادامه‌دهنده زبان فاخر ملا محمد فضولی و عمادالدین نسیمی است؛ با کلامی آهنگین و حزن‌انگیز که در خدمت عشق الهی قرار دارد.
  • در قالب‌های هجایی (قوشما، گرایلی، بایاتی و تجنیس): نباتی به اوج مردمی‌بودن می‌رسد. او با زبانی پیراسته از تکلفات، از تمثیل‌های ملموس طبیعت ارسباران (کوه‌ها، چشمه‌سارها، نغمه پرندگان) بهره جسته و مفاهیم اخلاقی را وارد گفتار روزمره کرده است؛ به‌گونه‌ای که ابیات او سال‌هاست سینه به سینه توسط عاشیق‌ها، چوپانان و روستاییان خوانده شده و نقش ابزار تربیت عمومی را ایفا می‌کند.
  • این ویژگی جامع‌الاطراف، چند دهه بعد موجب ستایش شاعران بزرگی چون استاد سید محمدحسین شهریار شد؛ به‌طوری‌که شهریار در سروده‌های خود به روشنی از نغمه‌های زلال نباتی یاد کرده و او را ستوده است.

    مدیرکل ارشاد آذربایجان‌شرقی: اشتبین مستعد تبدیل به قطب بین‌المللی گردشگری ادبی است

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان‌شرقی گفت: با تکیه بر این عمق هویتی، صیانت از مفاخر مرزی به عنوان یکی از راهبردهای اصلی و اولویت‌های کلان در حوزه فرهنگ عمومی تعریف شده است.

    قره‌داغ در افق حکمت «نباتی»؛ تجلی ادب دوزبانه و تبارشناسی مفاخر فرهنگی ارسباران

    «نعمت‌الله پایان» در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: روستای کم‌نظیر و تاریخی «اشتبین» به عنوان زادگاه و آرامگاه حکیم سید ابوالقاسم نباتی، دارای موقعیتی راهبردی برای تبدیل شدن به قطب گردشگری ادبی در ابعاد ملی و فراملی است.

    وی اظهار کرد: خطه مرزی ارس و روستای پلکانی اشتبین، فراتر از یک موقعیت طبیعی یا مرزی، کانون پیوند معرفت، معماری بومی و هویت کهن ماست؛ هر گذرگاه، خانه تاریخی و صخره این روستا با سروده‌های نباتی درآمیخته و پاسداشت این فضا، پاسداشت تمامیت تاریخ ادبی ایران است.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان با اشاره به لزوم تعامل میان‌دستگاهی افزود: بستر مناسبی در منطقه آزاد ارس، فرمانداری جلفا و دستگاه‌های اجرایی وجود دارد تا مقوله «گردشگری ادبی» بر پایه ظرفیت‌های نباتی، معماری روستایی اشتبین و پیشینه ادبی منطقه فعال شود.

    وی ادامه داد: بهره‌گیری از سرمایه‌های معنوی، مؤثرترین ابزار برای توسعه اقتصادی و پایداری جمعیت در نواحی مرزی است.

    پایان همچنین با قدردانی از اهالی قلم و نباتی‌پژوهان خاطرنشان کرد: تلاش محققانی همچون استاد خسرو سرتیپی که دهه‌ها عمر خود را وقف تدوین، تصحیح و شناساندن منظومه فکری حکیم نباتی کرده‌اند، سرمایه‌ای علمی است که مسیر معرفی جهانی این شاعر عارف را هموار می‌سازد.

    حکیم ابوالقاسم نباتی، قله رفیع عرفان و حکمت در آذربایجان

    جهان فکری، فلسفه زیست و غزل‌های پرمغز «حکیم سید ابوالقاسم نباتی»، شاعر بزرگ دوزبانه، ارکان اصلی هویت ادبی و معنوی خطه قره‌داغ (ارسباران) و روستای تاریخی اشتبین را تشکیل می‌دهند؛ میراث گران‌سنگی که شناخت و صیانت از آن، در گروی پیوند عمیق با اندیشه‌های عرفانی این شاعر نامدار و حفظ زادگاه اوست.

    «خسرو سرتیپی» نباتی‌پژوه و محقق برجسته ادبیات و فولکلور آذربایجان در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا، با تاکید بر جایگاه بی‌بدیل حکیم نباتی در ادبیات ایران و جهان ترک اظهار کرد: شعر نباتی فراتر از یک احساس صِرف شاعرانه است؛ ابیات و غزل‌های این عارف برجسته تجلی‌گاه عشق حقیقی، حکمت عمیق و عرفان ناب الهی است که فهم ظرایف کلامش با سلوک و اندیشه بزرگانی چون مولوی، ملا محمد فضولی و حافظ شیرازی هم‌تراز ارزیابی می‌شود و نام او را در زمره ارکان ممتاز شعر کلاسیک تثبیت کرده است.

    قره‌داغ در افق حکمت «نباتی»؛ تجلی ادب دوزبانه و تبارشناسی مفاخر فرهنگی ارسباران

    این پژوهشگر ارشد با اشاره به پیوند ناگسستنی میان واژگان نباتی و زادگاهش «اشتبین» افزود: کلام نباتی مستقیماً از دل طبیعت بکر، تاریخ و سینه بی‌پیرایه مردم قره‌داغ جوشیده است؛ به همین دلیل است که نوای اشعار او همواره بر تار ساز عاشیق‌ها، نغمه‌های مقامی و حافظه جمعی آذربایجان جاری بوده و نسل به نسل به عنوان گنجینه‌ای هویتی دست‌به‌دست چرخیده است. جهان فکری نباتی، روح جاری در کالبد این منطقه است و هرگونه بازشناسی فرهنگی ارسباران بدون محوریت‌بخشیدن به اندیشه و آثار این شاعر ناممکن است.

    سرتیپی در ادامه با اشاره به ضرورت صیانت از سیمای طبیعی و بافت تاریخی روستای اشتبین به‌عنوان زادگاه و مأمن الهام نباتی خاطرنشان کرد: قره‌داغ و بافت پلکانی و اصیل اشتبین، بستر رویش و تفرجگاه معنوی این شاعر بزرگ بوده است؛ بنابراین، حفاظت از این اقلیم تاریخی و جلوگیری از ساخت‌وسازهای ناهمگون، ویلاسازی‌های بی‌هویت و تخریب محیط زیست منطقه، در واقع صیانت از حریم مادری و میراث کالبدی حکیم نباتی به شمار می‌رود.

    وی اظهار کرد: تبریز و شهرهای پیرامونی آن در امتداد جاده ابریشم همواره کانون نشر و بازتاب افکار این عارف بزرگ بوده‌اند؛ شناخت علمی، عالمانه و عمیق افکار حکیم ابوالقاسم نباتی، توام با حراست از اقلیم مادری و زادگاه او، مطمئن‌ترین و تبیین‌گرترین مسیر برای انتقال این ثروت گران‌سنگ ادبی به نسل‌های آینده است.

    به گزارش ایرنا؛ پرونده گرامیداشت روز فرهنگ عمومی در خطه قره‌داغ (ارسباران) زمانی از دایره شعارهای مناسبتی و تشریفات اداری خارج خواهد شد که سیاست‌گذاران و نهادهای متولی این حوزه، به درک عملی پیوستگی میان «کلام فاخر»، «اخلاق اجتماعی» و «صیانت از محیط‌زیست» تن دهند؛ رویکردی که تحقق آن در گرو تدوین نقشه راهی جامع و عملیاتی برای حفاظت توأمان از میراث ملموس و ناملموس این منطقه راهبردی است.

    سرزمین کوهستانی و تاریخ‌ساز قره‌داغ، از آستان مقدس شیخ شهاب‌الدین اهری در قلب اهر تا دامنه‌های سرسبز خداآفرین و روستای پلکانی اشتبین، از دیرباز کانونی برای تلاقی اندیشه‌های عرفانی، ادبیات حماسی و فرهنگ اصیل بومی بوده است. در این جغرافیای فرهنگی، نوای ساز عاشیق قربانی و عاشیق ولی، غزل‌های عارفانه و وحدت‌جویانه حکیم سید ابوالقاسم نباتی در بوته تسبیح فارسی و ترکی، و آثار مکتوب پژوهشگرانی چون عباس اسلامی، تنها قطعاتی از پازل هویت ملی نیستند، بلکه ارکان زنده‌ای از فرهنگ عمومی‌اند که استمرار حیات آن‌ها با بستر طبیعی و اکوسیستم منحصربه‌فرد ارسباران پیوندی ناگسستنی دارد.

    با این حال، بررسی چالش‌های پیش‌روی صیانت از این مفاخر و مواریث مرزی نشان می‌دهد که هرگونه برنامه‌ریزی فرهنگی بدون لحاظ کردن توسعه پایدار محلی، حفاظت از بافت‌های تاریخی و جلوگیری از تخریب محیط‌زیست بکر منطقه، محکوم به ناکامی است.

    کارشناسان و بوم‌پژوهان بر این باورند که تبدیل مناطقی چون اشتبین به قطب‌های گردشگری ادبی، نیازمند ایجاد توازن میان توسعه زیرساخت‌ها و حفظ کالبد اصیل معماری و طبیعی است تا از هرگونه ساخت‌وساز ناسازگار با هویت تاریخی قره‌داغ جلوگیری شود؛ امری که ایجاد ضمانت‌های اجرایی سخت‌گیرانه در حوزه میراث فرهنگی و ضوابط زیست‌محیطی را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد.

    در این راستا، تحقق راهبردهای کلان فرهنگی در مناطق مرزی نیازمند گذار از نگاه‌های جزیره‌ای به رویکردی فرابخشی و سیستماتیک است؛ ایجاد کارگروه‌های تخصصی با حضور دستگاه‌های متولی همچون اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، سازمان حفاظت محیط‌زیست و مراکز دانشگاهی، می‌تواند به عنوان گامی عملیاتی در جهت تدوین سند جامع توسعه فرهنگی و گردشگری ادبی ارسباران قلمداد شود.

    تخصیص ردیف‌های بودجه‌ای هدفمند برای مرمت ابنیه تاریخی، حمایت از چاپ و انتشار پژوهش‌های مربوط به مفاخر بومی و صیانت از نسخ خطی و میراث مکتوب بزرگان این خطه، از دیگر الزامات فوری در این حوزه به شمار می‌رود.